انقلاب اسلامی تمام شد؛ نظام در مرحله پیش از فروپاشی

- چهل و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب۵۷ با بی‌اعتنایی گسترده مردم روبرو شد؛ نظام حتی با وعده، تطمیع و تهدید هم نتوانست یک ده‌هزارم جمعیت کشور را برای راهپیمایی به خیابان بیاورد.
- جمهوری اسلامی این روزها به نظامی ورشکسته تبدیل شده که به گفته رئیس کل بانک مرکزی، از پس عده‌ای فرصت‌طلب و رانت‌خوار که همگی «خودی» هستند هم بر نمی‌آید.
- در داخل ، بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی سراپای حکومت را فرا گرفته و در خارج جمهوری اسلامی آنقدر تضعیف شده که همه اقداماتش چه در برابر دوستان و هم‌پیمانان و چه در برابر آنها که «دشمن» می‌داند فقط «واکنشی برای بقا»ست.
- هر چند مقامات نظام امیدوارند ساختار ناکارآمد حکومت را با شعار «اقتدار» همراه با سرکوب مردم حفظ کنند اما شواهد نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی وارد مرحله پیش از فروپاشی شده است.

شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۸ برابر با ۱۵ فوریه ۲۰۲۰


نشست کارگروه ویژه اقدام مالی (FATF) در شرایطی از هفته آتی آغاز می‌شود که آخرین مهلت ارائه شده به جمهوری اسلامی برای اجرای کنوانسیون پالرمو و مبارزه با تروریسم پایان یافته و به نظر نمی‌رسد در روزهای باقیمانده تا برگزاری این نشست، مجمع تشخیص مصلحت نظام بخواهد لایحه الحاق ایران به کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم (CFT) و مبارزه با جرائم سازمانیافته فراملی (پالرمو) را تصویب کند.

احمد بارکی‌زاده kayhan.london©

نه راه پیش نه راه پس

محسن رضایی دبیر تشخیص مصلحت نظام اعلام کرده که زمان بررسی این لوایح در مجمع تشخیص مصلحت نظام سپری شده و در این حالت از نظر آیین نامه‌ داخلی مجمع تشخیص مصلحت نظام، وقتی زمان پایان پذیرد، نظر شورای نگهبان درباره لوایح، محکم است.

چند روز پیشتر نیز صادق آملی لاریجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام «فسادهای» تصویب این لوایح را بیش از «فواید» آن دانسته و مدعی شده بود تصویب آنها «خطر امنیتی بالایی دارد».

با توجه به اینکه شورای نگهبان پیش از ارجاع این لوایح به مجمع تشخیص مصلحت نظام نظر مخالف خود با تصویب آن را اعلام کرده، پیش‌بینی می‌شود جمهوری اسلامی ایران در نشست پیش روی کارگروه ویژه اقدام مالی در فهرست سیاه آن قرار بگیرد؛ اقدامی که تنفس اقتصادی و مالی جمهوری اسلامی در شرایط تحریم را دشوارتر خواهد کرد.

با اینهمه برخی معتقدند وضعیت اقتصادی کشور، انزوای بین‌المللی خودخواسته از سوی مقامات جمهوری اسلامی و تحریم‌های آمریکا همگی دست به دست هم داده تا اقتصاد را در بن‌بستی قرار دهد که بودن یا نبودن در فهرست سیاه کارگروه ویژه اقدام مالی چندان تاثیری در بدتر یا بهتر شدن شرایط ندارد.

این وضعیت در حالیست که مقامات دولتی و افراد نزدیک به جناح اصلاح‌طلب برای تصویب این لوایح تلاش کرده و درباره عدم تصویب آن و قرار گرفتن ایران در فهرست سیاه هشدار دادند. اکنون که ظاهراً کار از کار گذشته و شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت انعطافی برای تغییر نظر خود نشان نمی‌دهند، آن مقامات هم اعتراف می‌کنند که اوضاع اقتصادی کشور خراب‌تر از آن است که بهبود آن در گرو تصویب این لوایح باشد.

عبدالناصر همتی رئیس کل بانک مرکزی هفته گذشته افرادی را که پیش‌بینی قرار گرفتن ایران در فهرست سیاه FATF را مطرح می‌کردند، «سفته‌باز» و «رانت‌جو» خوانده بود. اما او نیز هفته جاری در صفحه اینستاگرامش نوشت در شرایط فعلی که اغلب بانک‌های خارجی به دلیل تحریم‌های آمریکا با بانک‌های ایران همکاری نمی‌کنند «تصمیم آتی اف‌ای‌تی‌اف، اعم از عدم تمدید یا عدم آن، نمی‌تواند تأثیر قابل توجهی بر شرایط ارزی کشورمان داشته باشد».

او این جملات را در حالی نوشت که قیمت دلار در سالگرد پیروزی انقلاب۵۷ به ۱۴هزار تومان رسید و کارشناسان معتقدند موجی از افزایش نرخ ارز نیز پیش ‌روی بازار ایران قرار دارد.

بحران‌های نفسگیر و پریشانی مقامات

تحریم صد درصدی نفت ایران، درآمد هنگفت نفتی را از جمهوری اسلامی گرفت و مشکلاتی که با از میان رفتن زیرساخت‌های اقتصادی ایجاد شده در دوران پهلوی با ناکارآمدی مدیریتی جمهوری اسلامی ایجاد شده بود، یکی پس از دیگری در اقتصاد کشور نمایان شد.

