فرید خلیفی – همزمان با کشته شدن تروریست بی‌سوادی به نام قاسم سلیمانی، عده‌ای آگاهانه و به واسطه منافعی که از ثروت در حال تاراج ایران دارند، خروجی دستگاه پروپاگاندای فرقه آخوندها را در مدح این تروریست سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طوطی‌وار تکرار کردند تا مانند گذشته به نادانی جامعه کمک کنند. اما برخی ناخواسته تحت تأثیر تبلیغات گسترده حکومت در طول سالیان، تصور نادرستی از هویت حقیقی تروریست‌هایی پیدا کرده‌اند که کشور ایران بیش از چهل سال است به اشغال آنها درآمده. از آنجا که افسانه تقابل قاسم سلیمانی با دولت اسلامی یا همان داعش، همواره محور تبلیغات فرقه آخوندها با هدف فریب مردم ایران بوده، نگاهی دقیق‌تر به رویدادها می‌تواند پشت پرده پروپاگاندای حکومت اسلامی را هرچه بیشتر نمایان کند.

لینک مستقیم به ویدئو

4 دیدگاه‌

  1. بی سواد

    راه دور چرا برویم مگر خود محمدثروت خدیجه را تا دینار آخرنخورد(کسی که سدها شترش کالای
    بازرگانیش رابه دمشق وبیروت می بردند هنگام مرگ تکه پارچه ای نداشت کفنش بشود روسریش را
    کفن کردند) هزینه بقیه راه این فرستاده خدا از کاروان زنی وبعد قبیله زنی وپس از مردنش کشور زنی
    سوریه عراق ایران ووو تامین کننده بودند وچنان شد که علی بیست واندی ساله در آمد سالانه معادل
    چهل تن طلا داشت(سهم مالکانه سرزمینهای جنوب وغرب ایران(همان زمانی است که برادر نابینایش(عقیل)
    کمک مالی می خواهد اما او سکه داغ شده کف دستش می گذارد. خوب چنین دینی بجز رفاه واطمینان
    آینده برای بزرگانش چه می خواهد؟گسترش امت تا دست دیگران دشمن به آنان نرسد پس در حالیکه حداقل
    دستمزد کارگران ایران یک چهارم لبنان وعراق و ووحتا فلسطین است کمک های بلا عوض به انان لخظه ای
    قطع نمی شود چند سد هزار طلبه دینی افریقایی در ایران زندگی شاهانه دارندوکل هزینه های مسکن تفریح
    ووو به آنان پرداخت میشود.منزل هایی که در نزدیکی قم برایشان ساخته اند خدماتی در حد هتل های ۶ستاره
    وبیشترمی دهند.لطفن کمی تحقیق کنید ضرری ندارد

  2. خشایار

    ملت ایران به شدت به ملیت و ملی گرایی تشنه هستند. قاسم سلیمانی را هم از دریچه ملی گرایی و حضور فرامرزی او به نوعی پرچم ایران در امور خارجی می دیدند…در عین حال می دانستند و می دانند که ایشان مسلمانی از نوع آخوندی بود. اگر ایشان به دست اجنبی کشته نشده بود این چنان از او تقدیر نمی کردند.

  3. سفره ی ولایت

    ۱- سیاست ایران را به جهادی ها و جهادی زاده ها آدرس و نشانه ی کینه ی آنان کردن.
    سیاست آن دسته از کسانی است که میگن بهتره “اینها” یعنی مسلمان ها همدیگر را بکشند تا اینکه جنگ های هفتاد و دو ملت شکم اسلام را به مناطق ما بیارند. این سیاست در تمام مناطقی وجود دارد که مسلمان نیستند.

    ۲- سیاست عربی اسلامی, اگر ایران را نشان کینه بکنیم بهتر از پاکستان یا بنگلادش است, چونکه این ایرانیان هرگز “اسلام” ما را “در بست” نپذیرفتند.
    – این یک واقعیات است که مسلمان ایرانی همیشه خود را تحت مولفه ای جدا بافته از دیگر مسلمان ها معرفی میکرد و میکند.
    – این هم یک واقعیت است که مسلمان در ایران میداند که “ایرانی” از منظر سوسیولوژیک هیچ احتیاجی نه به اسلام دارد, نه به مسیحیت دارد, نه به یهودیت دارد, نه به تمام مذهب های دیگر, همزمان همه ی آنها را خود عبور کرده است!
    – این مذهب ها خواستن “فرهنگ” ایرانی را کپی کنند, یا از آن تجویز بتراشند که برخی مشق شب بد نوشتند (قران پترایی و قران حبشی! و دعوای دو مدعایی پیامبری, یکی احمد, دیگر محمد) – که همه ی این چرت و پرت ها ی متناقض را توی یک کتاب چلوندند.

    ۳- منافع حکومت و دولت اسلامی در ایران در این است که رفتار مستهجن جنگ هفتاد دو ملت اسلام را به نام ایران ثبت کند!
    – چونکه اسلام اساسن “کشور” ندارد! و مدعی است تمام همه چیز مال الله هست, او مالک همه چیز است.
    به قول نویسنده ی سوئدی “الله خدای” ماهر ترین دزدان تمام دوران هاست!
    – جمهوری غارت و دزدی و اخاذی اسلامی اساسن نمیتواند بگوید کشور و اگر بگوید, برای مصرف های بچه گول زدن است!
    و برای امکاناتی که در قسمت ۱ تعریف شده و ۲ , تلاش میکند.

    – این مردم ایران هستند که تصمیم میگیرند با این حکومت سفره ی اسلامی در اضمحلال نابود بشوند یا جل و پلاس سفره ی ولایت رو بگیره پرت کنه جایی که عرب نیانداخته است!!!!!!!!!!!

  4. ببم جان

    اینها برای حاج قایم گریه نمیکنند بلکه به حال خودشان گریه میکنند که دارند حکومت را از دست میدهند و گریه از ترس دارند که هیچ جایگاهی در هیچ کشوری ندارند که با سر دارها به سر دار بروند بله ترس از این است

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (لطفا کوتاه بنویسید):