خاورمیانه پس از پایان نزاع اعراب و اسرائیل

- مرحله پایانی محتوا و مفهوم مقوله نزاع «اعراب و اسرائیل» درواقع نه در زمان سقوط صدام بلکه از زمان حمله او به کویت در سال 1990 آغاز شد. صدام حسین با این اقدام اصطلاحاتی همچون «همبستگی اعراب» و «منافع مشترک عربی» را به واژه‌هایی مسخره تبدیل کرد. این اصطلاحات زمانی بیشتر به سُخره گرفته شدند که فلسطینی‌ها و رهبر آنها یاسر عرفات در رابطه با اشغال کویت، در کنار صدام حسین ایستادند! یاسرعرفات  کسی که برای آزادی سرزمین اشغال شده خود مبارزه می‌کرد در کنار اشغالگری صدام  ایستاد و علیه کویت که سال‌ها به او کمک مالی داده و در آن کشور زندگی کرده بود، موضع گرفت!
- عمق پروژه صلح جهان عرب با اسرائیل بر آزادسازی سرزمین‌های فلسطینی و ضرورت رهایی از روایت مبارزه فلسطین و مبارزه مسلحانه و گشودن افق جدیدی برای این مسئله بنا شده. اما آزادی فلسطین و رهایی از کل این قضیه‌ی پر هزینه، ناامیدکننده از همان نخست در ناامیدی‌ متولد شد. در نتیجه مفهوم آزادسازی فلسطین، به رهایی از خود «مسئله فلسطین» تبدیل شده است.

دوشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۹ برابر با ۰۷ سپتامبر ۲۰۲۰


ندیم قیش (شرق الاوسط) – واقعیتی که پیش روی ماست، حتی اگر بطور کامل به  آن آگاه نباشیم، این است که حداقل از دو دهه پیش برای جهان عرب مفهومی یا معنایی برای واژه «نزاع اعراب و اسرائیل» باقی نمانده و عرب‌ها عملا در مرحله پس از این مفهوم زندگی می‌کنند.

پرواز از تل‌آویو به ابوظبی؛ ۳۱ اوت ۲۰۲۰

پس از صلح مصر و اسرائیل برخی کشورها توانستند خلاء خروج مصر از این نزاع را با گرانیگاه این کشور در دنیای عرب پر کنند و تا حدودی مفهوم نزاع اعراب و اسرائیل باقی بماند. اما از دو دهه پیش وقتی صدام حسین تصمیم گرفت به کویت حمله کند و این کشور کوچک نفتی را ببلعد این مفهوم معنا و محتوای حقیقی خود را از دست داد. سقوط رژیم صدام حسین در سال ۲۰۰۳ که یکی از حامیان و ترویج‌کنندگان این مفاهیم بود، تغییر عمیقی در فضای استراتژیک جهان عرب ایجاد کرد. یکی از پیامدهای این تغییر، تأکید و گسترش پروژه‌های صدور انقلاب و تروریسم توسط رژیم ایران به منطقه بود.

مرحله پایانی محتوا و مفهوم مقوله نزاع «اعراب و اسرائیل» درواقع نه در زمان سقوط صدام بلکه از زمان حمله او به کویت در سال ۱۹۹۰ آغاز شد. صدام حسین با این اقدام اصطلاحاتی همچون «همبستگی اعراب» و «منافع مشترک عربی» را به واژه‌هایی مسخره تبدیل کرد. این اصطلاحات زمانی بیشتر به سُخره گرفته شدند که فلسطینی‌ها و رهبر آنها یاسر عرفات در رابطه با اشغال کویت، در کنار صدام حسین ایستادند! یاسرعرفات  کسی که برای آزادی سرزمین اشغال شده خود مبارزه می‌کرد در کنار اشغالگری صدام  ایستاد و علیه کویت که سال‌ها به او کمک مالی داده و در آن کشور زندگی کرده بود، موضع گرفت! نه تنها کویت بلکه سایر کشورهای عربی سال‌های سال از یاسر عرفات و دیگر تشکیلات فلسطینی‌ها در عرصه‌های‌ مالی، رسانه‌ای، سیاسی و دیپلماسی از او حمایت ‌کرده بودند اما عملکرد و پاسخ او به آنها حمایت از اشغال کویت توسط صدام بود!

