عظمت ایالات متحده آمریکا، ثمره‌ی حق براندازی است

- ارزش‌هایی که آمریکا را ساخته‌اند، ثمره عصر روشنگری هستند. پدران بنیانگذار ایالات متحده، پروردگان دوران روشنگری تمدن غرب بودند و آنچه برای بنای جامعه و ارزش‌های آمریکایی صرف کردند، وام گرفته از متفکران دوره روشنگری است.
- محتوای اعلامیه استقلال ایالات متحده تا هر زمان که انسان‌ها در هر کجای جهان برای کسب آزادی و دفاع از کرامت خود به مبارزه با استبداد برخیزند، همچنان زنده و معاصر خواهد بود.
- ارجمندترین سخن این اعلامیه پس از تأکید بر لزوم درک قانونمندی‌های طبیعت و برابری انسان‌ها و حق حیات و آزادی و خوشبختی، همانا نه تنها «حق» بلکه «وظیفه»‌ی همه آدمیان بر شورش علیه حکومت‌های مستبدِ زورگو و کوشش در براندازیِ آنهاست.

جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۹ برابر با ۰۳ ژوئیه ۲۰۲۰


یوسف مصدقی- برآمدنِ پدیده‌ای چون ایالات متحده آمریکا، همچون تمامی بنیان‌های تاریخساز تمدن انسانی، اتفاقی ناگهانی و تصادفی نبود. در فاصله دویست و هشتاد و چهار سالی که میان قدم نهادنِ نخستین اروپاییان به خاک «دنیای نو» (۱۴۹۲ میلادی) تا صدور اعلامیه استقلال ایالات متحده آمریکا (۱۷۷۶ میلادی) گذشت، بخش‌های مختلفی از این قاره وسیع و ثروتمند، عرصه درگیری میان استعمارگران اروپایی بود که ضمن چاپیدن منابع و کشتار بومیان این بخش دنیا، مشغول نزاع‌های خونین برای تصاحب سهم بیشتری از این قلمرو پهناور بودند. این مجادلات خونین، در نهایت موجب سلطه پروتستانتیسم در آمریکای شمالی و ابقاء مذهب کاتولیک در مرکز و جنوب این قاره شد.

از راست به چپ:جفرسون، آدامز و  فرانکلین روی متن اعلامیه استقلال کار می‌کنند

هرچه زمان گذشت، عملگرایی پروتستان در شمال، فاصله‌اش را با جزمیت کاتولیک حاکم بر جنوب بیشتر کرد و از این رو، زمینه برای ظهور دولت- ملتی مبتنی بر ارزش‌هایی نوین و متفاوت با همه حکومت‌های گذشته، آماده شد. نقطه اوج این زمینه‌سازی، ظهور رهبرانی خردمند و تاریخساز بود که در ربع آخر قرن هجدهم میلادی، علیه استعمار امپراتوری بریتانیا قیام کردند و به سلطه پادشاه انگلستان بر آنچه از آن پس ایالات متحده آمریکا خوانده شد، پایان دادند.

روز چهارم ژوئیه سال ۱۷۷۶ میلادی، نمایندگان مستعمرات سیزده‌گانه بریتانیا در قاره آمریکا، اعلامیه استقلال این سرزمین‌ها از امپراتوری بریتانیا را در شهر فیلادلفیا، به اتفاق آراء تصویب کردند. آنچه از این تصویب حاصل شد، با همه نواقص و کاستی‌هایش، تا به امروز قدرتمندترین و پویاترین مردمسالاری تاریخ را شکل داده و به این سبب، خار چشم دشمنان آزادی و دموکراسی در سراسر دنیاست.

ارزش‌هایی که آمریکا را ساخته‌اند، ثمره عصر روشنگری (The Age of Enlightenment) هستند. پدران بنیانگذار ایالات متحده (Founding Fathers of the United States)، پروردگان دوران روشنگری تمدن غرب بودند و آنچه برای بنای جامعه و ارزش‌های آمریکایی (American values) صرف کردند، وام گرفته از متفکران دوره روشنگری است.

«اعلامیه استقلال ایالات متحده» (United States Declaration of Independence) به همراه «قانون اساسی ایالات متحده» (Constitution of the United States) و ده اصلاحیه نخستین آن با عنوان «منشور حقوق» (Bill of Rights)، سه سندی هستند که هویت قوی‌ترین دموکراسی جهان را شکل داده‌اند. به همین سبب، میان پژوهندگان حقوق اساسی آمریکا، این سه سند به «واژ‌ه‌هایی که آمریکا را ساختند» (The Words That Built America) مشهور شده‌اند. هم از این روست که برای فهم هویت آمریکایی و درک آمال و اهداف سازنده کشور ایالات متحده، خواندن این اسناد و اندیشه در مفاهیم مطروحه در آنها، راهگشا و ضروری است.

