استقبال بی‌سابقه از نمایشگاه شیرین نشاط در لس‌آنجلس

- شیرین نشاط: برای من هیچ چیزی زیباتر و  قوی‌تر از انسان و نگاه انسان  نیست.

یکشنبه ۵ آبان ۱۳۹۸ برابر با ۲۷ اکتبر ۲۰۱۹


فیروزه خطیبی – شیرین نشاط  نزدیک به ۳۰ سال است که از طریق عکس، فیلم و چیدمان‌های ویدئویی دغدغه‌های سیاسی– اجتماعی خود را به معرض نمایش گذاشته است. اما تقریبا برای هر ایرانی که پنج شنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۱۹ وارد راهروها و گالری‌های تودرتو و عظیم موزه «برود» لس‌آنجلس می‌شد، بدون شک فصل تازه و شگفت‌انگیزی از هنر ایرانی در سطح جهانی و جایگاه والای  شیرین نشاط، این هنرمند سرشناس ایرانی رقم زده شد. شبی فراموش نشدنی که  قدم برداشتن در راهروها و گالری‌های یکی از معتبرترین موزه‌های هنرهای مدرن آمریکا، پوشیده از بیش از ۲۰۰ قطعه اثر هنری از یک هنرمند زن ایرانی برای هر تماشاگر به ویژه زنان ایرانی هیجان‌انگیز و بی‌نهایت غرورآمیز بود.

صدها تن از ایرانی‌ها و غیرایرانی‌هایی که به دعوت موزه هنرهای مدرن و معاصر «برود» و «بنیاد فرهنگ»- یک نهاد غیرانتفاعی، غیرسیاسی و غیرمذهبی در این شهر و همکار هنری موزه در اجرای طرح  پروژه «به آفتاب سلامی‌ دوباره خواهم داد» شیرین نشاط  توانستند از اولین دیدارکنندگان از بزرگترین مجموعه آثار این هنرمند ایرانی باشند و علاوه بر تور کوتاهی از طبقات مختلف موزه، در محوطه بیرونی موزه، شاهد اجرای موسیقی محسن نامجو، آهنگساز، ترانه سرا، نوازنده و خواننده ساکن نیویورک و یکی از دوستان و همکاران هنری شیرین نشاط باشند.

«به آفتاب سلامی‌دوباره خواهم داد» مجموعه کاملی از آثارشیرین نشاط  در موزه «برود» لس‌آنجلس

در مراسم گشایش نمایشگاه، جوآن هیلر، رئیس موزه «برود» ضمن ابراز خوشحالی از اینکه این نهاد فرهنگی نخستین محل نمایش بزرگترین مجموعه آثار شیرین نشاط در غرب آمریکاست به حاضران گفت: «شیرین نشاط  که نشریه فایننشال تایمز از او به عنوان یکی از اثرگذارترین زنان هنرمند جهان نام برده امشب در شهر لس‌آنجلس و در میان ماست.»

جوآن هیلرسپس خطاب به شیرین نشاط که بین جمعیت ایستاده بود گفت: «این‌بار نوبت شهر ماست که از شما قدردانی و به شما افتخار کند. من از طرف شهر زادگاهم، همان شهری که شما در نوجوانی و در بدو ورود به آمریکا در آن زندگی کرده‌اید، باید بگویم همه ما می‌دانیم که این نمایشگاه بایستی مدت‌ها پیش برپا می‌شد.  اما امیدواریم بتوانیم با بیش از ۹۰۰ هزار دیدارکننده در سال که اغلب آنها را  جوانانی از فرهنگ‌های گوناگون تشکیل می‌دهند، دِین خودمان را به شما و فرهنگ عمیق و سرشار از شعر و ادبی که میراث  شماست ادا کنیم.»

برای صدها علاقمند ایرانی و غیرایرانی که برای ورود به گالری‌ها در صف‌های طویل ایستاده بودند، بررسی مجموعه آثار شیرین نشاط  از بیش از ۲۵ سال پیش تا امروز، با ورود به تالار طبقه هم‌کف موزه و تماشای مجموعه‌ای از اولین آثار این هنرمند به نام «زنان الله»  آغاز شد که با عکس‌های سیاه و سفید پیش از دوران دیجیتالی، از همان لحظه ورود، نفس در سینه تماشاگر حبس می‌کرد. عکس‌هایی که تا به امروز هنوز هم انعکاسی است از تصویر «زن ایرانی مسلمان» تحت ستم  و بی‌عدالتی‌های انقلاب اسلامی  و یک رژیم ضدزن برای  هر ایرانی که در تبعید و مهاجرت زندگی می‌کند.

