که با یاس‌ها به داس سخن گفته‌ای! قتل رومینای ۱۴ ساله مردم را در خشم و اندوه فرو برد

-حسن روحانی رئیس دولت به قتل رومینا توسط پدرش در جلسه امروز صبح هیئت دولت، واکنش نشان داده و دستور تسریع در رسیدگی به لوایح منع خشونت را صادر کرد! این درحالیست که معصومه ابتکار معاون امور زنان وی به تازگی موضوع خشونت خانگی علیه زنان را ناچیز دانسته بود!
-اکنون شبکه‌های اجتماعی فارسی‌زبان عرصه‌ای برای بیان و یادآوری زن‌ستیزی‌های ساخته و پرداخته نظام حاکم است که زنان و دختران ایران تحت‌ عناوین «غیرت»، «حفظ آبرو»، «ناموس»، «امر به معروف و نهی از منکر» و در اجرای احکام شرعی و دینی، مانند رومینا یا با داس سر بریده می‌شوند، یا به صورتشان اسید پاشیده می‌شود و یا به بهای ناچیزی به عقد مردانی مسن‌تر از پدرانشان در می‌آیند.
- آنگونه که بهمن پسر ۲۸ ساله‌ی مورد علاقه‌ی رومینا به «شهروند» گفته است، آنان عاشقانه یکدیگر را دوست داشته‌اند و قصد ازدواج با هم داشتند، اما به دلیل اینکه بهمن اهل سنت بوده، پدر رومینا با ازدواج آنها مخالفت کرده است.
- شاهزاده رضا پهلوی نیز در واکنش به جدا کردن سر این دخترنوجوان نیز به قوانین واپسگرایانه رژیم اشاره کرده است: «قتل فجیع و غم‌انگیز رومینا اشرفی به دست پدرش، با پشتوانه قوانین واپسگرایانه رژیم حاکم بر ایران انجام گرفته است.»

چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۹ برابر با ۲۷ مه ۲۰۲۰


رومینا اشرفی دخترنوجوان ۱۴ ساله از شهرستان تالش هنگامی که در خواب بود، توسط پدرش با داس سر بریده شد. قتل فجیع و دردناک این دختر نوجوان، موجی گسترده‌ای از خشم و اندوه را در مردم برانگیخته و کاربران فضای مجازی را به خشم آورده است. رسانه‌های داخلی می‌گویند از ابتدای سال ۹۹ تا کنون علاوه بر رومینا سارینا، هوژان، فرشته، زعفران، نازنین، زبیده، سارا، هاجره و… قربانی آنچه شده‌اند که به «قتل‌های ناموسی» معروف شده است.

رومینا اشرفی دخترنوجوان ۱۴ساله‌ی بخش حویق از شهرستان تالش اول خردادماه، هنگامی که در خواب بود، به دست پدرش با داس سر بریده می‌شود. رسانه‌ها نوشتند، رضا اشرفی پدر رومینا، پس از اینکه نتوانسته رومینا را در خواب خفه‌ کند، با داس سر او را بریده است!

قتل فجیع این دختر نوجوان با واکنش کم‌سابقه‌ و گسترده‌ای از سوی افکار عمومی مواجه شده و موج عظیمی از اندوه، خشم و انتقاد علیه قوانین زن‌ستیز نظام پدید آورده است.

این قتل فجیع ابتدا در یک کانال تلگرامی محلی تالش عصر اول خردادماه ۹۹ منتشر شد مبنی بر اینکه پدری خانه را خلوت کرده و با استفاده از داس سر دخترش را از بدن جدا کرده است.

بر اساس این گزارش، قاتل که به مواد مخدر اعتیاد دارد، پس از ارتکاب جرم به قتل دخترش اعتراف کرده و خود را به مراجع قضایی معرفی کرده است.

آنگونه که وبسایت محلی گیل‌نیوز نوشته، رومینا متولد ۱۳۸۵ در بخش حویق از شهرستان تالش، دلباخته یکی از «پسرهای همشهری» شده بود ولی به دلیل مخالفت پدرش، از خانه می‌گریزد. منابع خبری داخل ایران به نقل از محلی‌ها، دلیل مخالفت پدر رومینا را تفاوت‌های فرهنگی و غیرمسلمان بودن این مرد عنوان کرده‌اند.

با پیگیری و شکایت خانواده، پلیس محل رومینا و مرد مورد علاقه‌اش را دستگیر می‌کنند ولی با اینکه رومینا از عدم امنیت جانی خود با توجه به شناختی که از رفتار و خلقیات پدرش داشته، از قاضی پرونده تقاضا می‌کند تا وی را به خانواده تحویل ندهند اما قاضی حکم بازگشت به خانه را صادر می‌کند. دختر نوجوان شبانه توسط پدر سلاخی می‌شود.

منابع محلی نوشتند، پس از بازگشت رومینا به خانه، پدر اول خردادماه با خلوت کردن خانه، گردن رومینای ۱۴ ساله را با استفاده از داس در حالی که او در خواب بود به طرز فجیعی از تن جدا می‌کند.

به گفته افراد محلی، پدر بعد از ارتکاب جرم با در دست داشتن داس از خانه خارج شده و به قتل دخترش اعتراف می‌کند و توسط پلیس بازداشت و به مراجع قضایی سپرده می‌شود.

بهمن مرد مورد علاقه رومینا به روزنامه «سازندگی» گفته است: «وقتی از دادگاه برگشتم خونه یکی به من زنگ زد گفت رضا اشرفی، پدر رومینا زنشو با گلوله زده. من شوکه شدم. همون موقع خود رضا اشرفی اومده بود پشت خطم. اما بعد که من بهش زنگ زدم جواب نداد. بعد به گوشم رسید که با داس گردن دخترشو زده. انگار می‌خواسته تو خواب خفه‌ا‏ش کنه، به یه بهونه‌ای زنشو فرستاده بوده حموم، درم از پشت قفل می‌کنه. بعد میره سراغ دختر. رومینا چقدر اصرار کرد به خونه برنگردوننش. اما مامورای آگاهی گفتن چون سنش کمه باید این کارو بکنیم. اما همون روز که رومینا برگشت خونه باباش کشتش.»

یک دختر ۱۴ساله در حالی توسط پدرش سلاخی شده که بر اساس ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی پدر در جایگاه ولی دم در قتل فرزند قصاص نمی‌شود بلکه قصاص تبدیل به دیه و تعزیر می‌گردد.

