من ایرانی هستم

- بخش ایرانگرای اپوزیسیون باید از مقوله «اقلیت» در هر زمینه‌ای، گذر کرده و ایرانیان را در تشخص فردی و حوزه اجتماعی آنان دیده و قانونی برآمده از برابری حقوقی را در دستور کار خود قرار دهد. طرفه آنکه باید هرگونه حقوق مساوی نسبت به ایرانیان اعم از زن و مرد، خراسانی یا آذربایجانی، خوزستانی یا ساکن استان مرکزی، اقوام متفاوت ایرانی، علائق جنسی مختلف و سلایق دینی و مذهبی، در همان بند اول قانون اساسی به صراحت نوشته شود.

شنبه ۸ شهریور ۱۳۹۹ برابر با ۲۹ اوت ۲۰۲۰


نادر زاهدی – ایران کشور تمامی ‌ایرانیان در چهار دهه‌ای که تحت سلطه فاشیسم مذهبی قرار گرفته، با مشکلات فراوانی گرفتار است؛ بنیان اساسی و پایه محوری گرفتاری ایران و ایرانیان در تبعیض‌های حقوقی و اختناق همه جانبه و حاکمیت خشن و ضدانسانی جمهوری اسلامی قرار دارد. حاکمیتی که مبتنی بر احکام تبعیض‌آمیز شرعی پایه‌گذاری شده و انسان‌ها را در تفاوت‌های وجودی و اجتماعی ارزش‌گذاری می‌کند؛ تا کنون مبارزات مدنی که اقشار مختلف مردم و آحاد ملت ایران از سر گذرانده‌اند، در صدد اعاده کرامت انسانی شهروندان و تأمین آزادی، امنیت و رفاه فردی و جمعی ایرانیان بوده است؛ شکی نیست که هدف اصلی مبارزات مدنی ایرانیان- چه در داخل کشور و چه در خارج- مبتنی بر خواسته‌های ملی و حقوق همگانی ایرانی بوده است؛ هدف اصلی از این مبارزات و تلاش‌ها، رهایی ایران از چنگال فاشیسم مذهبی و دستیابی به آزادی ایرانیان است.

اپوزیسیون ایرانیان مبارز در عرصه‌های سیاسی و فرهنگی با پشتوانه‌های ملی، گفتمان ایرانگرایی را در جهت تحقق خواسته‌های همه جانبه شهروندان ایران نمایندگی می‌کند؛ گفتمان ایرانگرایی فراتر از هر ایدئولوژی، هر نظریه و هر رهیافت سیاسی، نماد و گفتمان هویت ملی ایرانیان و ملی‌گرایی در ایران است؛ ایرانگرایی یعنی حفظ چارچوب سرزمین ایران، تأمین آزادی اجتماعی- سیاسی و تحقق امنیت آحاد شهروندان ایرانی، محور هرگونه مبارزه و تلاش و اندیشه است. ایرانگرایی با دقت در گذشته تاریخی و درس‌آموزی از تجربیات پیشین، واقعیت تنوع زبانی، مذهبی، تفاوت‌های فرهنگی و روش‌های متفاوت اجرایی در سیاست، ایران آینده را در چارچوب قانون، آزادی، امنیت اقتصادی و حرمت ملی می‌خواهد.

بی تردید ایرانگرایی، تمام ایرانیان را فراتر از تنوع‌های شناخته شده فرهنگی- تاریخی و جغرافیایی در راهسپاری به دمکراسی و آزادی از استبداد دینی مد نظر دارد و آنان را با اندیشه‌های متفاوت سیاسی، روایت‌های فرهنگی و تاریخی، در چارچوب ملی‌گرایی ایرانیان قرار می‌دهد. همانطور که پیش از این اشاره کرده‌ام، ایرانگرایی به دور از گرفتاری در انگاره‌های گذشته‌گرایانه، نگاهی به آینده ایران و ایرانیان دارد؛ آینده‌ای که در نظام دمکراتیک با جامعه‌ای آزاد و برابر تعریف می‌شود و هدف و آرمان اصلی گفتمان سیاسی ایرانیان است.

