نشریه آلمانی: شکاف عمیق در جامعه ایران؛ نفرین پایدار گریبان زمامداران جمهوری اسلامی را رها نمی‌کند

- تظاهرات دانشجویان در دی‌ماه ۹۸ بیش از اعتراضات طبقات تنگدست در آبان‌ماه می‌تواند به ایجاد یک گفتمان سیاسی پردامنه در ایران منتهی شود.
- فاصله میان دانشجویان و دانشگاهیان با تهیدستان ایران هنوز زیاد است.
- یک دختر دانشجو: ما در آرزوی یک سیستم سکولار و دموکراتیک هستیم که به «رهبر» و «پاسدار» نیاز نداشته باشد.

چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۸ برابر با ۲۲ ژانویه ۲۰۲۰


در پی فاجعه سقوط هواپیمای اوکراینی با شلیک موشک ضدهوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در نخستین ساعات روز ۱۸ ژانویه، روزنامه آلمانی دیتسایت شرایط تازه ایران را با طرح این پرسش «چه کسانی دست به تظاهرات می‌زنند و چه می‌خواهند؟» مورد بررسی قرار داده است.

تهران؛ دی ۹۸

روزهای متوالی مردم در ایران دست به اعتراض علیه رژیم زده‌اند. خشم آنها از شلیک به هواپیمای مسافربری توسط سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود. زنان و مردان ایرانی فریاد می‌کشیدند «مرگ بر دیکتاتور». این را ویدئوهایی از تظاهرات تهران و اصفهان نشان می‌دهد. شعار «رهبر بی‌لیاقت، استعفا، استعفا» به گوش می‌رسد. و همچنین «نخبه‌هامون رو کشتند، آخوند بجاش گذاشتند». بعضی‌ها عکس‌های قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس را که در حمله پهپادی آمریکا در بغداد کشته شد، پایین می‌کشند و پاره می‌کنند در حالی که وفاداران رژیم برای وی عزاداری کرده‌اند. سوگواری به خاطر شلیک به هواپیمای خطوط هوایی بین المللی اوکراین از سوی پاسداران انقلاب اسلامی آتش خشم بخشی از مردم را علیه رژیم دوباره شعله‌ور کرد.

درباره اعتراض‌ها چه می‌دانیم؟

این‌بار بیش از هر چیز دانشجویان بودند که دست به اعتراض زدند اما گروهی از شهروندان مسن‌تر نیز به خیابان ریختند. عدنان طباطبایی تحلیلگر و از مؤسسان «مرکز تحقیقات کاربردی در همکاری با مشرق زمین» می‌گوید: «به نظر می‌رسد نخبگان روشنفکر و آکادمیک در این تظاهرات حضور دارند. به این دلیل، درباره قدرت اعتراضات نباید اغراق کرد».

ابتدا در ماه‌های نوامبر و دسامبر سال گذشته [آبان۹۸] گروه دیگری از مردم دست به تظاهرات زدند. پیش از همه گروه‌های تنگدست به بهانه‌ی افزایش قیمت بنزین به خیابان ریختند. تظاهرکنندگان پمپ بنزین‌ها را آتش زدند، به مراکز پلیس حمله بردند و علیه رژیم شعار دادند. به گفته برخی منابع، نیروهای امنیتی حدود ۱۵۰۰ تن را کشتند و رژیم چندین روز اینترنت را قطع کرد.

برخی از تظاهرکنندگان دی‌ماه، در آن زمان هم حضور داشتند. اما یک دانشجوی ۲۵ ساله زیست‌شناسی که خود را سیما می‌نامد در تماس با دیتسایت می‌گوید «به سختی می‌توان گفت که لایه‌های مختلف مردم  به یکدیگر می‌پیوندند». به نظر سیما میان مردم خشمگین روستاها (و حاشیه شهرها) با دانشجویان هنوز فاصله زیادی وجود دارد.