حمیدرضا گودرزی وکیل پایه یک دادگستری در این رابطه گفته است: «از لحاظ قانونی، جنبه عمومی جرم ۳ تا ۱۰ سال حبس دارد که پدر رومینا، باید آن را بگذراند.»

به گفته‌ی وی، «دادگاه با توجه به مسائل و شرایطی که قتل بر اساس آن انجام شده درباره حبس و جنبه عمومی جرم تصمیم‌گیری می‌کند.»

آنچه در قتل هولناک رومینا بازتاب منفی دیگری برانگیخت، محتویات آگهی ترحیم رومینا است که با درج عبارت «تسلیم به مشیت الهی» در ابتدای آگهی ترحیم، سلاخی مقتول توسط پدرش را «سرنوشت» و «تقدیر» توصیف کرده است .

همچنین در این اطلاعیه ترحیم که خشم کاربران را به دنبال داشته، هویت مقتول از طریق نسبت‌اش با پدر یعنی قاتل وی، و پدربزرگ، دایی، عمو و برادر خانواده تعریف شده و آمده است که رومینا فرزند «گرامی» کربلایی‌ رضا اشرفی، نوه، خواهرزاده، برادرزاده و خواهر مردان فامیل بوده است!

video

به تازگی ویدئوی کوتاهی از مراسم خاکسپاری رومینا (روز شنبه ۵ خردادماه) در فضای مجازی منتشر شده که نشان می‌دهد، تعداد زیادی از مردم در آن شرکت کرده‌اند. این ویدئو حاکیست که بر مبنای رسوم، پیکر رومینای «گرامی» توسط مردان تشییع می‌شود.

رسول‌زاده معاون نیروی انتظامی گیلان به صداوسیمای جمهوری اسلامی درباره جزئیات قتل رومینا گفته است که رومینا به دلیل مخالفت پدرش با ازدواج با مورد علاقه‌اش که حدود ۱۶سال از او بزرگتر بوده، اقدام به فرار می‌کند. پدر ایشان محل اختفای او را در آستارا پیدا می‌کند و بعد از هماهنگی که با مقام محترم قضایی انجام می‌شود، دخترخانم را به منزل محل سکونت خودش برمی‌گردانند. نهایتا بعد از گذشت دو روز از انتقال رومینا به خانه، توسط پدر در منزل به قتل می‌رسد.»

به گفته‌ی معاون نیروی انتظامی گیلان، متهم این پرونده یعنی پدر ۳۷ساله، علت قتل را «اختلاف خانوادگی، فرار از منزل و اصرار به ازدواج ایشان با ازدواج با مرد مورد علاقه خودش اعلام کرده است.»

طبق اعلام نیروی انتظامی گیلان، پرونده قتل رومینا در اختیار مراجع قضایی قرار گرفته و منتظر صدور حکم هستند.

video

آنگونه که بهمن پسر ۲۸ ساله‌ی مورد علاقه‌ی رومینا به «شهروند» گفته است، آنان عاشقانه یکدیگر را دوست داشته‌اند و قصد ازدواج با هم داشتند، اما به دلیل اینکه بهمن اهل سنت بوده، پدر رومینا با ازدواج آنها مخالفت کرده است.

او گفته، پیشنهاد فرار را رومینا داده و در طول بازجویی‌ها تأکید کرده که اجباری در کار نبوده است. آنها پنج روز متواری شدند اما در نهایت با شکایت پدر به جرم آدم‌ربایی، بیهوش کردن رومینا و سرقت طلاهایش، مورد پیگرد قانونی قرار گرفته‌ و بازداشت شده‌‌اند. ولی بهمن در نهایت تبرئه شده است.

بهمن همچنین گفته که پس از تبرئه شدنش «چند نفر از بستگان آمدند و خواستند که ما با هم صیغه کنیم تا ماجرا تمام شود» ولی مورد قبول پدر رومینا واقع نشد.

بهمن در طول این گفتگو، از آوردن نام «رومینا» اجتناب کرده و در پاسخ به سوال خبرنگار در این رابطه گفته است: «نمی‌تونم اسمش رو بگم، چون اون ناموسم بوده.»

وی به روزنامه «سازندگی» گفته که حتی عموی رومینا هم پیشنهاد قتل او را با پدرش مطرح کرده بود: «تو فامیلشون پدرشو تحریک کرده بودن که دخترش رو بکشه.»

بر اساس گزارش خبرگزاری مهر، بهمن، رومینا را به خانه خواهر بزرگش در آستارا برده بود.

روزنامه «سازندگی» در گزارشی درباره وضعیت مادر رومینا که هیچ نشانی از او حتی در اعلامیه ترحیم‌ هم وجود ندارد، به نقل از یکی از بستگان نوشت: «مادرش حالش خوب نیست، هر روز میره سر خاکش. از شوهرشم انگار شکایتی نکرده، درگیر مراسم هفت رومینان. پدرش خیلی سختگیر بود. من شنیده بودم تهدیدش کرده بود که اگه خودکشی کنه بهتر از اینه که بخواد زن این پسره بشه. البته بعضیا میگن به خاطر سُنی بودن بهمنه، اما من اینو از خانواده نشنیدم، به نظرم مخالفتشون دلیل دیگه‌ای هم داشته که خصوصیه. رومینا خیلی از پدرش می‌ترسید، آخرشم که برگشت خونه با همون لباس عقد کشته شد.»

در حالی ‌که اخبار و اتفاقات بد و ناگوار سال‌هاست که بطور مکرر و یکی پس از دیگری در ایران رخ می‌دهد، اما قتل فجیع، بی‌رحمانه و وحشیانه‌ی رومینا، آنهم توسط پدرش، مردم را شوکه کرده است. طی دو روز اخیر، توئیتر و بخصوص اینستاگرام فارسی، مملو از خشم، اندوه و تأثر نسبت به سر بریده شدن رومیناست که قوانین ضد زن و ضد حقوق بشر نظام حاکم بر ایران را هدف انتقاد خود قرار داده‌اند که با برخورداری از حمایت قوانین مذهبی، به ارتکاب چنین جنایاتی میدان می‌دهد.

کاربران فضای مجازی مکرر به این موضوع اشاره دارند که نظام حاکم با قوانین و دستگاه‌ قضایی‌اش در قتل رومینا با پدرش همدست بوده‌اند و قاضی پرونده رومینا باوجود اعلام عدم امنیت جانی توسط مقتول، وی را به دست قاتل سپرده است.