اعلامیه استقلال ایالات متحده- که زیر نظر کمیته‌ای پنج نفره متشکل از توماس جفرسون، جان آدامز، بنجامین فرانکلین، رابرت لوینگستون و راجر شرمن به قلم و انشای جفرسون نوشته شد- از مهمترین مکتوباتِ تاریخ انسان است. هرچند هیچیک از اصول این سند- بنا به قول نویسنده‌اش- بدیع و ابتکاری نبودند، اما پیش از نگارش آن، چنین مجموعه روشن و کارآمدی از اصول جهانشمول و سازنده یک جامعه آزاد و با کرامت، در یک سند مختصر، تدوین نشده بود. محتوای این سند، تا هر زمان که انسان‌ها در هر کجای جهان برای کسب آزادی و دفاع از کرامت خود به مبارزه با استبداد برخیزند، همچنان زنده و معاصر خواهد بود.

سطور نخستینِ «اعلامیه استقلال» که به پیشگفتار (Introduction) و دیباچه (Preamble) این سند مشهور شده‌اند، مهمترین مفاهیم زیست اجتماعی انسان و فلسفه حقوق بشر را مختصر و مفید، به روشنی بیان می‌کنند.

نخستین نکته‌ای که در این سند به آن اشاره شده است، تأکید بر «درک قوانین طبیعت» است. اینکه بشر برای دانستن راز جهان، بایستی برای شناختن طبیعت و قوانین آن بکوشد و از این راه فهم‌اش را از آنچه هست، بیشتر کند. این نکته، دقیقا تفاوت میان آمریکای شمالی پروتستانِ تجربه‌گرا را با کاتولیک‌های قضا و قدری ساکن مرکز و جنوب این قاره مشخص می‌کند. اینکه فهم آدمیزاد نباید بر پایه مهملات رایج در کتاب مقدس و پرت و پلاهای کاسبان دکان الاهیات بنا شود، فرضی است که سنگ بنای جامعه‌ای پویا و قدرتمند را در جایی درست قرار داد.

نکته دوم مورد اشاره در پیشگفتار و دیباچه اعلامیه استقلال آمریکا، «بدیهی دانستنِ برابری همه انسان‌ها» است. بر این مبنا، بنیان رفع تبعیض از جامعه جوان ایالات متحده گذارده شد. این هدف ارجمند، طی نزدیک به دو و نیم قرن اخیر، قدم به قدم، در فراز و نشیب‌های تاریخ پر ماجرای این جامعه جوان، تناور شد و همچنان رو به رشد است.

نکته سومِ بسیار مشهوری که در ابتدای این سند آمده، حق همگانی و سلب‌نشدنیِ همه آدمیان بر «زندگی، آزادی و جستجوی سعادت» ( Life, Liberty and the pursuit of Happiness) است که در چند جمله درخشانِ سرآغاز این اعلامیه، به استواری و سلاستی کم‌نظیر بیان شده‌اند. اینکه هر انسانی، لایق زندگی، محکوم به آزادی و شایسته خوشبختی است، سخنی سترگ و جاودانه است که هنوز از پسِ حدود دویست و پنجاه سال از صدور این متن ارجمند، تازه و معاصر مانده است.

پس از این سه نکته اما ارجمندترین سخن این اعلامیه رخ می‌نماید که همانا حق و در عین حال وظیفه همه آدمیان بر شورش علیه حکومت‌های مستبدِ زورگو و کوشش در براندازیِ آنهاست.

جان لاک (John Locke) فیلسوف شهیر انگلیسی، حقِ شورش و انقلاب را پشتوانه و ضمانت دفاع از سه حق اساسی انسان‌ها یعنی حق حیات، آزادی و مالکیت می‌دانست. طبق نظریه لاک درباره دولت، مشروعیتِ هر حکومتی، بر اساس یک قرارداد اجتماعی میان حکومت و شهروندان تعریف می‌شود. حال اگر حاکمان برخلاف این قرارداد عمل کنند و منافع عمومی شهروندان را زیر پا بگذارند، این حق برای شهروندان ایجاد می‌شود که با قیام و شورش، حکومت ظالم را تغییر دهند. از همین منظر، پدران بنیانگذار ایالات متحده آمریکا- که به لحاظ عملی مهمترین هواداران فلسفه لاک بودند- در اعلامیه استقلال ایالات متحده، براندازی حکومت مستبد و ناصالح را نه‌تنها حق شهروندان بلکه وظیفه‌ی آنها دانستند.