اینکه  دانشجویانی مثل سیما اکنون به خیابان آمده‌اند، تصادفی نیست. بسیاری از سرنشینان هواپیما در دانشگاه‌های کانادا درس می‌خوانده‌اند و یا مشغول گذراندن دوره دکترا بودند. ۱۳ تن از آنها از دانشجوی دانشگاه صنعتی تهران (شریف) بودند. تظاهرکنندگان خود را در سرنوشت آنها سهیم می‌بینند و از نظر طبقات و منافع، خود را در آنها باز می‌یابند. آنان برای فراخوان اعتراضی از اینستاگرام و تلگرام استفاده کردند.

تظاهرکنندگان چه می‌خواستند؟

باید گفت که تظاهرکنندگان مطالبات مشخصی نداشتند بلکه نظر مشترک آنها در رد نظام حاکم سبب وحدت آنها شد. سیما می‌گوید: «ما خشمگین هستیم و هدف مشخصی نداریم. اینکه به ما دروغ گفتند، آرزوی ما را برای سکولاریسم و دموکراسی در ایران تایید می‌کند، بدون اینکه رهبر انقلاب و سپاه پاسداران را در قدرت داشته باشیم». از دید سیما، برای تحقق این آرزو اصلاحات اساسی لازم است و اعتراض‌ها در این روند نقش مهمی بازی می‌کنند.

یک تظاهرکننده دیگر، مهندس ۲۸ ساله‌ای است که خود را آرش سروش معرفی می‌کند. وی امیدوار است که این تظاهرات افکار عمومی‌ جهان را بیشتر از گذشته متوجه مشکلات ایرانی‌ها کرده باشد. او می‌گوید: «اگر هواپیمای هدف‌گیری شده مربوط به یک پرواز داخلی می‌بود، آنها باز هم مانند همیشه دروغ می‌گفتند. اما حالا خیلی از شهروندان کشورهای دیگر در میان قربانیان هستند. این شانسی است تا کشورهای دیگر از رژیم بخواهند که حساب پس بدهد».

نظر تظاهرکنندگان درباره قتل قاسم سلیمانی

سیما می‌گوید: «او یک تروریست بود و قتل وی مرا ناراحت نکرد. اما این قتل می‌توانست به جنگ بیانجامد».

در میان تظاهرکنندگان افرادی هم هستند که با وجود انتقاد از نظام، سلیمانی را یک چهره مهم «ملّی» می‌دانند. یک فارغ التحصیل ۴۱ ساله از رشته زبان و ادبیات آلمانی که خود را مریم می‌نامد در واتس‌آپ دیتسایت می‌نویسد: «او از مرزهای ما حفاظت می‌کرد. از نظر من سلیمانی تروریست نبود». مریم می‌افزاید که هم در مراسم سوگواری سلیمانی شرکت کرده و هم در تظاهرات علیه شلیک موشک به هواپیمای اوکراینی. او دلیل خود برای این رفتار را چنین عنوان می‌کند: «من برای کشورم اصلاحات آرزو می‌کنم، اما مداخله آمریکا از طریق تحریم و قتل سیاسی را نمی‌پسندم».

عدنان طباطبائی تحلیلگر مرکز مطالعات بُن معتقد است که در تمام شکاف‌های موجود، وضعیت فعلی ایران نشان می‌دهد که میان ایدئولوژی‌های سیاسی فاصله زیادی وجود دارد: «مراسم سوگواری پر جمعیت سلیمانی نقطه مقابل تظاهراتی که اکنون دیدیم نیست. انسان‌هایی هستند که هم قتل سلیمانی را لعن می‌کنند و هم ناتوانی حکومت را در ارتباط با سقوط هواپیما».

اینکه دانشجویان دانشگاه «امیرکبیر» در یک بیانیه اعتراضی علیه سرکوب در کشور خودشان همزمان مداخله خارجی آمریکا را نفی می‌کنند، تاییدکننده این نظر است. آنها می‌نویسند: «در سال‌های گذشته حضور ایالات متحده آمریکا چیزی جز ناامنی و آشفتگی به بار نیاورده است. با اینهمه روشن است که ماجراجویی آمریکا در منطقه سرکوب‌های محلی را توجیه نمی‌کند».