شاهزاده رضا پهلوی نیز در واکنش به جدا کردن سر این دخترنوجوان نیز به قوانین واپسگرایانه رژیم اشاره کرده است: «قتل فجیع و غم‌انگیز رومینا اشرفی به دست پدرش، با پشتوانه قوانین واپسگرایانه رژیم حاکم بر ایران انجام گرفته است.»

شاهزاده رضا درباره قوانین ضدحقوق بشری حاکم بر ایران می‌نویسد: «قوانینی که از خشونت خانگی و “قتل ناموسی” تا کودک‌آزاری و کودک‌همسری را مجاز می‌شمارد یا تسهیل می‌کند، متعلق به قرن بیست‌ویکم نیست. راه چاره، بازگشت به قوانین عرفی است.»

واکنش خشمگین به این قتل فجیع همچنان ادامه دارد. جمهوری اسلامی از یکسو با قوانین خود از کودک‌‌همسری حمایت می‌کند و  از سوی دیگر با تبلیغات فرقه‌ای و بستن محیط معاشرت جوانان که به ویژه در شهرهای کوچک با فرهنگ سنتی خانواده‌ها  تشدید می‌شود، راه را برای ارتکاب جرم و تباهکاری باز می‌کند.

اکنون شبکه‌های اجتماعی فارسی‌زبان عرصه‌ای برای بیان و یادآوری زن‌ستیزی‌های ساخته و پرداخته نظام حاکم است که زنان و دختران ایران تحت‌ عناوین «غیرت»، «حفظ آبرو»، «ناموس»، «امر به معروف و نهی از منکر» و در اجرای احکام شرعی و دینی، مانند رومینا یا با داس سر بریده می‌شوند، یا به صورتشان اسید پاشیده می‌شود و یا به بهای ناچیزی به عقد مردانی مسن‌تر از پدرانشان در می‌آیند.

آنگونه که رسانه‌های داخلی می‌گویند از ابتدای سال جاری تا کنون، علاوه بر رومینا، دختران دیگری مانند سارینا، هوژان، فرشته، زعفران، نازنین، زبیده، سارا، هاجره و … قربان قتل‌های موسوم به «ناموسی» شده‌اند. این در حالیست که معصومه ابتکار معاون امور زنان و خانواده نهاد ریاست‌جمهوری گفته بود: «در ایران خشونت خانگی و خانوادگی هست، اما در آمارها و شاخص‌ها در مقایسه با آمارهای جهانی وضعیت خیلی وضعیت بد و حاد نیست و حتی از وضعیت متوسط جهانی از لحاظ شیوع خشونت‌های خانگی بهتر است!»

حسن روحانی رئیس دولت دوازدهم به قتل رومینا توسط پدرش در جلسه امروز صبح هیئت دولت، واکنش نشان داده و نسبت به آن ابراز تأسف کرده است. او دستور تسریع در رسیدگی به لوایح منع خشونت را صادر کرد! آنهم در حالی که ریشه‌ی این خشونت در تبلیغات عقیدتی نظام حاکم و همچنین در نظام حقوقی و قوانین ارتجاعی و قرون وسطایی آن پرورده شده است.

در حالی که دولت تدبیروامید در آغاز روی کار آمدن، شعار توخالی آزادی و برابری زنان و مردان را سر می‌داد، در اجرای قوانین برابری‌طلبانه زنان از جمله لغو حجاب اجباری، اعطای حق حضانت به زنان، حمایت کودکان و نوجوانان، هیچ اقدام مؤثر و منجر به نتیجه نکرد.

کاربران فضای مجازی یادآوری می‌کنند که فرشته نجاتی هم در یکی از روزهای گرم امرداد ۱۳۹۵ در حالی ‌که خواب بود توسط پدرش سر بریده شد اما قاتل پس از سه سال از زندان آزاد شد و به جامعه بازگشت! مردم در فضای مجازی با اشاره به تداوم روند زن‌کشی و زن‌ستیزی، بر فقدان قانون‌های حمایت‌گرانه از زنان و عدم توجه به حقوق ابتدایی زنان در جامعه کنونی ایران، آنهم در قرن بیست و یکم تأکید کردند.

از سوی دیگر، کبری خزعلی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و «فعال حقوق زنان و خانواده» در توئیت خود که با واکنش منفی بسیاری مواجه شد، با حمایت از قوانین متحجر جمهوری اسلامی در ادعایی عجیب مسئولیت قتل رومینا را متوجه فضای مجازی کرده است! او نوشت: «خون رومینا اشرفی‌ها بر گردن مسئولانی است که با آموزش‌های نامناسب (۲۰۳۰) و رها کردن فضای مجازی باعث شده‌اند نوجوانان به بلوغ جنسی زودرس برسند! و اگر جوان بخواهد از راه درست ازدواج کند به او برچسب کودک‌همسری می‌زنند، و جامعه را بر علیه آن می‌کنند تا جایی که پدر قاتل فرزند خود می‌شود!»


*تیتر گزارش برگرفته از شعر احمد شاملو:
تو را چه سود از باغ و درخت
که با یاس‌ها
به داس سخن گفته‌ای.

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=197884

21 دیدگاه‌

  1. بهرام پارسی

    با سپاس از آرتام گرامی و دوست دیگری که سخن از اصل موضوع گفتند .
    ممنونم از جناب آرتام عزیز بابت مطالبی که بیان کرده اند .نظر شخصی من این است که سه ایمان ِ بهایی و مزدیسنا و مسیحیت بسیار شبیه به هم هستند و من شخصا کلیسا و آتشکده و مشرق الذکار برایم تفاوتی ندارند . اینکه متون دینی توسط نویسندگانی نوشته شده اند و از هم برداشت هایی داشته اند کاملا منطقی به نظر می رسد.البته جانمایه ی متون مقدس و شاهکارهای ادبی و هنری همگی مبتنی بر عشق به زندگی و جهان هستی ، عشق به بی نهایت ِ بی کران(خدا ) و عشق به انسان ها است .به نظرم این جانمایه با ارزش است .حال متاسفانه بخشی از مردم به خاطر مشکلات و کمبودها دچار تعصب های بی جا می شوند و در ایمان افراط می کنند که این بی نهایت خطرناک است و وظیفه ی روشنفکران و آگاهان است که به مردم کمک کنند که در خردگرایی و ایمان به تعادل برسند و از تعصب بی جا بپرهیزند .
    در مورد اسلام مکی و اسلام مدینه هم این تفاوت خیلی بارز هست .اینجانب شخصا با مسلمانی که دینی عرفانی و منطبق بر بشر دوستی دارد مشکلی نداریم اما امان از روزی که مسلمانان بخواهند خاطرات وحشتناک مدینه را زنده کنند .به هرحال ۱۴۰۰ میلیون نفر مسلمان و مسلمان زاده وجود دارد و اینکه بتوانیم مفری بگذاریم که آنها از متون خشونت آلود و آیات مدینه و شریعت ِ وحشیانه ی اسلام دوری کنند ، میتواند به همه کمک کند .تا اینکه نسل های بعدی مسلمانان چاره ای اساسی برای این مشکل پیدا کنند و ایمان و راه و روش دیگری انتخاب کنند.

