نداشته‌هایی که سیل با خود برد

- قطع راه‌های ارتباطی با بیش از ۵۰۰ روستا، روستاییان و کارگرانی که مجبور شدند ساعت‌ها روی درختان و در بلندی بمانند تا شاید کسی به کمک آنها بیاید، کودکانی که چندین روز پا برهنه در میان گل و لای برای تخلیه گِل از خانه‌ها به بزرگترها کمک می‌کردند، چندین روز بی‌آبی و بی‌برقی و بی‌غذایی، همگی بر اثر چند ساعت بارندگی در استان محروم سیستان و بلوچستان!
- برخی کارشناسان معتقدند نه بارندگی بلکه سرریز شدن سدها و فروریختن سیل‌بندها به دلیل بی‌توجهی مسئولان باعث «سیل» در این منطقه‌ی خشک و کم‌باران شده است.
- دولت در حالی وعده‌های توخالی خود را تکرار می‌کند که برای سیستان و بلوچستان نیز در شرایط عادی کاری نکرده چه برسد در مواقع بحرانی!

شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۸ برابر با ۲۵ ژانویه ۲۰۲۰


روزهای گذشته یکی از محروم‌ترین استان‌های ایران که مردمانش همواره با فقر و خشکسالی دست و پنجه نرم می‌کنند شاهد سیلی ویرانگر بود. هفته سوم دی‌ماه برای استان سیستان و بلوچستان با باران‌هایی آغاز شد که پس از ساعاتی آبگرفتگی شدیدی را در یکی از خشک‌ترین مناطق ایران ایجاد کرد.

تنها طی چند ساعت از آغاز بارندگی ۱۴ شهرستان و توابع آنها دچار آبگرفتگی شدند و ارتباط با بیش از ۵۰۰ روستا قطع شد. جاده‌ها و خانه‌های خشت و گلی مردم را آب با خود شست و برد. اینترنت، آب، برق و خطوط تلفن قطع شد و جمعیتی حدود ۲۰۰ هزار نفر درگیر هجوم آب شدند.

در پی جاری شدن این سیل گسترده رودخانه‌های نیمه‌خشک منطقه طغیان کردند و چند نفر مفقود و کشته شدند. مردم و کارگران در برخی مناطق مجبور شدند ساعت‌های طولانی روی درختان یا سقف ساختمان‌های سالم مانده پناه ببرند تا شاید کسی به کمک آنها بیاید. مزارع و باغستان‌هایی که در خشکسالی مزمن منطقه، سبز مانده بودند به زیر آب رفت.

بر اساس گزارش‌ها طی تنها چند روز ۱۳۱ هزار نفر از جمعیت استان سیستان و بلوچستان بی‌خانمان شدند. خطر ریزش خانه‌ها بر حداقل ۱۳ شهرستان و ۱۰۲ روستا سایه افکنده است.

تصاویر و ویدئوهایی از کودکانی منتشر شده که چندین روز پابرهنه در میان گل و لای برای تخلیه گِل از خانه‌ها به بزرگترها کمک می‌کردند. هزاران نفر از مردم چندین روز تشنگی و گرسنگی و سرما را تحمل کردند تا شاید نیروهای امدادی اگر هلی‌کوپتری پیدا کردند، بسته‌های غذا و دارو و پتو و چادر به آنها برسانند.

مقامات می‌گفتند شکستن پل‌ها و آبگرفتگی گسترده جاده‌ها امکان کمک‌رسانی زمینی به مردم بسیاری از روستاها را غیرممکن کرده و نبود هلی‌کوپتر برای امدادرسانی به سیل‌زدگانی که فقط دسترسی هوایی به آنها ممکن بود، چند روز به اسارت سیلِ بی‌کفایتی مسئولان درآورد.

سیل در استان سیستان و بلوچستان؛ وقتی آب در سرزمین خشک ما آبادانی‌ نمی‌آورد!

همه اینها در حالی رخ داد که از دو هفته پیش سازمان هواشناسی نسبت به بارش شدید باران در استان سیستان و بلوچستان هشدار داده بود اما در همان روزها مقامات جمهوری اسلامی در پی «مدیریت انقلابی مراسم حاج قاسم سلیمانی» و برنامه‌ریزی برای گرفتن انتقام او با موشک‌پرانی به پایگاه‌های نظامی آمریکا در عراق و البته هواپیمای مسافربری اوکراین بر فراز آسمان استان تهران بودند!

«پایتخت موز» ایران نابود شد!

سیل در حالی مدتی پیش از برداشت محصولات کشاورزی، سیستان و بلوچستان را فرا گرفت و جالیز‌ها و نخلستان‌ها و باغ‌های موز را به نابودی کشاند که کشاورزان به سختی و زیر شدیدترین محرومیت‌های مالی و نبود حمایت‌های دولتی زمین‌های خود را به بار رسانده بودند.