این مشکلات چنان بر سر دولت روحانی هوار شده که دولتمردان حتی قادر نیستند ساده‌ترین مشکلات اقتصادی کشور را مدیریت کنند و موجی از پریشانی در گفتار و عملکرد مسئولان اقتصادی به چشم می‌خورد.

یکی از بارزترین نمونه‌های این پریشانی را می‌توان در بودجه سال ۱۳۹۹ دید که دولتمردان حتی نتوانسته‌اند دخل و خرج کشور را بر اساس واقعیت‌های موجود ببندند. دولت در شرایطی بذل و بخشش را در ردیف‌های هزینه با تخصیص بودجه به سازمان‌ها و نهادهای حکومتی انجام داده که در بخش درآمدی بر اساس توهمات، انتظار افزایش ۳۰ تا ۴۰ درصدی درآمدهای مالیاتی و صادرات روزانه یک میلیون بشکه نفت را ایجاد کرده است!

در آنسو اما نه اقتصاد پویایی در ایران وجود دارد که بتوان سیستم دریافت مالیات را تصحیح کرد و درآمدهای مالیاتی را افزایش داد و نه با بسته شدن شاهرگ‌های قاچاق نفت و دور زدن تحریم‌ها توسط آمریکا امکانی برای فروش پنهانی نفت ایران دیده می‌شود. به ویژه آنکه مهمترین خریدار نفت تحریمی ایران، چین، نیز به دلیل درگیری با ویروس کرونا با کاهش شدید تقاضای نفت روبرو شده است.

واقعیت اینست که جمهوری اسلامی این روزها به نظامی ورشکسته تبدیل شده که به گفته رئیس کل بانک مرکزی، حتی از پس عده‌ای فرصت‌طلب و رانت‌خوار که همگی «خودی» هستند هم بر نمی‌آید.

این وضعیت اما یک پرسش اساسی ایجاد می‌کند: جمهوری اسلامی در ماه‌های پیش رو چگونه می‌خواهد نظام را  اداره کند؟!

جمهوری اسلامی نه تنها از هوش و اراده برای مدیریت بحران اقتصادی موجود کشور برخوردار نیست بلکه فساد و تخلف‌های اقتصادی چنان گسترده شده که از هر طرف می‌خواهند ظاهرسازی کنند، از سوی دیگر تشت رسوایی تخلفات خود مقامات به صدا در می‌آید و منابع اندک باقیمانده در کشور نیز در این میدان پر از دزدان و سودجویان، به فنا می‌رود.

این روند موجب می‌شود ماه‌های پیش رو برای نظام و همچنین مردم، بسیار سخت و نفسگیر باشد. از یکسو مردم به دلیل تورم بیش از ۴۰ درصد و رکود شدید و فلج شدن کسب ‌و کارها، زیرسخت‌ترین فشارهای معیشتی قرار دارند و دیگر توان ادامه این وضعیت را ندارند. از سوی دیگر دولت درآمدی ندارد و اکنون برای تأمین هزینه‌ها به صندوق ذخیره ارزی و صندوق توسعه ملی دستبرد می‌زند. آنچه مسلم است در اقتصاد فلجی که رشد آن منفی ۷.۶ است نیز منابع این صندوق‌ها نیز محدود و رو به پایان است.

در این میان برخی مقامات دولتی مدعی هستند که دولت تلاش می‌کند تا به مردم فشار نیاید! از جمله محمود واعظی رئیس دفتر حسن روحانی و از چهره‌های امنیتی دولت، روز پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸ گفته است: «دولت به فکر مردم است و همه تلاش خود را به کار می بندد که گرانی‌ها به مردم فشار نیاورد».

البته مقامات نظام به خوبی می‌دانند این شعارها و بودجه‌ای که بسته‌اند با شرایط اقتصادی کشور هیچ همخوانی ندارد و شاید به همین دلیل است که محمدباقر نوبخت رئیس سازمان برنامه و بودجه ضمن اصرار به اعضای کمیسیون تلفیق بودجه در مجلس شورای اسلامی برای تصویب کلیات لایحه بودجه تخیلی سال آینده گفته است: «یک درصد فکر کنید تحریم‌ها برداشته شود»!

ویرانی‌های چهار دهه گذشته، وضعیت بد معیشتی، سرکوب و کشتار علنی مردم در اعتراضات آبان۹۸ و ساقط کردن هواپیمای مسافربری اوکراین توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دروغ‌های پی‌درپی مقامات موجب شده که نظام حمایت‌اش را در میان برخی حامیان‌اش نیز از دست بدهد.

مراسم فرمایشی ۲۲ بهمن  تصویر روشنی از وضعیت جمهوری اسلامی در میان مردم و همچنین هواداران پیشین‌اش به نمایش می‌گذارد. چهل و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب۵۷ با بی‌اعتنایی گسترده مردم روبرو شد و نظام حتی با اجبار، وعده، تطمیع و تهدید هم نتوانست یک ده‌هزارم جمعیت کشور را برای راهپیمایی به خیابان بیاورد.

بحران مشروعیت که دامان نظام اسلامی را گرفته با وضعیت پیچیده‌ی آن در حوزه بین‌الملل بهم آمیخته است. جمهوری اسلامی که سال‌ها برای ایجاد یک جامعه‌ی جهانی اُمت‌گرا در منطقه کوشید حالا چنان در بحران و فشار داخلی و خارجی قرار دارد که توان هر «کنش» را از دست داده است. به بیان دیگر بحران‌های اقتصادی و سیاسی پیچیده بر پیکر نظام، آن را به حدی تضعیف کرده که خوب می‌داند با «دست خالی» و «بدون پشتوانه مردم» دیگر به خط پایان نزدیک شده است؛ در نتیجه همه اقداماتش چه در برابر دوستان و هم‌پیمانان و چه در برابر آنها که «دشمن» می‌داند فقط «واکنشی برای بقا» است.