  2. اصل موضوع

    اصل موضوع یادتون رفت. چه قدر تو سر و مغز هم می زنید. اسلام یا هر دین دیگه که به سنگسار و خشونت دست بزنه هر قشری از شهروندان رو مورد تبعیض قرار بده به بقیه بگه کافر و نجس و الی آخر بده. این که اسلام تو مکه قدرت نداشته تو مدینه قدرت داشته بحث دیگه است. اتفاقی که برای این دختر افتاد از دو منشا هست: ۱- تفکرات قبیله ای که مثلا اگه نر یک قبیله با ماده قبیله دیگه باشه ننگ برای اون قبیله هست (قشنگ در حد حیوانات جنگله سطح فکر) ۲- دین مبین و قوانین زن ستیزش که دست طرف رو باز گذاشته و توجیه برای رضای الله هم فراهم کرده. هرگز چنین جنایاتی نباید تکرار بشه و باید مسیرش رو بست. از این دین رحمت و مهربانی که ۱۴ قرن پدر یک منطقه از تقریبا ۸ کشور رو درآورده هم خیلی دفاع نکنید لطفا. ضمنا آورنده همون دین با دختر ۹ ساله خوابیده. مکه و مدینه هم نداره. خداباوری موضوع دیگه ای هست. ممکنه شما اصلا دین نداشته باشی ولی خدا باور باشی. ممکنه اهل یه دین صلح جو باشی مثل مسیحیست یا زرتشت باشی و خداباور باشی. همین ها هم اگه شدت پیدا کنه از عقل خارج می شه. ممکنه علیه کسانی که هم کیش اون ها نیستند بشن و این اشتباه هست. رواداری دینی و پایبندی به قانون مدنی در جامعه دموکراتیک. ترجیحا پادشاهی.

  3. آرتام

    دوستان ارجمند با پوزش دو اشتباه در کامنت خود نوشته ام. فرشته آناهیتا در فروردین ماه باردار می شود و پس از ۲۷۰ روز (نه ماه) در یکم دی ماه ۲۷۱ پیش از میلاد می زاید. من نوشته ام در سال ۲۷۰ پیش میلاد که این اشتباه است. دیگر اینکه Der altiranische Lichtgott [خدای کهن نور ایرانی (آریایی] altiranisch را باید سر هم نوشت من در دیدگاه خود جدا نوشته ام که این اشتباه است. برای روشن سازی آناهیتا یا اردیسور آناهیتا نام ایزد بانوی آبهاست که «آبان یشت» یکی از بلندترین یشتهای اوستا در ستایش و نیایش اوست. نام این ایزد بانو از سه جز ترکیب یافته: جز نخست همان «اردوی» است که که به مانای mean یا چم [۱] رود است. ترکیب (ریخت) دوم «سورا» یا سور به مانای نیرومند و ریخت سوم آناهیتا به مانای پاک و بی آلایش است. در پارسی نو به آن ناهید می گوییم. در پهلوی آناهید و در زبان ارمنی آناهیت است!
    [۱] – واژه معنی و ریخت دیگر آن معنا که تازیها آنرا بکار می برند از واژه پارسی« مانا »گرفته شده که در زبان انگلیسی می شود mean و meaning که مانند زبان ما هند و اروپایی به حساب می آید!

  4. آرتام

    جناب بهرام پارسی در باره اینکه گفته ایی را از Friedrich Nietzsche نوشته اید که یکوقت گفته بود:« خدا مرد Der Gott ist tot» به یاد زمانی (دورانی) می افتم که در آلمان به دبیرستان می رفتم. آموزگار ما که خانمی آلمانی بود در باره این موضوع (زمینه) می گفت و من در خانه روی آن از پیش اندیشده بودم به او جواب دادم. حالا که نیچه مرده خدا خواهد گفت نیچه مرد و وجود (هستی) ندارد. من هم در جواب به گفته هر دو می گویم مرد ها (خدا و نیچه) که حرف نمی زنند. همکلاسی ها با خانم آموزگار زدنند زیر خنده!

  5. از آرتام به بهرام پارسی

    Oscar Wilde می گوید:« مذاهب یا ادیان خواهند مرد وقتی به جوهر(گوهر) یا ذات (سرشت) آنها پی ببریم». جناب بهرام پارسی شما بارها از اسلام مدینه انتقاد (خرده گیری) کرده اید. آنهایی که دانش آموختگان رشته حقوق(دادیک) هستند می دانند که اگر در یک پرونده یک اشتباه (کژی) باشد همه آن باید رد شود. در این شرایط (چگونگی) می گویند پرونده ناقص (نارسا) است. چگونه می شود پذیرفت که اسلام مکه بهتر از گونه مدینه آن باشد؟ هر دو سر وته یک کرباسند.
    دیگر اینکه مسیحیت (ترساگری) چنانچه در کتابها (نسک ها, نوشته ها) آمده ترکیبی (آمیختیکی) از آئین میترا ,یهودیت و نوشته های افرادی (کسانی) چون St. Paul است. ریشه آئین میترا هم بر می گردد به دین زرتشت یاد آوری می کنم که میترا خدای نور به آلمانی Der alt iranische Lichtgott [خدای بسیار کهن ایرانی (آریایی)] بیش از هفت هزار سال پیش در آسمانها بود ولی در زمان اشکانیان ۲۷۱ سال پیش از میلاد مسیح دوباره زنده شد(زمینی شد) و فرشته آناهیتا و یا فرشته آب که در ۲۵ فروردین ماه بار دار می شود در یکم دی ماه ۲۷۰ پیش از میلاد می زاید و از او کودکی به نام میترا یا مهر زاده می شود. آناهیتا در غاری می زاید و مانند این داستان را برای زایش مسیح نوشته اند. چون کوتاه می نویسم زیاد توضیح (روشن سازی) نمی کنم. در سال ۳۱۳ پس از میلاد قیصر (کسرا) روم Konstantin که آئین میترایی داشت روز یکشنبه را روز تعطیل(بیکاری) و ۲۵ دسامبر به سالنامه گرگوری می شود همان روز نخست دیماه ایرانی را زایش مسیح نامید. آنچه در دین ترسایی هست و زور گویی و کشتار و یا ددمنشی در آن نیست بر گرفته از آئین زرتشتی است. آنچه در مسیحیت(ترساگری) آمده از پندار نیک گفتار نیک و کردار نیک دین زرتشت فرا تر نمی رود!

