رضا پهلوی در گفتگو با روزنامه آلمانی «دی وِلت»: کشته شدن سلیمانی مانند پایان «دارث ویدر» بود!

- «نگرش و طرز تفکر اروپا عقب‌مانده است. هنوز روی دیپلماسی حساب باز کرده‌اند. می‌خواهند به توافقی برسند به این امید که زمامداران اسلامی در ایران تحت فشار آنها بگویند اشتباه کردیم و رفتارشان را تغییر بدهند.»
- «آنچه بسیاری از کشورها را امروز نگران می‌کند، ربطی به تکنولوژی اتمی ندارد بلکه به اهداف مخفی زمامداران قدرت در ایران بر می‌گردد. اگر این رژیم از بین برود، همزمان همه‌ی این تهدیدات از بین می‌رود، باضافه تروریسم و حمایت از گروه‌های افراطی در تمام منطقه.»
- «رهبران جمهوری اسلامی باید برای  تمام جنایاتی که مرتکب شده‌اند به پاسخگویی فرا خوانده شوند به  ویژه افرادی به خاطر اقداماتی در سطح علی خامنه‌ای. چنین جریان دادخواهی در چارچوب توانمندسازی ملی قرار می‌گیرد. روند دادخواهی و عدالت نیز بخشی از دموکراتیزه و لیبرالیزه شدن کشور است، مانند دادگاه نورنبرگ.»
- همزمان روزنامه تایمز نیز با اشاره به شعار «ای شاه ایران، برگرد به ایران» نوشته است،در ناآرامی‌های اخیر در ایران که طی آن معترضان خشمگین جان خود را در مقابله با رژیم به خطر انداختند، یک نام به گوش می‌رسید: پهلوی.

دوشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۸ برابر با ۲۷ ژانویه ۲۰۲۰


روزنامه آلمانی «دی وِلت» روز یکشنبه ۲۶ ژانویه ۲۰۲۰ گفتگویی با شاهزاده رضا پهلوی منتشر کرده است که وی در آن به خواسته‌های مردم ایران از رهبران اروپایی پرداخته است از جمله اینکه مماشات با سرکوبگران را متوقف کنند و بجای تلاش‌‌های بیهوده برای مذاکره با یک رژیم تروریستی، وارد گفتگوی مستقیم با حاکمان واقعی ایران، یعنی مردم این کشور بشوند.

رضا پهلوی همزمان در مصاحبه دیگری با ساندی تایمز گفته است که پایان رژیم ایران می‌تواند خیلی نزدیک باشد. تایمز با اشاره به شعار «ای شاه ایران، برگرد به ایران» نوشته است، ناآرامی‌های اخیر در ایران که طی آن معترضان خشمگین جان خود را در مقابله با رژیم به خطر انداختند، یک نام به گوش می‌رسید: پهلوی. این سلسله که در سال ۱۹۷۹ از قدرت خلع شد، هنوز فراموش نشده است.

*****

متن کامل گفتگوی روزنامه «دی ولت» با شاهزاده رضا پهلوی را در ادامه می‌خوانید.

رضا پهلوی ولیعهد ایران بود تا زمانی که ملایان پدر وی را در سال ۱۹۷۹ سرنگون کردند. حالا او اروپا را سرزنش می‌کند که «موقعیت ایران را غلط ارزیابی می‌کنند» و معتقد است «دیپلماسی» با رژیم ملایان شکست خورده است.

ساعت ۱۱ صبح در واشنگتن‌ دی‌سی است. رضا پهلوی، ۵۹ ساله، بدون تاج و تخت و میهن‌اش، در تلفن توضیح می‌دهد که در یک ساختمان اداری در اتاقی بدون پنجره نشسته است. ۴۲ سال پیش بود که انقلابی خونین در ایران روی داد. او در آن زمان ۱۹ ساله بود. پدرش به عنوان آخرین «شاهنشاه» توسط ملایان سقوط کرد و به تبعید رفت. یک سال بعد شاه بر اثر بیماری سرطان در قاهره درگذشت. پسرش نمی‌توانست به کشورش باز گردد. او خودش را در خطر می‌دید و اکنون معتقد است که امروز بیش از هر زمان دیگری تهدید می‌شود: «من در لیست سیاه قرار دارم و این راز سرپوشیده‌ای نیست. در ماه‌های گذشته تهدیدات بسیار افزایش یافته‌اند. اما من در وحشت زندگی نمی‌کنم.» وی به عنوان یک ایرانی خود را موظف می‌داند که جهت دوران بهتری برای کشورش تلاش کند و رویدادهای اخیر پس از کشته شدن سردار قاسم سلیمانی توسط آمریکا را فرصت بزرگی برای ایران ارزیابی می‌کند.

وِلت- در ایران پس از سقوط هواپیمای مسافربری توسط نیروهای مسلح موج تازه‌ای از اعتراضات به راه افتاده. شما چندی پیش از نخستین فرصت در طول چهل سال برای تغییر رژیم در ایران صحبت کردید. آیا این فقط آرزوی شماست؟

رضا پهلوی- ایرانیان خیلی زیادی به خیابان‌ها رفته‌اند. اینبار اعتراضات ادامه می‌یابد و در سراسر کشور فراگیر می‌شود. معترضان شعار می‌دهند: مرگ بر دیکتاتور. مسئله بسیار فراتر از موضوع اصلاحات است. کلیّت رژیم زیر سوال می‌رود. سرکوب شدید و قتل معترضان تحت رهبری حکومت اسلامی نشان می‌دهد که دیگر نمی‌داند چه بکند. به ویژه وقتی که غرب در مواضع خود یکپارچه نیست و این امید که بحران را از طریق دیپلماتیک حل کند بیش از پیش بر باد می‌رود. حالا دیگر زمان آن رسیده که فقط به این اکتفا نکرد که اوضاع از چه قرار است بلکه باید دید که وضعیت چگونه می‌تواند تغییر کند. این موفقیت بسیار بزرگ و بسیار مهمی است تا به انسان‌ها در ایران امید داد. اکنون پتانسیل برای تغییر رژیم بسیار قوی است.

-شما اخیرا موقعیت امروز را با حکومت پدرتان در سال ۱۹۷۹ مقایسه کردید.

-دقیقا. آن زمان خودم در ایران نبودم و شش ماه قبل کشور را ترک کرده بودم تا در آمریکا دوره خلبانی را به پایان برسانم. اما مرتب اخبار را دنبال می‌کردم. صرف نظر از اینکه مردم در آن زمان چه می‌خواستند، ولی معتقد بودند که یک تحول لازم است. حالا مردم تغییر رژیم را می‌خواهند. اما آن زمان یک تحول صد بار بیشتر بر موقعیت زندگی و رفاه آنها تأثیر می‌گذاشت چرا که در ایران امروز بخش بزرگی از جمعیت از گرسنگی و فقر رنج می‌کشد. در زمان پدر من موقعیت اینطور نبود. مقصر این شرایط زمامداران کنونی هستند. این یک مشکل سیاسی است و نه اقتصادی.

-چرا پس از اینهمه رنج و محنت، تازه سقوط هواپیما سبب موج تازه‌ی تظاهرات شده؟

-سقوط هواپیما دلیل دیگری شد برای اینکه نشان دهد رژیم چقدر ناتوان است. در میان قربانیان، ایرانیان جوان و نخبه‌ای بودند که در مسابقات علمی شرکت می‌کردند. البته هر زندگی بسیار مقدس است اما این ایرانیان می‌توانستند «آینشتاین»های بعدی ما باشند. ما بی‌دلیل این انسان های با استعداد را از دست می‌دهیم. مردم پس از چهل سال آزگار که حاکمان، کشور را به شکست و ناکامی محکوم کرده‌اند، حق دارند خشمگین باشند. کسی که ذرّه‌ای احساس همدلی داشته باشد باید بفهمد که مردم ما از سال ها پیش چه می‌گویند: رژیم به فکر ایرانیان نیست بلکه به دنبال تامین گروه‌های نیابتی خود در منطقه است. ایران حالا به نقطه جوش رسیده.

-شما ۴۲ سال است در کشورتان نیستید. اطلاعات خود را چگونه به دست می‌آورید؟

-من در تماس روزانه با هم‌میهنان خود در داخل و همچنین جامعه ایرانیان خارج کشور هستم. ما از راه اینترنت و اسکایپ و تلفن تماس داریم.

-وضعیت در خاورمیانه به شدت متشنج است. آیا در آستانه‌ی یک جنگ قرار داریم؟

-دوران خطرناکی است. جنگ نمی‌تواند راه حل باشد. البته دیپلماسی هم شکست خورده. تنها راه برون رفت این است که از مردم ایران حمایت کرد. باید به این درک رسید که مردم در ایران متحدان طبیعی غرب هستند اما از چهل سال پیش نادیده گرفته می شوند. غرب فقط با رژیم صحبت می کند. این دیوانگی است! من امیدوارم که جهان بالاخره این واقعیت را درک کند.

-آیا کشتن سلیمانی توسط آمریکا توجیهی دارد؟

-زمان نشان خواهد داد که آیا این اقدام هوشمندانه بوده یا نه. در هر حال این برای بیشتر ایرانیان یک تسلای خاطر بود. اقدامات تلافی‌جویانه بخشی از دعوای بین جمهوری اسلامی و ایالات متحده است. من فقط از خودم می‌پرسم: این چه فایده‌ای برای مردم ایران دارد. با اینکه معتقدم هرگونه تشدید تنش یا درگیری نظامی به منافع مردم آسیب می‌زند و به سود حاکمان است، اما باید بگویم: کشتن سلیمانی مثل پایان دارث وندر بود [دارث وندر شخصیت پلید فیلم معروف «جنگ ستارگان» که یکی از خبیث‌ترین فیگورهای تاریخ سینما به شمار می‌رود]. این به کسانی که می‌خواهند از رژیم دور شوند کمک می‌کند. امکانات زمامداران ایران در زمینه نیروی انسانی و گزینه‌های مختلف به تدریج تمام می‌شود و به همین دلیل سعی می‌کنند اعتراضات را سرکوب کنند. پذیرفتن چنین وضعیتی غیراخلاقی و به عبارتی حتی جنایتکارانه است.

-بخشی از استراتژی «فشار حداکثری» آمریکا که شما هم آن را تأیید می‌کنید، تحریم‌ها هستند که مردم را نیز به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهند.

– روی تحریم‌هایی که خوب‌ها را نیز مجازات می‌کند باید کار شود. باید کاری کرد که تحریم فقط به صاحبان قدرت ضربه بزند. در شرایط فعلی تقریبا غیرممکن است که پول برای خانواده‌های نیازمند در ایران واریز کرد و در حالی که نمایندگان رژیم کاملا آزادانه می توانند به خارج سفر کنند، در مورد شهروندان ایرانی سختگیری می‌شود.

-نظرتان درباره دونالد ترامپ همسایه‌تان در واشنگتن چیست؟ آیا در انتخابات از او حمایت می‌کنید؟

-من در سیاست [داخلی] آمریکا دخالت نمی‌کنم.  هر کسی که ساکن کاخ سفید شود برای من تنها یک چیز مهم است که سیاست‌اش بر مردم ایران چه تأثیری دارد. بسیار مشکل است که دولت ترامپ را ارزیابی کرد چرا که در حال حاضر یک شکاف عمیق و دشمنی بین این دستگاه و جبهه سیاسی مخالف آن وجود دارد. وقتی از زاویه  ایران به موقعیت نگاه می‌کنم، متوجه یک بلاتکلیفی و سرگشتگی خاصی می‌شوم که شامل مواضع اروپا نیز می‌شود. دوباره روی اصلاحات سرمایه‌گذاری کردن یک خطای استراتژیک از سوی غرب است.

-آیا اروپا از وضعیت کنونی درک و تعبیر غلطی دارد؟

-بله، نگرش و طرز تفکر اروپا عقب‌مانده است. هنوز روی دیپلماسی حساب باز کرده‌اند. می‌خواهند به توافقی برسند به این امید که زمامداران اسلامی در ایران تحت فشار آنها بگویند اشتباه کردیم و رفتارشان را تغییر بدهند. اما شما یک کوسه را نمی‌توانید رام کنید. تمرکز بیش از هر چیز باید روی این باشد که بتوان علل این مشکلات را از میان برداشت. این بیشتر از همه به سود اروپاست. نه تنها از زاویه حقوق بشری بلکه از زاویه منافع شرکت‌ها نیز باید سیاستمداران اروپا را تحت فشار گذاشت که روابط خود با کشور ایران را عادی کنند زیرا آنها می‌خواهند در آنجا سرمایه‌گذاری کنند. یک نظام دیگر در ایران برای آنها به مراتب سودآورتر است. مردم نیز از آن سود خواهند برد و مهاجرت گسترده به اروپا متوقف خواهد شد.

-آلمان و فرانسه و بریتانیا تلاش می‌کنند توافق اتمی را حفظ کنند. اخیرا آنها مکانیسم ماشه را فعال کرده‌اند و دوباره با ایران مشغول مذاکره هستند. شما اما مخالف آن هستید. آلترناتیو چیست؟

-ادامه دادن این مذاکرات یکی از راه‌های مؤثری است که باعث شده این رژیم اصلا باقی بماند! همان کشورهایی که امروز از تحریم ایران [به دلیل برنامه اتمی] پشتیبانی می‌کنند، همانهایی هستند که قبل از انقلاب برای فروش تکنولوژی هسته‌ای به ایران با هم رقابت می‌کردند، از جمله آلمان. آنچه بسیاری از کشورها را امروز نگران می‌کند، ربطی به این تکنولوژی ندارد بلکه به اهداف مخفی زمامداران قدرت در ایران بر می‌گردد. اگر این رژیم از بین برود، همزمان همه‌ی این تهدیدات از بین می‌رود، باضافه تروریسم و حمایت از گروه‌های افراطی در تمام منطقه.