موضع‌گیری رهبری فلسطین پیش از ارزیابی بحران ومدیریت آن یک لغزش اخلاقی ناشی از محاسبات غلط سیاسی بود.

پس از جنگ «توفان صحرا» برای آزادسازی کویت از اشغال عراق، مرحله دوم صلح اعراب و اسرائیل از طریق کنفرانس «مادرید»، صلح اردن و اسرائیل، مذاکرات سوریه و اسرائیل و بازگشت یاسر عرفات از خواب زمستانی تونس به فلسطین آغاز شد. پس از توافق اسلو برای اولین بار از سال ۱۹۴۸ در سرزمین فلسطین یک نهاد سیاسی و حقوقی برای مردم فلسطین تاسیس و بر آن نام «حکومت خودگردان فلسطین» نهاده شد.

عمق پروژه صلح جهان عرب با اسرائیل بر آزادسازی سرزمین‌های فلسطینی و ضرورت رهایی از روایت مبارزه فلسطین و مبارزه مسلحانه و گشودن افق جدیدی برای این مسئله بنا شده. اما آزادی فلسطین و رهایی از کل این قضیه‌ی پر هزینه، ناامیدکننده از همان نخست در ناامیدی‌ متولد شد. در نتیجه مفهوم آزادسازی فلسطین، به رهایی از خود «مسئله فلسطین» تبدیل شده است.

قبل از آن، خروج همه از مسئله فلسطین، مصر با وزن معنوی، اخلاقی، سیاسی، جمعیتی و فرهنگی از این نزاع و درگیری ناتمام خارج شد و با توافق کمپ دیوید در ۱۹۷۸، پیمان صلح با اسرائیل را در بهار ۱۹۷۹  امضا کرد و تمام صحرای سینا را پس گرفت. از آن زمان به بعد و تقریبا از سال ۱۹۸۲ درگیری‌ها دیگر به درگیری «فلسطین-اسرائیل» تبدیل شده و نه نزاع «اعراب و اسرائیل»! با اشغال بیروت در تابستان همان سال خواب زمستانی رهبری فلسطین در تونس آغاز شد.

در این دهه‌های طولانی خاورمیانه شاهد نوعی چرخش‌های ایدئولوژیک مختلف بود که ویژگی این منطقه را به شدت تغییر داد به ویژه پس از ظهور ایدئولوژی خمینیسم در ایران و تئوری صدور انقلاب شیعی این رژیم و به موازات آن آغاز جنگ توسط «جهادیون» جریان‌های سنی علیه اتحاد جماهیر شوروی تا سقوط اردوگاه کمونیست‌ها که به قول فرانسیس فوکویاما نظریه پرداز مشهور، این مرحله آغاز «پایان تاریخ» بود.

این دگرگونی‌ها هرکدام بر منطقه خاورمیانه تاثیر زیادی گذاشت پس آنچه از نزاع «اعراب و اسرائیل» به معنای نظامی آن پس از حمله ۱۹۸۲ به لبنان باقی مانده بود به درگیری‌های کوچکی که در سال ۱۹۹۳ و ۱۹۹۶ در جنوب لبنان روی داد محدود شد. پس از آن جنگ ویرانگر سال ۲۰۰۶ بود که در فرهنگ سیاسی عرب به جنگ میان «ایران و اسرائیل» معروف شده است.