واکنش وفاداران به حکومت در برابر تظاهرات اعتراضی

در ویدئوها می‌توان دید که چگونه ماموران انتظامی‌ و لباس‌شخصی‌ها می‌کوشند با شلیک گاز اشک‌آور و باتوم تظاهرکنندگان را متفرق کنند. در حاشیه میدان «آزادی» به شهادت تعداد زیادی از تظاهرکنندگان به سمت مردم تیزاندازی شد و برخی از تظاهرکنندگان زخمی‌شدند. طرفداران رژیم این واقعه را انکار می‌کنند.

با اینهمه، حتی گروه‌های سنتی نزدیک به حکومت هم برای قربانیان هواپیما سوگواری می‌کنند. مطهر نوروزی، زن ۳۲ ساله بسیجی در واتس‌آپ دیتسایت می‌نویسد: «قلب من به درد آمده است. یک دوست خواهر من در هواپیما بود. اما سرنوشت کشورم مهم‌تر از احساسات شخصی من است».

بسیج تکیه‌گاه مهمی‌ برای رژیم است. بسیجی‌ها تحت امر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هستند. آنها در سرکوب خیزش‌های مردم شرکت می‌کنند. زنان بسیجی به جان زنانی می‌افتند که به نظر آنها مزاحم رژیم هستند. بسیجی‌ها ظاهرا در سرکوب تظاهرات تازه هم دخالت داشته‌اند.  افکار نوروزی‌ها گواه بارزی از وفاداران به رژیم است، حتی آنجا که پای بحران‌ها و اشتباهات رژیم در میان باشد.

نوروزی از مراکز حکومتی خشمگین نیست. او ادعا می‌کند که آنها شفاف بوده‌اند و به محض آنکه اطلاعات کافی درباره هواپیما داشته‌اند آن را به اطلاع همگان رسانده‌اند. این زن بسیجی درباره تظاهرات اعتراضی هم می‌گوید: «گوناگونی عقیده‌ها یک کشور را قوی می‌کند، اما وقتی تظاهرکنندگان علیه نظام شعار می‌دهند، دیگر عقیده نیست، بلکه نقض قانون اساسی است!» او عقیده دارد که برخی از تظاهرکنندگان از سوی تبلیغات رسانه‌های آمریکایی علیه رژیم تحریک شده‌اند: «آنها خواستار روش زندگی آمریکایی در ایران هستند. اما اکثریت ایرانی‌ها این را نمی‌خواهند. ما دارای فرهنگ خودمان هستیم» [گفتنی است که عین همین حرف‌ها را خامنه‌ای در نماز جمعه روز پیش بیان کرد].

وقتی درباره نقش بسیجی‌ها در سرکوب اعتراضات می‌پرسیم، نوروزی پاسخ می‌دهد که هر حکومتی باید امنیت شهروندانش را تامین کند: «وقتی آدم‌ها خرابکاری می‌کنند باید نیروهای امنیتی پاسخ بدهند. به همین دلیل برخی از بسیجی‌ها جانشان را برای تامین نظم به خطر می‌اندازند». او از کشته شدن تعداد زیادی در سرکوب‌های اخیر ابراز تاسف نمی‌کند.

تاثیر اعتراض‌ها چه می‌تواند باشد؟

سیما در پاسخ به اتهامات زن بسیجی با خشم می‌گوید: «نیروهای امنیتی زمانی که ما قصد داشتیم به صورت مسالمت‌آمیز جمع شویم شلیک گاز اشک‌آور را شروع کردند».

جامعه ایران دستخوش شکافی عمیق شده است. دانشجویان آزادیخواهی مثل سیما و زن بسیجی هر دو در یک دانشگاه درس می‌خوانند و با اینهمه همواره از یکدیگر روی بر می‌گردانند. سیما می‌گوید: «تفاوت میان ما این است که بسیجی‌ها قدرت دارند. به این دلیل میان ما بحث آزاد نمی‌تواند وجود داشته باشد».

با وجود این، از دید عدنان طباطبائی این احتمال وجود دارد که اعتراض‌های دانشجویان بیش از تظاهرات بزرگ تهیدستان دست‌کم پیرامون دلایل دقیق شلیک به هواپیما و رفتار ماموران امنیتی با تظاهرکنندگان، سبب ایجاد یک گفتمان جدید در سطوح سیاسی ایران شود.