بر اساس گزارش‌هایی که تا کنون منتشر شده، در سیل اخیر سیستان و بلوچستان  ۲۵ هزار و ۶۴۵ هکتار از مزارع و ۷۰۰۲ هکتار از باغ‌های این استان از بین رفته است.  عباس کشاورز سرپرست وزارت جهاد کشاورزی خسارت وارد شده به بخش کشاورزی استان سیستان و بلوچستان را ۷۵۰ میلیارد تومان اعلام کرده است.

در این میان یکی از مناطقی که خسارت بسیار زیادی از سیل اخیر دید منطقه زرآباد استان سیستان و بلوچستان است؛ منطقه‌ای که از آن به عنوان «پایتخت موز ایران» نام می‌برند. در سال‌های گذشته کشاورزان و کارآفرینان منطقه توانسته بودند با جذب سرمایه‌گذاری و کوشش شبانه‌روزی و در حالی که دولت کمک‌ها و وظایف خود را از این کشاورزان دریغ می‌کرد، هزاران هکتار زمین را زیر کاشت موز ببرند. محصول باغ‌های موز این استان هر چند به مدد کم‌لطفی مقامات کشور در میان مردم ایران چندان شناخته شده نیست اما در منطقه به «موز ایرانی» معروف است.

در شرایطی حدود پنج هزار هکتار از زمین‌های زرآباد،  چابهار، کنارک، سرباز و نیک‌شهر زیر کاشت موز رفته که حکومت بی‌کفایت جمهوری اسلامی نتوانسته برای بسته‌بندی یا معرفی این محصول به مردم خود ایران گامی بردارد! بطوری که برخی کشاورزان موز دستچین خود را در کارتن‌های دست دوم موزهای وارداتی، بسته‌بندی و به بازار ایران عرضه می‌کردند. حالا همه درختان موز این مناطق زیر آب رفته است.

خسارت وارد شده به کشاورزان و دامپروران استان همچنین شامل نابودی  ۸ هزار رأس دام و  ۲۵ هزار هکتار مزرعه زیر کشت است که محصولات سبزی و صیفی‌جات ۱۰ هزار هکتار از این زمین‌ها همین روزها باید برداشت می‌شد. همچنین چندین مرغداری صنعتی و ۲۵۰۰ هکتار از استخرهای پرورشی میگو در این استان نابود شده است. قنات‌ها، لوله‌کشی آب و شبکه‌های آبیاری به دلیل فشار آب تخریب شدند. اینهمه در حالیست که با وقوع سیل به دلیل به هم ریختن ترکیب شیمیایی خاک، باید عملیات بازپروری روی خاک انجام بگیرد تا خاک دوباره حاصلخیزی خود را به دست آورد که البته در موارد مشابه سال‌های گذشته از جمله سیل گلستان و خوزستان دولت اقدام موثری در این‌ زمینه نکرد. این مسئله، خسارات سیل به بخش کشاورزی استان را بیش از آنچه این روزها برآورد شده رقم خواهد زد.

خانه‌های محقری که گل و لای شدند

آمارهای رسمی، سیستان و بلوچستان را فقیرترین استان ایران معرفی می‌کنند و طی سال‌های گذشته در پی خشکسالی و از میان رفتن کشاورزی و دامپروری در بسیاری از نقاط استان، این فقر گسترش بیشتری یافته است.

محرومیت در این استان آنقدر چشمگیر است که هر ناظری را تحت تاثیر قرار می‌دهد. بسیاری این فقر را توصیف‌ناشدنی عنوان می‌کنند.

ساکنان این استان در حالی اکنون نداشته‌های خود را از دست داده‌اند که بر اساس آمارهایی که پیشتر منتشر شد، بیش از ۷۰ درصد مردم سیستان و بلوچستان زیر خط فقر مطلق زندگی می‌کنند و ۷۰ درصد مردم این استان نیز بیمه بازنشستگی ندارند.

بیش از ۵۱ درصد این استان دارای جمعیت روستایی است اما درآمد استان کمتر از ۱ درصد تولید ناخالص ملی است و بیکاری در این منطقه بیداد می‌کند. دو سوم جمعیت استان سیستان و بلوچستان از آب آشامیدنی محروم‌اند و اکثرشهرستان‌ها و روستاها لوله‌کشی گاز ندارند و همچنان از کپسول گاز استفاده می‌کنند که همان هم از هفته‌های پیش از سیل نایاب و کمیاب شده بود و مردم می‌بایست برای تهیه‌ی آن ساعت‌ها در صف بمانند.

بازماندن از تحصیل در استان بیش از ۵۰ درصد است و علت آن نبودن مدرسه در روستاهاست؛ همچنین اکثر مدارس استان نیاز به بازسازی و ایمن‌سازی اساسی دارند. روستاییان زیادی در این استان کپرنشین هستند و کودکانی که شانس تحصیل داشته‌اند در کلاس‌هایی تاریک و از همه نظر غیراستاندارد درس می‌خوانند.