  6. بهرام پارسی

    دوستان عزیز خداناباور ! شاید به عنوان نویسنده و محقق و در دانشگاه ، بی خدایی هم انگیزه بخش باشد و هم با کلاس امادر خارج از این بحث های تئوری ، زندگی شکل دیگری دارد .به هر حال پایه گذران جهان امروزین ما خداباوران و ایماندارانی چون پدران پایه گذار در امریکا بودند و خداناباوران ِ قرن قبلی مثل مائو و استالین کاملا به زباله دان تاریخ رفتند .آیا تاکنون پرسیده ایم چه چیزی باعث رشد و بقای کشور امریکا شده و می شود ؟ آیا محققان ِ بی خدا و داده های علمی باعث می شوند یا میراث پدران پایه گذار مثل رودخانه ای در جریان است ؟
    به هر حال می توان ایمان به خدا را کنار گذاشت و جهان و هستی و بودن را عبث انگاشت و یا به عنوانی رازی سر به مهر ، به حساب آورد .اما عواقب این مساله را خود فرد باید به دوش بکشد و نمی تواند کمپین کشتار مردم راه بیاندازد .اگر مثل نیچه اعلام می کنیم که خدا مرده است و در انتظار ظهور ابرانسان هستیم ، می توانیم برویم با روسپیانِ سفلیسی بخوابیم و به تعالی برسیم .اما نمی توانیم آدم های روانپریش را جمع کنیم و به کشتار مردم بپردازیم .اگر می گوییم جهان عبث است ، می توانیم مثل سیزیفوس همیشه رنج زندگی را به دوش بکشیم و در عبث محو شویم و یا خودکشی بفرماییم .اما نمی توانیم همه ی انسان ها را رجاله به حساب بیاوریم .اگر جهان هستی را رازی سر به مهر می دانیم ، می توانیم تا آخر عمر به تحقیق و پژوهش بپردازیم .اما تا زمانی که یک رویکرد مثبت و سازنده نسبت به هستی نداشته باشیم ، همیشه از لحاظ روحی اخته و عقیم خواهیم ماند .
    به هرحال ، اگر کسی در زندگی معنی روشنی برای بودن پیدا نمی کند این مشکل شخصی خودش است ، حالا چه مثل میشل فوکو عاشق جمالِ بی مثال کفتار جماران باشد یا مثل نیچه عاشق ِ جمال ابرانسان .
    ما خداباوران نیازی نداریم در کسی یا چیزی خدا را پیدا کنیم .ما خدا را در نهایت ِ مطلق بودنش می پرستیم و در زمین به دنبال ایجاد تعادل هستیم تا آدمیان همدیگر را ندرند .چون این موجود دوپا به راحتی قابل دست کاری است .فقط نیاز به ماشین تبلیغاتی است که آدم های کم هوش و دارای اختلالات عمیق روانی تحریک شوند تا یک ماشین کشتار در ابعاد میلیونی ساخته شود .البته خداناباوران ِ قرن قبل همیشه از این ماشین های کشتار خیلی تحسین کرده اند و هنوزهم برخی می کنند .
    البته سپاس پروردگار ، معمار بزرگ هستی را که مدتی است از جمجمه ی این آدمخواران و کسانی که عزم بر کشتار مردم داشتند ، برای جشن هالووین استفاده می کنیم و این امری بسیار لذت بخش و خوشانید و خوش خوشانی است .ایدون باد .ایدون ترج باد.

  7. سودابه

    به بهرام پارسی
    دوست عزیز ، خود کشی صادق هدایت را به خود کشی های دسته جمعی پیروان یک فرقهٔ مذهبی «آخر الزمانی» تشبیه کردن بمنزلهٔ آسمان وریسمان را بهم وصل کردن است. با اینحال ، در این راهی که پیش گرفته اید برایتان اجر دنیا وثواب آخرت آرزومیکنم

  8. پاسخ به «بهرام پارسی»

    ببین ،عزیز وگرامی ، من درمورد اینکه شما چه دین وایمانی دارید نظر وقضاوت بخصوصی ندارم ، شما هردین وایمانی دارید وچطوربه آن گرویدید مربوط به خودتان است وبگفتهٔ خودتان «صلاح مملکت خویش خسروان دانند» ولی اشکال کار«خسروان» از آنجا شروع میشود که بخواهند صلاح مملکت خویش را صلاح «همگانی» بدانند.
    شگفتی من دربارهٔ نوشته های شما این است که مدت هاست دربارهٔ خدا وایده های گنوسی وعرفانی «اسلام مکه» قلم فرسائی میکنید وآنها را اقتباس از انجیل میدانید درصورتیکه ریشهٔ ایده های اندیشهٔ عرفانی درایران ودرآئین مزدائی بنیانگذارش زرتشت است وتفکر گنوسی متعلق به خدا ناباوران رومی آسیای صغیردر سده های دوم وسوم میلادی است. کسی که این ها را با هم مخلوط واقتباس شده ازانجیل میداند ، یا انجیل را نخوانده ویا معنی گنوس وعرفان را نمیداند.

  9. بهرام پارسی

    جناب پرهام ! بخشی از قران مکه متون دست چندم مسیحی است و متونی گنوسی است و به اندازه ی دیگران متون گنوسی (ناستیک) ارزش دارد .می توان نگاه عرفانی به آن داشت ولی اسلام مدینه متونی حقوقی است که طی سیصد سال نوشته شده و احکام جنایت و کشتار در زمان بنی عباس و حکام عرب است .به کتاب ها و ترجمه های ترجمه شده ی داریوش بی نیاز و آرمین لنگردوی مراجعه کنید.