هر چند مقامات نظام امیدوارند ساختار ناکارآمد حکومت را با شعار «اقتدار» همراه با سرکوب مردم حفظ کنند اما شواهد نشان می‌دهد که دوران «انقلاب اسلامی» پایان یافته و جمهوری اسلامی به عنان نظام برآمده از آن انقلاب به ناچار وارد مرحله پیش از فروپاشی شده است.
روشنک آسترکی

[کیهان لندن شماره ۲۴۹]

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=186012

12 دیدگاه‌

  1. خنده ی جنازه ها (۰۲)

    به اکبر گنجی و جسارتش احترام خاصی قائل بودم

    اما وقتی دیدم با برخی بی سواد های آخوندی مثل کدیور افتاد تو دائره ملا لغتی ازش فاصله گرفته دیگه نوشته هایش را هم نخوانده ام.

    ملا لغت بازی مسئولیت دارد چرا که نسل جوان بی خبر را با مغلطه های اغتشاش بی خبر تر میکند.
    که صد البته بخشی از آنهایی که از شکم اصلاح طلبی بیرون زدند شروع کردند به رفوی درزها و توجیهات آخوند پسند.

    اکبر گنجی با چند شخصیت اصلاح طلب و اهالی بیت منتظری که اینجا توده و اکثریت هم بیا برو های کانونی داشته و دارند (Zombie Elite) تلاش میکردن این القاء را بدهند که ایده ی ولایت فقیه مال منتظری بوده است و نه خمینی.

    همانطوری که مطهری (پدر) می گفت بگذاریم این کافر ها باشند آنان برای اسلام ما استدلال میاورند, اکبر گنجی انگار در کویر خشکه مقدسی کمبود کافر را حس کرده جفتک کافر بازی در میاورد.
    اما نه آثارش تاثیری داشت و نه تئوری هایش و نه گزارش هایش در خور توجهی خاص.

    عباراتی از قبیل فقیه, مولا, خلیفه, سلطان, امیر, امام, ولی و و از همان ابتدای هجوم جهادی ها از اسپانیا تا اورست بوده است که گه دولت اسلامی را در اسپانیا و گه در مرو و گاهی در سوفیای بلغارستان هم تاسیس میکردند که این بازی موش و گربه “جهاد کن – غارت کن و بزن بچاک” لگاسی خود اسلام است!

    همین الان در قران نگاه کنید میتوانید ده هزار کلمه پیدا کنید که ایده ی هیچ کسی هم نیست و این کلمات را بهانه ای برای توجیه “غارت” به نام “دولت اسلام” و این دولت سرزمین ندارد!!!

    ترک های عثمانی هم برای غارت بخش هایی در شمال آفریقای پسا “دولت فاطمی” و شیعه (!) یک نظم فقاهتی را ترسیم کرده بودند که جزیی از شریعت اسلامی تحت فتوا و فرمان مفتی اعظم باشد.
    که مفتی اعظم خود در جوار قصر سلطان عثمانی زندگی میکرد که سلطان بتواند صد در صد بیا برو ها را در بیت او تحت کنترل داشته باشد.

    دزدان بهم هیچ اعتمادی ندارند, بویژه اگر گنجی دستشان بیفتد, عاقبت آنها پارانویای بی اعتمادی است و همدیگر را میکشند و هیچ خیری هم از “گنج” نمیبرند!
    هیچ کدام از دولت های اسلام که سر خرمن و زحمت دیگران جهاد کرده هجوم میاوردند بعد غارت و مفت خوری و استفراغ سر از حمام خون در آوردند که هیولای این دائره ی شوم عاقبت خودشان را به کام لجنزاری خفه کرد که خود ان را سبب شده بوده \ شدند.

    مورد تعجب است که چرا اکبر گنجی ها بعد پریدن به غرب استفراغ لجنزار “دولت غارت و اسلامی” را برای نسل جوان تر قرقره میکنند؟ که مثلا:

    – اگر ایده ی فقیه دزدان از منتظری بود پس خمینی گناهی نداشت.
    – اگر ایده ی خمینی بود منتظری شده پری مدونای اصلاحات.
    – این حیوان جهاد و خونخوار را که هر جوری پرتش کنی هوا چهار چنگولی به زمین فرود میاد را باید با دژ سکولاریزم محکم در قفس بی خاصیتی انداخت که اگر از آن سوی دیگر پشه بیرون بزند ارزش بیشتری دارد.

  2. خنده ی جنازه ها

    این نظام هیچ ساختاری نداشته که وجود داشته باشد.
    این نظام از ابتدا تا امروز از ساخته های گذشته چریده است.
    در پس ضرورت ها نگاهی به بایگانی های گذشته کرده آنها را باز گشود.
    اما در تک تک پروژه ها خود را در باتلاق حفره های پارانویا و روان پریشی ساقط کرده است.

    – چون ساخت و ساز ذهنیت ساختارگرا می طلبد.

    اگر به تبار شناسی موضوعات ساختاری این نظام دقت کنید, بخوبی میبینید که پرونده ی سوژه ها را از بایگانی دوران پهلوی ها بیرون کشیدند\میکشند! و آنان را به نام خود پروژه کردند\میکنند که نقصان در سراسر پروژه ها به ریش خودشان میخندد!