-آرزوی شما برای کشورتان چیست؟

-من به یک دموکراسی امیدوارم. یک حکومتی که واقعا نماینده مردم باشد و باید تضمین کند که ما روی پای خودمان بایستیم و یک اقتصاد قوی بسازیم. همچنین این حکومت باید زندگی جانبازان و بازنشستگان را تأمین کرده و به حل مشکلات محیط زیست بپردازد. برای چنین اهدافی ما به روابط درست و سالم با بقیه جهان نیاز داریم.

-چه کسی می‌تواند کشور را رهبری کند؟

-من فکر نمی‌کنم کسی که می‌تواند چنین نقشی را بازی کند، خودش باید بیاید و پیشاپیش در اینباره اظهار نظر کند. چنین افرادی بلافاصله تحت فشار قرار می‌گیرند به ویژه اگر به چهره تبدیل شده و مورد حمایت قرار بگیرند. ولی به شما اطمینان می‌دهم که برای چنین کاری بیش از یک نفر وجود دارد.

-پس از تغییر در ایران چه بر سر رهبران جمهوری اسلامی خواهد آمد؟

-آنها باید برای  تمام جنایاتی که مرتکب شده‌اند به پاسخگویی فرا خوانده شوند به  ویژه افرادی به خاطر اقداماتی در سطح علی خامنه‌ای. چنین جریان دادخواهی در چارچوب توانمندسازی ملی قرار می‌گیرد. روند دادخواهی و عدالت نیز بخشی از دموکراتیزه و لیبرالیزه شدن کشور است، مانند دادگاه نورنبرگ.

-شما خودتان را در چه نقشی می‌بینید؟

-من خودم را برای هیچ مقامی نامزد نمی‌کنم و اصراری به داشتن هیچ عنوان و پُستی ندارم. اگر من بتوانم به عنوان یک فرد آزاد به کشورم باز گردم، فقط برای این است که تمام تلاش خود را برای ایده‌ی فرهنگ مدارا و تنوع و احترام به کار بگیرم.

-برای بخشی از ایرانیان نام شما یادآور سرکوب و شکنجه است. از گذشته چه آموخته‌اید؟ آیا این فرصت را که جرائم پدرتان را جبران کنید از دست داده‌اید؟

-حتی سختگیرترین منتقدان پدر من نیز می‌گویند که همه چیز فقط سیاه و سفید نبود و خاکستری نیز وجود داشت. امروز خیلی‌ها از من نه به خاطر گذشته‌‌ام بلکه به دلیل دیدگاه‌هایم هواداری می‌کنند. نام پهلوی در نهایت مترادف مدرنیته و پیشرفت است.

-شما از اپوزیسیون ایران حمایت می‌کنید. زندگی خودتان چطور تأمین می‌شود؟

-من در شکل کلاسیک شاغل نیستم بلکه برای آزادی کشورم مبارزه می‌کنم. «درآمد» خود را از سرمایه‌گذاری خانوادگی دارم. مقداری پول به ارث برده‌ام که البته آنطور که بعضی‌ها می‌گویند ثروتی به شمار نمی‌رود. افرادی هم اینجا و آنجا هستند که سخاوتمندانه از فعالیت‌های من برای کشورم پشتیبانی می‌کنند.

-خانواده شما باید کناره می‌گرفت تا در تبعید زندگی را دوباره از سر بگیرد. در این روزها دوک و دوشس «ساسکس» [پرنس هری و همسرش مگان پسر و عروس پرنس چارلز] داوطلبانه از مسئولیت خود کناره گرفته‌اند و سرزمین خود را ترک می‌کنند. نظر شما درباره «مگسیت» [بازی کلامی با برکسیت] چیست؟

-البته تفاوت بزرگی هست بین اینکه آدم از کشور خود به جای دیگری مهاجرت کند یا اینکه مجبور به تبعید شده باشد. دو شخصی که نام بردید این امکان لوکس را داشتند که خودشان تصمیم بگیرند. من به خودم اجازه نمی‌دهم درباره رفتار و فرهنگ و یا سنت دیگران قضاوت کنم. اما اگر شما به آزادی انسان‌ها عقیده دارید، می‌بایست حق انتخاب را به پرنس هری داد. پنجاه سال پیش این کار شاید تابو می‌بود. اما امروز او یک اندیشه‌ی باز و آزاد را مستند می‌کند. رفتن به جای دیگر نیز می‌تواند یک نوع آزادی باشد که آدم به خود ثابت می‌کند که زندگی‌اش را در جای دیگری و با مسئولیت خودش می‌تواند پیش ببرد. هر دو آنها حالا باید بر اساس این تصمیم زندگی کنند و پیامدهای آن را نیز بپذیرند.

-بسیاری از تبعیدیان از ناراحتی روحی رنج می‌برند. احساس شما درباره این قضیه که غربت هرگز واقعا به وطن تبدیل نمی‌شود و وطن همزمان بیگانه به نظر می‌رسد چیست؟

-به برکت تکنولوژی و امکانات  ارتباطی مدرن آدم می‌تواند خیلی ساده در همه جا خود را در وطن احساس کند. به یاد دارم وقتی ۴۰ سال پیش با پدرم در قاهره بودیم، ساعت‌ها طول می‌کشید تا یک ارتباط تلفنی با اروپا داشته باشیم. امروز حتی در صحرا و بیابان نیز می‌توان با واتس‌اپ با تمام جهان ارتباط گرفت. این بسیار عالیست که امروز می‌توانی زندگی‌ات را با خود همه جا حمل کنی. همه چیز در یک دستگاه ذخیره شده است.

-وطن مجازی:  آدم همدیگر را در اسکایپ یا فیس‌بوک ملاقات می‌کند. می‌توان همه غذاها را در هر جای دنیا به دست آورد. اساسا آدم نیازی به چیزی و کسی ندارد. 

-بله و نه. فرهنگی که آدم در آن رشد کرده، رد خود را باقی می‌گذارد. من دلم برای آنچه در گذشته می‌شناختم تنگ می‌شود: بوی نان تازه وقتی آدم از خواب بیدار می‌شد؛ چیزی که در شمال تهران، جایی که مادربزرگم زندگی می‌کرد، خیلی بارز بود. این بو بسیار آشنا بود. شاید آدم نان ایرانی را در واشنگتن یا پاریس هم پیدا کند اما این قطعا همان نیست!

-آیا شما هیچوقت با شاهزاده ثریا، همسر دوم پدرتان، دیداری داشتید؟

-نه، این فرصت را هرگز نداشتم.

-آن ازدواج به خاطر نداشتن فرزند ادامه نیافت. اگر شاه اینقدر مدرن بود، می‌توانست دخترش از نخستین ازدواج‌اش را جانشین خود کند.

-متأسفانه چنین کاری بر اساس قانون اساسی ممکن نبود! ولیعهد می‌بایست فرزند ذکور خانواده باشد.

-شاه می‌توانست قانون را اصلاح کند.

-من صد درصد با شما موافقم. مشکل اما این بود که در سال ۱۹۰۶، زمانی که ایران عصر حکومت مشروطه را آغاز کرد و تازه یک قانون اساسی شکل گرفت، هنوز نفوذ مذهبی در ایران بسیار قدرتمند بود. فرهنگ شوونیسم و سلطه‌ی مردانه را نمی‌توان یک‌شبه تغییر داد؛ این یک روند است.

-خواهر و برادر شما در تبعید درگذشتند. لیلا پهلوی با قرص و علیرضا پهلوی با شلیک گلوله.

-هر دو از بیماری افسردگی که درک آن بسیار مشکل است رنج می‌بردند. کمتر کسی می‌فهمد که این آدم‌ها چقدر رنج می‌کشند. بهترین راه و روش برای توضیح، آنگونه که من در پایان هر روز حس می‌کنم، شاید این حرف شاعر ما عمر خیام باشد که سروده است: چون عاقبتِ کار جهان نیستی است، انگار که نیستی، چو هستی خوش باش.

به عبارت دیگر، در مقایسه با جهان بیکرانه، انگار ما اصلا وجود نداریم! اما از آنجا که وجود داریم، پس بیایید از زندگی لذت ببریم! من نمی‌خواهم مثل یک ستاره‌شناس حرف بزنم اما اگر نتوانیم تکنولوژی سفرهای بین سیارّه‌ای را تأمین کنیم و مکان دیگری پیدا کنیم که گونه‌‌های این جهان زنده بمانند، بشریت از بین خواهد رفت. منظومه خورشیدی ما برای همیشه وجود نخواهد داشت. در دوران ما و در این سیّاره، ما باید بیش از هر چیز نگران آتش‌سوزی‌های استرالیا و بحران آب در ایران باشیم تا سر و کله زدن درباره یک توافق اتمی.

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=184022

39 دیدگاه‌

  1. بینام

    تنها راه نجات ایران و مردم نگون بخت ایران بازگشت پادشاهی مشروطه پهلوی ایرانساز و شادی آفرین است. درود بر خاندان ایرانساز و شادی آفرین پهلوی درود بر رضاشاه بزرگ بنیانگذار ایران نوین و مدرنیته و کشف حجاب و آزادی زنان اسیر ایران از خرافات مذهبی و آخوندی و درود بر شاهنشاه آریامهر باعث و بانی رفاه و آبادانی و شادی و خنده و گستراننده فرهنگ زیبای ایرانی و غربی و طبقه متوسط بزرگ با سواد و مرفه ایران و درود بر شهبانو ی فرهنگساز و پاسدار آثار باستانی ایران و درود بیکران بر رضاشاه دوم

  2. از جانب یک طرفدارو هوادار سازمان مجاهدین

    تا انجایی که میدانم اینکه :
    در قبل از انقلاب در سازمان مجاهدین خلق انشعاب و جدایی صورت گرفته و سازمانی بنام پیکار ( با گرایش کمونیستی ) شکل میگیرد .
    انها ( پیکاری ها ) افرادی از خود سازمان مجاهدین و تعدادی از نیروهای نظامی امریکایی مستقر در ایران و…..را ترور میکنند !
    و اینرا هم میدانیم که :
    جنگ مزخرف صدام و خمینی در ( اوایل مرداد ماه سال ۶۷ ) با خوردن جام زهر توسط خمینی پایان یافت . سازمان مجاهدین بعد از پایان جنگ ( اواخر مرداد ماه سال ۶۷ ) و با این احتمال که نیروهای خمینی ورشکسته و شکست خورده و از هم پاشیده است ، برای تصرف تهران و سقوط حکومت ، از طریق مرز های غربی وارد ایران و تا نزدیکی های شهر کرمانشاه هم پیشروی نموده و در تقابل با سپاه و بسیج شکست می خورد !

    اینرا بدین سبب نوشتم که بعضی از کاربران گرامی موضوع ترور نظامی های امریکایی ( توسط سازمان جدا شده پیکار ) و حمله به ایران ( یک سازمان نظامی – انقلابی که باید در فرصت مناسب به دشمنش ملاها ، حمله کند ) توسط مجاهدین را منتشر میکنند .
    حمله به حکومت و اخوندها یک مطلب است و حمله به خاک میهن موضوع دیگر ؟!!!

    اقایی که در کنار گود نشسته و دائما میگویی لنگش کن و پا روی پا میذاری و قهوه نوش جان میکنی ، لطفا برای انتقام خون ۱۵۰۰ جوان بیگناه که در ابان ماه توسط عوامل حکومت اخوندی در کف خیابانهای شهرهای ایران به خاک و خون در غلطیدند ، قدم واقعی بردار و شعار و حرف کفایت میکند !!!

  3. به سهراب

    اذعان میکنیم که مطالب ادعایت تمام و کمال از روی بولتن های ساواما و اطلاعات سپاه کپی برداری شده است !
    کپی برابر اصل ، عین چینی ها ، کپی کار ماهری هستی ؟!!

  4. واقع بین

    سوال :
    انگونه که امثال من متوجه شده ایم ، این است که شاهزاده گرامی انتخاب نوع حکومت را ، به برگزاری رفراندوم با نظر قاطبه مردم ایران واگذار کرده است و در نهایت ، تشکیل حکومت مشروطه سلطنتی است .
    در حکومت مشروطه سلطنتی ، شاه جنبه سمبلیک داشته و باعث و بانی وحدت کشور و مردم خواهد بود .

    بخش انتخاب دولت و اجرایی و مملکت داری بر عهده دولت منتخب مجلس که از طریق احزاب مستقل و ازاد و از بین اراء اکثریت مردم ، شکل خواهد گرفت .

    اما سوال اصلی :
    طرفداران گرامی سلطنت مخالف بقیه گروه های مبارز کشور ، بفرمایند که فرضا ، تا پایان سال جاری یا سال اینده ، حکومت سرنگون شود ، با کدام گروه میخواهند در کشور دولت شکل گیرد ؟!!!
    چون همه انها مدعی هستند که ما حکومت سکولار – دموکراسی معتقدیم !

    مگر اینکه منظرتان ان باشد که ، نظام مشروطه را قبول نداریم و نظامی همانند گذشته و قبل از سال ۵۷ و حکومت پادشاهی همانند دوران محمد رضا شاه فقید با حزبی چون رستاخیز مد نظرتان است .

