فرید خلیفی – زمین، تابستان داغ سال ۲۰۵۰٫ نفس‌ها در سینه حبس شده‌اند. خورشید در حال آغاز فعالیت نامتعارفی است. اگر این روند ادامه یابد تنها نسل بشر نیست که برای همیشه از این سیاره پاک خواهد شد. گونه‌های جانوری و گیاهان نیز از بین خواهند رفت و زمین تبدیل به سیاره‌ای آتشین خواهد شد. سیارات دیگر سامانه خورشیدی نیز از گزند بادهای شدید و بی‌سابقه خورشیدی در امان نخواهند ماند. راهی برای گریز نیست. چاره‌ای نیست نیز جز روبرو شدن با سرنوشتی اجتناب‌ناپذیر. در میان یأس و انتظار ناگهان چشم‌ها به آسمان خیره می‌شوند. اشیاء نورانی یکی از پس از دیگری در آسمان زمین پدیدار و نزدیک و نزدیک‌تر می‌آیند. نجات‌گرانی که از دوردست‌ها آمده‌اند تا بشر اهل زمین را نجات دهند. اما چگونه ما را یافته‌اند؟ این ماجرای سراسر تخیل قرار نیست در آینده روی دهد. در عین حال هیچ تضمینی هم نیست که اتفاق مشابهی برای سیاره خاکی ما در آینده پیش نیاید. اگر ساکنان دیگری جز ما در هستی باشند، چگونه ما را خواهند یافت؟

لینک مستقیم به ویدئو

3 دیدگاه‌

  1. عاشق گچسارانی

    ,اگر امام حسین معجزه داشت چرا یزید را نابود نکرد، حالا ما از او میخواهیم که به ما کمک کند؟ پیغمبر (مذهب)یک خابیست که رشد و ترقی دانش انسان را گرفت است= ترمزیست که نمیگزارد ما درک علمی داشته باشیم.

  2. از تهران

    تا امام زمان و بهشت و حُوری را داریم، هیچ غمی نداریم!! او حلال همه مشکلات بشر و تمامی میلیاردها میلیارد کهکشان های بی انتها است!!

    کسی نیست از این افراد بالغ و روشنفکر سؤال کند که پَس چرا خدا و یازده امامانشان و هزاران هزار آغازاده هایشان تا به این روز هیچ غلطی برای بهبود زندگی بشر در سیاره زمین «که آنها را خلق کرده اند و به تصرف خودشان در آورده اند» نتوانسته اند بکنند؟!! چون مانند همه مزخرفات دیگر، وقتی ادیان نمیتواند خواسته های بشر را در زمان زندگیشان بر آورده کند، و اساس ادیان با علم و دانش در تزاد است، مجبورند با قِصه های کودکانه امام زمان، و بهشت و حوری در آن دنیا (که کسی تا حال از آن دنیا برنگشته تا شهادت بدهد!) مردم را سر کار بگزارند!!

  3. ایران

    بهتر که در بالش گریه کنیم

    یادمان دادند اشتباه کنیم تا عزت را از ما بربایند
    یادمان دادند هرگز متوجه نشویم که چه میزان درد درما وجود دارد
    یادمان دادند نفس بکشیم همزمان که روح را از جسممان جدا میکنند
    یادمان دادند با دروغ و خود فروشی به کلید بهشت بیاندیشیم
    و این تاوان
    زنده ماندن ؛ نفس کشیدن و ارامش را در اغوش کشیدن است
    ما زندگی می کنیم مثل اینکه فردا وجود ندارد
    بهتر که در بالش گریه کنیم تا صدایمان گوش’ فضای دور دست ؛ خارج از کره خاکی و بهشت موعود را نیازارد

Comments are closed.