ماله‌کشان بومی

- «ماله‌کشی» خاص ایران و امروز نیست و ریشه تاریخی در کشورهای مختلف دارد از جمله در دوران نازی‌ها که از بین بردن یهودیان به عنوان «نژاد پست» و یا نابودی معلولین، بیماران، همجنسگرایان، سالخوردگان و جنایت هولوکاست نیاز به یک پایه محکم «ماله‌کشی» برای باورپذیری و فروش آن به مردم داشت.

سه شنبه ۲۴ دی ۱۳۹۸ برابر با ۱۴ ژانویه ۲۰۲۰


امیر امیری – صحنه‌های زننده‌ای که در چند روز گذشته در رابطه با سقوط یک فروند هواپیمای مسافربری  متعلق به شرکت هواپیمایی اوکراین از سوی ماله‌کشان فرومایه رژیم در حال سقوط به نمایش گذاشته شد یکبار دیگر نشان داد که «ماله‌کشی» ابزاری در خدمت جمهوری اسلامی است که در برابر گردش اطلاع‌رسانی آزاد به عنوان پنهانکاری و وارونه جلوه دادن بسیاری از واقعیات موجود به کار گرفته می‌شود تا در جهت منافع  و استمرار حکومت با شیوه‌های مختلف از جمله تولید جعل فرایند تبادل آزاد اخبار را خدشه‌دار سازند.

هدف و وظیفه اصلی این افراد مبارزه و کارشکنی به هر شکل و روش ممکن با گزارش‌ها و اخبار رسانه‌های مستقل و آزاد درباره وضعیت کنونی مردم ایران و شرایط درونی کشور است. برای پیشبرد این راهبرد به تولید گزارش‌های جهت‌دار، گسترش شایعه و انتشار اخبار دروغین متوسل می‌شوند.

در طول تاریخ بشر بارها و بارها اتفاقات ناگوار و غیر‌انسانی رخ داده است که عده‌ای سعی کرده‌اند توجیهاتی برای مردم زمان خویش پیدا کنند و در صدد مشروعیت بخشیدن بدان بوده‌اند. اگر امروز به  الگوهای توجیهی گذشته نگاهی بیندازیم، می‌توانیم بخش اعظم آنچه ماله‌کشان آن زمان برای موجه‌سازی شرّ هوسبازانه  ارباب قدرت به کار می‌بردند را در ماله‌کشان وطنی دید. کارکردها یکی است ولی چگونگی پذیرفتنی کردن «فریب» و ابزار و رویکرد سنتی آن تغییر کرده و اصلاح شده مورد استفاده قرار می‌گیرد.

قرن‌ها، مردانی که مخالف حق رأی زنان بودند، موضع «کلی‌گویی» خود را تنها با گفتن اینکه «به نفع زنان» است که در حوزه سیاست دخالت نکنند و «تصمیمات دشوار» را به مردان واگذار کنند، مانع رسیدن زنان به حق رأی شدند و اولین «ماله‌کشی» مردانه را رقم زدند.

برده‌داری هزاران سال با روش‌های مختلف توجیه شده بود. در یونان باستان، به سادگی فرض بر این بود که بردگان ذاتاً به عنوان یک «ابزار» پیشرفته متعلق به «انسان‌های آزاد» هستند. و ماله‌کشان آتنی به اصطلاح، این ابزار جایگزین را در برابر ابزارهای دیگر مانند فرد چابک و همه‌کاره که در خیلی زمینه‌ها و کاربردها دارای دانش و مهارت است، «ماله‌کشی» و توجیه می‌کردند.

در دوران برده‌داری در اروپای استعمارگر، این امر در درجه اول با این «ماله‌کشی» صورت می‌گرفت که برده‌داری به بردگان سود می‌بخشد زیرا آنها دارای یک سقف بالای سرشان و مسکن می‌شوند، به آنها به اندازه کافی آب و خوراک داده می‌شود و البته از همه مهمتر به آنها دین مسیحیت آموزش داده می‌شود.

از قرن هفدهم و استثمار آفریقا اصل تازه‌ای برای مشروعیت بخشیدن به برده‌داری با تحریف ایده‌ی گونه‌های چارلز داروین بنا شد. روند کاملاً طبیعی بقا برای زنده ماندن گونه‌ها در بین حیوانات، توسط  استعمارگران «ماله‌کشی» و به نام «داروینیسم اجتماعی» به انسان‌ها منتقل شد و آنها این حق ظاهراً «طبیعی» برده‌داری و استثمار را برای تحقیر «نژادهای بدوی و توسعه نیافته» به عنوان «نژاد قوی و برتر و توسعه یافته» به دست آوردند.

در دوره نازی‌ها در آلمان هم  آنها از داروینیسم اجتماعی در ایدئولوژی خود و ارائه آن به عنوان یک نظریه اثبات شده علمی برای روند مشروع‌سازی، آن را اساس «ماله‌کشی» کار و پروژه خود قرار دادند. بخش زیاد این دگرگون‌سازی مفاهیم به منظور توجیه یهودی‌ستیزی و معرفی آنان به عنوان «نژاد پست» صورت می‌گرفت. بدیهی بود که برای مشروعیت دادن به این همه ظلم و کشتار و جنایت علیه بشریت باید ماله‌کشی‌های زیادی انجام داده می‌شد.

نابودی معلولین، بیماران، همجنسگرایان، سالخوردگان و جنایت هولوکاست نیاز به یک پایه محکم «ماله‌کشی» برای باورپذیری و فروش آن به مردم داشت. یک نمونه از ماله‌کشی نازی‌ها و موجه‌سازی و مشروعیت بخشیدن به  اقدام غیرانسانی «بهداشت نژادی» معروف به «T4» است که بر اساس آن معلولین، بیماران و سالمندان بطور سیستماتیک کشته می‌شدند.