    اگر غیر از این است باید و حتما حتما با ملیون و مجاهدین و بقیه جمهوری خواهان طرفدار تمامیت ارضی کشور کهدر اینده تشکیل دهنده دولت خواهند بود، متحد شوید .
    برای نجات ایران و برون رفت از وضعیت فعلی بعد از چهل سال پر حرفی ( متوجه باش و مجبوری و محکومی که با بقیه مخالفین و مبارزین حکومت ولایت وقیح ) متحد شوی !!!

    مگر اینکه خدای ناکرده ، حکومتی یا توده ای یا اکثریتی و…..یا دشمن ایران ازاد و اباد باشید .

  5. سهراب به مجاهد

    مجاهد گرامی
    لازم است که شما را از اشتباهتان بیرون بیاورم :
    درست است که مجاهدین با جمهوری اسلامی یک دشمنی «خصوصی» ازنوع «واندِتا» یا انتقامی دارند وبا آن درحال «مبارزه» هستند ولی برای تحقق برنامه هایتان طرف اصلی شما مردم ایران است که مشگل میتوان تصورکرد که آنها کارنامهٔ سازمان مجاهدین را فراموش کرده باشند.
    گفتنی است که درکارنامهٔ این سازمان ، ازنخستین روز موجودیت اش تا به امروزچیزدیگری جز«مبارزهٔ مسلحانه » ؛ جنگ وکشتاروخیانت به کشورومردم ایران ، چیز دیگری دیده نمیشود.
    این سازمان درسالهای پنجاه با شعارهای انقلابی بمیدان آمد وپس ازچند حملهٔ مسلحانه به بانکها ودرگیری با نیروهای انتظامی به خمینی وفتنهٔ خانمانسوز وی پیوسته شریک جنایات اوشد. چندی نگذشت که با خمینی برسر «تقسیم غنایم» اختلاف پیدا کرد وکارشان به جنگ مسلحانه کشید. سران سازمان مجاهدین خلق پس ازاین جنگ وشکست از«متحد» قبلی ،  به عراق رفته به خدمت صدام حسین درآمدند واین «سازمان » در جنگ خونین بین آن بیمارروانی با همتای ایرانی اش شرکت کرد ، این جنگ خونین هشت سال طول کشید وبه کشته شدن نزدیک به یک میلیون جوان ایرانی انجامید . صدام حسین نه برای آزاد کردن مردم ایران ازچنگال خمینی ودارودستهٔ او بلکه برای تصرف قسمتی از خاک زرخیز ایران ؛ خوزستانی را که صدام «عربستان» مینامید , به ایران حمله کرده بود وسازمان مجاهدین دراینکارضد ایرانی شرکت میکرد.
    پس از جنگ ایران وعراق سازمان مجاهدین توسط صدام در«کمپ اشرف» عراق اسکان داده شدند و چندین بار با توپ وتانک اهدائی صدام حسین به ایران حمله کردند.
    خلاصه کنیم ! آیا میتوان تصورکرد که امروزمردم تشنهٔ آزادی ایران ورهبرشان ، شاهزاده رضا پهلوی ، قبول کنند کشورشان را دو دستی تقدیم سران خائن سازمان مجاهدین خلق بکنند تا آنها یک تشکیلات مافیائی بین المللی درایران برپا کنند وچپاول دارائی های کشورادامه یابد؟

  6. سوال از (سرهم کردن و ...........)

    به چه علت تعدادی از کاربران در این سایت ( شاید هم یک فرد با اسامی متعدد ) اینقدر بر علیه مبارز ترین و توانمندترین و تشکیلاتی ترین مجموعه ای که سالهاست بر علیه حکومت ملاها مبارزه سخت و پیگیری را انجام میدهد ، بدترین توهین ها و دروغها را ترویج میدهد ، ولی هیچگاه کلمه ای بر علیه حزب خیانتکار توده روسی که کمک کننده اصلی اخوندها در طی چهل سال قبل بوده است ، کلمه ای بیان نمیکند ؟

    در مطلبی خوانده ایم که شاهزاده نسبت به توهین و افترا به دیگر گروه ها در زیر عنوان حمایت از شاهزاده و پادشاهی راضی نبوده و انها را از مخالفین خود میداند . اما این جماعت همچنان مرغشان یک پا دارد و بر علیه مجاهدین همانند ملاها دروغ پراکنی میکنند ؟

    کاربر ی که یک تنه هماورد بر علیه مجاهدین میطلبی ، حتما میدانی که این گروه در راه ارمانها و ازادی ایران از شر ملاها ، در طی این چهل سال بیش از یکصد هزار شهید تقدیم کرده است . ؟!! ( بله بیش از ۱۰۰ کشته ) !!!!!!

    امثال شما ادعای برپایی حکومت سکولار و دمکراتیک را دارید . در ان حکومت ادعایی جایگاه مجاهدین و ملیون وجمهوری خواهان ومذهبی ها و…..چگونه و در کجا قرار دارد ؟! حکومت مورد علاقه انها در اصول دهگانه اشان این سوال را به خوبی توضیح و شرح داده شده است .

    لطفا بفرمایید در حکومت دمکراتیک شما ،گروه های کنونی و مبارز و مخالف حکومت ولایت فقیه در کجا قرار دارند !!!

  7. پاسخ به «به سایهٔ گرامی»

    جناب ، مأموران فرقهٔ «اسلامی مارکسیستی» مجاهدین خلق مانند شما و«صمد آقا» ، تنها بخاطر اینکه دشمنان «فرقهٔ تبهکار» شیعی هستند خود را «وطن پرست» معرفی میکنند وانتظار دارند که میهن پرستان پشتیبان شاهزاده رضا پهلوی را بوسیلهٔ این ترفند با خودشان همراه کنند تا بتوانند کلاه بزرگترازآنچه درفتنهٔ ۵۷ با خمینی دجال برسرمردم ایران گذاشتند را تکرار کنند. غافل از اینکه مبارزهٔ میهن پرستان ایرانی دربزیرافکندن حکومت ملایان شیعی نه برای برپا کردن یک رژیم ایدئولوژیکی توتالیتر دیگری مانند آنچه در«سازمان» و «کمپ» مجاهدین دیده میشود ، بلکه برپائی یک رژیم «سکولار» ، «دموکراتیک» و آزاد ازهرگونه «دُگم» سیاسی ومذهبی میباشد.
    ملاحظه میکنید که تفاوت میان این دو هدف مبارزه «از زمین تا آسمان است».

  8. سرهم کردن و مغلطه توده ایها برای جبران مافات

    از تخصص های ویژه پوپولیسم پوتین ( ک گ ب ، ارتدکس ، اولتراناسیونالیست ، الیگارشیک ، دولت سرمایه دار مافیایی ) این است که انقدر دوشاب در دوغ بریزد تا مردم طعم دوغ را فراموش کرده و نتوانند بین دوشاب ها مقایسه و همه انها را رد کنند و بر بازگشت به حقیقت دوغ ، اصرار کنند .
    مزدوران روسی در این رسانه ها انواع دروغها و مغلطه ها را میریزند ، تا مردم ایران از این حقیقت ساده که روسیه این رژیم را به وجود اورده ، از ان استفاده کامل میبرد ( بازگشت نفوذ شوروی ، ترویج تروریسم و نآامنی ، فروش انحصاری نفت و گاز با قیمت بالا با اخراج خود خواسته همه تولید کنندگان نفت و گاز مهم خاور میانه ، افریقا ، امریکای جنوبی ، فروش بنجل های نظامی ، موشک ، بازیهای بی سرانجام اتمی ، موی دماغ امریکا و اسرائیل و غرب شدن به نفع روسیه ، جذب دیکتاتورها ، مفسدین ، جنایت کاران ، گروه های تروریستی ، …) و تا جایی که امکان دارد از انها دفاع میکند ، جنایات انها را طبیعی جلوه داده و گناه را به گردن امریکا و غرب که قربانی این ترویسم و فاشیسم جنگ طلبانه است می اندازد ، امریکا ستیزی و دشمنی بی دلیل با امریکا و لیبرال دموکراسی و ناتو و اسراییل را ترویج میکند .
    فقط همین یک نمونه از یک مارکسیست کافی است که نشان دهد چگونه کشور ایران و برخی دیگر کشورهای فلاکت زده اسیر توهمات مارکسیستی روسی ، بازیچه به اصطلاح روشنفکران ، تاریخ نویسان ، نویسندگان ، هنرمندان ، فعالین سیاسی مارکسیست روسی شدند . چه گونه حقیقت در ۸۰ سال گذشته همیشه قربانی منافع روسیه گردید . اما رسانه های فارسی عمدا ین مطلب مهم را سانسور میکنند ، تا مهره خودشان و دروغهایی که او سرهم کرده در این چهل سال را محافظت کنند . اما همان گونه که چهل سال گذشته نتوانستند مردم ایران را فریب دهند ، نمی توانند این افتضاح مارکسیستی روسی و دخالت روسیه در دور رژیم شاه متحد آمریکا و شیخ
    دست نشانده روسیه ، را پنهان کنند . مردم ایران بی دلیل نبود گفتند : دشمن ما همین جا است …. خرج فلسطین شده ، سوریه را رها کن …. مارکسیسم روسی با ملاهای روسی به گورستان تاریخ خواهند پیوست . پرزیدنت باهوش امریکا به پوتین و پوتینیست ها درسی خواهد داد که سالها در تاریخ جهان بنویسند . این هنوز از نتایج سحر است ، باش تا صبح دولتت بدمد .
    نیم نگاهی به شاهِ دکترعبّاس میلانی علی میرفطروس
    https://news.gooya.com/2020/01/post-34763.php

  9. به سایه گرامی

    دست شما و امثال شما درد نکند که با حربه طرفداری از ایران به مهمترین سازمان مبارز که علیه حکومت ملاها مبارزه حقیقی دارد ،این الفاظ را بکار میبرید :
    – فرقه
    – ایدئولژی مارکسیستی
    – گروه ناپاک
    – بدتر از خمرهای سرخ
    و…..
    به نظر شما حرفهای شما سنگین تر از اخوندها و پاسدار ها بر علیه این سازمان نمی باشد ؟
    اگر یک امنیتی و یک فرد وابسته به اطلاعات سپاه و عوامل لشگر سایبری ملاها بخواهد همچون چهل سال گذشته بر علیه سازمان مجاهدین خلق لفاظی کند ، چیزی کمتر از مطالب شما خواهد گفت ؟

    به اعتقاد بسیاری ، باعث و بانی اصلی تفرقه بین اپوزیسیون در خارج کشور و عدم اتحاد انها فعالیت های اینگونه ، عوامل حکومت ولایت وقیح است و لاغیر !
    امثال شما از خارج این جریان را هدایت میکنید ( بیش از چهار هزار آقازاده و حرام زاده حکومتی و تمامی سفارت خانه ها و ……در خارج حضور و فعال هستند ) یا از دهها مقر ایجاد شده در داخل کشور ؟

    ما اعتراف میکنیم که جریان شما ، در ایجاد دشمنی و تقابل بین مخالفانتان در خارج از کشور ، بسیار بسیار موفق عمل نموده است !!!!!

  10. به واقع بین

    نوشتید:

    واقع بین
    یکی از کاربران گرامی ، در پاسخ به کاربر دیگری بنام سیامک ، چنین نوشته اند :
    پادشاه اردن ، یعنی پدر ملک عبدالله به پادشاه ایران علاقه شدید داشت و او را برادر بزرگ خود ، خطاب میکرد و …………..
    پاسخ کل نوشته ی شما در بالا
    ………….
    در ارتباط با اقامت شاه در کشوری, روی اردن خط بکش.
    اکثر جمیعت این کشور فلسطینی هستند که اکثر همین اکثر در ابتدا در اردوگاه ها بودند.
    اردن یک کشور کوچک همیشه محتاج خارج و با موساد و نیرو های امنیتی اسراییلی رابطه ویژه داشته و مدام دارد, چونکه تحرکات فلسطینی های اردن نیازمند فیلتر کردن مدام است.
    اردن به عنوان یک کشور کوچک چیزی هموزن ایران زمان شاه نبوده, نیاز به یک کشور با فرهنگ ساب کلتور (Sub culture) بوده است که مصر چنین موقعیت را دارد.
    کمپ دیوید هم باید مد نظر باشد که اساسا جیمی کارتر میخواست پهلوان این باشد.
    کمپ دیوید سومین تلاش برای ایجاد صلح بین اسراییل و عرب و فلسطینی ها بوده است که یکی از خواسته های برنامه دور زدن صد در صد ایران بوده است.
    شانس خمینی با شکست کمپ دیوید همراستا هست.
    یعنی خمینی برای ممانعت ایجاد صلح بین فلسطین و اسراییل لقمه را از آسمان قاپید.
    عوامل خواستار شکست صلح کمپ دیوید در سراسر جهان, زیاد بودند که نام بردن مشکل میشود, ایتالیا (آن بخش فاشیزم) و برخی هیتلریست ها در دل, دشمن هر گونه صلح بین اسراییل و عرب ها هستند.
    مناخیم بگین هچلی خود را سر سفره کمپ دیوید باخت, فقدان عملش یا رقیق بودن کارش در ارتباط با انقلاب تروریستی خمینی مورد سرزنش زیاد اسراییلی ها شده بود.
    تا آخر عمر تنها و ایزوله روزگار بسر برد.