سری عکس‌های «پرده‌برداری» یا  Unveiling در همین گالری، فراخوانی است از اشعار فروغ فرخزاد و نمایشی از چالش‌های زنانی که بین قوانین خشک و کهنه با ریشه‌های مذهبی و تمایل شدید به رهایی از این قوانین گرفتار شده‌اند.

در گوشه دیگری از همین گالری، از درون اشعار طاهره صفارزاده به موضوع «شهادت» در فرهنگ ایران در دوران جمهوری اسلامی نگاه شده است. بخش آخر این سری عکس‌ها، آثاری است  که در سال ۱۹۹۵ و بازگشت کوتاه‌مدت شیرین نشاط به ایران گرفته شده و زنان را در شرایط «دعا» و «قدرت» نشان می‌دهد.

یکی از آثار محوری نمایشگاه، چیدمان ویدئویی «گذرگاه» Passage اثری با همکاری فیلیپ گلاس آهنگساز سرشناس آمریکایی است که یکی از ویدئوهای اولیه شیرین نشاط و حاوی پیامی‌ شخصی در رابطه با زندگی این هنرمند در تبعید نیز به شمار می‌رود.

سری عکس‌های دیگری در رابطه با سیاست جهانی، از جمله «خانه‌ام آتش گرفته» در رابطه با جنبش سبز در ایران و بهار عربی در مصر،  سری پرتره‌های «خانه چشمان من» که در آذربایجان غربی عکسبرداری شده و همچنین دو چیدمان ویدئویی به نام «خیال و آینه» با بازی ناتالی پورتمن بازیگر برنده جایزه اسکار و «روجا» در رابطه با دوگانگی زندگی فرد مهاجر در برخورد با دو فرهنگ متفاوت و سری جدید «سرزمین رویاها» هم در همین گالری قرار گرفته است.

بخش مهمی‌ از تمرکز نمایشگاه «به آفتاب سلامی‌دوباره خواهم داد» و برنامه‌های جنبی آن بر روی تازه‌ترین سری کارهای شیرین نشاط  به نام «سرزمین رویاها»  Land of Dreams است که  برای نخستین بار در سطح جهان به نمایش درآمده و به  صورتی شرح زندگی امروز خود این هنرمند است.

«سرزمین رویاها» نخستین بررسی هنری شیرین نشاط از مردم سفیدپوست، آفریقایی‌تبار و اهالی بومی‌ آمریکاست که در آن پرتره‌هایی از مردم شهرهای آلبوکرکی نیومکزیکو- یکی از فقیرنشین‌ترین ایالت‌های آمریکا – تا فارمینگتون در ناحیه سرخپوست نشین ناواهو و شهر لاس‌وگاس در نوادا گنجانده شده است.

شیرین نشاط این سری عکس‌ها را «یک طنز سیاسی سوررئالیستی درباره تنش‌های چند دهه‌ای بین ایران و آمریکا» می‌خواند. در چیدمان ویدئویی این سری تازه، شخصیت اصلی– سیمین–  از «کلنی» یا کوچگاه ایرانی که در وسط کویر بزرگی در آمریکا قرار گرفته به یک شهر کوچک و دورافتاده تماما سفیدپوست و طرفدار حزب جمهوریخواه آمریکایی آمده است.

شیرین نشاط می‌گوید، سیمین برای گرفتن آمار عجیب و غریبی از خواب و رویاهای ساکنان این شهر، در به در به خانه‌های آنها رجوع می‌کند و از آنها عکس می‌گیرد و با خود به «کوچگاه» یا «کلُنی» خودش می‌برد: «شخصیت سیمین در این چیدمان ویدئویی به نوعی «جاسوس رویاها»ست. داستان این فیلم، هم انتقادی است به  دولت ایران و هم به سیاست‌های آمریکا  و مخاطبش رژیم فناتیک و عقب‌افتاده ایران است که هم نیروی خودش را از شعارهای ضدآمریکایی می‌گیرد و هم یکی از بزرگترین منتقدان آمریکا برای نادیده انگاشتن مردم فقیر و کارگر این کشور به شمار می‌رود.»

