فرید خلیفی – محمدرضاشاه پهلوی در کتابی با نام «مأموریت برای وطنم» که در سال ۱۳۴۰ خورشیدی از وی به چاپ رسید می‌نویسد: «اگرچه هنوز در اجرای پاره‌ای از طرح‌های عمرانی آن سرعتی که انتظار می‌رود مشهود نیست، ولی در سایر طرح‌ها سرعت انجام کار موجب اعجاب متخصصین اقتصادی و مهندسین کشورهای غربی شده است». دغدغه او پیشرفت صنعتی و اقتصادی کشور بود تا ایران را به یکی از پیشرفته‌ترین و قدرتمندترین کشورهای منطقه و جهان تبدیل کند. از این رو سازمان‌ها و مراکز متعددی در دوران پادشاهی پهلوی بنیان گذاشته شدند تا با سرعت هرچه بیشتر ایران تبدیل به کشوری مدرن در جهان شود. نهادی چون سازمان انرژی اتمی ایران، که در سال ۱۳۵۳ خورشیدی تأسیس گردید تا بلافاصله همزمان با استفاده کشورهای غربی از انرژی اتمی، ایران نیز بخش قابل توجهی از نیاز انرژی خود را بجای نفت از طریق برق اتمی تأمین نماید. همچنین مرکزی چون سازمان فضایی ایران یا مرکز سنجش از دور ایران که در ۱۳۵۲ با هدف استفاده از ماهواره در سازمان برنامه کشور تأسیس گردید، از چندین مراکزی بودند که با هدف همگام کردن دانش و صنعت ایران با پیشرفت‌های جهانی دایر شدند. اما فرقه اسلامگرایی که همواره سعی داشت جامعه را به قهقرا ببرد و چشم دیدن هیچیک از پیشرفت‌های ایران را نداشت، در ۱۳۵۷ با بدست گرفتن منابع ثروت، پروژه تاراج کشور و نابودی تمدن فلات ایران را آغاز نمود.

لینک مستقیم به ویدئو

یک دیدگاه

  1. توماس جفرسون

    در لغت نامه های فارسی آنلاین، فرقه به دسته، گروه و طایفه معنی شده است که چندان گویا نیست.

    تلاش نمودم تا معادل انگلیسی آن را بیابم. به واژه Cult برخوردم که معنی زیر برای آن ارائه گردیده است:
    a relatively small group of people having religious beliefs or practices regarded by others as strange or sinister.
    یک‌گروه نسبتا کوچک از مردم با عقاید و آداب مذهبی خاص که از نظر دیگر مردمان عجیب و یا شرارت بار تلقی می گردد.

    از این روی، بنظر نمی رسد بکارگیری واژه فرقه برای بخش عظیمی از جمعیت طبقه متوسط شهرنشین و الیت شیعه اثنی عشری که سالها در پی برقراری حکومت اسلامی تلاش کردند و سرانجام در سال ۵۷ امپراتوری ایران را سرنگون کردند، مناسب باشد.

    متاسفانه، در بین برخی برون مرزنشینان این واژه( به همراه صفت تبهکار) باب شده است.

    بکارگیری اصطلاح فرقه تبهکار، تلاش برای سرپوش گذاشتن بر معضلات فرهنگی، اجتماعی و تاریخی چند صد ساله ایران است که دال بر استثناگرایی متوهمانه می باشد، ( ما خیلی خوبیم و هر بلایی که سرمان آمده نتیجه توطئه مریخیان است)

    انقلاب نکبتبار سال ۵۷، نتیجه یک عفونت چرکین ، حاد و مزمن تاریخی بود و نه کودتا توسط یک فرقه تبهکار کوچک.

    البته شاید، عده ایی افراد خجول دوست داشته باشند با رعایت ملاحطه کاری و نزاکت سیاسی و‌مصلحت اندیشی، بجای مقصر جلوه دادن شیعیان اثنی عشری و الیت آنها، این ویرانی و تباهی را به فرقه گرایان نسبت دهند. که باید پرسید چگونه این فرقه چنان قدرتمند بود که اولا یک نظام کهن را سرنگون کرد و بیش از چهار دهه است منطقه و جهان را به گند کشانده است، که این بیانگر تضادی ماهوی در فرقه و توانایی آن است.

Comments are closed.