    انقلاب ۵۷: غرب یک دست چپ بوده. یعنی رییس های کشورهای بزرگ و قدرتمند مثل فرانسه, بریتانیا, آلمان (تا حدودی!) و امریکا یک چیز مشترکشان هواداری از فلسطینی ها بوده است.
    و خواستار فشار بر اسراییل, از این منظر بوده که مناخیم بگین خود را در شرایط بغرنج که آیا دوستی پایدار تر است یا سیاست؟
    در دوران مناخیم بگین شاه با دست باز نسبت به هم فلسطینی ها, هم عرب ها و هم اسراییل سیاست ورزی میکرد. یعنی از جایی ایران کاملا نسبت به مناقشات آنها بی طرف بوده, از جایی دیگر آنان تلاششان این بود که “شاه و ایران” نقش داشته باشند.
    چیزی مثل آلمان امروز در ارتباط با نقش جهانی این کشور.
    مناخیم بگین میتوانست با پاره کردن یک یا دو طناب در مناسبت کوچک تر خاور میانه کیک کم دیوید را بهم بپاشد. که نهایتن هیچ کسی از آن هیچ سودی نبرد که هیچ همه هم ضرر کردند.

    ماجرا کمپ دیوید در ارتباط با ایران یک جمله ی ساده داشت:
    ایران را رها کن, به سودی ها بچسب مقیاس سود یا مازاد سود = ۴۰۰ میلیارد دلار
    – و جیمی کارتر انتخاب کرد!
    *****

    کشور اردن در جنگ عراق و ایران جانانه متحد عراق شده بود.
    این هم برمیگردد به پیچیدگی های مناسبات خود جهان عرب یا سامیان یا هر چه دلت میخاد…
    اردن همیشه در انتخاب بین “آخوندیزم” یا “ربینیزم” باید ربینیزم را انتخاب کند!
    و طبق فرهنگ آنان ایران آخوندی بوده و عراق صدام حسین ربینی یا ربانی.

    Clergy vs Rabinisme

    رب = از نام هامو + رابی
    ایشان با به حاشیه کشاندن “آخوند سالاری” کلدانی که فکر میکردند جادو جنبل و پیشگویی میدانند, قانون را به جهان سامیان میاورد.
    اولین کشوری که با عراق هامورابی (جامعه منهای آخوند در قدرت مستقیم) متحد شده بود آکاد یا کشور اردن بوده است.
    که این اتفاق خط آکادی را برای چند سده بینل مللی میکند (آن زمان)
    بعد ها آشوری ها دنباله ی کار را میگیرند و تمام مناسبات آخوند سالاری چه آخوند زن یا مرد را جمع آوری میکنند.
    اسراییل هم در پس حمله ی آشوریان به دو بخش ربانی یا آخوندی تقسیم شده بود.
    اولین جمله ی قرآن میگوید که راوی آیه یک “ربانی” هست و این یعنی = منهای آخوند
    نظام ربانی مبنی بر قانون حمورابی یک نظام شبه سکولار بوده است.

    – این را هم اشاره کنم که رومیان مبتکر “سیاست” بودند (پالیسی), که در ضرورت ارتباط دو جناح متخاصم, “آخوندی یا ربانی” جهان سامیان را دور بزنند.
    این سیاست رومی پیروو ابتکار پارسیان بوده است چونکه اتفاقات بالا در عراق یا اردن نمیوفتاد, شانس سروری برای جهان به ایرانیان رقم نمیخورد.
    و همین نشان میدهد که حمایت عرب های ربانی از پادشاهی در ایران و دشمنی آنان با آخوند سالاری یک مساله ی ریشه ای و عمیق است که تا به امروز به سیاست های جهان عرب انرژی میدهد.
    عرب ها و یهودی های ربانی هرگز نمیتوانند با آخوند ایرانی سر یک سفره بنشینند! و آلات رقیق بودن ارتباط آخوند با جهان عرب که یک ثانیه, حرف خوش و ثانیه بعدی بهم بپاش هم برمیگردد به همین اصل حمورابی!
    صدام در زمان جنگ با ایران از خود مجسمه ساخته که از حمورابی “قانون” را تحویل میگیرد. این یک کمپین بجایی بوده چونکه رییس جمهور عراق بود, جهان درک نمیکرد این مجسمه و حمورابی برای جهان عرب یعنی = سکولاریزم!
    سیاست لگاسی رومی این امکان را میدهد که فرقی نداشته باشد که نظامی ربانی باشد یا آخوندی…
    اردن اولین منطقه یا کشور “ربانی” در جهان سامیان بوده است و تا حدودی اکثر ربانی مانده است.

  11. سایه به «صمدآقا»

    جناب «صمد آقا» ، با این نام «اسلامی» وطرز برخورد «انقلابی» ولیست مندرج در کمنت تان ازگروه هائی که با آنها «دشمنی» دارید ، وبد ترازهمه محتوای کمنت های مملو از«کینه ولجن پراکنی وتهمت»های کورکورانهٔ شما ، رنگ وبوی مشمئزکنندهٔ فرقهٔ ایدئولوژیکی اسلامی مارکسیستی «مجاهدین خلق» دارد. این گروه مسلح با چنین خصایل ناپاکی اگر با ترفندهای «جاوید باد ایران وایرانیت» (کدام ایرانیت ؟) و بدست گرفتن پرچم شیروخورشید نشان بتواند برکشورایران مسلط شود چنان حمام خونی راه خواهد انداخت که روی «خمرهای سرخ » کامبوج را سفید بکند.

  12. واقع بین

    یکی از کاربران گرامی ، در پاسخ به کاربر دیگری بنام سیامک ، چنین نوشته اند :
    پادشاه اردن ، یعنی پدر ملک عبدالله به پادشاه ایران علاقه شدید داشت و او را برادر بزرگ خود ، خطاب میکرد و …………..

    بسیاری از مردم پا به سن گذاشته ایران ، بیاد میاورند که شاه فقید در حق ملک حسین بسیار بسیار لطف و محبت داشت و ملک حسین بسیار به ایران سفر نموده و کمک فراوان هم دریافت میکرد .
    بخصوص سفرهای همیشگی ایشان به شمال و شهر رامسر را بیاد میاورم اما :

    امثال ما ، همیشه نزد خود میگفتیم که وی بسیار نمک نشناس و به قول بچه تهرونی ها در حق شاه فقید نامردی نمود ؟!!!
    در اوایل انقلاب و بخصوص در سال ۵۷ و خروج شاهنشاه از ایران و تردد در کشورهای متعدد جهت اسکان ، تنها میتوان از انور سادات رهبر مصر به نیکی نام برد و در حق شاه ایران جوانمردی و اقایی نمود و انگار در ان دوران کسی بنام سلطان حسین ، شاه اردن وجود خارجی نداشت و انگار ایشان ، اصلا شاه ایران را نمیشناسد !!!
    علیرغم بیماری شاه فقید و درگیری در شرایط بحرانی و مریضی ، نامردی دوم را هم کارتر و ایالات متحده امریکا در حق ایشان بعمل اورده و از بستری شدن ایشان در بیمارستانهای ان کشور ، مانعت بعمل اورد .

    قدیمی ها میگفتند که عالم سیاست پدر و مادر ندارد و یک حرام زاده است !

  13. پاسخ به «صمد آقا»

    اگرشما تصور میکنید که نشانهٔ «هویت ایرانی» داشتن در شعار«جاوید باد» دادن ودهن دریدگی وتهمت وتوهین به کمنت نویسان با « نام » ایرانی است سخت دراشتباهید. شما که نام عربی روی خودتان گذاشته اید وکسانی را که اسامی ایرانی دارند « ساواکی و ارتشی و سلطنت طلب و دزد و خلافکار» مینامید ، دارید با این تحریفهای مالیخولیائی تان آبروی «هویت ایرانی» را میبرید ؛ کاری که ملایان شیعی بمدت چهل سال کردند ونتیجه نگرفتند .

  14. صمد اقا

    به جناب ، سهراب .
    جدیدا شنیده شده ، اشخاص بسیجی ، که تا دیروز ، حمدالله و عین الله و گداعلی نامشان بوده ، با درک سرنگونی رژیم در اینده نزدیک ، زیر نامهای ایرانی خود را پنهان میکنند ،
    مثل جناب ، سبز علی ، که نام ، سیامک و بعدش ، سهراب را برای خود در کامنت گذاری استفاده میکند .

    اسم و نام ونشان ، نمیتواند مواضع و طرز فکر و اندیشه را پنهان کند ، جناب سهراب ، یا ، سبزعلی که افکارتان در دفاع از اخوندهای کثیف در کامنت ، سیامکی مشخص است .

    بانگاهی به تبلیغات و فیلمها و سریالها و انتشاراتی های ، اخوند های توده ای در ۴۰ سال گذشته میشود به سادگی به این موضوع ، خراب کردن و بدنام کردن ، این اسامی ایرانی ، درنقش ، ساواکی و ارتشی و سلطنت طلب و دزد و خلافکار ، را مشاهده کرد و دید .

    همینگونه در کامنت گذاری جهت دفاع از قاسم تروریست قهرمان پوشالی .

    جاوید باد ، ایران و هویت ایرانی .

  15. سهراب

    این «صمد آقا» با این نام عربی گوئی نسبت به نامهای ایرانی عقده وکینهٔ شخصی دارد ؛ دردیدگاه وی «جمشید»ها بسیجی اند ، «آریا وایرج وایراندخت»ها اطلاعاتی اند وبدتراز همه «سیامک وساسان وسام وسهراب»ها آقازاده های معلول ذهنی اند.
    اینهمه تهمت زدن ها وپرت وپلا نویسی ها باعنوان «دیدگاه نویسی» نشان ازروان پریشی مزمن نویسنده آنها دارد.

  16. پاسخ به سیامک

    سیامک, نوشتید:
    سیامک
    آقای پهلوی، نکته ای که در مورد سردار سلیمانی گفته اید به دور از انصاف است. سلیمانی به حق بیشترین سهم را در تار و مار کردن جهادی های داعش داشت و یک فرمانده زبده و توانا بود که برای نیروی نظامی ایران یک سرمایه محسوب می شد.
    ——————-
    و پاسخ
    ——————-
    این پهلوان پنبه بازی ها در راستایی که ایران را شرور و تروریست بخوانند بخشی از وظیفه ی این خائنین است!
    اینها با شعار خمینی اسلام در خطر است قدرت را در ایران قبضه کردند.
    و با همین شعار هشت سال عراق را به جنگ با ایران کشاندند که از سود تسلیحاتی و جنگ پول به جیب بزنند.
    اینها تمام نقش های پست و منفی را ایفا میکنند که فیلم های هالیوودی سوسیالیستی چپ امریکا ترسیم میکند.
    قاسم سلیمانی هیچ کاره بود اما ارتباط با بزهکاران (مواد مخدر جهانی) و قاچاق تسلیحاتی اینجا و آنجا مشارکت و سود داشت.
    وگرنه در سوریه چند تا بچه ی افغان و ایرانی را برد آنجا که جنازشونو برگردونه واسه کار خانه ی شهید سازی که حماس فلسطین و حزب الله لبنان پشت پروژه ها هستند.
    برجسته کردن نام این پهلوان پنبه از سوی برخی محافل غربی نه برای این است که این یارو جدن پهلوان یا قهرمان بود, بلکه این آدرسی باشد که ثبت شده برای آینده ی “کینه ها” و جنگ ها مخزن میشود! کینه ی کی؟ صحبت از داعش نیست, صحبت از تروریست هایی است از سراسر جهان, اینها در دل داعشی ها را شهید میدانند, و چه بهتر بذر کینه به سوی ایران کاشت بشود!
    اگر خامنه ای و گنگ او از چنین بذری خوششان بیاید, پس فکر میکنید از کدام بذر نحس بوده که در همان ۱۹۵۷ قدرت را نصیب اینها کرده بود؟
    (فواحش در آغوش تروریست های عرب و جرب! که واسه فلسطین اشک کروکودیل میریزند و میلیون ها دلار پول در میارن)
    مشتی کله پوک احمق مثل قاسم سلیمانی ها که متوهم و بیمار جاه طلبی هستند, برای نسل های آینده ی ایران کینه و دشمن کاری میکنند!
    شما اگر تا کنون اینها را درک نکردی مثل خود سلیمانی ها بیمار هستی و نیازمند شدید به روانکاو!

    – نگاهی بندازیم به دوران پهلوی و عرب ها

    اردن: گوگوش به خاطر ارتباط خاص پادشاهی اردن با ایران زمان شاه کنسرتی دارد که شاید از بهترین برنامه هایش بوده است. این کنسرت را سراسر جهان عرب دارند از تلویزیون های ملی تماشا میکنند.
    عراق به طبعیت از اردن روند مثبت را به نسبت ایران دنبال میکند که منجر به قرار داد الجزایر شده و بریم سراغ بازار این دو کشور.