بر چنین زمینه‌ای است که قدرت مردم تنها در فرآیند رأی‌گیری و انتخاب نمایندگان‌شان برای امور سیاسی خلاصه نمی‌شود بلکه اصل مردمسالاری بر مبنای توان مردم در عزل حاکمان از طریق مراجعه به صندوق رأی و در صورت لزوم از راه شورش و براندازی حاکم فاسد و مستبد، معنا می‌یابد.

آنچه بیش و پیش از هر چیزی بنیان هویت و عظمت ایالات متحده آمریکا را پی‌ریزی کرده و استحکام بخشیده، توجه پدران بنیانگذار این کشور به حق اعتراض، شورش و براندازی بوده که در گذر زمان از مردم این کشور، شهروندانی گردن‌فراز و مستقل ساخته است.

اگر خواهان برآمدنِ انسان‌هایی سربلند و با عزت نفس هستیم، چاره‌ای جز پذیرش «گفتمان براندازی» نداریم!

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=202193

6 دیدگاه‌

  1. سایه

    تیتر این نوشتار مرا بیاد نوشتهٔ یک ژورنالیست فرانسوی انداخت که سالها پیش درمطلبی راجع به ایران نوشته بود «ایرانیها درحرف زدن ازسیاست هم طبع شاعرانه دارند».
    این تیترنمونه ای ازدرستی دیدگاه آن خانم خبرنگار است که مقام ومرتبهٔ بزرگترین ابرقدرت سیاسی ، اقتصادی ، صنعتی ، نظامی ، علمی وتکنولوژیکی جهان معاصر را با یک جملهٔ احساسی شاعرانه خلاصه کرده است :
    «عظمت ایالات متحده آمریکا، ثمره‌ی حق براندازی است».

  2. دل به خارجی نبندید

    خارجی برای ایران کاری نمی کند. ترامپ هم فروخته. کافی است به صفحه توییتر یو اس ای در فارسی توجه کنید. دوباره سلبرتی بازی شروع شده. محمل بافی شروع شده. بنزین ونزوئلا و الی آخر. خارجی ها همه خوشحالند که کشوری ثروتمند قابل چپاول است. تحریم بدون استراتژی فقط به معنی چرخ بدون اتومبیل است. تازه ایران را بدبخت تر می کند و حتی به فروش به چین انداخته. تحریم خوب است اما اگر پشتوانه موارد دیگر را هم داشته باشد. تحریم به تنهایی کمکی نمی کند و باید سایر اجزا هم باشد. باید بشود پول فرستاد تا صندوق اعتصاب کارگری برای فلج کردن شرکت نفت داشت. مسیری برایش نیست. باید رسانه داشت موجود نیست. باید گروهی از مردم را تقویت و مجهز آماده استارت تظاهرات کرد نیست. طراح بخشی از تحریم ها در واشنگتن اگزمینر خواهان بازگشت برنامه کامبیز حسینی شده خخخ. کجای کارید؟ کجا یک گروه از اپوزسیون (جز پهلوی وجود خارجی نداره و بقیه شاخه های مختلف نظام هستند از جبهه ملی تا نهضت آزادی و توده ای ها و الی آخر) آمده یک ویدیو آموزشی درست کرده که مردم زخم خود را بتوانند در منزل درمان کنند وقتی گلوله می خورند؟ کجا آمده یک ویدیو بسازد که با اسپری فلفل و اشک آور چه باید کرد؟ کجا حتی یک بیانیه خالی داده که ملت راه انقلاب کردن این و آن است خودتان با خلاقیت خودتان روش مناسب اجرایش را پیدا کنید؟ ایران تنهاست و جز ایرانی کسی برایش کاری نخواهد کرد. تظاهرات مدنی هم نیاز به دفاع از خود و توان مقابله قوی مخصوصا در ابتدای کار دارد. امیدوارم حداقل پادشاهی که تنها آلترناتیو موجود است به خود آمده و بهتر عمل کند.

