ابتذال بر دار؛ اپوزیسیون چگونه از شاپور بختیار به روح‌الله زم و از فریدون فرخزاد به سیدمحمد حسینی رسید؟!

- در عالم ادبیات، معمول چنین است که شخصیت اصلی این نوع داستان‌ها، کمابیش آلوده به توهماتی کودکانه، پا به صحنه بازی‌های خطرناکی می‌گذارد که قواعدشان را شیاطینی تبهکار نوشته‌اند. این قواعد را اما دوامی نیست و شناخت و پیروی از آنها هم دردی را از بازیگران دوا نمی‌کند زیرا تنها قاعده تغییرناپذیر اینگونه بازی‌های هولناک، این است که شیاطینِ بازیگردان، هر زمان که اراده کنند یا هر موقع که نفع‌شان ایجاب کند، قاعده‌های بازی را به سود خود بازنویسی می‌کنند. در عالم واقع نیز جز این نیست!
- پرسش اصلی در این میانه اما این است که اصولا دستگاه‌های امنیتی جمهوری ایلامی چه نیازی به بازیچه‌های متوهمی از قماش روح‌الله زم داشته و دارند؟ پاسخ مختصر این است که چنین بازیچه‌هایی، از ملزومات مرحله نهایی پروژه «مبتذل‌سازی اپوزیسیون جمهوری اسلامی» هستند.
- مرحله اول این پروژه با ترور مخالفین استخواندار و سازش‌ناپذیر جمهوری اسلامی در خارج از کشور کلید خورد. ترور بسیاری از هواخواهان فعال حکومت پهلوی در اروپا و سپس به قتل رساندن سازمان‌دهندگان گروه‌های نشاندار اپوزیسیون- چون عبدالرحمان قاسملو و شاپور بختیار و همراهان آنها- بعلاوه فوت رجال سالخورده‌ی بجا مانده از دوران پهلوی در خارج از کشور، برون‌مرز را به مرور از اپوزیسیون با هویت تهی کرد.
- مهم‌ترین هدف نهادهای اطلاعاتی- امنیتی جمهوری اسلامی از پروژه مبتذل‌سازی اپوزیسیون، تبدیل مجموعه مخالفین برون‌مرزی جمهوری اسلامی به موجودیتی از جنس جمهوری اسلامی بود. پدیده‌ای منحط و مبتذل که برای دستگاه‌های امنیتیِ تبهکار جمهوری اسلامی، شناختنی و بازی‌دادنی باشد.
- شک نیست که گردانندگان تبهکار نظام جمهوری اسلامی، روح‌الله زم را که با خام‌طمعی به عراق رفته بود، ربودند و پس از نمایشی شنیع و ناانسانی به قتل رساندند- چنانکه بسیاری انسان شریف‌تر از او را طی چهار دهه اخیر کشته‌اند- اما نشاندن نام او کنار فرزاد کمانگر یا نوید افکاری، جز آدرس غلط دادن و خاک به چشم مردم پاشیدن، معنی دیگری ندارد.

چهارشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۹ برابر با ۱۶ دسامبر ۲۰۲۰


یوسف مصدقی- چند روزی است که روح‌الله زم، بر داری که امثال پدرش پی و پایه‌اش را برای چند دهه در خاک ایران مستحکم کرده‌اند، آونگ شده است. ماجرای ظهور، شهرت، افول، گرفتاری، محاکمه و در نهایت قتل او، به پاورقی مبتذل و سوزناکی می‌مانَد که شخصیت محوری آن، به قول فرنگی‌جماعت، آدمی اشتباهی (wrong person) در جایی غلط (wrong place) است.

در عالم ادبیات، معمول چنین است که شخصیت اصلی این نوع داستان‌ها، کمابیش آلوده به توهماتی کودکانه، پا به صحنه بازی‌های خطرناکی می‌گذارد که قواعدشان را شیاطینی تبهکار نوشته‌اند. این قواعد را اما دوامی نیست و شناخت و پیروی از آنها هم دردی را از بازیگران دوا نمی‌کند زیرا تنها قاعده تغییرناپذیر اینگونه بازی‌های هولناک، این است که شیاطینِ بازیگردان، هر زمان که اراده کنند یا هر موقع که نفع‌شان ایجاب کند، قاعده‌های بازی را به سود خود بازنویسی می‌کنند.