    پادشاه اردن یعنی پدر ملک عبدالله, به پادشاه ایران علاقه شدید داشت, او را برادر بزرگ خودش خطاب میکرد.
    حتا موضوع ازدواج و زندگی خصوصی عشق و اینها را با “برادر بزرگ” مطرح میکرد که به شاه ایران اخلاص خود را نشان بدهد.
    طبق دستوری قراردادی کلان بین اردن و ایران این کشور عربی را از همه لحاظ متحد ایران میکند.
    اتوبوس های ایران ناسیونال در سراسر اردن, و ماشین آلات “ارج” از تهویه هوا, شوفاژ, یخچال, تلویزیون و رادیو.
    هنوز در ساختمان های شهرهای اردن موجودند! تشریف ببرید به چشم ببینید.
    خرید وسایل الکترونیک ایرانی در بازار اردن یک شروع بوده است, ایران به سرعت در این بازار در حال رشد بوده است,….. و اردن الگوی دیگر کشورهای عربی میشود.
    عربستان خوشحال از تحولات ایرانی در زمان شاه و نتیجه ی مثبت ارتباط اردن با ایران, از شاه دعوت به عمل آورده و در سراسر کشور عربستان مردم این کشور به خیابان ها ریخته به شاه ایران خوش آمد بگویند, اکنون عربستان ویدئو ها و مستند ها را منتشر کرده است که این کار عربستان به این معنا هست که: چرا با ایران پیشرفته زمان شاه “دشمن” نبودیم؟
    ویدئو های سرور مردم عربستان را نگاه کنید! که از شادی در پوست خود نمگنجند.
    از هیچ مقام سراسر جهان, عربستانی یا مردم عربستان چنین استقبال نکرده اند و این تا به امروز!
    عربستان یکی از محافظه کار ترین مردم را در جهان دارد, چنین استقبال از شاه ایران را هیچ کشوری دیگر تجربه نخواهد کرد! و چشم حسودها کور که دیدن آن روز های ایران را نداشتند.
    برویم مصر, مصر هم با الگو برداری از ایران روند مدرنیزاسیون را شروع میکند. دانشجویان مصری به رسانه های غربی یا جاهای دیگر توجه نداشتند, بلکه هر روز در اخبار میخواندن تهران چه خبر است.
    شهبانو فرح دیبا به چند کشور منطقه سفر کرده بود, عراق هم, تصویر, سبک مدرن زندگی و تخصص این بانوی مدرن الگوی دختران خاورمیانه شده بود, در غرب هم ایشان آیکون شماره یک مجلات گاسیپ بودند (اینجا هم چشم حسود کور!),…در کشور های خاور میانه آخوند ها صف میکشیدند که با دیدن شهبانو فرح پهلوی “الله” بهشون لطف کند!
    این یعنی تغییرات زمان شاه چنان در منطقه تاثیر داشت که همه داشتند پوست میکندند و معیار های پوسیده و قدیمی را کنار میگذاشتند.
    کشور های عربی مثل عربستان بویژه, کابوس هم داشتند که حق با آنان بوده است. یعنی کابوسی که چهل سال پیش ملت ایران و مردمان منطقه با آن درگیر هستند.

    – نگارنده زمان شاه بچه بود, و از عرب و عربستان تنفر داشت! چونکه باور داشت این آخوند ها را اسلام آنان به ایران آورده است, اما بعد مشاهده ی خوشحالی همین عربستانی ها از شرایط آن روز های ایران و پیشباز تاریخی از شاه ایران, آن زمان فهمیدم دچار اشتباه بودم.
    آنان دشمن خوشبختی ایران نیستند, آنان دشمن دشمن ایران هستند! = همین آخوند های کثیف و غارت گر.
    قورت دادن چنین واقعیت برای من سخت بوده. ویدئو ها موجود است و خود ببینید مردم عربستان از دیدن شاه چه هلهله ای براه انداخته بودند.
    – اینها دلیل دارد.
    شاه با تمام کشور های عربی موضوع های “ایشو” (مناقشه) حل میکرده و قرار داد میبست, مثل قرار داد الجزایر که خمینی و صدام را تروریست ها برای همین قرار داد پروژه کرده بودند که سرک بکش به محافل به حساب قجری – مصدقی و کسانی در فرانسه؟ (الیت نوفل لو شاتو!)
    شاه تمام مناقشه های ایران و کشور های عربی را تبدیل به اولویت کرده بود و میخواست بند بند اختلافات را با آنان پشت سر بگذارد.

    و نزدیک بیا پچ پچ کنم – همین دشمنان زیادی داشت, که ما باید در این باب از مار در آستین شروع کنیم, همین حکومت تروریست اغوا گر و برای ایران “دشمن!” سازی!
    سیاست اینها از همین واکیوم شکل گرفته است و در جهت تخریب ایران و منطقه خرج میشود!
    وقتی در سیاست بین المللی بالغ تر شدم درک کردم که واهمه ی عربستان بجا بوده.
    از چرت و پرت های کلیشه های تحریف تاریخ بگذریم, که خود سید خامنه ای نماد تحریف و افسانه های آن است. عرب ها قبل از اسلام فرهنگ “عشا” داشتند.
    به پیروی از “آشا” ی زرتشتی هنر, سرور, شادی و زندگی را ستایش میکردند, این شامی های تروریست معروف به ترسایان بودند که ترتیب اسلام را در پترا و اورشلیم آن زمان میدهند. که جمیعت بیگانگان در اسراییل اکثریت بودند. یهودیان از آنارشی ها ی دوران فئودالی سلوکی سالاری به کوه ها پناه برده بودند. بعد از دویست سال تاریخ هجری (هجرت یهودیان از اسراییل تحت اشغال سراسر بیگانگان) – قمری (مناطق سوریه و بخش هایی از اردن کنونی) اسلام طبق قراردادی بین حاکم دمشق و و چند شهر ترسایی مکه را برای مرکزیت اسلام انتخاب میکنند, چونکه از عرب های “عشایی” وحشت داشتند.
    آن زمان عرب عشایی دشمن عرب ترسایی بوده است!
    داعش و قاسم سلیمانی ها پس ماندگان آن ترسایان هستند. که ترسا یعنی تروریست!
    و میخواستن فرهنگ شادی و جشن های آنان را به فرهنگ ماتم محدود کنند.
    همین عرب ها بعد از حمله اسکندر بیشترین مقاومت را الیه قشون سلوکی و اشغال گر ایران میکنند, اسکندر از عراق کنونی یک وجب نتوانست به طرف جنوب برود.
    شما حکومت پهلوی را بسان حکومت ساسانی نگاه کنید و تروریست های گوناگون را “ترسایان” ماتم پرست!
    – و دشمن شادی مردمان, که سهم عرب قبل اسلام همان عشا (جشن, سرور) بوده است.

    این توضیح که اسلام اصلا و ابدا ریشه در عربستان ندارد برای این است که به شما تذکر بدهم که زمان شاه:
    فرح دیبا سفرهایی را به مناطق دور دست و محروم ایران میکنند.
    بخشی از این سفر ها تماس ها با عشایر عرب و لر خوزستان بوده است.
    ترتیبی در جهت رفاه زندگی آنان که در مقابل, موسیقی بندری (یعنی فارسی خوانی عرب زبان ها) مثل انفجار شامل فروش کاست در ایران و کشور های مجاور عرب و معروفیت این ژانر در کشور های عرب همسایه.
    کمپانی های موسیقی ایرانی در جهان عرب حرف اول را میزدند.
    اهل آبادان و اهواز بودن در جهان عرب اتیکت افتخار و فخر فروشی عرب ایرانی بوده است.
    عرب های های مجاور برای عرب زبان های ما دولا راست میشدند.
    این فضایی بود که به لطف رفرم اقتصاد ایران و رنسانس فرهنگی در زمان شاه.
    این نکته را هم یاد آوری میکنم که موسیقی ایرانی در سال های ۱۹۷۰ با ۵۰۰ هنرمند در مجموع + بندری که بخشی از اقتصاد آن بوده است پس از امریکا دومین بازار بزرگ موسیقی در جهان بوده است.
    در همان دوران ایران بوده است که بیشترین محصولات موزیک را پس از امریکا داشت.
    امروز با چهار میلیون در همین صنعت ۲% فضایی را نداریم که زمان شاه داشتیم.
    ترسایان زاده های سرزمین های شام وحشت کرده دست بکار شدند.
    ترسایان ترم تروریست هایی بوده که مردم را کشتار میکردند, اما بعد ها به عزاداری مردمان رسوخ کرده این را هم تبدیل به بازار میکردند که مسیحیت و اسلام از آن شکل گرفته است!
    اینان زمان ساسانی و رومی مردمان را از شادی و شاد زیستی ترسانده و محروم میکردند که از آن سوی دیگر تجارت سود آور – چادر و مقنعه و فرهنگ قوادی را کنترل کنند.
    سلمان رشدی میگوید قرار نبود دعوا بین چند گروه مافیای سرزمین شام برای فروش زن تبدیل به مذهب بشود! که شد.
    بعد از انقلاب خمینی اولین تجارت پر سود که پول ها را بواسطه ی همین قاسم سلیمانی ها سرازیر لبنان و سوریه کرده بود حجاب برای زنان ایرانی بوده است.
    در حالیکه خود در پلاژ های لخت و عریان سواحل لبنان و سوریه چه لم دادند, شما به مجموعه پروژه هایی در اینترنت نگاه کنید که لقمه ی گلوی ایرانی را برای ساخت و ساز آن خرج کردند اما به زنان لخت و پتی و پلاژ ها نگاه کنید که افسران سپاهی و زنان دوم و سوم خود آنجا ها چه حال میکنند!
    این پلاژ ها مال دیگران نیست, حزب الله لبنان اینها را میگرداند.
    برخی فک و فامیل خاتمی چی ها و به حساب ملی مذهبی ها* را هم لخت و پتی در پلاژ ها میبینید. جستجو کنید در اینترنت! (*بخوانید فسیل های انحصار گرای آخوندی قجری پسا مصدق احمق!!!!!!!)
    این فسیل ها دشمن شماره یک پهلوی بودند چونکه مدرنیزاسیون اقتصاد ایران “انحصار” را از چنگ اینها در میآورد و رقابت ها را همگانی میکرد که نبوغ در زمینه ی اقتصاد ساختار گرا استنشاق این متن مهم از ساختار ها باشد.

    **و باز هم برای شناخت این فسیل ها – در دوران ساسانیان, و رومیان, ترسایان آخوند گرا بودند که دشمن ساختار ها بودند چرا که آنان در آنارشی میتوانستند هر غلطی که دلشان میخواهد بکنند.
    ژآستین دءاسکوپیه (Justin D’Skopie) که کتاب نظم و قانون “لگس رومانای” (Leges Romana) (قانون روم پیشا مسیحیت) خود را با تاثیر از ساسانیان که سر فصل قوانین را “دستور” مینامیدند, با سرکوب شدید ترسایان تروریست و آنارشیست امکان پذیر کرده بود که امروز تمام قوانین مدرنیته ها را مدیون این قیصر رومی هستیم.
    – در کتاب انجیل چیزی که وجود ندارد قانون است = ژاستین دسکوپیه
    جستیس (Justice) انگلیسی از نام همین مرد است که از ترسایان متنفر بوده!
    – و در قران ترسایان پترایی – اتیوپی (مسیحیان جنوب یا شرقی) چیزی که وجود ندارد قانون است!
    پس میبینید که این ات و اشغال های آنارشیست و تروریست تبار شناسی تاریخی هم دارند.
    که قدیم معروف بودند به ترسایان و امروز = تروریست!
    فرقی هم بینشان نیست, خواه در آفریقا باشند یا امریکا, بنگلادش, یا ایران یا پاکستان یا افغانستان!
    و بزرگ ترین خیانت قهرمان یا پهلوان دانستن اینهاست.
    اینها از همان قدیم تا به امروز مشتی بز دل تروریست بیش نبوده و نیستند. همین کافی است جایی نظم بهم بپاشد سر و کله ی اینها پیدا میشه.
    بیچاره خاورمیانه ی از یمن تا عربستان تا ایران از اینها زخم هایی دارند که التیام آن “فرهنگ” است.
    *****

    خمینی به تکرار میگفت, شاه فرهنگ ما را خراب کرده است.
    راستی منظور خمینی از فرهنگ چه بوده است؟
    تکه کلام بعد از فرهنگ در کلام خود تروریست احمق!
    اسلام در خطر است! = فرهنگ ترسایان (تروریسم)
    پس معلوم شد مردک جاه طلب و لجن ذهن خوک هندی نه فرهنگ را شناخت و نه اسلام را میشناخت!
    فقدان فرهنگ شادی و شاد زیستی ایرانی روی عرب ها تاثیر مخرب میگذارد.
    زنان عربستان را نگاه کنید که با لباس رنگی و بدور از حجاب (کنونی) در خیابان ها گل به دست گرفته از پادشاه ایران استقبال کنند.
    سنگاپور را نگاه کنید, ایران زمان شاه یک سوپر سنگاپور بوده است.
    که آزادی اجتماعی سراسر وجود داشته و رفرم اقتصادی و مدرن که انحصار را از چنگ مشتی آخوند قجری ترسایی در بیاورد.
    قجری هایی که دوباره جنازهاشونو بر همه چیز لم داده و از ایران هم جنازه ای بیش نمانده است.
    اسلام و مسلمانان به اسلام گرایی و کاسه ی داغتر از اش نیاز ندارند, بلکه یک فرهنگ شکوفا که جنس رنسانسی داشته باشد که در دوران پهلوی شروع شده بود. اسلام و مسلمانان + عربستانی ها به چنین چیزی نیاز دارند.
    چرا که فرهنگ عشا (شادی و ستایش زندگی) هنوز در ته ذهن عرب وجود دارد که یک نمونه ی آن همان دیدار فرح دیبا از رهبران عشایر عرب زبان ایرانی و چند کشور مجاور بوده است که آنان را این همه به جشن و سرور وا داشته بود که تمام اینها مستند در اینترنت موجود است.