    پروژه ی هسته ای از زمان شاه را به بزرگ ترین اختلاس رانت خواری درون دستگاهی و باج به روسیه تبدیل کرده بودند که عاقبت بعد از سی سال, دم و دستگاه آن را بدور ریختند.
    نیروگاه هسته ای بوشهر با روس ها و جنگ سهم خواهی در درون الیت فساد که دائره ی بیا برو های کمیسیون های ملیونی این پروژه نا تمام و ناقص را ۳۵ سال ادامه دادند.
    دعوای درونی سر سهم رانت خواری در پروژه های هسته ای بوده است که چند الیت رانت خوار وابسته به سپاه و آقایان در قدرت این پروژه ها را چهل تکه کرده که هر کدام با دندان گوشه ای از پروژه را گاز گرفته که محرمانه ترین اسناد آن مثل آب خردن به بیرون درز کرد.

    – – چرا پروژه ی هسته ای پاکستان, هند, چین و اسرائیل یک ورق از اسناد را به بیرون درز نداده بود؟

    پروژه ی هسته ای و این نظام گسست و هرزه سالاری در مناسبات (رانت خواری و فساد)؟

    و با سیاست بفهم – نفهم دارند زوزه میکشند که جهان شاید اجازه بدهد “آنها” باشند.
    در صورت گارانتی که اخذ آن نا ممکن است (!!) تمام پروژه های هسته ای را هم کنار میگذارند.

    – اما جهان مردد است که بودن اینها با قصابی که در کشور اداره میکنند از اتم خطرناک تر نیست؟

    این الیت قصاب خانه دائره ها را تنگ تر و تنگ تر به دامن خامنه ای بند و سفره کرده است.

    مشتی جنازه که هر کدام با قبرستانی در مخ خود را به در و دیوار میزنند که مبادا اتفاقی بیفتد دست ملتی رنجور و در ماتم کشتار اینها, یا اهالی منطقه که دلشان از سیاست جنگ و ترور و تخریبشان پر است بیفتند.

    این نظام یک مشت مخ جنایت کار بیش نیستند که قبرستان ذهنشان کشتار هایی است که مرتکب شدند.
    از ترس سایه ی خود خود را به در و دیوار میزنند که شاید راهی برون رفت روزنه بشود؟

    این بنگاه جنازه ها از کی “نظام” بوده که فرو پاشی آن معنایی داشته باشد؟
    بگو مردان بیل به دست و قبر کن کجایند که این جنازه ها را قبر کنند!!!

    چندی یش یک اصلاح طلب به من میگفت نظام نظام.
    پاسخ دادم به من نگو اخمد و اخمت!

    – که همین الان بر فراز مخت ده دوازده تا جنازه به ریش من هم دارند میخندند.

  3. تنها راه فرار از شهید شدن توسط سگ آخوند نفوذی، مهاجرت دسته جمعی است

    »انقلاب اسلامی» از اولین روز فروپاشید و اکنون پس از نیم قرن ایرانی فهمیده است که «اسلام» از ابتدا وسیله دزدان و قاتلان برای موفقیت بوده است. از این روست که تدارکات مهاجرت دسته جمعی و میلیونی به اروپا در حال آغاز شدن است.