  10. بهرام پارسی

    دوست عزیز پرهام گرامی .نوکیش مسیحی بودن فی النفسه نقطه ی ضعفی نیست و من به آن افتخار می کنم اما اینکه من قبل از این مسلمان بوده ام یک تهمت زننده است و بدون هیچ دلیلی بیان شده .نه دوست گرامی من سال ها مثل شما بی ایمان بودم وفکر می کردم خردگرایی برای همه چیز کافی است . اما تجربه این بود که بی ایمانی و بی خدایی ورطه ای است که آدمی را به عبث بودن زندگی می رساند و چشمان انسان را کور می کند نسبت به دیدن یک حقیقت بزرگ .این حقیقت که بودن ما خود رازی شگرف است و بی نهایت ِ اطراف ما در همه ی ابعاد آنقدر سترگ و هولناک است که جز با ایجاد رابطه با این بی نهایت ِ بی کرانه نمی توان آرامش و معنی درستی برای زندگی یافت .اینجا است که ایمان جوانه می زند و آدمی برای ارتباط با این بی نهایت شروع به فرافکنی ویژگی های انسانی به این بینهایت می کند تا بتواند با کل هستی وارد گفتگو شود ( و این فرایند کاملا ناخودآگاه و خودبه خودی است) .و این گفتگو ایمان را شکل می دهد و تمام بزرگان ِ ادیان و عرفان و هنر و ادبیات به صورت تئوری و یا عملی وارد این گفتگو شده اند .
    حال اگر این روش هنرمندانه به مذاق کسی خوش نمی آید ، می تواند راه حل دیگری پیدا کند .اما تجربه ی شخصی خودم و بسیاری از دوستان بی ایمان خودم بوده و هست که تنفر شدید از ایمان به دلیل نیاز شدید به آن است .شاید تجربه های ناخوشایند زندگی ، رنج و درد زنده بودن ، بار سنگین سوگواری انجام نشده ی آنها است که در قلب سنگینی می کند و جلوی یافتن ایمان را گرفته است . اما راه حل زندگی تنفر از زندگی و هستی ( وخدا ) نیست ، بلکه دوست داشتن و مهرورزیدن به آن است .

  11. بهرام پارسی

    دوستان عزیز پرهام و سودابه ، ممنونم بابت توجه تان به کامنت من .
    تنفر از ایمان همانقدر ناروا است که تنفر از خردگرایی .امروزه بسیاری در تصادفات کشته می شوند ، جنگ افزارهای مدرن میلیون ها انسان را می کشد و حکومت های بی ایمان ِ کمونیستی آنقدر کشته اند که شماره ی آن از تمام کشته های بشری بیشتر است .همین ویروس ووهان هم تقدیمی دولت خردگرا و کمونیستی و بی ایمانِ چین به جهان بود .
    ایمان و خردگرایی هر دو قابل سوء استفاده هستند .مثل هنر .مگر از هنر برای تبلیغ جنایت استفاده نشد و نمی شود .مگر کرت کوبین هنرمند با استعداد و دوست داشتنی و بسیاری از هنرمندان دوست داشتنی نظیر صادق هدایت خودکشی نکرده اند و یا اوردوز نشده اند .آیا این دلیل بد بودن هنر است ؟ آیا هرکسی که نقاشی ونگوک را دوست دارد باید برود گوش خودش را ببرد و خودکشی کند؟؟
    روزی ، بزرگمردانی اندیشیدند و نوشتند در مورد تعادل ایمان و خردگرایی ، برابر آفریده شدن انسان ها به وسیله ی خدا ، احترام به جان و آزادی مردم در انتخاب راه و مردانه در این مسیر حرکت کرده اند . ایمانی که من آموختم از این مردان بزرگ است .همین امروز در امریکا یک دختر حق دارد بین راهبه شدن ، هنرمند و نویسنده شدن ، پورن استار شدن و یا اسکورت گرل شدن دست به انتخاب بزند .اما در همان امریکا یک پدوفیل از پنجره ی هتلی در لاس وگاس مردمی را می کشد که همگی جزو طرفداران ِ موسیقی کانتری هستند .چرا؟
    چون جنایت در انسان ریشه ای عمیق تر از ایمان و تفکر دارد .از ایمان و خردگرایی بهانه هایی ساخته می شود برای توجیه کردن جنایت .
    درست است که انکیزاسیون در اروپا باعث مرگ چندهزار نفر شد اما اگر پاپ ، ژرمن های وحشی را مسیحی نمی کرد ، چند بار دیگر کل اروپا توسط واندال ها و گوت ها شخم می خورد و زن و مرد در ابعاد چند ده هزار نفری در گوشه گوشه ی اروپا کشته می شدند ؟ خدا می داند .اگر مسیحیان آدم کشتند کاملا خلاف تمام تعالیم مسیح در عهد جدید بوده و هست .مسیح همچون زرتشت و بها الله و بودا ، نه دستور کشتن دادند و نه حتی دستور قیام مسلحانه .این تفاوت مسیحت و ایمان های انساندوستانه است با اسلام مدینه که یک سوره ی توبه اش برای ۱۴۰۰ سال جنایت و تروریسم کافی است.
    ما انسانیم و همیشه خطر طغیان جنون و وحشی گری در تک تک ما هست .ما با تمدن و ایمان و خردورزی بر این طغیان ها مهار می زنیم .ما مهرورزی را می آموزیم و سعی می کنیم آدم بهتری باشیم و همدیگر را دوست بداریم وگرنه ، هرکسی هزاران دلیل دارد برای جنایت و کشتار .
    یک مثال بزنم ، میشل فوکویِ پست مدرن و بی ایمان و همجنسگرا عاشق انقلاب و خمینی ای بود که در آن نوجوانان همجنسگرا را اعدام می کنند ولی قران خوان ِ بیت اش سعید خان طوسی اهل تجاوز به نواجوانان است و
    و همین سعید خان دست پرورده ی خامنه ای حقیر است .این خبر از همجنسگرایی در بیت رهبر جهان اسلام و تشیع می دهد اما این دلیل هم عقیده بودن مشیل فوکو و ریکی مارتین با خامنه ای است؟؟؟
    کاش دنیا بر دل پست مدرن ها ساخته شده بود و هیچ فرا روایتی در کار نبود ! اما متاسفانه چنین نیست و یک فرا روایت وجود دارد و آن ایمان به خدا است ( عشق به خدا ، عشق به زندگی ، عشق به انسان
    و عشق به بودن همگی در یک خط قرار دارد) .آدمیتی که ما را به هم پیوند داده به این دلیل است که ما به ذات ِ والا و فرازمینی و معنوی انسان پی برده ایم .حالا چه حلاج فریاد انا الحق بزند و یا عیسای مسیح از فرزند خدا بودن بگوید .همگی ما انسان ها به جهانی برتر پیوند خرده ایم و با پرستش آن برتری و بی نهایت ، آرامش و والایش می یابیم .
    البته می توان این مساله را نفی کرد و به قول “ما نوکیشان مسیحی ” به جهنمی که روی همین زمین است پا گذاشت .
    به قول شاعر ، صلاح مملکت خویش خسروان دانند.