    – دعوایی (بگو مگو, مشاجره) پشت پرده در بین “شیخ زادگان” عرب همیشه بوده و هنوز هم هست
    – فقدان حساسیت و عمل در جهت کمک به حکومت پهلوی و این را دیپلماتیک از وزیر امور خارجه ی عربستان بشنویم: ما هم زجر کشیدیم, ما هم با این انقلاب خمینی همراه مردم ایران خیلی زجر کشیدیم!
    – زجر عرب ها هم یک حقیقت است.
    – و امروز خودشان آه دورانی را میکشند که پهلوی آن دوران را ترسیم کرده بود.
    – خوشبختی نه یک طرفه ی ایرانی, بلکه عرب ها هم در ارتباطات لحاظ بود.
    منبع این نوشته اینترنت هست – خود جستجو کنید جهان عرب با ایران و ایرانی زمان شاه چگونه بوده است.

    – در آخر, شیخ امارات برای یک بچه آبادانی کارگر دولا راست میشد!!!!!!!!!!!!!!!!
    – چون شیک و شاد بودن عرب زبان های ایرانی درشان یک انگیزه ی زیبایی شناسی (Aesthetisme) از زندگی ایجاد میکرد!

    این نوشته را با آهنگی از گوگوش در کنسرت اردن به دعوت پادشاه این کشور که این زمانی است که نیم جهان عرب از وسایل صنعتی و ماشین آلات ساخت ایران لذت میبردند به پایان میبرم.

    زمانیکه مدل موهای دختران بغداد تا عمان هم, گوگوشی بوده و ملکه ها و شاهزادگان اروپا از شهبانو ی تحصیل کرده ی ایران فرح دیبا الگو میگرفتند!
    – مستند همه ی این ادعاهای نگارنده در اینترنت موجود است.
    https://www.youtube.com/watch?v=pSd_AJ7NZsY
    توضیح به خوانندگان:
    – ترسا ترمی ساسانی است که در خاور میانه ی پسا هلنیستی استفاده میشود.
    از ترساندن و ترور مردم و پیروی از خدایان ترسایی…..و ترور
    یک تناقض تاریخی هم در مورد ترسایان مشاهده میشود که این بستگی به دوران هایی دارد که نظمی ترسایان را کنار میزد. درست مثل “خدمت” اجتماعی آخوند ها در لبنان زمان شاه, که این را سوژه کنند به ذهن جوانان و اغفال آنان, همین سیاست ترسایان آن دوره هم بوده است. کم میآوردند به حساب مستضعف گرایانه یاوه بافی میکردند, بعد قدرت لاشخوری میکردند! و هنوز هم میکنند………

  17. صمد اقا

    این جماعت ، اخوند زده ، خرافاتی و عاشق رامبو و رینگو ، خمینیسم و مش قاسم ، با اسامی مختلف و همان نقطه نظر های ، صدا و سیمای اخوندی توده ای با کامت گذاری ظاهر میشوند .
    مثلا ، بسیجی ها ، بااسم ، مخفی ، « جمشید »
    یا ، اطلاعاتی ها ، بااسم ،،، « اریا ، ایرج ، ایراندخت »
    یا ، اخوند زاده های ، یا اقازاده های ، معلول ذهنی کشور خود را « سیامک و ساسان و سام و سهراب مینامند . بدونکه انکه حتی چند خط مطلب در مورد این نامها و سرگذشت تاریخی اصالت ان خوانده یا مطاله کرده باشند .
    حداکثر اطلاعات و اندوخته و تجربه انها همان مطالب تحمیلی و تلقینی ، بمباران شبانه روزی جعل تاریخ و لوث و تهی کردن لغات از معانی و ژنرال عمله ثابق قران سازی ، ۴۰ ساله صدا و سیای اخوندی و مراسم سیرک دهه زجر و حلیت المطقین ، بیشتر نمیاشد .

    بقول ، مولانای ، بزرگ . ای بردار تو همان اندیشه ای ، مابقی خود استخوان و ریشه ای .

    اشخاصی که از سلیمانی های تروریست قهرمان میسازنند و از ساخته خود دفاع میکنند ،
    اندیشیدنشان در درک زندگی مورد علاقه خود انها ،
    یعنی ، ادامه ، تروریست پروری و پولشوئی و غارت و زیارت نامه ، تاسوعا و عاشورا خواندن ، و پارتی بازی ، سهیه ای ، حمهوری + اسلامی میباشد .
    حال چه مدرک ، مهندس یا دکتر یا پرفسور یا شهرت هنرمند ، و مدیر و سرمایه دار میلیارد داشته باشند .

    اندیشه شما در گفتار و نوشتار و نتایج ملموس اعمالتان ، شما را افشا میکند ، حال به هر حلیه ای دست بزنید ، حتی مظلوم نمائی یا تهدید های خالی بندی ۴۰ ساله ، راه قدس از کربلا میگذرد .
    یکی از این جماعت بپرسه ، شما که پس از صدام به مدت ۱۷ سال کربلا که هیچ کل عراق در چنگتان است و سوریه و لبان و غزه و یمن هم همینگونه ، چرا جرعت شلیک یک موشک به اسرائیل را ندارید .

    دکان دین فروشی و فقهه و قهرمان پوشالی قاسم رینگو ها دیگر رنگی ندارد و سقف و بنایش در حال فروپاشی و اینکه اقا هم با ۸۰ سال سن و مشکل پروستات و با تحریم پوشک لطیف انگلیسی مواجه هستند .

    هرچند که پوتین فعلا یک کشتی پوشک برای اقا سید علی و جنتی ارسال کرده انهم از حساب وام ۵ میلیارد دلاری .
    حضرت نمیرالمومنین جنتی در مصاحبه ای گفتند .
    ما تحریم پوشک انگلیسی را دور زدیم و از روسیه وارد کردیم .
    جنسش بد نیست ، اما یک کمی زبره . مثل مقوا .

  18. « دانشجو »

    جناب سیامک ،
    شما بفرمائید ، از خمینی دجال گرفته تا رفسنجانی و خامنه ای و ، مش قاسم رینگو تروریست ، عمله ساختمانی کرمان ، که پنداری ، دود شده و رفت هوا ، کدامین از انها ، در دانشکده امور بین الملل و سیاست گذاری و دانشکده افسری تحصیل کرده و به درجه و مقامی که جمهوری اخوندی به ذهن شما فرو کرده را ژنرال امنیت ایران و ایرانی میخوانید ،

    قاسم رینگو هم تروریستی مانند ، بن لادن ، البغدادی و ابو عزرائیل و ابو ناظم و هزار کوفت و بلای جهل و خرافه اسلامیستها ، مثل ، اخوان المسلمین ، فدائیان اسلام ، فتح و حماس و جهاد اسلامی و القاعده و داعش بود . تنها با یک تفاوت .
    انهای دیگر تروریستهای محلی بودند . اما مش قاسم رینگو ، تروریست دولتی با حمایت سیاسی لندن مسکو ، هم به مقام ، عارفی رسید و هم ژنرالی .
    ایا شما شاهد ملاقات ، پوتین جنایتکار کمونیست ثابق که سهم دریای مازندران را به ارزش ۴ تریلیارد دلار بالا کشید با قاسم رینگو ، برای سرکوب وکشتار ، نیم ملیون کودک و زن و مرد جوان سوریه را فراموش کرده اید ؟

  19. سیامک

    آقای پهلوی، نکته ای که در مورد سردار سلیمانی گفته اید به دور از انصاف است. سلیمانی به حق بیشترین سهم را در تار و مار کردن جهادی های داعش داشت و یک فرمانده زبده و توانا بود که برای نیروی نظامی ایران یک سرمایه محسوب می شد. درست است که بسیاری از ما طرز فکر و ایدئولوژی او را قبول نداریم اما این باعث نمی شود که عمل تروریستی دولت آمریکا را توجیه کنیم و آن را تسلی بخش بنامیم! بزرگترین دولت مدعی دموکراسی یک مقام رسمی ایرانی را ترور می کند و کمتر کسی به این بعد قضیه اشاره می کند. بسیاری از جمعیت چندین میلیونی تشییع کنندگان سلیمانی از موافقان رژیم نبودند بلکه از مردی قدردانی کردند که از مرزهای ایران پاسداری کرد. انصاف را فدای منافع نکنیم. با سپاس

  20. nader

    بایدن و پلوسی بهمراه بی بی سی فارسی نیزکشتن سلیمانی را بیهوده نامیده (مثل اینکه بگویید کشتن بن لادن و البغدادی بیهوده بوده؟! ) و با نادید گرفتن آزمایش اتمی و موشک پرانی و کشتار مردم ایران ؛ برای برجام الکی اشک تمساح میریزند و سعی در محکوم کردن ترامپ (بخاطر افشای بیزینس آقا زاده در اوکراین شده) میکنند!!

  21. سایه

    بسیار مصاحبه خوبی بود با تشکر از بچه های کیهان

  22. سید مخروجی از آدم و حوا

    علت عربی حرف زدن خامنه ای،
    عربی بودن سخنگوب سپاه (رمضان شریف)،
    علت جنگ با اسراییل،
    علت ترور فرهنگ ایران (ترور در برگزاری سالروز کوروش کبیر، به عربی تبریک گفتن نوروز)،
    علت تزریق و تجاوز به فرهنگ ایرانی با عزاداری و شادی عربهای اخراجی از سرزمین های عرب:

    نفوذ و کنترل لایه های مختلف سیاست و قوای نظامی توسط ‌‌

  23. بنده نام ندارم...

    نگرانی عمده اروپا, سیل پناهجویان ایرانی در هنگامه سقوط ناجمهوری بوگندوی آخوندیست به سمت آن قاره است… ایکاش اپوزیسیون در موقعیتی بود که میتوانست به نه تنها اروپا, بلکه تمامی دنیا اطمینان خاطر دهد که توان جمع و جور کردن اوضاع پس از ریزش حکومت جابر را دارد.

  24. فاجعه ی میانکاله

    شاهزاده فرمودند نگرانی آب برای ایران! (اشک)
    امروز در اخبار مرگ پرندگان در میانکاله را خواندم.
    میانکاله یک تالاب بزرگ که شبه دریاچه هست در شرق مازندران و جوار شهر نکاء قرار دارد.
    این تالاب میزبان میلیون ها و میلیون ها پرنده ی مهاجر است که از استرالیا به اروپا, و اروپا به استرالیا, از سواحل ژاپن به کانادا و کانادا به ژاپن مهاجرت میکنند میباشد.
    اگر انسان در گذشته رد پای پرواز پرنده ها را در جهان پیگیری کرده باشد, میانکاله را به جرات میتوان مکه ی پرندگان جهان از چهار سو دانست.
    چلچله ها , زیک ها, به قول مازنی تیکا ها و انواع پرندگان رنگابرنگ مثل ابر آسمان آن منطقه را سیاه کرده و برقص در میآیند. رقص پرندگان با طبیعت سرشار از زندگی و کوه های سرسبز زیبایی خیره کننده به آن منطقه میدهند.
    اما این اواخر تحرکاتی شروع شده است که مردمان بومی خبر ندارند عاقبت این تحرکات به کجا بیانجامد.
    بعد از تحریم استفاده از اسکله ی نکا شدت یافت و آب کشی از همین شهر به استان سمنان که اعتراضات زیادی را در مازندران موجب شده.
    فقدان دموکراسی و تصمیم گیری های از بالا بدون گذاشتن مردم در جریان امور مردمان بومی را وحشت زده کرده است. یک نمونه هجوم شرکت هایی از سه کشور روسیه, ترکمنستان و آذربایجان به اسکله ی نکاء هست.
    این شرکت ها کارهای پست و کثیف را به مردمان بومی سپرده با اندک حقوق و اما صاحب امتیاز سرمایه گذاری ها گردن کلفت های خود حکومت هستند که از تهران, قم و مشهد به آنجا ترافیک میکنند.
    به نظر میاد با خطوطی که بین شیلات های روسی و نکاء انجام شده است برخی رهبران حکومت نمیدانم شاید برای فرار (؟؟) فک و فامیل های خود را آنجا انتقال داده, از ویلا سازی تا جنگل خواری زمین ها را از مردمان بومی غصب میکنند.
    شهر نکا را غیر رسمی و مافیایی شهر تجارت آزاد بینلمللی کرده اند ولی همه کس نیستند که قرار است از بهره مندی آن سهم داشته باشند, شعار های مذهبی و پاسبانی سپاه و بسیج را دو چندان کرده اند که بیا برو های گردن کلفت های حکومتی بدون مزاحمت اعتراضات از این منطقه ی سرسبز, ثروتمند (نفت و گاز) و ترافیک با روسیه به پول های کلان و سرشار برسند.
    بومیان فلک زده و فقیر مازندران را رها کنیم بریم سراغ به حساب مقامات مازندران. اصلان خبر ندارند کی از کجا به کجا لوله ی آب کشید!
    اصلان در جریان سمینار ها و جلسات شرکت های روسی نیستند که نه با ایرانیان, بلکه با عرب ها آنجا معامله میکنند.
    عرب ها علاقه ی خاصی به سرمایه گذاری در هر منطقه ی سرسبز نشان میدهند, شمال ایران شده سکوی پرش روس ها و علاقه ی آنها با ارتباط با عرب ها.
    این میان ایرانی هیچ کاره است, حتا صاحبان هتل ها هم حق پرسش ندارند که این عرب اهل کجاست؟ و با این تیم روسی در مازندران چکار میکنند؟ حتا یک میزبان ایرانی آنجا وجود ندارد!!
    رفسنجانی چند بار به همین منطقه سفر کرده بود, در خاطراتش مینویسد برخی آقایان نظر داده بودن مناطق سرسبز شمال را اشغال کنیم, امام نه گفتند. طبق خصلتی که دارد دروغ میگوید, وقتی بیا برو ها را برای نفت و گاز شهر نکاء شروع میکند ترافیک دیگر رانت خوار ها و زمین خوار به آنجا که مثل سایه خاندان رفسنجانی ها را تعقیب میکردند موجب شده بود که دفتر امام خمینی هوس زمین خواری اینها را به تعویق بیاندازد.
    پرندگان و شرایط محیط زیست و فقدان نهادی که اشغال ها را پاک کند سراسر منطقه ی میان کاله را تبدیل به جهنم پلاستیک و شیمی های عجیب و قریب در خاک و رود های این استان.
    اعتراض شهرهای مازندران و نابودی منابع سرسبز این منطقه را خود به چشم ببینید, در اینترنت ویدئو هایی گذاشته شده.
    گمانه زنی های اینکه پرندگان را عمدی کشتند در بین مردم بومی بخش میشود, مازندرانی ها با طبیعت سرشار و زیبا عجین هستند.
    دور زدن مردم بومی و مازندرانی تا سطح استانداری این روز ها یک حقیقت است. فلان رفسنجانی زاده که شرکت ماهان او و صنعت فولاد او تحریم شده است, با هلیکوپتر خصوصی در نکاء پرسه میزند, این دیگران را هم به همین منطقه میکشاند که میخواهند سهمی از معامله ها داشته باشند.
    بعد روی هم ریختن پوتین و خامنه ای و مختار بودن روس ها که بخش هایی از شمال ایران را مثل لاذقیه ی سوریه دیدند مردم بومی ترس دارند روس ها با توپ و تانک آنها را از مناطق خودشان بیرون کنند.
    فساد در شهر های مازندران بیداد میکند.
    در اعتراضات که اخیرن در ایران شده بود شهرهای مازندران به سرعت به اعتراضات پیوسته بودند اما از واحد های نظامی که از جنوب کشور در مازندران مستقر کرده بودند مردم شوکه شده بودند. این روز ها همه میدانند که حکومت تا منابع نفت و گاز و جنگل ها و خاک ها را خالی نکند ولکن نیست.
    خاک خواری به این معنا که خاک مرتب و قابل کشت را در کانتینر ها انباشت کرده به کشور های عربی میفروشند. که آنها در کشت صنعتی پیشرفته آن خاک استفاده بکنند.
    در بسیاری از استان های دیگر فاجعه طبیعی از زلزله تا سیل برای تهی کردن آن مناطق و انتقال خاک مرغوب به جهان عرب بوده است. الان نوبت مازندران شده است.
    *****