  4. بالهای ققنوس ملاتاریا : فدایی ـ توده ای ـ ملی مذهبی

    من نمی دانم چرا ایرانیها اینقدر هول می شوند وقتی یک سیاستی در غرب ، امریکا به خصوص ، پیش گرفته می شود ، فورا اینها با پس زمینه ۱۹۱۷ ذهنی خود که توسط شوروی ، حزب توده و دنباله های ملی مذهبی و چریک های ژاندارم کش و گروهک های تروریستی شونیستی که توسط شوروی در اقصا نقاط جهان از جمله ایران تشکیل شدند و به مثابه استخوان لای زخم برای بهره برداری های ژئوپلیتیک از انها همواره سو استفاده گردید ، می پرند وسط هیجان زده شعارهای لنینیستی را زیور افکار استالینیستی (ضد دموکراسی لیبرال) که بهترین دست اورد بشریت تا کنون بوده ، می کنند که بعله :
    ۱)سرمایه داری دارد فرو می پاشد
    ۲)غرب گمشده ا ست
    ۳) اروپا پاشیده
    ۴) افول امریکا نزدیک است
    بدیهی است که مزدوران فاشیست روسیه ( اسد ، ملاها ، مادور ، ….) هم باد به این خوش خیالی های کودکانه اینها می وزند ، روسیه هم از این همه تصورات واهی که باز تولید فراماسنری مارکسیست های روسی در جهان ، و البته ایران به خصوص ، است چنان دچار شعف می شود که به ماموران و جاسوسان و نفوذی های خودش در غرب فرمان حمله سایبری میدهد ، همان لشگرسیاهی که از مواهب ازادی و تمدن و توسعه پایدار و حقوق بشر و زندگی با کیفیت بالای همین غرب لذت میبرند و به ان پرخاش میکنند و با نخوت ابلهانه مارکسیستی پاک باخته ایدیولوژیک خود می گویند ما اینجا اتفاقی اومدیم ، دلیل نمی شود که ما اینجا را دوست داریم ، یا با این سیستم موافقیم ، نه ، اصلا اینجا کویر است برای ما ، شما هم حق ندارید از ما سوال کنید چرا ما نرفتیم کوبا و کره شمالی ، شمایی که اسیر رژیم ها و احزاب و مزدورانی روسی هستید که ما و طرز تفکر امریکا ستیز و حالا لیبرال و غرب ستیز ما ، به شما تحمیل کرده ، بی ایندگی ، کشته شدن توسط مزدوران مورد حمایت دو رژیم استبداد ساز و فقر افرین شرق ( روسیه و چین ) ، در بدری ، بی خانمانی میلیونها انسان که هیچ ندارند ( مردم نگون بخت سوریه ، ایران و افغانستان و لیبی و عراق و بولیوی و ونزوئلا و یمن و …..) ، نداشتن هیچ حق اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی ولو انتخاب لباس ،یا اعتراض به گرانی ، یا پرسش از رهبران الت دست روسیه و چین ، گویی با مکان جغرافیایی که در ان به دنیا امده اند ، زاییده شده و همراه ابدی است ، به این مردم میگویند شما حق ندارید از ما بپرسید چرا به جای کوبا و روسیه و ونزوئلا و کره شمالی امده ایم پناهنده همین غرب گمشده ، وحشی ( به زعم ایشان ) ، شده ایم . وقاحتی که اتفاقا مزدوران حاکم هم دقیقا در ان با اینها شریکند . دختر علی لاریجانی ، نوه امام ضد امپریالیست ، …. همه در همین امریکا هستند و دانشگاه میروند و اگر بپرسید چرا ؟ می گویند این مسئله شخصی ما است ! به شما ربطی ندارد ! اگر ما در امریکا زندگی می کنیم و درس می خوانیم و مرگ بر امریکا می گوییم ، هیچ تناقضی در ان نیست . ببینید هزاران نفر مارکسیست روسی و چینی و کمونیست از ایران همه در رفته اند ، اتفاقی همه در پاریس و لندن و واشنگتن و برلین و استکهلم و … مستقر شده ، اتفاقی سخن گوی مردم ایران هستند در همه رسانه های با بودجه امریکا و انگلیس و المان و هلند و فرانسه و سوئد ، اتفاقی همه مخالفین نظام را می کوبند ( مجاهد خلق ، لیبرال ها ، ملیون ، سلطنت طلبان ) ، اتفاقی در همه این رسانه ها و در دانشگاه های غربی چپیده اند ، به نفع روسیه و چین و هر کشور و دولت و فعال سیاسی که دشمن دموکراسی لیبرال باشد و دوست و متحد و منفعت رسان به روسیه و چین ، سخن فرسایی ها میکنند. یک روز در المان هستند ، یک روز دیگه میبینند در انگلیس مزدوران رژیم رسانه ها ی زیادی در دست دارند و از انجا بوقهای بزرگتری می توانند در اختیار بگیرند ، میروند آنجا ، با ماسک فلان و بهمان به ترویج و تحریک و فحاشی و جو سازی همیشگی علیه امریکا و دموکراسی غربی بپردازند ، خیلی هم امن و بی هزینه (روسیه و کوبا وچین که نیست) ماموران رژیم را بیاورند انجا مصاحبه و بر اندازان را از ان مکانها دور نگه دارند ، نگذارند کسی از ریشه مشکلات مردم ایران یعنی “روسی گری امریکا ستیزانه ضد دموکراسی لیبرال” سخنی بگوید . کسانی که نیم در صد هم نیستند را بیاورند انجا به عنوان جریانهای اصلی کشور معرفی کنند ، با انها مصاحبه کرده و افکار ضد امریکایی ، ضدغربی را با تحریف تاریخ و خبر و حتی اسم شاهزاده مملکت که اینروز ها مورد اقبال عمومی است ، مثلا به مردمی بچپانند که صریحا بر خلاف اینها می گویند :
    رضا شاه روحت شاد
    دشمن ما همین جا است ، دروغ میگن امریکا است
    پول بنزین گم شده ، خرج فلسطین شده
    سوریه را رها کن ، فکری به حال ما کن
    به مردم ایران همین مزخرفات ملاها را تحویل میدهند که به شما مربوط نیست ما چه کارهای ضد و نقیض شعارهایمان و ایدیولوژیمان را میکنیم . اینها مسئله شخصی است !