  12. سودابه

    به «بهرام پارسی»
    جناب ، اشتباه نکنید و دین و ایمان را دست کم نگیرید ؛ «دین و ایمان» خطرناکترین جنگ افزار اجتماعات بشری است و در تاریخ بشریت باعث بیشترین جنگ وکشتار و ویرانیها بوده.
    دین وایمان است که داس بدست پدری میدهد تا سر فرزند دلبند خود را از تن جدا کند. دین وایمان به هیچ احساس رحم ومروت انسانی پایبند نیست واینرا آشکارا در بمب گذاریهای کورکورانهٔ «سربازان اسلام» درمکانهای پرجمعیت افغانستان وعراق و سوریه وشهرهای پاریس ونیس و برلین و لندن می بینید.
    چنین جنایات هولناک «دین وایمان» درتاریخ دین مسیحی کم نیست ، کافی است بجای باور کردن « گفتار» مروجانش ، «کردار» آنها را درتاریخ مسیحیت مرور کنید.
    البته «دین وایمان» منحصر به اسلام ومسیحیت نیست ؛ از انواع دیگر معاصر آن میتوان از ایدئولوژی های «نازیسم» و«کمونیسم» و «فرقه»های مذهبی چون «معبد خلق= Peoples Temple» امریکائی که درسال ۱۹۷۹ تعداد ۹۲۰ نفر از پیروانش درجنگل «گویان» دست به خود کشی وکشتن ۲۰۰ تن کودکان خود زدند یا پیروان فرقهٔ مذهبی «معبد خورشید» که درسال ۱۹۹۸ ، تعداد بیش از ۱۰۰ نفر، همگی از طبقات «جت ست» ، درسویس وفرانسه وکانادا در سه گروه همراه با رهبران و کودکانشان با مراسم مخصوص درویلاهای شیک دست به خود کشی زدند. این یکیها «ایمان» داشتند که با خودکشی دسته جمعی با چنین مراسمی به ستارهٔ « Sirius» انتقال خواهند یافت.

  13. پرهام

    شگفت انگیز است که یک «نوکیش» مسیحی که ازدین اسلام روی برگردانده و برای توجیح «دین باوری» خودش بجای توضیح دلیل ارتکاب کلیسای مسیحی به جنایاتی چون انکیزیسیون وجنگهای صلیبی ودرآتش سوزاندن انسانهای بیگناه (مانند اندیشمندی چون «جیوردانو برونو» درایتالیا) ، مرتبأ ازدین اسلام حقیقی بنام «اسلام مکه» تعریف میکند که اسلام من درآوردهٔ دیگرخودش بنام «اسلام مدینه» جای آنرا گرفته است وبنام آن مرتکب جنایت میشود. اگرچنین «کشف» ناشناخته ای حقیقت دارد چه لزومی داشت که ایشان تغیر دین بدهد ودر همان دینی که «اسلام مکه» مینامد نمانده است ?

  14. بهرام پارسی

    دین و ایمان هیچ نقشی در این جنایت نداشت و ندارد .آنچه نقش مهمی دارد کارنامه ی اسلام در مدینه و قوانین ِ وحشیانه ی اسلامی است که در آن توحش و جنون بالاترین ارزش را دارد .
    تروریسم اسلامی (بین تروریسم شیعه و سنی فرقی نیست )تنها کارش کشتن برای رضای دجال (نه خدا ) است .این جماعت ِ اسلام مدینه از همان روزهای آغازین تا امروز جز کشتار و دزدی ، تجاوز و شکنجه کاری نکرده اند و نمی کنند .جالب این جا است در سرزمین کاملا آریایی ِ تالش که مردمش همان مردم باستانی تالش هستند و هویت و زبان و فرهنگشان ریشه در هزاره های گذشته دارد ، یک آریایی ِ مسلمان سر دختر نازنینش را می برد .برای چه ؟ برای رضای دجال .برای رضای ضحاک .اسلام مدینه دین ضحاک پرستی است و این جماعت از تجاوز و کشتار و دردیدن سر مست هستند ، حال چه معتاد باشند و بیکار و یا ثروتمند و دارای شغل های رده بالا .
    مشکل ما این است که پرستش خدا و ایمان و عشق و محبت را درک نکرده ایم و دست به دامان مشتی قاتل و زن باره و دیوانه شده ایم که اسلام مدینه را طی ۳۰۰ سال نوشتند و ملت های خاورمیانه را تبدیل به وحوش و تورویست کرده اند . نفرین و ننگ بر اسلام مدینه و همه ی باورمندان به این جنون ِ تروریستی