  3. احسان دهقان

    کیهان لندن یکی از تنها رسانه های آزاد جهان است

  4. احسان دهقان

    قدرت آمریکا تا سال ۱۹۵۹ میلادی وقبل از کمونیستی شدن کوبا بود دو مطلب می‌خواهیم بگوییم اول اینکه کیهان لندن نظر خود را درباره این که آیا این مطلب را قبول دارد یا نه بگویدودوم ضعف‌های بسیاری درکتاب قانون اساسی و اعلامیه استقلال این کشور وجود دارد منظور اینست که از ۳۳۰ میلیون نفر جمعیت آمریکا بیشتر از نیمی از آنها مهاجرانی هستند که آمریکا رابه ویرانی وتباهی و نابودی کشاندند به خاطر همین هم ترامپ با وجود اشتباهاتی که داشته بر ساختن دیوار در مرز مشترک با مکزیک وجلوگیری از ورود سیل مهاجران طرفدار حزب دموکرات تاکید دارد آبان ۹۸ در ایران بیش از ۱۵۰۰ نفر بدست آخوندها ی
    کثیف قتل عام شدند ولی حتی یکی از سازمان‌های بین‌المللی ویا حتی یکی از کشورهای غربی ویا حتی مردم یکی از این کشورهای
    به اصطلاح آزاد وپیشرفته وروشنفکر یا طرفدار دموکراسی هیچ صدایی به‌جز چند بیانیه ومحکومیت خشک و خالی و ابراز تاسف بی ارزش هیچ کار دیگری نکردند ولی برای قتل جمال خاشقجی یا جیم فلوید یا کودکان یمن و لبنان یا فلسطین وعراق تمام دنیا را به آشوب می کشند همین ها در مقابل جنایات دیکتاتورهایی مثل روسیه وچین یا سوریه وملاهای ایران در داخل و خارج که بدترین جنایات رامرتکب می شوند سکوت می کنند ولی وقتی تروریستی مثل قاسم سلیمانی و همراهانش به درک واصل می شوند برای آنها عزاداری می کنند همین مردمان هستند که با رای دادن به حزب دموکرات باعث شکست آمریکا در جنگ خلیج خوک‌ها و جنگ ویتنام و شکست آمریکا در حمله به صحرای طبس سقوط حکومت پهلوی وان آبروریزی جهانی برای آمریکا که سفارتخانه و دیپلماتهایش به اسارت مشتی اراذل و اوباش آخوندی در امدندوتازه آمریکا شانس آورد که جیمی کارتر بی لیاقت برای بار دوم به قدرت نرسید وگرنه آمریکا ومتحدانش در همان دهه هشتاد میلادی برای همیشه به دست شوروی نابود میشد ولی شوربختانه ومتاسفانه وبدبختانه حتی بعد از آن که ریگان به قدرت رسید هم اول آمد گفت آمریکا اشتباه کرد پهلوی رابرد وخمینی جنایتکار را آورد ولی بعد خودش وان حزب شکست خورده جمهوری خواهان که مانند دموکرات‌ها با اشتباهاتی که در۶۱سال گذشته که در اول مطالبم گفتم که چگونه سرآغاز شکست‌های پی در پی آمریکا شدبه خمینی التماس کرد که ای برادرتروریستم تو بیا گروگان‌های مارا آزاد کن تامن رای بیاورم وبعد از انتخاب شدن هم با آن سیاست احمقانه وهیچ وپوچ مهار دو جانبه که مک فارلین در ماجرای ایران کنترا برای حفظ وزنه تعادل در آن جنگ مسخره ۸ ساله که فقط باعث تحکیم حکومت اسلامی شدبه آخوندها اسلحه فروخت وبعد از آن رسوایی وفضاحت که این سیاست شکست خورد مجبور شد در انتهای جنگ برای اینکه عراق به دست ایران نیافتد مستقیم وارد جنگ شود خمینی آتش بس را قبول کند و در ادامه دیدیم تنها سیاست جنگ ستارگان ریگان بود که به داد آمریکا رسید و باعث شکست و فروپاشی شوروی شد وگرنه آنها تا سالها با آمریکا رقابت