    در همین غرب وقتی یک نفر وارد سیاست می شود و می خواهد نقش خدمت به مردم را به عهده بگیرد ، هیچ چیز او شخصی و خصوصی نیست وقتی با افکار ، خط مشی سیاسی ، وعده های سیاسی در تضاد باشد . فورا یقه اش را می گیرند و او استعفا میدهد یا در دور بعدی قدرت را ترک میکند . یک رابطه جنسی در امریکا کلینتن را به استیضاح می کشد ، یک جمله ای که یک نفر در یک میهمانی یا سخنرانی وقتی که هیچ کاره بوده در سالها پیش به زبان اورده ، او را سرنگون میکند . هیچ عذری نمی تواند بیاورد که من ان موقع که نخست وزیر نبودم ، رئیس جمهور نبودم ، همه چیز را خبرنگاران بیرون می کشند . حتی اگر نظری متفاوت ان روزها داشته و امروز در مورد دیگری ان نظر را نغز میکند ، می کشند بیرون ! لیندزی گراهام یک نمونه است که نظرات متفاوتی در گذشته با امروز دارد ، در زمینه استیضاح و …. روزی نیست که رسانه های ازاد غرب انها را بیرون نکشیده و او را هیپوکرات نخوانند ( همین چیزی که متاسفانه مارکسیست های روسی در چند دهه گذشته در ایران باب کرده اند به تبعیت از لنین ، که هدف وسیله را توجیه میکند ، هر روز در یک نقابی ظاهر می شوند و به شکل جدیدی در می ایند تا به امریکا ستیزی و بردگی روسی ادامه دهند ، یک روز با خمینی قاطی می شوند ، روز دیگر نقاب سلطنت طلبی می زنند ، یک روز می گویند ما نو سکولار هستیم ، روز دیگر می گویند ما سوسیال دموکرات هستیم ، و حالا یک کمونیست جدید هستیم که تا کنون در دنیا ندیده اید . و بعد گذشته چی ؟ کی بود کی بود ما نبودیم )
    همه جنایات و گناهان و خطاها و ریشه مشکلات را می اندازند گردن امریکا و لیبرال دموکراسی و غرب .
    لیبی قذافی که یک قبرستان بوده ، الان افسر ارتش همان قذافی به کمک روسیه و مرسنری های روس در انجا مانع کار دولت منتخب مردم و مورد تایید سازمان ملل است و مانع صدور نفت و از عربستان وامارات و روسیه تغذیه می شود ، کی دولت ملت بود ؟ زمان قذافی که ، قذافی جنایت کار ۱۴۰ میلیارد دلار در حساب های خارج از کشور در همین غرب داشت و دنبال شیمیایی و اتمی بود و هواپیمای مسافربری سرنگون می کرد ، کی اجازه داد به ملت لیبی که احزاب داشته باشند ؟ تمرین دموکراسی کنند ؟ نظرات مختلف در کشور مطرح شود ؟ رسانه ازاد باشد ؟ …. حالا که به زور او را بیرون انداختند ، بقایای او و انهایی که او را اورده بودند صد البته نمی گذارند لیبی کشور شود ، ملت شود ، دولت ملی داشته باشد . اگر می ماند ایا لیبی و سوریه و عراق جز بیشه زار فاشیسم ، موشک ، اتم ، شیمایی ، سرکوب ، خفقان ، دیکتاتوری ، .. جای دیگری میرفت ؟ نه هر روز بدتر می شد ، تازه یاد گرفته بودند مثل ملاها بروند جاهای دیگر را هم مثل خودشان تخریب کنند ، قذافی همه جا دخالت میکرد ، از بالای لاکربی در انگلستان ، تا انقلاب مردم ایران و رژیم ملاها ، تا همه کشورهای عربی در خور میانه وآفریقا . صدام بعد از حمله به ملاها ، حمله کرد به کویت و شش موشک زد به اسرائیل . کردها را شیمیایی کرد و شیعیان عراق را سلاخی ، تا بعد از او وحشی گری جزو فرهنگ عراقی ها شود . علی عبدالله صالح در یمن همین تخم جنایت و خشونت را کاشت که امروز ملاها در انجا میوه چینی میکنند .
    حتی یک نمونه در جهان نیست که دیکتاتوری خودش به مروز زمان ارام شود ، سر براه شود ، از مسیری جنایت بار و ازادی کش و خشونت افرین بیفتد به مسیر اصلاحات ! دیکتاتور مصلح نمی شود ، هیچ دیکتاتوری اصلاح گر نیست . نمی تواند باشد . دیکتاتوری یک چرخه فاسدی است که خشونت و زور بازتولید میکند و فساد می اورد و فقرو از هم پاشیدگی درونی در حالیکه در ظاهر بیرونی ان قدرت و امنیت و سازندگی پوسته ای و شکننده چشم ها را خیره میکنند . دیکتاتور یا با انقلاب سرنگون می شود ، یا حمله خارجی ، راه سومی نیست . چند تا سد و راه اهن و پل هم که بسازند برای تزئین حکومت استبدادی استعداد کش فقر گسترشان است . توسعه باید پایدار باشد .
    این خوابهای روسی هم مشکلی از شما روشنفکران الینه شده مارکسیستی حل نمیکند
    در امریکا بنا به اقتضای شرایط داخلی و جهان هر ۴یا ۸ سال یک رئیس جمهور جدید می اید با ایده ها و سیاست های متفاوت . بعد هم که رفت همه چیز با او میرود . نه لنین می شود ، نه استالین ، نه کاسترو ، نه مائو . هیچ چیز ابدی نیست جز امریکا و منافع ملی ان که همیشه به اشکال متفاوت و اجراهای مختلف صدر لیست وظایفی است که هر رئیس جمهوری مد نظر دارد . البته سیستم الهی ، ایدیولوژیک صلب نیست که خودش را از هر خطایی مصون بداند ، به مردم بگوید به شما مربوط نیست ما چه میکنیم ، کجا زندگی میکنیم ، حرف و عملمان با هم نمی خواند شما حق پرسش ندارید ، …. اگر هم خطایی بروز کند دولت حزبی ، ولایتی نیست که باز بماند و به خطا ادامه دهد تا نابودی مملکت . چک و بالانس هست . سیستم از چند جا کنترل می شود ، نه اینکه همه چیز در دستان رهبر باشد ، حتی کنترل دیوانگی رهبر . ذوق زده نشوید ، چیزی قرار نیست اتفاق بیفتد که پطرودلار روس و یا صنعت وابسته چین بتواند از ان برای خیز برداشتن برای تصرف نهایی وا بدی جهان کیسه ای بدوزد . خود انها ( پوتین و جینگ پین) هم میدانند از این خبر ها نیست به همین دلیل همیشه جلوی ترامپ کوتاه می ایند . شما محزونان و محجوران هستید که معلوم نیست کی می خواهید این ویروس مارکسیسم روسی را از مغز و جان گرفتارتان دور کنید . از خود بپرسید چرا این حرفها در کره جنوبی ، هنگ کنگ ، تایوان ، هند ، ……. خریدار ندارد ؟ هیچ کشور پیشرفته ای نیست که اندیشمندان ، فعالین سیاسی ، رسانه های ان اینقدر علیل و ذلیل اندیشه روسی ورشکسته باشند که دائم روی سقوط و فروپاشی امریکا و غرب سرمایه گذاری کند و شرط ببندد .
    ان دسته از علیل مغزان شما هم که می گویند پیامبر یک کمونیسم جدید هستند ، بهتر است بروند این اکسیر را در کشورهای کمونیستی بفروشند که ورشکسته کمونیسم اشتباهی شده اند . ایران موش ازمایشگاه ۸۰ ساله شما بوده و نتوانستید جز ویرانگری و ایستادن سمت خطا کاری بکنید . دیگر بس است . نسل جوان ایرانی واقعیت امتحان شده می خواهد ، به همین دلیل شاه و امریکا را برگزیده .
    https://www.cnn.com/2019/11/29/africa/russian-mercenaries-mozambique-intl/index.html