    خدمت شاهزاده درود میفرستم و در زمان پدر شما:

    در قلب جنگل های مازندران دلتاهای وسیع را میدیدی که نهال میکارند.
    حکومت از قطع شدن یک درخت بدون اجازه یا لایسنس نمی بخشید!
    ژاندارمری و جنگل بانی با مردم بومی تماس گرفته به آنان آگاهی میداد, کلاس های چند هفته ای که مردم بدانند این درختان چقدر اهمیت دارند.
    برای سرسبز کردن ایران, یعنی استان های دیگر, پروژه های کلان نهال کاری در مازندران شروع شده و شما در اینترنت میتوانید تصویر آن پروژه ها را ببینید.
    حتا دیدن لباس کارگران نهال کاری با ۱۰۰۰ تومان در آمد ماهانه که کلی پول بود آن زمان, شما متوانید پیشرفتی را ببینید که زمان پدر شما در شمال ایران گسترش یافته بود.
    آن زمان با ده تا چهل هزار تومان میتوانستید یک ویلا خوشگل برای یک خانوار سه تا پنج نفره بخرید.
    این یعنی حقوق ایرانی آنقدر بالاتر از استاندارد رفاه اروپایی بوده است که یک کارگر براحتی میتوانست از پسانداز استفاده کرده ویلایی شیک بخرد که قیمت همین در انگلستان یک میلیون پوند است!
    مازندران و گیلان طبق رسم با سنت کدخدایی یا زن خدایی اداره میشدند.
    بستگی به منطقه داشت که روستایی زن خدا داشته باشد یا کدخدا.
    در آمل هنوز رسم زن خدایی را در جاهایی حفظ کردند.
    خانم ستاره را میدیدی که جلیزقه مزین به سکه پوشیده و از ساعت هشت صبح تا ظهر در بالکنی روی چیزی مثل تخت نشسته و به مردان قوی هیکل مازندرانی دستور میداد که کارهای روز مره یا هفتگی را چگونه انجام بدهند.
    همسر او هم چند متر پشت تخت کز کرده گاهی با نهیب زن خدا که میپرسید, به فلانی گفتی که اسب ها را ببرد, مرد را میشنیدی که میگفت, اره, گفتم.
    ما چون از شهر به آنجا میآمدیم, زن خدا یک استثنا قائل شده و اجازه میداد “بچه” در همان تخت کنار زن خدا روی متکا لم داده و حکومت او را نظارت کند….
    گهی گاهی همزمان دستور ها و فرامین به مردان ده یک شیرینی هم توی دهان ما (بچه) میگذاشت که جزیی از داینامیک تبلیغ الاهه سالاری کوه های مازندران به شهری ها بوده.
    ژاندارم را میدیدی که همراه مهندسین نهال کاری سر رسیدند, کلاه از سر برداشته و ادای احترام به زن خدا و گزارش چند و چون کارها….
    بسیاری از مردان ده به کار گماشته شده و در صنعت نهال کاری در سراسر ایران, و برخی بچه هایشان در پروسه ی همان صنعت به تحصیل مشغول میشوند.
    زیبایی شهرهای ایران با خیابان های سرسبز و پارک هایی که ساخته میشد به صنعت نهال کاری و رشد سریع نهال در شمال ایران بویژه مازندران.
    حکومت با همکاری بومیان و روستاها به اهالی آگاهی میداد که طبیعت چقدر اهمیت دارد.
    *****

    مکالمه تلفنی با نوه ی شادروان ستاره خانم:
    (اشک) از چشمانم, میبخشید,………..
    نوه ستاره خانم: گریه کن, گریه کن, من شما را ندیدم, اما بسیار در مورد شما شنیدم.
    مادر شما (دختر ستاره خانم) آن زمان چهارده سال بیش نداشت, با کی ازدواج کرد؟ یعنی پدر شما کیست؟
    نوه ستاره خانم: پدر من ………………… است.
    بیشتر از کسان پرسیدم, و پاسخ این گونه بود:
    فلانی در جبهه کشته شد, بهمانی معتاد شد, اون دختره رو میگن به کنیزی گماشته شده اصلان معلوم نیست کجاست, چی شد.
    از ساختمانی پرسیدم که دفتر اصلی شرکت هایی بوده که نهال کاری ها را در سراسر کشور انجام میدادند.
    چونکه یک ساختمان مدرن و با امکانات لوکس بوده است, یک آخوند آنجا را غصب کرد. و دور آن را حصار کشید و جای نهال میوه و گل کاشت و چند تا زن خود را آنجا نگهداری میکند!
    میگویم ایران اینطور نخواهد ماند, اهی میکشد, خدا کند!
    خدا کند یا زن خدا!؟
    – میخنده به مازنی میگه: ننا جان؟ (مادر بزرگ), بعد اضافه میکند, چندی پیش اعتراض کردیم که ما میخواهیم به سنت و رسم خود برگردیم, آنها ما را بزندان انداخته کلی کتک زدند.
    من تحت تاثیر, دستشون بشکنه؟ کی جسارت کنه به نوه ستاره ی خانم بگه بالا چشمش ابرو?.
    اونها اینجایی نیستند, الان همه ی زمین های ما را گرفتند, جاده ساختند, حسینیه ساختند, مرکز سپاه و بسیج ساختند, ما را تحقیر میکنند. به ما میگویند ما جنگلی و وحشی هستیم. زن پرستی میکردیم (چونکه ده رییس زن داشت = همان زن خدا), دختران ما را اگر خوشگل تر باشند میبرند کنیز خانه ها میکنند.
    -: حتما زنان خودشان ریش و سیبیل دارند! (چونکه به خاطر دارم اهالی ده بسیار زیبا و خوش منظر و چشم نواز بودند)
    – همینطور است, خیلی زشتن, هم درونشون زشت است هم بیرونشان, و ما را تحقیر میکنند.
    *****

    بعد مکالمه گوشی را گذاشتم
    تو فکر, فکر ستاره خانم, زمانی که من ده سال بیش نداشتم, اما هنوز به خاطر دارم, که با چند روستای مجاور تماس گرفته بود و با خشم میگفت شنیده است تهران شلوغ شده?
    و به پادشاه کشور توهین میکنند?
    سوار اسب, تهران را اشغال کنیم همه ی این بی تربیت ها را ادب کنیم!!
    یک پیره مرد نسناس قرار است به ایران بیاید؟
    این آخوند چه میداند که درآمد یک کارگر ایرانی به هزار تومان رسیده چه معنا دارد؟
    (خمینی) و چه تجربه ای در کشور داری دارد که ایران را خراب نکند؟
    امروز کارگران ما “هزار تومان” درآمد ماهانه دارند,
    این پیره مرد درک این را دارد که بفهمد پادشاه برای کشور چه کرده است ؟

    – در تهران شلوغ کردند که چی, شاه نمیخواهیم دلمون برای ملا لک زده؟
    – آنان به جای توهین به پادشاه باید نهال بکارند!

  25. انصاری

    درود بر شاهزاده گرامی .

  26. Faryad

    بر اساس توافق نامه جدید (که بد تر از ترکمانچای میباشد ) که حکومت ایران محرمانه امضا کرده ، سهم قزاقستان از این دریاچه ۲۷ درصد، سهم آذربایجان ۱۸ درصد، سهم روسیه ۱۹ درصد، سهم ترکمنستان ۲۳ درصد و سهم ایران فقط ۱۳ درصد در نظر گرفته شده است!!

  27. Nasim

    حکومت ایران پس از موشک زدن هواپیمای اوکراین ؛ ۳ میلیارد دلار از قطرگرفت! . چرا؟
    چون حالا قطر و امارات تنها خطوط هواپیمایی هستند که به ایران پرواز میکنند و بدون رقابت پول زیادی جمع میکنند. ظاهرا باج به حکومت اسلامی گوارا بوده چون از دوستان رهبران طالبان مستقر در هتلهای مجلل قطر خواستند با زدن بیشتر هواپیما ؛ این بیزنس را گسترش دهند!؟

  28. فرامرز

    اقای پهلوی این موضع شما در مورد قاسم سلیمانی دو پهلو است.اینکه میگویید کشتن سلیمانی تنش را افزایش میدهد.یعنی با زنده بودن جنایتکاری مثل سلیمانی باعث میشود که تنش کم بشود .مخالفین رژیم خوشحال هستنند شما چطور ؟

  29. خامنه ای جان ناپلیون و مش قاسم تروریستش

    طنز تلخ ایران و جهان مش قاسمی که نوکری روسیه را‌کرد و دست کثیفش را آنچنان که در تصاویر دیدیم همچنان آلوده به خون ملت ایران و سوریه برای عبرت خامنه باقیماند و این کودن خامنه ای در سیاست و جامعه ایران عبرت نگرفت

  30. یک نظر، یک سئوال

    بنظر من، رضا پهلوی علیرغم داشتن یک حق طبیعی کامل برای عدم تقبل هیچ مقام ، مسئولیت اداری مملکتی و اصرار به نداشتن هیچ عنوان و پُستی و مانند هر شهروند معمولی ایرانی برای زندگی کردن در حال حاضر و پسا ج.ا.؛ ایشان یک وظیفه ملی خیلی مهم و سنگین به ارث رسیده ای را نیز – چه بخواهند و چه نخواهند در این برهه از زمان، برای گذر از این زمان و حرکت بسوی آینده را هم به ارث برده اند.
    ایشان در حال حاضر تنها شخصیت ایرانی هستند که هم در ایران و هم در خارج میشود به ایشان اطمینان نمود. ایشان در یک چنین مقامی میتوانند یک قوه محرکه بسیار قوی و سکوی پرش لازم را برای حرکتی پر زورتر- و هم چنین برای براندازی سریعتر رژیم متحجر ملایان تامین نموده و رهبری نموده و بسوی انتخاباتی آزاد هدایت نمایند.
    بعد از انجام این وظیفه ملی است که ایشان هم مانند هری و میگان میتوانند یا از سیاست دوری کنند – و یا آن راه را در مقام و مسئولیتی که ملت آزاد ایران از طریق یک انتخابات آزاد و شفاف به ایشان خواهند داد، ادامه بدهند. سکوت ایشان در این مورد برای بسیاری از ایرانیان غیر قابل درک میباشد؟!
    بنظر من – و با کمال احترام به ایشان، ایشان یا باید کاملا در این مورد سکوت بکنند و آنرا رسما اعلام داشته و از سیاست کناره گیری نمایند (باز مثل هری و میگان) تا ایرانیانی که به ایشان امید بسته اند بدنبال راه حل و چاره دیگری یاشند، و یا با تمام توان، جان، قلب، روح، روان و قدرت این مسئولیت را بپذیرند. شاید یکی از دلایل اینکه دول غربی – مخصوصا آمریکا ایشان را بسیار جدی نمی گیرند همین باشد – البته اگر برنامه های دیگری در کار نباشد که ما هنوز خبر نداریم…؟! سیاست خیلی کار عجیبی است.
    سئوال: چگونه میشود با ایشان تماس گرفت: تلفنی، نامه، ایمیل ، غیره. یک شهروند ایرانی آشوری مسیحی.