پس از ارزیابی برگه‌های تکمیل شده، «مسعود بهنود»ها و «نگار مرتضوی»های نازی‌ها تصمیم می‌گرفتند که آیا این افراد می‌توانند زندگی کنند یا بایستی بمیرند. ماله‌کشان نازی نیز این جنایت آشکار را با یک محاسبه ساده  هزینه- فایده- سود که در نهایت به نفع مردم است توجیه می‌کردند. چه شباهت‌های عجیبی با ماله‌کشان رژیم نکبت اسلامی!

نازی‌ها با برشماری ویژگی‌هایی که برای بقا، نامطلوب بودند (ناتوانی‌های جسمی، همجنسگرایان) معتقد بودند که آنها تنها روند طبیعی بقا را تسریع می‌کنند که در آن نژاد قوی‌تر پیروز خواهد شد و نام این اقدامات غیرانسانی را «بهداشت نژادی» گذاشته بودند. هیتلر علناً از این اقدامات به عنوان «کار فیض» و «عمل رستگاری» نام می‌برد. چه شباهت‌های عجیبی با هیئت مرگ در سال ۶۷!

بی تردید یکی از بزرگترین دستاوردهای رژیم اسلامی «ماله‌کشی» رسانه‌ای است که برای بقای خود همیشه  سعی کرده است ابتدا دست به تحریف افکار عمومی‌ و سپس کنترل و مدیریت آن از ابزاری به نام ماله‌کش استفاده کند و از هیچ تلاشی برای صدور و ورود ماله‌کشان خود به رسانه‌های برون‌مرزی کوتاهی نکرده  است. با دگرگونی جوّ جهانی و تغییر شرایط داخلی و سست شدن پایه‌های حکومت این پنهانکاری‌ها دیگر نه شدنی است و نه ممکن.

پس از سقوط یک فروند هواپیمای بویینگ اوکراینی در تهران و کشته شدن ۱۷۶ انسان بی‌گناه، رژیم نکبت اسلامی تازه پس از ۷۲ ساعت کج دار و مریز سرانجام مسئولیت سقوط این هواپیما را به دلیل شلیک موشک پدافند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی «بر اثر بروز خطای انسانی» بر عهده گرفت.

جمهوری اسلامی به مدت سه روز هر گونه احتمالی غیر از «نقص فنی» را منکر شد و آن را «جنگ روانی و رسانه‌ای دشمن» قلمداد می‌کرد و بر «سانحه سقوط بر اثر نقص فنی» تأکید می‌ورزید. پس از آن «نقص فنی»، کلیدواژه همه ماله‌کشان سست‌ عنصر شد، بی‌هیچ نشانه‌ای از همدردی با قربانیان این  فاجعه انسانی!

نگاهی به دلایل و انگیزه ماله‌کشان درمانده‌ برای اطمینان داشتن از «نقص فنی»، که هرچه نکبت و بلا را به دیگری نسبت می‌دهند، نه تنها فقر ذهنیت این افراد را نشان می‌دهد که دیگر نه هوشیار است و نه نقاد، بلکه ناشایستگی و بی‌ارجی شخصیتی آنها را نمایان کرد.

یک خبرنگار میانمایه که گاهی «استاد» و گاه «عمو» خوانده می‌شود شخصیت ناسالم خود را در این چند روز چنان آشکار کرد که روزمرّگی و ابتذال حوزه‌های زندگی‌اش بیشتر نمایان شد.

یکی دیگر، یک چپ توده‌‌ای مستأصل اطمینان می‌دهد که «نخست‌ وزیر کانادا و ترامپ از بوئینگ پول گرفته‌اند تا بگویند هواپیمای اوکراینی توسط موشک رژیم سقوط کرده است» تا نشان دهد که میان این قشر نه «شهروند خوب» یافت می‌شود و نه «انسان خوب».

با آنکه رژیم در حال سقوط به غلط کردن افتاده و سپاه پاسدارانش به جنایت خود اعتراف کرده و از کشورهای درگیر در این فاجعه پوزش خواسته، اما کماکان ماله‌کشان مبتذل یا سکوت کرده‌اند و یا در پی ماستمالی ماله‌کشی‌های خود هستند و حتا تئوری‌های جدید مطرح می‌کنند تا بر جنایات جمهوری اسلامی با خوش‌خدمتی تمام بیشتر ماله بکشند! آنها هنوز با فخرفروشی که ناشی از سطح پایین اصالت انسانی و اخلاقی آنهاست و بیانگر جایگاه فرهنگ درمانده‌ای است که در آن رشد کرده‌اند، با خودبزرگ‌بینی ناشی از موقعیت رانتی که در آن قرار گرفته‌اند، نه تنها حاضر به پوزش نشده‌اند بلکه با وقاحت تمام اکنون آمریکا را متهم اصلی می‌دانند.

بنگاه‌های سخن‌پراکنی بهتر است که نگاه تحقیرآمیز به بینندگان خود را به کناری نهند و یک بازنگری اساسی در رفتار مسئولیت‌گریز همکاران خود داشته باشند و به بهای وابستگی‌های رانتی و مافیایی و خانوادگی، شایستگی را قربانی سطحی‌نگری مزمن نکنند. همه سعی کنیم شبیه ماله‌کشان و توجیه‌گران استبداد و دیکتاتوری نشویم.

شما ماله‌کشان، «از این فضاعبور نخواهید کرد!»

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=182791