  5. متواری

    جناب سعید به گمانم سن و سال زیادی نداشته باشید و هنوز در عنفوان آرمانگرایی سنین جوانی هستید. دو جمله ای که من نوشتم ما حصل نیم قرن تجربه زنده ماندن( نمی شود نامش را زندگی گذاشت) در ایران بود. والدین من مثل خیلی های دیگه فریب ارزش های پوچی مثل آب و خاک و وطن را خوردند و حاصل آن تا بحال دو نسل پوچی و سرخوردگی محض بوده. نسل آینده را درگیر این اباطیل نخواهم کرد چون حتی یک روزنه امید بسوی اصلاح امور ایران وجود ندارد. لذا من هم ترجیح می دهم در راه خاندان پهلوی گام بگذارم. همینطور که می بینید من آدم نا امیدی نیستم، فقط امیدم را در بستر بهتری جستجو می کنم.

  6. سعید

    در جواب متواری عزیز باید بگویم که اسراییل با کشتن افراد قلمرو نداشته اش رو وسعت می‌دهد و
    تعجبم از کسانی که برای یک زندگی بهتر برای خودشون و نسل های بعدی شون عنان اراده ملی رو واگذار به مشتی فسیل و قشری و تبهکار واگذار میکنند تا در رویای زندگی بهتر به سرزمینی بروند که نه زبان و نه فرهنگ و نه هیچ چیز دیگرش تناسب با سرزمین مادری شان نداره
    ایران بلایای زیادی رو دیده و با استقامت مردمش پایدار بجا مانده
    من هرگز حتی یک لحظه چنین نخواهم کرد. فرق ما با آنها این هست که آزادی شون رو با سکوت بدست نیاوردند تا با اوارگی تاییدش کنند
    بهترین رهبر ولیعهد ایران رضا پهلوی هست تا چند سالی ایران را از ایادی و مزدوران داخلی و خارجی فرقه تبهکار خارج کنند و بعد در یک آرامش نسبی خود ما تصمیم لازم در باره سیستم حکومت و قانون اساسی جدید رو بگیریم
    تا آن روز من و ما براندازیم نه یک کلمه بیش و کم
    درود بر ولیعهد ایران و ایرانیان

  7. متواری

    شخصا دارم فکر می کنم سال پنجاه و هفت اگرم والدینم چه میکردند بهتر بود برای دنیا و آخرت خانواده ما. قطعا” کوچ!
    لذا چه براندازی بشود و چه نشود باید رفت. ایران آمادگی لازم برای تامین سعادت شهروندانش را ندارد.

  8. رژیم به دنبال فریفتن زنان

    جالبه هم خامنه‌ای و هم روحانی با حضور در مراسم جداگانه روز زن را تکریم کردن و از زنان گدایی رای کردند! البته زنان ما گول اینها را نخواهند خورد.

  9. واقع بین

    دوران انقلاب اسلامی پایان یافته و انقلاب اسلامی به عنان نظام برامده از ان انقلاب به ناچار وارد مرحله پیش از فروپاشی شده است .
    اگر این سخن نویسنده گرامی را ملاک قرار داده و قبول کنیم ، باید مخالفین حکومت ( از جمله نویسنده محترم مقاله ) از خود بپرسند و پاسخ دهند که :

    اگر وضعیت امروز کشور را همانند سالهای ۵۶ و اوایل سال ۵۷ تصور کنیم و این احتمال را بدهیم که در سال ۱۳۹۹ کار حکومت ملاها تمام خواهد شد لطفا بفرمایند :

    – در ماه شروع فروپاشی ، شرایط مردم با حاکمان و عوامل حکومتی چگونه میشود ؟

    صدها هزار خانواده ای که عزیزانشان توسط حکومت کشته و به دار اویخته و تیرباران شده اند با اغاز فروپاشی و در روزهای اولیه ، چه خواهند کرد ؟ همه انها تماشاگر قاتلان فرزندانشان خواهند بود ؟
    صاحبان و وارثان ، با صدها و هزاران ملک و منزل و ساختمان و زمین و اموال غارت شده و مصادره شده خود و پدران و خانواده اشان توسط ملاها و عواملشان چه خواهند کرد ؟ دست روی دست خواهند گذاشت و نظاره گر خواهند بود ؟
    میگویند پایتخت کشور حدود پنج میلیون نفر حاشیه نشین و فقیر و به قول ملاها مستضعف شکل گرفته در طی این چهل سال دارد . وضعیت هجوم احتمالی انها را به مراکز اقتصادی و اشراف نشینهای درست شده در بالای شهر را چگونه مدیریت و کنترل خواهید کرد ؟!!
    وضعیت رادیو و تلویزیون و اب و برق و سیلوها و فرودگاه ها و ……مرزها و…..را چه کس و گروهی هدایت و در دست خواهد گرفت ؟