در اصل قضیه فرقی نمی‌کند که این جنگ ناشی از یک ارزیابی غلط و اشتباه محاسباتی حسن نصرالله رهبر گروه شبه‌نظامی لبنان بوده باشد که بعد با عبارت «اگر می‌دانستم …» از حمله به اسرائیل و ویرانی لبنان ابراز پشیمانی کرد. و یا اینکه آن حمله حزب‌الله به لبنان تصمیم رژیم ایران بوده باشد برای جنگی پیشگیرانه و تغییر صحنه سیاسی لبنان پس از ترور نخست وزیر رفیق حریری که ۱۷ ماه زودتر از جنگ حزب‌الله اتفاق افتاده بود. در هر صورت پیامدهای قتل رفیق حریری تقریباً فضای استراتژیک ایران در لبنان را به شدت تضعیف کرد چون قاتلان حریری طبق بازرسان تحقیقات دادگاه بین المللی از اعضای حزب‌الله بودند!

رأی پر از ابهام «دادگاه ویژه لبنان» در مورد نقش حزب‌الله در ترور رفیق حریری

آنچه مهم است این است که در فاصله سه سال جنگ بین ۲۰۰۳ که جنگ سرنگونی رژیم عراق بود با جنگ لبنان در ۲۰۰۶، دیگر «درگیری اعراب و اسرائیل» به عنوان عنصر تعیین کننده سیاست کشورهای عربی بطور گسترده‌ای حذف شده بود. از این مرحله دیگر نزاع و درگیری میان کشورهای عربی خلیج فارس به ویژه سعودی و امارات متحده با جمهوری اسلامی ایران آغاز شد و اکنون جنگ اعراب نه با اسرائیل بلکه با تهران و آنکار ادامه دارد!

هر پژوهشگری که بخواهد «تأثیرات» منفی و ویرانگری منظم و تخریب استراتژیک در منطقه کشورهای عربی را ارزیابی کند در می‌یابد که این خرابی نتیجه سیاست‌ها، تصمیمات و اجرای ابزارهای مخصوص رژیم ایران است و هیچ ارتباطی با اسرائیل ندارد!

این اسرائیل نیست که سوریه را بر سر مردمش ویران کرد بلکه شبه‌نظامیان رژیم ایران به رهبری قاسم سلیمانی بودند که در یک تصمیم استراتژیک، برای محافظت از رژیم بشار اسد حتی اگر «کشور سوریه بسوزد و خاکستر شود» به اجرا درآوردند!

این اسرائیل نیست که خطوط وحشتناک فرقه‌گرایی و تقسیم شهروندان کشورهای عربی در عراق، سوریه، یمن و لبنان را بر اساس گرایش‌های مذهبی شکل داده و اندیشه واپسگرایی را تولید کرده است بلکه پروژه «هلال شیعه» به عنوان یک پروژه استراتژیک اعلام شده از سوی جمهوری اسلامی ایران است که فرماندهان شبه‌نظامیان با استخراج عناوین تقسیمات فرقه‌ای و شخصیت‌ها و پرچم‌های آنها از زهدان تاریخ، پیش می‌برند!

این اسرائیل نیست که انگیزه تولد «داعش» شد بلکه رژیم ایران آن را با سلطه‌جویی و فرقه‌گرایی خود پرورش داده است بطوری که هاشمی رفسنجانی در یکی از اظهارت خود گفت، احیای سنت‌های فرقه‌ای در مورد صحابه که ما احیا کردیم به زائیده شدن داعش به عنوان یک عکس‌العمل منجر شد!

و البته این اسرائیل نیست که یمن را به آستانه قحطی و بیماری‌های همه‌گیر رسانده بلکه همه ویرانی‌های سازمانیافته در یمن در راستای پروژه فرقه‌گرایانه رژیم تهران است که با حمایت از حوثی‌ها تمام راه ‌حل‌های سیاسی بین مؤلفه‌های یمنی را نابود کرده و تروریسم و ‌نظامیگری ضد دولت مدنی را ترویج داده است.

این اسرائیل نیست که لبنان را به شکست‌های سیاسی و اداری کشانده و منجر به چهارمین انفجار بزرگ غیر هسته‌ای در جهان شده که نزدیک بود کل بیروت را از نقشه جغرافیا محو کند بلکه این نتیجه‌ی عملکرد یکی از بازوهای رژیم ایران در لبنان بود.