    می کردند وبعد که بوش پدر به دلیل بی‌توجهی به سیاست‌های داخلی وبوجود آمدن مشکلات اقتصادی وسقوط درصد محبوبیت ونارضایتی مردم به دلیل افزایش مالیات‌ها از آن بیل کلینتون احمق شکست خورد و درست در طلایی ترین وقتی که آمریکا می توانست بعد از آنکه به تنها ابر قدرت جهان تبدیل شددشمنان خود از جمله روسیه باقیمانده از شوروی وچین کمونیست وکره شمالی وحکومت تروریستی ایران وسوریه وحزب الله وحماس وکوبا رابا ترکیبی از فشارهای سیاسی وحملات نظامی به همراه ناتو ومتحدانش البته بدون دست کم گرفتن آنها ومحاصره کردن اقتصادی آنها را قبل از سال ۲۰۰۰میلادی ویک بار وبرای همیشه آنها را نابود کند و اگر بوش پدر برای بار دوم انتخاب میشد وبعد از او کسانی مثل میت رامنی ویا جان بولتون وجان مک کین ویا جیمز متیس که افراد بسیار با لیاقتی بودنداز همان انتخابات ۱۹۹۲ تا سال ۲۰۲۵که همان سال کامل شدن سلطه آمریکا بر جهان برتری جهانی در تمام زمینه ها و نابودی تمام دشمنان خارجی وشکست دادن دموکرات‌ها ی خیانتکار ودیکتاتور پرست گلوبالیست وطن فروش که آمریکا رادر داخل و خارج به ویرانی کشاندند و اگر یک استراتژی و هدفگذاری ودکترین امنیت ملی بلند مدت و استراتژیک با حفظ موقعیت سوقلجیشی متحدانش در جهان داشتند به راحتی می‌توانستند جلوی قدرت گرفتن اسلامگراهای شیعه و سنی وفمینستهاو چپگرایان را بگیرند مردم امریکا دو بار اشتباه کردند بار اول در انتخابات ۱۹۶۰ که باید به نیکسون رای می دادند ولی آن کندی وجانسون بی لیاقت دموکرات را انتخاب کردند و با دوم زمانی که بیل کلینتون که یک فرد بسیار ضعیف در زمینه سیاست خارجی بود را انتخاب کردند ولی در داخل خوب بود حتی بوش پسر که در جنگ عراق و افغانستان شکست خورد و باعث بحران اقتصادی آمریکا شد وان حوادث تروریستی ۱۱سپتامبر را که بیل کلینتون باعث بوجود آمدنش به خاطر ترس کشتن اسامه بن لادن و نابودی القاعده و طالبان شدبعد هم که آن اوبامای شکست خورده که یک فاجعه ومصیبت کامل در داخل و خارج برای آمریکا بود به قدرت رسید و حالا هم که ترامپ که هیچ تجربه سیاسی ندارد ودر ظاهر بر حمایت ازمردم ایران تاکید کرده ولی در باطن سنگ آخوندها را بر سینه می‌زند این کل داستان اشتباهات داخلی و خارجی بود که آمریکا مرتکب شد ای کاش زمان به عقب بر می‌گشت تا حزب جمهوری خواهان با برسر کار آوردن روسای جمهور قدرتمند وسلطه کامل بر سنا و کنگره و فرمانداری‌ها و حمایت مردم و شکست دادن دموکرات‌ها با به اجرا در آوردن پروژه‌های خاورمیانه بزرگ وپروژه قرن ۲۱جدید آمریکا وبا سرنگون کردن حکومت‌های چپگرا و جایگزین کردن آنها با حکومت‌های راستگرا و خریداری گرینلند از دانمارک قبل از سال ۲۰۰۰ و اگر می توانستند در انتخابات هاوایی وپورتوریکو وفرمانداری آلاسکا ودولت کاناداوشیلی وکوبا ونزوئلا را ستگرایان را قبل از سال ۲۰۰۰ به قدرت می رساندند البته با کمک طرفداران مردمی خود وشکست دادن مخالفانشان در داخل و خارج و این دولت‌های راستگرا رابا تمام قدرت حمایت وتا سال ۲۰۲۵ در قدرت نگه می داشتنداین مطالب تماما واقعیت دارند که می‌توانستند اتفاق بیفتد ولی مشتی کوته فکر نگذاشتند و حرف نیست