    چه کسی اکنون رهبر است ؟
    در ابتدای انقلاب ( از سال ۴۲) خمینی هندی ادعای رهبریت داشت !
    تا انجایی که اطلاع دارم ( اگر درست باشد ) شاهزاده گرامی که تا کنون رهبریت و فرد متولی پادشاهی مشروطه را بعنوان ( وظیفه قانونی و تاجگذاری شده خود در زمان پدرشان شاه فقید ) بصورت رسمی نپذیرفته اند و اگر غیر از این است ، مردم داخل کشور ، اطلاعی از شرایط ندارند .
    چه تشکیلات وشورایی کارها را هدایت میکند ؟
    در سال ۵۷ شورای انقلاب متشکل از چندین شخصیت انقلابی ، قبل از تشکیل دولت موقت مهندس بازرگان کارهای مملکت را مدیریت و رهبری میکرد .

    بارها و بارها درخواست کرده ایم که نفرات اصلی مخالف حکومت ملاها در داخل و خارج کشور ، لااقل شورای موقت رهبری را با نفراتی از سه یا پنج یا هفت نفر و یا…..از سران اصلی مخالف با هدف ( براندازی حکومت و برگزاری رفراندوم و هدایت و رهبری )و مدیریت کشور برای روزهای بحرانی اولیه شکل دهند .

    قبلا پیشنهاد داده ایم که شاهزاده گرامی رضا پهلوی دوم و جناب اقای دکتر حسین موسویان رهبر جبهه ملی ایران و سرکار خانم مهندس مریم رجوی از سازمان مجاهدین خلق ایران و نفرات مهم دیگری ………این شورای موقت را برای نجات کشور هر چه زودتر تشکیل دهند .

    نویسنده محترم و گرامی باید بگوییم که ما مخالفین ، شرط لازم را داریم ولی با توجه به شرح مختصر از اوضاع و شرایط بیان شده ، شرط کافی را نداریم و این جریان ناقص و ابتر است .

    به قول بسیاری ، با توجه به وضعیت مخالفین خارج کشور ، به احتمال قوی رهبریت مخالفین حکومت بر علیه استبداد و جنایت و غارت ولایت وقیح حاکم بر کشور( بالاخره از داخل کشور) سر بر خواهد اورد .

  10. الحسن روحانی

    الهی پروردگارا چنین شود که بیش از هفتاد میلیون قلبهای ایران زمین شاد شود، اما برای سرگرمی بخوان از این مجمل:

    شوروی را شد فروپاشی و سنگین ضربه خورد
    در تقابل رفع خسران را، تبانی باآخوند ایران ببرد

    در غیاب شاه، روس و انگلیس گشت شادمان
    تا فرود آرند فلاکت بار دیگر مثل قاجار دودمان

    کشوری و لشکری را از نظامی و اداری ها همه
    مهره هاازانگلیس و روس اجزا حکومت یکشبه

    هی گذاشتند انتخابات دروغین و سرمردم کلاه
    برگرفته رای مردم بهر دادن به حسن سیراب جاه

    گسترانیدند حماقت داخل و اغفال مردم ازجهان
    تا بگویند اینهمه آزادی است اسلام ایران ارمغان

    مهره های انگلیس رالاریجانی شش برادر زاغ چشم
    با حسن سیراب افزوده بسهم انگلیس رهبر به خشم

  11. 1001

    انقلاب که ذاتا چیز خوبیه؛ولی سالهاست یعنی اقلا ۴۰ ساله تموم شده و جای خودش رو به عــنــقلاب با فتح”ع” داده!!

  12. توماس جفرسون

    در دو دهه‌اول حیات نکبت بار خلافت شیعه، در راستای این شعار ” حفظ نظام از اوجب واجبات است”, نوشیدن جام زهر،‌ عقب نشینی های تاکتیکی در سیاست خارجی، حلال کردن برخی حرامها، اندکی شل کردن فضای خفقان آور داخلی،‌ بازی دو گانه اصلاح طلب- اصول گرا و غیره شاید موضوعیت داشتند.
    اما در شرایط حاضر که فساد و فشار اقتصادی و‌اجتماعی و تحریمهای خارجی و ناکار آمدی و‌سرکوب به اوج رسیده اند، بنظر می رسد پایوران خلافت ، از سیاستهای تاکتیکی و عوامگرایانه گذشته نا امید شده و در صددند برای حفظ نظام تخته گاز به اصل خویش بازگشته و با غرق شدن بیشتر در تبهکاری و فساد و رانت و ماجراجویی منطقه ایی و سرکوب و با گل آلوده تر و متعفن تر کردن ساختارهای موجود ، بتوانند به حیات ننگین و‌حداقلی خود ،‌حتی در صورت فروپاشی سیاسی ادامه دهند. اگر این فرضیه درست باشد، قبل از فروپاشی نسبی که می تواند خطر آفرین باشد،‌ نظام باید بطور کامل سرنگون شود.
    فراموش نباید کرد که نظام اراده سوریه ایی کردن ایران را دارد و در این مورد، بارها اصلاح طلبان و استمرار طلبان از مکنونات قلبی خود پرده دری کرده اند. پس بجای انتظار برای فروپاشی، صلاح است که با اعتراضات و اعتصابات، نظام برای همیشه به دارالخلا تاریخ افکنده شود.

Comments are closed.