انفجار بیروت حتی اگر هم معلوم شود که یک اقدام اسرائیلی است، باز مسئول اول آن مقامات دولت لبنان هستند که مقامات رده اول، دوم و سوم آن یا از حزب‌الله  یا از هم‌پیمانان این حزب هستند.

اسرائیل نیست که بیش از نیمی از لبنانی‌ها را طبق گزارش اخیر ESCWA به زیر خط فقر رسانده و درصد محرومان و فقیران را به سه برابر یعنی در عرض یکسال از ۸ درصد به ۲۳ درصد افزایش داده است بلکه رژیم ایران و حزب‌الله وابسته به آن هستند.

رئیس جمهوری لبنان وقتی در مصاحبه با شبکه خبری «BMFTV» فرانسه از وی پرسیدند، آیا آمادگی دستیابی به توافق صلح با اسرائیل را دارید، گفت: «ما با اسرائیل مشکل داریم و ابتدا باید این مشکلات حل شود» اما رئیس جمهور این کشور توضیح نداد چه مشکلی با اسرائیل دارد؟! اسرائیل مشکلات مرزی خود را با لبنان حل کرده و جنوب لبنان را سال‌ها پیش رها کرد. اگر اختلافات کوچکی بر سر مرزهای آبی یا خشکی باقی مانده اغلب کشورها حتی کشورهای دوست نیز بین خود چنین مشکلاتی را دارند.

رئیس جمهور هم‌پیمان حزب‌الله به سیاست‌های رژیم ایران و حزب‌الله‌اش که در همه تار و پود جامعه و زندگی مردم لبنان دخالت کرده و این کشور را به مرز فروپاشی کامل رسانده اشاره نمی‌کند بلکه می‌خواهد به مشکلات حاشیه‌ای و بسیار کوچک اشاره کند و آنها را مانع صلح با اسرائیل عنوان قلمداد می‌کند.

امروز بیشتر مردم لبنان می‌دانند که ما در دوره پس از نزاع اعراب و اسرائیل بسر می‌بریم.

لبنانی‌ها این را نیز خوب می‌دانند که جوانان اسرائیلی که در مقابل مقر کابینه اسرائیل نشسته و خواهان برکناری نتانیاهو هستند آنها نیز مانند لبنانی‌ها جنگ نمی‌خواهند بلکه صلح و استقرار و آینده بهتری را آرزو دارند.

جوانان لبنان و اسرائیل مانند جوانان ایران که در یک جنبش سیاسی و اجتماعی بسر می‌برند، خواستار ثبات سیاسی، اقتصادی و آینده‌ی بهتر هستند.

*منبع: شرق الاوسط
*نویسنده: ندیم قطیش
*ترجمه و تنظیم از کیهان لندن

 

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=210770

6 دیدگاه‌

  1. اکبری

    اگر کشور فلسطین و اسرائیل بوجود بیاد، دگه خیلی ها نمبدونن باید چی کار بکنن، کسی نیست که باهاش دشمنی کنن، امیدوارم این دو کشور سریع تر بوجود بیاد،ولی شاید خیلی ها دوست ندارد بشه کی میدونه شاید یه روز زود اتفاق افتاد

  2. بچه های زردشت ربطی به دعوای بچه های ابراهیم ندارن

    ج ا با درگیر کردن ما ایرانیا در دعوای مسخره اعراب و اسراییل این دعوا رو اورده وسط حلق ما ایرانیا طوری که ما داریم هزینه این دعوا رو میدیم.این دعوا درون خانوادگیه.اعراب و اسراییل همیشه با هم رابطه داشتن اونا سر ایران با هم متحدن و هردو از ایران متنفرن.اما سر استخوون و زمین و غیره با هم دعوا میکنن و این دعوا بین خودشونه و ما این وسط نباید وارد بشیم.عربستان سعودی با بی رحمی تمام پونزده ملیون بشکه نفت وارد بازار کرد و تمام بازار انرژی رو از ایران گرفت این یک عملیات وحشتناک علیه ایرانه و هدفش به فلاکت اقتصادی کشوندن ایرانه.لابی اسراییل توی امریکا هر اتهام ممکن که بتونه به ایران و ایرانی میزنه و فشار وحشتناک علیه ایران ایجاد میکنه.اعراب از اسراییل اسلحه میخرن و اسراییل از اونا نفت میخره.بنابراین اعراب و اسراییل با اینکه در ظاهر دشمنن اما در باطن دوستن و این وسط اینکه ما خودمون رو مسخره اینا کردیم فقط به ضرر خودمونه.اینا همش اشیه که خامنه ای متوهم خود عرب پندار پخته.معضل خود عرب پنداری که با ورود اسلام به ایران اغاز شده ما رو در بر گرفته و ما بجای اینکه یه گلی به سر خودمون بگیریم شدیم وکیل مدافع اعراب.مقامات بی هویت و خود عرب پندار ایران با این طرز فکرشون دارن ما رو به فلاکت اقتصادی میکشونن.