اکنون جدا از خسارات سنگینی که در پی سیل به بخش کشاورزی و دامپروری استان وارد شده، بخش زیادی از زیرساخت‌های قدیمی و فرسوده و ناکافی منطقه نیز از بین رفته و خانه‌های جمعیت قابل توجهی از ساکنان آن ویران شده است.

علی کُرد نماینده خاش در مجلس شورای اسلامی گفته است که ۴۰ درصد منازل شهری و روستایی در مناطق سیل‌زده بطور کامل تخریب شده و ۴۰ درصد دیگر هم آسیب دیده‌اند.

دولت نیز در ادامه‌ی وعده‌های تکراری که در موارد مشابه داده، این‌بار نیز از بازسازی خانه‌های سیل‌زدگان گفته در حالی که سال‌هاست خانه‌ها و مدارس سیستان و بلوچستان نیاز به ایمن‌سازی و بازسازی داشته‌اند و دولت  در شرایط عادی همهیچ اقدامی در این زمینه نکرده است.

سیل ناشی از باران یا بی‌کفایتی مقامات حکومتی؟

هر چند مسئولان تلاش کردند تا حجم بارندگی در وقوع این سیل را عامل گستردگی تخریب‌ها نشان دهند اما اکنون برخی کارشناسان اعلام کرده‌اند که سرریز شدن سدها و فروریختن سیل‌بندها  در سایه‌ی بی‌توجهی مسئولان چنین حادثه خانمان‌براندازی را رقم زده است.

با وقوع سیل در استان سیستان و بلوچستان مقامات حکومتی مدعی شدند میزان بارندگی در این استان در ۲۰ سال اخیر بی‌نظیر بوده و حتی در برخی رسانه‎ها از این بارندگی به عنوان «شدیدترین بارندگی یک قرن اخیر» نام برده شده! اما کارشناسان معتقدند علت وقوع این آبگرفتگی، سدسازی‌های غیراستاندارد، تخریب گسترده‌ سیل‌بندها و عدم مرمت و بازسازی آنهاست که منجر به سیل مصنوعی و نه طبیعی در این استان محروم شده است.

به گزارش کیهان لندن، کارشناسان محیط‌ زیست در طول جریان سیل این استان نوشتند که به فاصله اندکی پس از شروع بارندگی‌ها، سدها و بندهای این استان چون سد پیشین و زیردان بلافاصله سرریز شده‌اند و عامل اصلی سیلی که ۱۳۱ هزار نفر را آواره و بی‌سرپناه کرده، نه «مدیریت اشتباه» که اصلا نداشتن مدیریت بوده است!

دروغ و مبالغه درباره میزان بارندگی در سیستان و بلوچستان برای لاپوشانی عدم مدیریت؛ سدهای این استان ۸ سال ترمیم و تخلیه نشده‌اند!

با اینهمه حتی اگر علت این سیل نیز بارندگی شدیدی باشد که از دو هفته پیش از آن سازمان هواشناسی درباره‌اش هشدار داده بود، پرسش اینجاست که چرا با وجود تغییر شرایط اقلیمی، حکومت هیچگونه پیش‌بینی و آمادگی برای بروز چنین وقایعی ندارد و سال‌هاست هر سیل و زلزله‌ای به بروز یک فاجعه بزرگ انسانی و خسارت‌های اقتصادی هنگفت ختم می‌شود؟!

در آنسوی بی‌کفایتی حکومت، وقوع حوادث طبیعی مانند سیل و زلزله چند سالیست که به میدان رقابت میان نهادهای مختلف نظام چون دولت و سپاه پاسداران و سازمان‌ها و بنیادهای تبلیغات اسلامی تبدیل شده است! با وقوع هر حادثه‌‌ی طبیعی، در شرایطی که مردم به ضروری‌ترین حمایت‌ها نیاز دارند، رسانه‌های حکومتی پر می‌شود از گزارش‌های تصویری متظاهرانه‌ی نیروهای بسیجی و سپاهی که در منطقه حاضر شده‌اند؛ و یا خبرهایی از اعلام آمادگی سازمان‌های تبلیغات اسلامی برای کمک به سیل‌زدگان و حضور با اکراه و نمایشی مقامات دولتی در مناطق سیل‌زده! حسن روحانی نیز در حالی پس از سیل اخیر سیستان و بلوچستان به یکی از مناطق سیل‌زده سفری چند ساعته داشت که مردم او را تحویل نگرفتند و او برای همراهان و محافظان و چند مقام استان سخنرانی کرد! او و دولتش در حالی برای جبران خسارت این سیل وعده‌ می‌دهند که فقط باید گفت هرقدر تخریب‌ها و خسارت‌های  سیل خوزستان، گلستان و زلزله‌های کرمانشاه و بم را ترمیم و بازسازی کردند، حالا هم خسارت‌ها و خرابی‌های سیل سیستان و بلوچستان را جبران و بازسازی خواهند کرد!
روشنک آسترکی

[کیهان لندن شماره ۲۴۶]

 

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=183806

یک دیدگاه

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (لطفا کوتاه بنویسید):