در عالم واقع نیز چنین است. پر واضح است که شرکت در چنین بازی‌هایی، خلاف عقل حسابگر است و کسانی که تن به حضور در آنها می‌دهند، درکی از عاقبت محتوم و خوفناک خود در انتهای بازی ندارند. فقدان دوراندیشی و تعقل وقتی با توهم دانایی بیامیزد، آدمیزاده را به ورطه‌ای از رفتارهای فاجعه‌بار و جبران‌ناپذیر می‌اندازد که جاده‌ای یکطرفه به سوی نیستی، مسیر و مقصد او می‌شود. ماجرای روح‌الله زم واجد تمامی این ویژگی‌هاست.

چون نیک بنگریم، زمِ مقتول، آخوندزاده‌ای میانمایه و کاسب بود که یک چندی پیش از مغضوبیت خود و پدرش، در سطح شهر قدرت ول گشته و بدون اطلاع از عمق مرداب جمهوری اسلامی، با حشرات ساکن بر سطح آن، مشغول مراوده شده بود. این ولگردی‌ها و همنشینی‌های سطحی، روح‌الله زم را دچار توهم شناختِ مافیای عریض و طویل حاکم بر کشور کرده بود.

از سوی دیگر، مغضوبیت و زندان پس از ماجراهای سال ۸۸ و آوارگی‌های پس از آن، حس خشم و انتقامی را در روح‌الله زم برانگیخته بود که در پیوند با جاه‌طلبی تقویت‌شده از حضور توده بی‌شکل و عظیمِ دنبال‌کننده‌ی او در شبکه‌های اجتماعی، او را به بازیچه‌ای سهل‌الوصول برای دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی رقیب در «شرکت سهامی جمهوری اسلامی»، تبدیل کرده بود.

پرسش اصلی در این میانه اما این است که اصولا دستگاه‌های امنیتی جمهوری ایلامی چه نیازی به بازیچه‌های متوهمی از قماش روح‌الله زم داشته و دارند؟ پاسخ مختصر این است که چنین بازیچه‌هایی، از ملزومات مرحله نهایی پروژه «مبتذل‌سازی اپوزیسیون جمهوری اسلامی» هستند.

این پروژه، از همان آغاز دهه ۶۰ خورشیدی، به ‌ویژه پس از سرکوب کلیه مخالفین داخلی نظامِ در حال استقرار، شروع شد. مرحله اول این پروژه با ترور مخالفین استخواندار و سازش‌ناپذیر جمهوری اسلامی در خارج از کشور کلید خورد. ترور بسیاری از هواخواهان فعال حکومت پهلوی در اروپا و سپس به قتل رساندن سازمان‌دهندگان گروه‌های نشاندار اپوزیسیون- چون عبدالرحمان قاسملو و شاپور بختیار و همراهان آنها- بعلاوه فوت رجال سالخورده‌ی بجا مانده از دوران پهلوی در خارج از کشور، برون‌مرز را به مرور از اپوزیسیون با هویت تهی کرد.

از آنجا که که ابتذال هیچگاه به یکباره و ناگهانی عارض یک مجموعه نمی‌شود، چند سالی طول کشید تا صادراتی‌های دستگاه‌های امنیتی نظام از میان بخش ناآگاه، متوهم و حتی شارلاتان مخالفین برون‌مرزی جمهوری اسلامی متحدان و شرکایی بیابند و قدم به قدم و با حوصله، چنین دار و دسته‌ای را به مدد تلویزیون‌های ماهواره‌ای و سپس شبکه‌های اجتماعی به صدای غالبِ به ‌اصطلاح «اپوزیسیون جمهوری اسلامی» تبدیل کنند.

مرحله نهایی این پروژه، در چند سال اخیر با ظهور افرادی از قماش روح‌الله زم به اجرا درآمد. چنین افرادی، در عین دشمنی با جمهوری اسلامی، به دلیل پرورش‌یافتگی در مکتب این حکومت تبهکار، به سادگی و غیرمستقیم، قابل «هدایت» توسط نهادهای امنیتی هستند و به آسانی اسیر توهم و خودفریبی می‌شوند.