  3. Sattar bheshti

    خانم مجری حزب الهی بی بی سی میزگردی با حضور تحلیلگر روابط بین الملل!، پژوهشگر فلسفه سیاسی!، تحلیلگر کارزارهای انتخاباتی! تحت عنوان – ترامپ یا بایدن، کدامیک با ایران؟!! مذاکره می‌کنند؟ – برگزار کرد!
    باید از بی بی سی سوال کرد : فرض بایدن انتخاب شد ومیلیاردها دلار پول به حکومت طالبانی مورد حمایتتان داد.
    – این همه پولی که گفتند بابت برجام ازاد شد و اومد توی مملکت چه تاثیری در زندگی ملت داشت بجز اختلاس و ویژه خواری اقایان و اقازاده هایشان؟
    این هم رو همان ها میرود یه اب هم روش !
    – مثل اون ۱۶۰ میلیاردی که نقدا از آمریکا گرفتند و گرهی از مشکلات ملت باز نکرد!.
    – صد برابر این مبلغ رو زمان احمدی نژاد خوردن و قبلش و بعدش بیشتر…

  4. Faryad

    جلسه روز یکشنبه ۱۶شهریور مجلس:
    – حسین‌پور: «بیکاری و درد و گرسنگی بیداد می‌کند مگر راه چاره دیگری برای تأمین حداقل معیشت زندگی وجود دارد؟ واقعاً این موضوع کولبری یک مسأله‌ای شده که تکرار هم می‌شود طرح‌های موردی موقت انجام می‌شود تا حدی تخفیف پیدا می‌کند دوباره باز ما شاهد مسأله هستیم
    جناب روحانی زمانی که از مردم مرزدار کرد رأی می‌گرفتید بیانیه ۱۰ ماده‌ای صادر می‌کردید تا صندوق آرای خود را پر کنید حالا در جواب خوبیهای این مردم مرزها را بستید بازارچه‌های مرزی را تعطیل کردید جوانان کولبر را به گلوله می‌بندید و به خاک و خون کشید آیا این بود وعده‌های شما؟!»
    – سعادتی: «آقای روحانی یادتان می‌آید بازار خودرو در بدو انتخاب جنابعالی چه شرایطی و قیمتی داشت و الآن چگونه؟
    یادتان می‌آید بازار مسکن چه شرایطی داشت و الآن چگونه؟ یادتان می‌آید قدرت خرید مردم چگونه و اکنون چگونه؟ من امیدوارم به پاسخ هشتاد میلیون مردم جواب بدهید و در مجلس حضور پیدا کنید!!».
    – صباغیان: «همه ما رفتیم حوزه انتخابیه دغدغه‌های مردم را دیدیم دغدغه‌های مردم امروز یک چیز بیشتر نیست و اون گرانی است مشکلات گرانی و بدتر از آن نبود نظارت ماشین گرانی را به حرکت در آورده و مردم به‌ویژه اقشار ضعیف را در زیر چرخ های خود له می‌کند و گویی ما به تماشا نشسته‌ایم!!».