ایرانگرایی آینده‌محور، بایستی از شرایط فعلی که رژیم جمهوری اسلامی در سراشیبی سرنگونی دچار ریزش نیرو بوده و اپوزیسیون بیش از گذشته با قدرت و توان فرهنگی و سیاسی، دوره‌ای نوین در گذار به ایران دمکراتیک را تجربه می‌کند، استفاده کرده و به برخی مسائل اساسی و سرنوشت‌ساز توجهی واقع‌بینانه داشته باشد؛ شناخت توانمندی‌های اقتصادی کشور، رعایت پروتکل‌های دیپلماتیک، تدوین قانون اساسی نوین ایران دمکراتیک، از مواردی به شمار می‌روند که می‌توان در دوران فعلی، آنها را در ارتباطات فعالین اپوزیسیون به تأمل گذاشت و با ارائه راهکارهای خردمندانه، اقدام به تدوین نقشه راه ایران دمکراتیک کرد.

در این میان تدوین قانون اساسی که باید مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر و بر اساس شناخت مقتضیات زندگی اجتماعی- سیاسی و اقتصادی ایرانیان باشد، از اولویت منطقی در فعالیت‌های فکری و فرهنگی اپوزیسیون برخوردار است؛ در تدوین قانون اساسی جدید لازم است که بیش از هر مسئله‌ای، برابری حقوقی ایرانیان مد نظر قرار گیرد؛ ایرانیان امروزه قشرها و اصناف متعددی را تشکیل می‌دهند؛ بنابراین بخش ایرانگرای اپوزیسیون باید از مقوله «اقلیت» در هر زمینه‌ای، گذر کرده و ایرانیان را در تشخص فردی و حوزه اجتماعی آنان دیده و قانونی برآمده از برابری حقوقی را در دستور کار خود قرار دهد. طرفه آنکه باید هرگونه حقوق مساوی نسبت به ایرانیان اعم از زن و مرد، خراسانی یا آذربایجانی، خوزستانی یا ساکن استان مرکزی، اقوام متفاوت ایرانی، علائق جنسی مختلف و سلایق دینی و مذهبی، در همان بند اول قانون اساسی به صراحت نوشته شود. درواقع ایران آینده و دمکراتیک تنها با قانون تساوی انسان‌ها در جامعه و حوزه شخصی است که می‌تواند اجتماعی برابر، آزاد و سکولار را به ارمغان آورد.

در همین راستا می‌توان به مسائل نوپیدای جهان معاصر توجه کرد و زمینه‌های تحول تکنولوژیک- الگوهای رفتاری و اخلاقیات شخصی و روش‌های مبارزاتی را در چشم‌انداز ساماندهی ایران دمکراتیک فراهم ساخت؛ اشاره‌ام به جهان دیجتیال است که در آن حقوق نوزادان، زنان، دگرباشان جنسی، کارگران صنعتی، بازرگانان، دانشجویان و دانش‌آموزان و… بر پایه دگرگونی‌های حقوقی (جزایی، مدنی، تجارت، روابط بین‌الملل و…)  و فنی (رسانه‌های مجازی اجتماعی، پیشرفت‌های پزشکی، تحولات علوم فضایی و تغذیه و…) با فرهنگ سیاسی و رفتارهای اجرایی تازه‌ای توضیح داده شده و در جامعه نهادینه می‌شوند.

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=209698

4 دیدگاه‌

  1. سایه

    در همهٔ کشورهائیکه نیروهای مرکز گریز قومی موفق به تجزیهٔ کشور شده اند کشورهای «جمهوری» بودند چونکه جمهوریت به تعصبات قومی ومنطقه ای میدان میدهد وبه احساسات «قومی» دامن میزند.
    رژیم پادشاهی چندین هزارسالهٔ ایران تنها سیمان مؤثر همبستگی مردم ایران ، مستقل ازتنوع های زبانی ومذهبی بوده.
    در ایران پادشاهی ، تنوع آداب ورسوم وهنرهای فرح افزای رقص وموسیقی محلی به دیدهٔ غنای فرهنگی و دریک سرنوشت وتاریخ مشترک «ملی» بحساب می آمد.
    رژیم جمهوری اسلامی دوعامل اصلی اختلافات درون کشور؛ مذهب وجمهوریت ، را درخود جمع کرده و با خشونت ددمنش تلاش میکند همهٔ تنوعات فرهنگی را ازبین ببرد وجامعهٔ ایران را به یک مجموعهٔ زومبی های مرده پرست شیعی تبدیل کند که درانتظار «امام زمان» نشسته باشند.