در سری عکس‌های «سرزمین رویاها» شیرین نشاط  کوشیده است تا طبیعت خواب و رویا را به اضطراب‌هایی که  دنیای سیاسی امروز برای بشریت  به وجود آورده گره بزند: «کارهای عکاسی من از چهره انسان‌هاست. مرد، زن.  برای من هیچ چیزی زیباتر و  قوی‌تر از انسان و نگاه انسان  نیست. موضوع عکس‌ها و چیدمان‌های ویدئویی من هم همیشه زن‌ها و شخصیت‌های زن ایرانی بوده‌اند. اما  تازگی‌ها من از ایران به آمریکا رسیده‌ام. این کار جدید می‌توانم بگویم یک داستان نسبتا سینمایی است. ماجرای یک دختر عکاس ایرانی که به سراغ سوژه‌های آمریکایی رفته و شاید  از درون رویاهای آمریکایی آنها در جستجوی ایران گمشده خودش‌ است.»

شیرین نشاط که در۱۷ سالگی ابتدا به  شهر لس‌آنجلس مهاجرت کرد و پس از پایان تحصیلات در رشته هنر در دانشگاه برکلی به  به نیویورک نقل مکان نمود می‌گوید: «من هرگز نمایشگاهی به این عظمت دریک موزه و حتی یکی از گالری‌های متعدد لس‌آنجلس ، محل  زندگی بزرگترین جامعه ایرانی خارج از کشور نداشته‌ام. از آنجا که سفر دور و دراز من در تبعید از شهر لس‌آنجلس آغاز شد، امروز حضور در موزه «برود» برایم حکم نوعی بازگشت به روزهای اول زندگیم در خارج از ایران را دارد. شاید عنوان نمایشگاه  «به آفتاب سلامی‌ دوباره خواهم داد» هم بر همین مسئله تاکید دارد و خوشحالم که می‌توانم نه تنها با تماشاگران ایرانی بلکه با تماشاگرانی از جوامع گوناگون لس‌آنجلس به‌خصوص در این مقطع از زمان که تنش‌های بین ایران وآمریکا از همیشه بیشتر است ارتباط برقرارکنم.»

شیرین نشاط درمورد تفاوت بین کارهای سینمایی چون فیلم برنده جایزه «زنان بدون مردان» و «در جستجوی ام کلثوم» که برای عامه مردم جاذبه بیشتری دارد و نمایش آثارش دریک موزه هنری می‌گوید: «درک کارهای سینمایی برای تماشاگر به مراتب آسان‌تر است. اما آثاری که در موزه‌ها و گالری‌ها به نمایش در می‌آید مثل شعری می‌ماند که فهمیدنش مرموزانه است و خط مستقیمی ندارد و هرکسی به نوعی آن را درک می‌کند. برای همین هم دوست دارم به کسانی که به تماشای مجموعه کارهای من در موزه «برود» می‌آیند بگویم که ریشه همه کارهای من به عنوان فردی که به شعر خیلی علاقه دارد به شعرگویی ایرانی برمی‌گردد. در این کارها روایتگری وجود دارد که پایه‌هایش روی شعر گذاشته شده و به همین دلیل هم برای هرکسی معنی و مفهوم خاصی پیدا می‌کند. ایرانی‌ها هم همانطور که می‌دانیم خیلی بهتر با این ریشه‌های شاعرانه ارتباط برقرار می‌کنند.»

 روز یکشنبه ۲۰ اکتبر در یکی از برنامه‌های جنبی موزه  با عنوان «جنبش‌ها و مهاجرت فراسوی زمان و مکان»، شیرین نشاط و همکاران قدیمی‌ او، شجاع آذری فیلمساز و هنرمند بصری و قاسم ابراهیمیان سینماگر ساکن نیویورک با اد شاد- کیوریتور موزه «برود»-  به گفت و شنود پرداختند. در این جلسه  شیرین نشاط درباره انگیزه‌های هنری خود، نحوه کار و خلق آثارش صحبت کرد و دو چیدمان ویدئویی و سنت‌شکن به نام «منطق الطیر»– براساس منظومه عرفانی عطار نیشابوری- و «عصیانگر» که ریشه در ممنوعیت آوازخوانی زنان در ایران تحت حکومت جمهوری اسلامی دارد-  به صورتی تازه به شکل درهم‌آمیزی اجرای زنده و ویدئو توسط سوسن دیهیم، آهنگساز و وُکالیستی که در خلق این دو اثر با شیرین نشاط همکاری داشته بر روی صحنه به اجرا درآمد.

*ویدئو از آرش راد

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=174526

یک دیدگاه

  1. عسگرآقا

    هم شیرین هم نشاط…هم گل هم کنار خار! مرسی و با شاد باش موفقیت!

Comments are closed.