  5. بهرام پارسی

    نویسنده ی عرب این مقاله با رندی از یک حقیقت تلخ روی بر می گرداند .داعش ، طالبان ، حکومت خمینی و خامنه ای، القاعده ، حکومت سفاکانه ی عثمانی و صفوی ، سلاجقه ، غزنوی ، تیمور لنگ و البته عباسیان و امرای عرب (جانشینان معاویه ) همگی در یک سری اصول مشترک بوده و هستند .امرای عرب و عباسیان آن اصول را در سوره های مدینه و سیره های پیامبر در مدینه و باقی متون اسلامی به مرور تدوین کردند و این “پروژه ی دین سازی ” تا زمان صفویه در ایران ادامه یافت و کلی افسانه ها مختلف و احادیث در مورد امامان شیعه تدوین شد .

    تروریسم اسلامی (اسلام مدینه ) چیزی است که از خود سوره های مدنی قران شروع می شود و در داستان کشتار یهود بنی قریظه به اوجش می رسد .کاری که تمام حکومت های سفاک و تروریست مخصوصا داعش و القاعده و حکومت اسلامی ِ خمینی چی ها انجام دادند چیزی نبود جز احیای سنت محمد بن عبدا… و علی در مدینه است . مشکل همین سنت تروریستی ، استبدادی ، جنایتکارانه و چپاولگرانه است . مشکل این سنتی است که هر روز مسلمانانِ متعصب با خواندن سوره های مدنی قران و سیره ی محمد در مدینه به عنوان جامعه ی مقدس ، بازآموزی می کنند و تکرار می کنند .

    بسیاری از طرفداران اسلامی رحمانی (ماله کشانِ تروریست ها ) چه در ایران و چه در خارج از ایران ، به عمد ، چشم می بندند بر این همه تباهی و سقوط .اما حاصل چه شد؟ فروپاشی کامل اسلام در ایران .
    کافی است به نظر سنجی موسسه ی گمان مراجعه کرد که مدیر آن دکتر عمار ملکی یک نیروی تحول خواه (و نه براندازان) انجام شده و کاهش طرفداران اسلام به میزان ۳۰ و چند درصد را نشان می دهد .(احتمالا این درصد به مراتب کمتر است و محافظه کاری مردم باعث می شود کمتر در این موارد صراحت داشته باشند)

    حال روزنامه نویسان عرب و ایرانی که عاشق سنت محمد بن عبدا… هستند ، هر چقدر ماله بکشند ، نمی توانند جلوی آگاهی ملت ها را در مورد سرشت واقعی اسلام و تجربیات وحشتناک مدینه در تاریخ بشر بگیرند .

    فروپاشی اسلام بیش از یک صده است که در حال رخ دادن است و اکنون به اوج رسیده است .حالا کسانی که خیلی اسلامشان را دوست دارند باید تکلیفشان را با سوره های مدنی و سنت محمدبن عبدا…. در مدینه مشخص کنند وگرنه اسلامشان همانجا می رود که عرب نی انداخت.

  6. سودابه

    بعقیدهٔ این نویسنده مدت یک قرن جنگ وخونریزی میان اسرائیل و کشورهای بزرگ وکوچک عربی ، نه تقصیر اسرائیل و نه تقصیرسران کشورهای عربی چون جمال عبدالناصرمصری ، صدام حسین عراقی ، حافظ اسد سوری ، ملک حسین اردنی وملک فیصل عربستانی ، بلکه تقصیر «دیگران» بوده است.
    همه میدانند که مقوله ای بنام «همبستگی اعراب» چیزی جز یک اعلان «نیت های خوب = Bonnes intentions» نیست ؛ هنوزجنایات وحشیانهٔ فرقه ای «تروریست های اسلامی» عرب چون القاعده وداعش درکشورهای عربی عراق وسوریه درجلو چشم جهانیان موجود است.
    آنچه که نویسنده «خمینیسم» مینامد ، نه یک کالای ایرانی ، بلکه یک تحفهٔ زهرآگین عربی بنام «اسلام» درهمتای شیعی آن نظیرالقاعده وداعش و طالبان است که درمدت چهل سال تسلطش به ایران مردم این کشور را بخاک سیاه نشانده است.

Comments are closed.