اخیرا برخی از هنرمندان و فعالان فرهنگی با حرکات اعتراضی علنی خود در کنار معترضان قرار گرفته‌اند: کارگردان‌ها و بازیگران در تهران اعلام کرده‌اند که در جشنواره «فجر» که به خیال خودشان «اسکار ایرانی» خوانده می‌شود شرکت نخواهند کرد. چندتن از روزنامه‌نگاران از همکاری با فرستنده‌های دولتی استعفا داده‌اند و به صورت علنی به خاطر اینکه برای سرپوش نهادن بر حقیقت به دولت کمک کرده‌اند از مردم پوزش خواسته‌اند. گلاره جباری مجری شناخته شده تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی در اینستاگرام نوشت: «مرا ببخشید که دیرباور بودم. مرا ببخشید که ۱۳ سال تمام در تلویزیون به شما دروغ گفتم».

عدنان طباطبائی می‌گوید: «فرماندهان سپاه به گونه‌ای حیرت‌آفرین شفافیت نشان دادند و اعتراف کردند که اشتباه کرده‌اند، اما در درازمدت خواهیم دید که آیا این اعتراف نخبگان سیاسی را دچار نفزینی نخواهد کرد که همچنان ادامه دارد».*

*این ادعا در حالیست که بررسی‌ها درباره دلیل موشک‌پرانی به هواپیمای مسافربری پرواز ۷۵۲ هنوز ادامه دارد و حتا صحبت بر سر این است که این اقدام از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی عمدی بوده است!

*منبع: دیتسایت
*ترجمه و تنظیم: جواد طالعی

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=183514

3 دیدگاه‌

  1. مهرداد

    آلمان بعنوان چهارمین قدرت اقتصادی دنیا آنطور که رسانه ها در اینجا می نویسند۰ فقط یک تماشاچی است . گوشی دارد می شنود و چشمی دارد اوضاع را نگاه می کند و به هیچ عنوان مایل به سرنگونی رژیم تروریستی جمهوری اسلامی نیست, چون از این می ترسد که اوضاع در آنجا از کنترل خارج شود و دست کم ده میلیون پناهنده ایرانی به اروپا بیاید که بیشتر آنها حتما وارد آلمان می شوند. در گفتگوی تلویزیونی در باره ایران یک روزنامه نگار که بانوی جوان ایرانی بود به جناب آقای هایکو ماس وزیر امور خارجه آلمان ایراد گرفتند که چرا ایشان فقط در باره برنامه اتمی گفتگو می کند و هیچ چیز در مورد وضیعت حقوق بشر در ایران نمی گوید؟ آلمان ۱۱۴ روزنامه دارد که اینجا رسانه ها آزادانه می نویسند ولی سیاست زبان دیگری دارد!

  2. « دانشجو »

    برای ما ایرانیان انتشار اینگونه مطلب هفتگی و ماهانه ، در نشریات المان و اتحادیه اروپا برای گمراه کردن و لاپوشانی کردن از افکار عمومی جوامع خود در رویداد جنایت علیه بشریت رژیم خمینیسم نوفل لوشاتوئی میباشد ،
    تا به مردم خود ، نوع اخلاق و فرهنگ و زندگی جامعه ایرانی و ایرانیان را ، بربر ، و تروریست اسلامی و جهادی معرفی کنند .

    در حالی که برپا کننده و حامی این رژیم اسلامی ، ادمکش ، سرکوبگر در ایران ، همین اتحادیه اروپای مفت بری و غارت و پولشوئی بانکی بوده و تا به امروز میباشد .

    با نگاهی به اینگونه مطالب ، تلقین ، مدیا و رسانه های غرب علیه ایرانیت مظلوم و دست بسته را میبینیم .

    « تظاهرکنندگان چه می‌خواستند؟ »
    باید گفت که تظاهرکنندگان مطالبات مشخصی نداشتند.
    سیما می‌گوید: «ما خشمگین هستیم و هدف مشخصی نداریم.
    در میان تظاهرکنندگان افرادی هم سلیمانی را یک چهره مهم «ملّی» می‌دانند. یک فارغ التحصیل ۴۱ ساله از رشته زبان و ادبیات آلمانی که خود را مریم می‌نامد در واتس‌آپ دیتسایت می‌نویسد: «او از مرزهای ما حفاظت می‌کرد. از نظر من سلیمانی تروریست نبود». مریم می‌افزاید که هم در مراسم سوگواری سلیمانی شرکت کرده و هم در تظاهرات علیه شلیک موشک به هواپیمای اوکراینی.