  31. پرنده ازادی

    خداوند ایران شاهزاده را درپناه خویش حفظ کند که او نه تنها وارث تاج وتخت یک کشور باستانی است بلکه پیام اور رهایی ‌آزادی ایرانیان از بند بیگانگان ضد ایران وایرانی است ‌او کسی است که مردم ایران با شناختی که ازخاندان بزرگ وایرانسازش داشتند در کف خیابان‌ها فارغ از جوب ‌چماق ایرانستیزان بر سرشان ونترسیدن از کشته شدن وزندان یک صدا فریاد براوردند رضا شاه روحت شاد ، زنده پادشاه ما رضا ویا ای شاه ایران برگرد به ایران
    باشد تا جهانیان بشنود این فریادهای رسای آزادی را ‌بیاری ما اسیران در بند دست دوستی برطرف ملت شریفی که صدایشان با ستمگری و استبداد خفه می‌شود دراز کنند
    رضا پهلوی شاهزاده ایرانی صدای رسای ما ایرانیان در جهان است
    جاویدشان رمز پیروزی ماست
    خداوند ایران نگهداری شاهزاده وایران زمین باشد

  32. پروانه آزادی

    خداوند ایران شاهزاده را درپناه خویش حفظ کند که او نه تنها وارث تاج وتخت یک کشور باستانی است بلکه پیام اور رهایی ‌آزادی ایرانیان از بند بیگانگان ضد ایران وایرانی است ‌او کسی است که مردم ایران با شناختی که ازخاندان بزرگ وایرانسازش داشتند در کف خیابان‌ها فارغ از جوب ‌چماق ایرانستیزان بر سرشان ونترسیدن از کشته شدن وزندان یک صدا فریاد براوردند رضا شاه روحت شاد ، زنده پادشاه ما رضا ویا ای شاه ایران برگرد به ایران
    باشد تا جهانیان بشنود این فریادهای رسای آزادی را ‌بیاری ما اسیران در بند دست دوستی برطرف ملت شریفی که صدایشان با ستمگری و استبداد خفه می‌شود دراز کنند
    رضا پهلوی شاهزاده ایرانی صدای رسای ما ایرانیان در جهان است
    جاویدشان رمز پیروزی ماست
    خداوند ایران نگهداری شاهزاده وایران زمین باشد

  33. رضا پهلوی ولیعهدی که پدرش ایران را ساخت و مجتبی ولیهعدی که پدرش ایران را ویران کرد

    و حالا این پدر که رهبریش من درآوردی و خود خوانده و زورچپان رفسنجانی دزد فاسد است : پسر پلید و نا خلفش را میخواهد به ملت ایران تحمیل کند

  34. Pouya

    حکومت ایران پس از خرابی کامل تنها مسجد سنی ها در مشهد؛ به مجلس سنی های زاهدان حمله کرد و ۱۰۰ نفرمعترضان را کشت .
    بعدا کوشکی مامور امنیتی بمب در گنبد مشهد بمب منفجر کرد و حکومت؛ سنی ها و مجاهدین !را مسول دانست و چندین زندانی را کشت .!
    پس از قیام ۸۸؛ هواپیمای تهران یاسوج را زد
    پس از خفه کردن رفسنجانی ؛ ساختمان پلاسکو را با انفجار بمب در نقاط مختلف نابود کرد
    پس از اعتراضات مردم در آبانماه هواپیمای اوکراینی را زد تا بحرانی دیگررا سرپوشی کند….
    و امروز از طالبان خواستند هواپیمای مسافری رادر قلمر ویشان در افغانستان با موشک بزنند تا ایجاد بحران جدید؛ جنایات قبلی آنها کم رنگ شود!
    اینها با فاجعه سینما رکس آغاز کردند و همچنان با قربانی کردن مردم ایران و منطقه ؛ و با چماق و اسلحه بر سر قدرت و پول و مقام باقی بمانند!.

  35. irani

    درود بر شاهزاده رضا پهلوی .

    در این مصاحبه شاهزاده همانند پدر اریامهر خود ظاهر شدن و شفاف و رسا در مورد موضوع و سوالات پاسخ گفتند ، البته با زبان دیپلماتیک ،
    هرچند متاسفانه کارتلهای اقتصادی و پولشوئی اروپا و روسیه ، برای منافع خود با رژیم اخوندی و کمک به مردم ایران ، حاضر به برون کردن پنبه از گوش خود نیستند .

    امروز در نشریات المان ، از برقراری رابطه و پیمان جدید و استراتژی مثلث ، انجلا مرکل و رجب طیب اردوغان و ولادیمیر پوتین ، سخن به میان امده .
    اصولا وقتی نشریات مطلبی سیاسی را با مقاله و تفسیر عنوان و پخش میکنند ، مطمنا ، از ماهها قبل سیاست گذاران در این مورد برنامه ریزی کرده اند ، و امروزه به مرحله تلیقین به افکار عمومی و به اجرا در اوردن ان میباشد .

    نزدیکی ، روسیه و ترکیه و المان ، برای کنترل نفت وگاز ، دریای خزر غارت شده میباشد و حفظ سیستم ، جمهوری در ایران .
    حال با هر اسم و شکلی . چه جمهوری اسلامی ، و یا چه جمهوری خالی ، یا جمهوری ، چاروزی یا فیدل کاستروئی ، یا رجب اردوغانی ، یا جمهوری ، بشار اسدی ، یا جمهوری یمنی ، یا جمهوری چینی و روسیه و پاکستانی .

    اروپا و خصوصا روسیه حاضرند هر نوع حکومتی در ایران به جای ، رژیم اخوندی جایگزین شود ، بجز ، « حکومت مشروطه شاهنشاهی » .

    چونکه پولشوئی و جهل دروغ و خرافه پروری و غارت مملکت و نوکری کارتلهای مافیائی در حکومت ، مشروطه شاهنشاهی سکولار ممکن نبود و نخواهد بود .

    از اینرو ، اروپا و روسیه مشترکا ، سعی در تفرقه مابین مردم ایران ، با ایجاد ، شورای گذار ، در برلین با طرح و نقشه ، اسکار فیشر ، وزیر خارجه ثابق المان که مدیر شرکت نفت و گاز غارت شده از سهم تریلیون دلاری ایران در اذربایجان میباشد ، بانقشه شکاف در میان براندازان حکومت جمهوری اخوندی تحمیلی غرب و شرق ،
    به چند دستگی ، قومیتی و خودمختاری زبان مادری و فدرالیسم و دور کردن مردم از بازگشت مجدد ، حکومت مشروطه شاهنشاهی پهلوی ایرانساز جلوگیری کنند .

    جمهوری اسلامی ، نمی خواهیم ، نمیخواهیم .
    حکومت مشروطه ، حق مسلم ماست ، حق مسلم ماست .
    رضا شاه روحت شاد .
    ما خواستار ، برپائی مجدد ، حکومت مشروطه شاهنشاهی پارلمانی ، سکولار دموکرات در ایران میباشیم .

  36. کدخدا

    شاهزاده گرامی :
    با اجازه جنابعالی ، قدری صریح صحبت کنیم ! جسارت بنده را میبخشید .

    بزرگترین و مهمترین مسئله و مشکل پیش روی امروز اکثریت مردم گرفتار ، برای مبارزه در داخل کشور ، نبود تشکیلات و اتحاد بین سران اصلی مخالف ملاها می باشد .

    زیرا در درجه اول این سوال برای همگان مطرح است که اوضاع با رفتن ملاها چگونه خواهد شد ؟
    چه تشکیلات و مجموعه مشخصی ، اوضاع آشفته و بهم ریخته در دوران حساس گذار را تثبیت و کنترل و مدیریت میکند ؟
    ایا در ان شرایط بحرانی ، در صورت نبود فرماندهی و تشکیلات رهبری ، کشتار و انتقام گیری و غارت و چپاول اموال مردم ، صورت نخواهد گرفت ؟
    همه اگاه و مطلع هستیم که در سالهای قبل از انقلاب و در سال ۵۷ ترکیب گروه ها و مبارزین تقریبا بدین شکل بوده است :

    ۱- پادشاهی شامل ( ارتش – نیروهای امنیتی – تکنوکراتهای و…….).
    ۲- مبارزین درس خوانده شامل ( ملیون و در راس ان جبهه ملی – سازمانهای انقلابی از جمله مجاهدین و…….).
    ۳- روحانیون و تجار ( حوزه ها – مساجد – بازار – هیاتها -و……..)

    در ان دوران بخشهای دو با سه ( ۲ و۳ ) با یکدیگر متحد و در مقابل بخش نخست ( ۱ ) ایستاده و مبارزه نموده تا منجر به انقلاب سال ۱۳۵۷ گردید . حرف اول و اخر خمینی هندی تا اوایل پیروزی ، وحدت کلمه همه نیروها با هر ایده و گرایشی بر علیه حکومت شاه فقید بود !
    پس از پیروزی و تثبیت انقلاب ، به جز بخشی از نیروهای چپ انقلابی همچون حزب توده و چریکهای اکثریت بقیه در نیروهای گروه دوم و اول در مقابل حکومت اسلامی ایستاده و تا امروز علیرغم تلفات و خسارات فراوان در حال مبارزه با ملاها میباشند .

    در این زمان هم طرفداران گروه اول ( پادشاهی و سلطنت طلبان ) و هم طرفداران گروه دوم ( ملیون و مجاهدین و…..) بر علیه حکومت ولایت فقیه مبارزه میکنند، ولی( مشکل اصلی کار ) عدم اتحاد و همبستگی انان در مقابل ( گروه سوم) حکومت جنایتکار و چپاولگر و استبدادی ملاهاست ؟!
    و متاسفانه و متاسفانه بارها و بارها از دستگاه تبلیغات جهنمی آخوندها شنیده ایم که ، دشمنی مخالفان خود با یکدیگر را از افتخارات و توانایی های حکومت قلمداد کرده اند !!!

    یک پرسش اساسی و مهم از مدعیان :
    اگر هم سلطنت طلبان و هم جمهوری خواهان به حکومت مورد خواست خود( به اتفاق برسند ) اشکالی دارد ؟

    همه میدانیم که قیام مشروطه در سال ۱۲۸۵ شمسی برای ایجاد حکومت مشروطه سلطنتی ( پادشاهی تشریفاتی ) از خواسته های اصلی مردم کشورمان در ان دوران بوده و تشکیل نمونه موفق ان در سال ۱۳۳۰ توسط روانشاد دکتر محمد مصدق در زمان زمامداری ، زنده یاد محمد رضا شاه پهلوی پدر گرامی شما ، از نمونه های بارز و قابل ذکر این نوع حکومت در کشور عزیزمان میباشد .

    از این موقعیت استفاده نموده و اعلام آمادگی جنبش ایران بزرگ ( جاب ) که قبلا اساسنامه و اصول چهار گانه ان در کیهان محترم لندن منتشر گردیده و تشکیلات ان در داخل کشور مستقر میباشد ، را جهت ایفای نقش واسط و حلقه پیوند و همبستگی بین دو جریان حیاتی و اصلی ( پادشاهی و جمهوری) برای ایجاد حکومت مشروطه سلطنتی ( پادشاهی تشریفاتی ) با ایفای نقش پادشاهی شما ، بعنوان سمبل همبستگی ملت و کشور و تشکیل دولت ملی که امور اجرایی را توسط احزاب ازاد شکل گرفته ، چون ملیون و جبهه ملی و مجاهدین و همه احزاب جمهوری خواه و احزاب سلطنت طلبان شکل خواهد گرفت ، انجام دهد .

    شورای پنج نفره موقت رهبری طرفدار تمامیت ارضی کشور متشکل از ( شاهزاده رضا پهلوی – پادشاهی + دکتر حسین موسویان – جبهه ملی + خانم مریم رجوی – مجاهدین +……….- جمهوری خواه + …….جمهوری خواه ) میبایست در اسرع وقت و هر چه سریعتر شکل گیرد . ( محض رضای خدا و مردم داغدار و گرفتار ایران ).

    ما از همه ایران دوستان درخواست کمک و یاری داریم .
    زنده باد ایران بزرگ و سرفراز

  37. پیروز

    خداوند شاهزاده را برای آزادی و ارتباط قدرتمند و سریع اپوزیسیون برای ائتلاف و سرنگونی رژیم تبهکار و رهایی ملت ایران از نابودی و مرگ و فلاکت که واقعا در فلاکت بسر میبرند را، حافظ و نگهدار بوده است. از شما نیز ممنونیم.

  38. ماکان

    ایران منتظر شماست.

  39. سهراب

    تحادیهٔ اروپا که با نام «بازارمشترک» درسال ۱۹۵۷ باشرکت شش کشوراروپائی (آلمان باختری ، فرانسه ، ایتالیا ، بلژیک ، هلند ولوکزامبورگ) تأسیس شد واینک به یکنوع «تشکیلات دولتی» با شرکت ۲۷ کشوراروپائی تبدیل شده هدفش همسوئی و حفظ منافع بازرگانی واقتصادی است و درقاموس آن «سیاست» ابزاری درخدمت «سود » بازرگانی واقتصادی میباشد. ازاینرواولویت سیاست جهانی اوبه حفظ منافع ومواضع «امتیازی» بازرگانی کشورهای عضو، بویژه آنهائیکه که از قدیم سابقهٔ روابط استعماری با دیگرمناطق جهان دارند اختصاص یافته است.

Comments are closed.