  15. اسد خان

    قتل های ناموسی
    تاریخ انتشار: ۰۱:۲۱ – ۲۶ تیر ۱۳۹۷
    پسر ۱۸ ساله که در جنایتی خانوادگی خواهرش را خفه کرده اما پدرش قتل را به گردن گرفته بود پس‌از یک هفته لب به اعتراف گشود.
    تاریخ انتشار: ۱۳:۱۵ – ۱۸ مرداد ۱۳۹۵
    مقام‌های ولایت بدخشان در شرق افغانستان گفته‌اند که دختری ۱۵ ساله به احتمال زیاد به دلیل انتشار ویدیوی رقصش در مراسم عروسی کشته شده است.
    تاریخ انتشار: ۱۲:۲۰ – ۰۲ تیر ۱۳۹۵
    فرارو-“پدر میانسال برای حفظ آبروی خانواده‌اش، دخترش را با شلیک دو گلوله اسلحه شکاری در مقابل دانشکده پرستاری خوی به قتل رساند؛ چرا که او گمان می‌کرد دخترش با پسر غریبه‌ای در ارتباط است. او در اعترافاتش گفت: چند روزی بود که به رفتارهای دخترم سو ظن داشتم. فکر می کردم او با پسر غریبه ای ارتباط دارد، برای اینکه آبروی خانواده ام را حفظ کنم امروز دخترم را تعقیب کردم و او را با شلیک دو گلوله به قتل رساندم.”
    تاریخ انتشار: ۱۲:۲۴ – ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴
    جسد دختر جوان که ابتدا بدون طی مراحل قانونی در قبرستان یکی از روستاهای شهرستان کبودرآهنگ دفن شده بود، چندین ساعت پس از اظهارات زن غسال، از قبر خارج و به پزشکی قانونی منتقل شد. پدر دختر در اظهارات تکان‌دهنده‌اش در حضور پلیس و مسئولان پزشکی قانونی گفت: «دخترم مطلقه بود و ارتباطاتی با غریبه‌ها داشت و من برای حفظ حرمت‌های خانوادگی او را در خواب خفه کردم.» و …….
    …..
    این بخش کوچکی از این جنایات فجیع است که ریشه ان تنها در تعصب دینی اسلام هست و در ترکیه و پاکستان و کشورهای عربی اتفاق می افتد و کشور ما هم با عقبگرد ۲۰۰ ساله از این قاعده در نیست .

  16. Zapata

    با تسلیت به ملت ایران به نظرم اگر قصاص نشه بهتره باید حبس ابد بشه بدون عفو و بخشش و در انفرادی. تا در فاضلاب نفهمی خودش گندیده بشه ….متاسفانه قدر این فرشته ی زیبا را ندونست و لیاقتشو نداشت.پ س حقش اعدام نیست اعدام کمه براش. حبس ابد در انفرادی بهترین مجازات واسه اونه ..تشکر

  17. غمگین

    ما مردمان همیشه گریانیم. ما را همیشه می گریانند، به هر بهانه ای. و این بار یاسی افتاد. در سرزمین ما ، افکار ما تکه تکه شده و هزاران نام گرفته :زن ،مرد، جاندار، سرباز، پیر ،جوان ، پلنگ…. اما قرنهاست ما فراموش کرده ایم پشت این واژه ها زندگی است و زندگی بی بهاست . قدرش را بدانیم.

  18. آفرین !

    از خشم « کثافتی بنام دین » نباید شگفت زده شد. او واکنشی خردمندانه و راست دارد.
    تا زمانی که مردم از ترس کیفر « گناه » پس از مرگ و آتش و مار دوزخ دروغین دکانداران دین و الله شان خریت را بر تر از خرد بدانند و به بهشت موهوم و حور و غلمان و جویهای شیر و شکرش که کودکان را هم به خنده می آورد دل ببندند مانند گله های گوسپندان رام ، دربند حکمرانان اشغالگر و دزد و سرکوبگرشان خواهند بود و شایسته آزادی و خردمندی نخواهند بود.
    گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست !
    با سپاس از «کثافتی بنام دین » گرامی یرای سخنان راست و بیباکش.
    ایران پاینده است !

  19. ١٣

    قابل توجه رضا پهـلوى
    قوانین حاکم بر ج اسلامى قوانین شرعى و احکام اسلامى است

  20. پرهام

    خمینی درروز ورودش به ایران رفت گورستان بهشت زهرا وبه مردم ایران قول داد که «اسلام شما را آدم خواهد کرد» . او اشتباه نکرده بود ، اسلام چنان «آدم»هائی میسازد که سردخترخود را بخاطر خوشایند «الله تبارک وتعالی» با داس ازبدن جدا کنند ؛ اینرا میگویند «آدم اسلامی»

  21. کثافتی به نام دین

    اسلام امنیت رو از مردم حداقل ۱۰ کشور به طور روزانه و ۲۰۰ کشور با فواصل بلند تر گرفته. جناب سنی و جناب شیعه. این حاصل دین خشن و کثیف اسلامه. تو این جنایت نقش اعضای فامیل بچه بیچاره بینوای مظلوم کاملا واضحه. جملگی حداقل حبس ابد. با اعدام به طور کل مخالفم ولی سران ج ا و اون کثافت قاتل قطعا سزاوار اعدام هستند. جلوی خشونت رو باید گرفت ولی مخصوصا شیوه خیلی فجیعی داشته این قتل نمی شه چشم پوشید. اعصابم کامل به هم ریخته. تو این جنایت محمد علی حسن حسین عمر عثمان و تمام سران ج ا نقش داشتند. تمام شورشیان ۵۷ نقش داشتند. سازندگان فیلم کثیف قیصر نقش داشتند. خود شاه (با تمام مبارزه ای که کرد و جان هزاران نفر رو نجات داده) به دلیل رو کار گذاشتن الدنگ هایی مثل زاهدی و فردوست ناخواسته نقش داشته. جبهه ضد ملی مصدق السلطنه که آخوندا رو آورد نقش داشته. چپول و اسلامیست نفهم نقش داشته حسین اوباما که آخوند رو تقویت کرد نقش داشته. حزب دموکرات آمریکا، کل انگلیس روسیه چین اتحادیه غارتگر اروپا ژاپن میانجیگر نفت خر نقش داشته. سازمان ملل که ونزوئلا و کوبا عضو شورای حقوق بشرش باشه نقش داشتند. ترامپ بیاد بزنه تمام این سیستم کثیف رو بریزه تو فاضلاب سیفون رو هم بکشه. تنها کسی که نقش داشته ولی به شدت با این نوع نگاه مبارزه کرد و جلوی موارد مشابه بسیاری رو گرفت و تمام زورش رو زد که این نشه همون محمدرضا شاه بود. اشتباه کرد با منصوب کردن افراد ولی فقط اشتباه بود. بقیه از قصد به این کثافتکده کمک کردند. نتیجه اش هم این دختر بی گناه شد. کی به این تفکرات دامن زد؟ چه قانونی به اون قاتل بی همه چیز امنیت داده؟ همونایی که گفتم با ۸۰ درصد نقش اسلام و ۲۰ درصد بقیه. شاهزاده باید با دقت تو نصب مشاورین و تشکیل دولت در تبعید به عنوان آلترناتیو و نابود کردن ج ا جلوی ادامه این روند رو بگیره. به توصیه های غلط نباید عمل کرد. نباید دوباره فردوست داشت قره باغی داشت. نباید. دقت. هر روز که ج ا بیشتر بمونه این موارد ادامه پیدا می کنه. (از سکویی عصبانی ترم امروز)

Comments are closed.