  5. ناشناس

    میگویند اقای جان بولتون در کتاب تازه منتشر شده اش نوشته است که :
    جنگ لفظی امریکا و چین الکی و یک جنگ زرگری است و اقای ترامپ واقای شی جین پینگ در پشت صحنه و محفل خصوصی خود با هم فالوده خورده و شامپاین برای هم باز میکنند !

    و بسیاری از مردم داخل کشور هم در مورد اختلاف امریکای ( ترامپ یا اوباما ) با ملاها که فرقی هم نمیکند
    بر این باورند که دعوای این دو هم مصلحتی و برای رسیدن به منافع خود است .
    امریکا برای فروش اسلحه بیشتر به اعراب خلیج فارس ( طی چهل سال هفت تیلیارد دلار ) و خرید نفت ارزان بشکه ای چهل دلاری است و سید علی گدا و ملاها هم برای خوراک داخلی و سرکوب بیشتر مردم گرفتار تحت سلطه خود و تثبیت حاکمیتشان هستند .

    دیدیم که اقای ترامپ در مقابل قتل عام ۱۵۰۰ جوان بیگناه در کف خیابانهای شهرهای ایران در ابان ماه چقدر دست و پا برای مردم ایران شکست و چه تحریم های همه جانبه و سنگینی را برای حاکمان ایران وضع نمود و بیشتر آقا زاده ها و حرامزاده های انها در امریکا و کانادا و انگلیس واروپا از ان کشورها اخراج و همه اموال و دلار های ذخیره نموده در بانکهایشان را هم بخاطر مردم مصادره نمود ؟!!!!!!

    اقا ترامپ خر خودتی و هفت جد و ابا و اجدادت !

    اما اشاره ای هم به :
    فعالیت های تعدادی از هموطنان در خارج از کشور البته ( با نیت خیر خواهی و نجات کشور ) داشته باشیم .
    تشکیل ( دولت در تبعید) که در کانال تلویزیونی ترویج و ما در داخل انرا از ( سایت یوتیوب ) گه گداری تماشا میکنیم .
    – اولا تقریبا اکثریت مردم داخل کشور این تلاشها برایشان مهم و جدی نیست .
    مردم اصلا اهمیتی نمیدهند و بی تفاوت هستند .باور کنید .
    دوم – مگر میشود دولت در تبعید برای سقوط ملاها در خارج از کشور تشکیل داد و از ان حرفی از جبهه خوشنام و معتبر ملی ایران وطرفداران پادشاهی و مشروطه و سازمان قدر و تشکیلاتی مجاهدین خلق حضور نداشته باشند ؟!
    این بندگان خدا خود را مشغول کرده اند و یا ملت را هالو فرض نموده اند ؟

    میدانیم که انگیزه اشان نجات کشور از زیر ستم حکومت ولایت وقیح است اما ، هموطن عزیز و گرامی چرا توان و وقت و نیروی خود را به این راحتی به هدر میدهید ؟
    باور بفرمایید ،راهش این نیست . اخوندها اینگونه حکومت را واگذار نمیکنند .
    به قول خودشان یک ، یک ریالی نمیتوانید از اخوند بگیرید ، مگر نمیبینید که مثل اب خوردن ادم تیرباران و کشتار میکنند ؟
    حالا میخواهید چاه نفت و گاز و معادن و ثروت باد اورده این سرزمین کهن را با این روش از این جانوران لامروت ، باز پس بگیرید ؟
    به گفته انها ، میخواهید حکومت ولایت فقیه میراث پیامبر را نابود کنید ؟ دین را از انان بگیرید ؟
    امام ها و امامزاده ها و مساجد و لباس پیامبر را نابود کنید ؟
    پس برای حفظ اسلام تا انجایی که میتوانیم ( میکشیم و میکشیم و میکشیم ) همچون چهل سال گذشته و اب از اب هم تکان نمیخورد و برای تقدیر از اقدامات ما ، این مردم بوقلمون صفت کاخ گور چند هزار میلیارد تومانی برایمان میسازند و بر قبرمان هم زیارت میکنند و نذری هم می اندازند !

    هموطن لس انجلس نشین و……..کجای کاری ؟!!!

  6. توماس جفرسون

    ایالات متحده آمریکا مهمترین، بزرگترین و عینی ترین دستاورد انسانی، حقوقی، سیاسی، فلسفی و اخلاقی تاریخ بشر است.

    مقدمه قانون اساسی آن با عبارت “ما مردم ” We the People آغاز شده که چکیده و‌جوهره جهان بینی و‌فلسفه بنیانگزاران اندیشمند و خردمند آن است.

    اگر قرار باشد ایران آینده ایی داشته باشد، باید قانون اساسی آمریکا عینا و بی کم و کاست به عنوان قانون اساسی نظام آینده برگزیده شود تا مردم برای همیشه از منجلاب نکبت و فلاکت و ارتجاع و دینخویی و استبداد و ستم و تباهی رهایی یابند.

Comments are closed.