    کنار هم قراردادن نظرات و مصاحبه دانشجویان به ظاهر مخالف اصلاح طلب ، و آنطرف ، طرفداران جیره خور بسیج و نیروهای انتظامی سرکوبگر مذهبی ، حالا در هرلباسی که باشند ،
    مثل شعار های گمراه کننده ، اصلاح طلبان به منظور نشان دادن یکپارچه نبودن ملت ایران در خواسته خود میباشد .

    «رهبر بی‌لیاقت، استعفا، استعفا ، توپ تانک فشفشه ، اخوند باید گم بشه . توجه کنید ، دانشجویان اصلاح طلب ، نمیگویند ، نظام یا
    کل این حکومت باید گم بشه . چرا که همین جماعت فرصت طلب ، دزد و خائن به ایرانیت و کشور میخواهند ، جمهوری ، بدونه اخوند برپا کنند و مثل جمهوری ، اردوغان ، یا پوتین روسیه ، یا پاکسان .

    این هم نقطه نظر دانشجویان اخوندی مارکسیست اسلامی ، مدرن .

    «در سال‌های گذشته حضور ایالات متحده آمریکا چیزی جز ناامنی و آشفتگی به بار نیاورده است.

    ایا نقطه نظر بیش از ۸۵ ٪ مردم مخالفی که ، خواهان برقراری مجدد حکومت مشروطه شاهنشاهی میباشند نباید به حساب بیاید ؟

    برای ادعای این گفته و اثبات ان ، همه رسانه های مدعی دموکراسی وحقوق بشر اگر به نفع حقوق بشر میخواهند کاری برای نجات ایران و خاورمیانه انجام دهند ، باید از همه سازمانها ودولتهای دمکراتیک بخواهند تا از جمهوری اسلامی تبهکار بخواهند ،
    رفراندمی ، زیر نظر مجامع بین المللی ، برگزار کنند و جهانیان ببینند ، ایا ایرانیان جهوری اسلامی خمینیسم را میخواهند ، یا نه ؟

    مثل ، جمهوری اسلامی . ( « أری ، یا ، نه » )

    ما ایرانیان خواستار و منتظر دیدن حکم ، محکومیت ، جنایت علیه بشریت رژیم حمهوری اسلامی در ، شورای امنیت سازمان ملل هستیم .
    این است شعار متحد سراسری ایرانیان در همه شهرهای ایران برای براندازی رژیم جمهوری اسلامی . تا دنیا بداند ، ما چه میخواهیم .
    ( جمهوری اسلامی ، نمی خواهیم ، نمی خواهیم . )
    ( حکومت ، مشروطه ، حق مسلم ماست ، حق مسلم ماست . )
    ( رضا شاه ، روحت شاد . )

  3. پیمان جهان بین

    بسیجی ها ، تبه کارانی هستند که بروی شانه های پوسیده پیروان حسن صباح و آدم خوران شاه عباس ایستاده اند ، لذا این بار ا ول نیست که در تاریخ کهن و طولانی ما حیواناتی. چنین درنده ، سر سپرده جلاد ، آدم می کشند. در حقیقت نظام الخامنه. تکرار رژیم ننگین نازی های آلمان جنگ جهانی دوم است و تشابهات فراوان بین این دو حکومت جنایتکار و متجاوز غیر قابل انکار می باشد . رهبر ، رهبر . یهودی ،بهائی ،کار کرد قوه قضائیه ، امتیازات حزبی ،شستشوی مغزی در مراکز فرهنگی ، دروغ و کنترل کامل رسانه ها ، قتل های مشکوک مخالفان و سیاست بت سازی از دو مجنون معتاد و روانی خطرناک ، ادالف هیتلر و سید علی موسوی الخامنه !

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (لطفا کوتاه بنویسید):