  2. توماس جفرسون

    در این مقاله به نکات مهمی اشاره شده است.
    شخصا، هیچ گروه خود خوانده اپوزیسیون، اپوزیسیون نما ویا شبه اپوزیسیون را سراغ ندارم که حقوق بشر و آزادی نقش محوری و یا حتی حاشیه ایی در گفتمان آنان داشته باشد.بدون این دو مفهوم، دموکراسی و حکومت دموکراتیک صرفا یک شامورتی بازی سیاسی جهان سومی رایج خواهد بود.

    در سایت تحلیلی- خبری نشنال اینترست، مقاله ایی در مورد ساختار ایران به قلم یکی از محققان آمریکایی منتشر شده که به واقعیات تلخی و حساسیت برانگیزی اشاره کرده است که با توجه به خط مشی کیهان لندن ممکن است قابل بیان نباشند.

    اما آنچه قابل بیان است اینکه به عقیده نویسنده، رژیم تبهکار و اپوزیسیون و اینتلیجنسیا و الیت و نخبگان ایران در اتحادی عجیب و نانوشته با یکدیگر متفق القولند که در صورت برقراری حکومت لیبرال دموکرات ،‌ایران تجزیه خواهد شد، لذا در تلاش هستند تا با پیشبرد شیعه گرایی-ملی گرایی- تمرکز گرایی وضعیت موجود را حفظ کنند که البته این خود منجر به تجزیه ایران خواهد شد، یعنی وضعیتی تضاد آمیز!!!!

    بنظرم بدور از توهم و‌خوش خیالی و امید واهی به اپوزیسیون واپسگرا، باید واقعیات تلخ حتی اگر حساسیت زا باشند و یا حتی موجب تورم رگ گردن، در نظر گرفته شوند تا از این نکبت و فلاکت و تباهی نجات یابیم. بدون، حقوق بشر،‌آزادی و تلاش برای برپایی حکومت لیبرال دموکرات و سکولار ، ایران بیشتر در باتلاق نابودی فرو خواهد رفت.

    لینک این مقاله :

    https://nationalinterest.org/feature/irans-multiethnic-society-explains-why-tehran-fears-democracy-168128

  3. حمید

    من مطمئن نیستم جامعه ایرانی برای تساوی حقوق افراد که از اصول اولیه دموکراسی غربی است اماده باشد. جامعه ای که قتل های ناموسی و ممنوعیت بهاییان از تحصیلات در ان پذیرفته شده به سال ها کار فرهنگی احتیاج دارد تا به جایی برسد که تساوی حقوق افراد را به عنوان هدف بپذیرد.

  4. ایران عزیز، من از آن روز که در بند تو اَم آزادم

    کتاب فارسی کلاس سوم دبستان شبیه به همین نقشه ایران را داشت و کرد، لر، ترک، عرب، بلوچ، آذری، بویر احمدی، مازنی و گیلک و فارس و خلاصه همۀ اقوام ایران را نشان می داد. خلیج فارس در پایین و نیمۀ دریای مازندران در بالای نقشه بود.
    در درس دیگر این شعر از استاد عباس یمینی شریف را هم می خواندیم: ما گل های خندانیم … ما فرزندان ایرانیم … ایران پاک خود را … مانند جان می دانیم … ما باید دانا باشیم … هشیار و بینا باشیم … از بهر حفظ ایران … باید توانا باشیم … آباد باش، ای ایران … آزاد باش، ای ایران … از ما فرزندان خود … دل شاد باش ای ایران
    معنی نقشه ایران با نیمۀ دریای مازندران و خلیج فارس و اقوام ایرانی و این شعر پر مفهوم استاد را بعد از شورش ۵۷ فهمیدم.

Comments are closed.