پر بی‌راه نخواهد بود اگر نتیجه بگیریم که: ابتذال و شارلاتانیسم جایگیر شده در بخشی از اپوزیسیون، طی دهه هشتاد و نود خورشیدی، آمادگی پذیرش پدیده‌ای منحط چون «آمدنیوز» و شخصی چون روح‌الله زم را- با ادعا و عنوان چهره‌ای اثرگذار در فرآیند مبارزه برای براندازی جمهوری اسلامی- در برون‌مرز ایجاد کرده بود.

مهم‌ترین هدف نهادهای اطلاعاتی- امنیتی جمهوری اسلامی از پروژه مبتذل‌سازی اپوزیسیون، تبدیل مجموعه مخالفین برون‌مرزی جمهوری اسلامی به موجودیتی از جنس جمهوری اسلامی بود. پدیده‌ای منحط و مبتذل که برای دستگاه‌های امنیتیِ تبهکار جمهوری اسلامی، شناختنی و بازی‌دادنی باشد. لحظه‌ای درنگ در این ماجرا، این پرسش از عمق فاجعه را پیش چشم هر آدم هوشیاری می‌آورد که: اپوزیسیون چگونه از شاپور بختیار به روح‌الله زم و از فریدون فرخزاد به سیدمحمد حسینی رسید؟!

در این چند روز که از بر دار شدنِ روح‌الله زم گذشته، بازار شهیدسازی و مظلوم‌نمایی از او رونق گرفته و عده‌ای مشغول ساختن تصویری سیاوش‌گونه و سهراب‌وار از او هستند. شک نیست که گردانندگان تبهکار نظام جمهوری اسلامی، روح‌الله زم را که با خام‌طمعی به عراق رفته بود، ربودند و پس از نمایشی شنیع و ناانسانی به قتل رساندند- چنانکه بسیاری انسان شریف‌تر از او را طی چهار دهه اخیر کشته‌اند- اما نشاندن نام او کنار فرزاد کمانگر یا نوید افکاری، جز آدرس غلط دادن و خاک به چشم مردم پاشیدن، معنی دیگری ندارد.

روح‌الله زم، متوهم ماجراجویی بود که نه می‌دانست کجای جهان ایستاده است و نه شناخت درستی از توانایی‌های دشمنی داشت که کمر به جدال با او بسته بود. قهرمان‌سازی از او یا شهید نامیدنش، ابتذال مضاعفی است که آب به آسیاب قاتلان او خواهد ریخت. همانانی که چنته‌شان پر است از شیرینکاری‌ها و شیرین‌زبانی‌های چند سالِ اخیرِ روح‌الله مقتول و منتظرند تا به وقت مقتضی دوباره تصویر او را مهمان سیمای جمهوری اسلامی کنند.

سخن آخر اینکه، ابتذال امری مربوط به حال و هوای زمانه و مرتبط با معیارهای زمان حال است. مصادیق ابتذال، پس از مرگ، یا فراموش می‌شوند و یا در تاریخ جایی برای خود می‌یابند و در نتیجه، از بند ابتذال می‌رهند. از سوی دیگر، امر مبتذل تنها زمانی به آینده می‌پیوندد که در زمان حال، نو به نو بازتولید شود.

ابتذالِ ذاتی جمهوری اسلامی، تولیدکننده روح‌الله زم و روح‌الله‌های آینده است، خردمندانه این است که همت خود را صرف مبارزه با بازتولید ابتذال کنیم و تعیین تکلیف روح‌الله زم را به تاریخ یا فراموشی بسپاریم.

 

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=223020

30 دیدگاه‌

  1. یک نظر

    قتل روح الله زم بیشترین و شدیدترین واکنش را در میان مجامع بین المللی و حتی دولتهای اروپایی که معمولا در اینگونه موارد یا خفقان می گیرند و یا واکنش ملایمی نشان می دهند، داشته است.صرف نظر از سایبریها، تا آنجاییکه اطلاع دارم فقط سه نفر در فضای مجازی بر خلاف این واکنشهای جهانی نظر داده اند: آقای یوسف مصدقی که فعالیتهای او را نشانه ابتذال در اپوزیسیون می داند . آقای ایرج مصداقی که معتقد است او بازیچه و یا عامل نظام بود. و همچنین یک هجو نویس نامتعادل سایت گویا، به نام ف سخن که در برخی اوقات از هجو نویسی به مبتذل نویسی روی می آورد.

  2. بهین نام

    درود یاران جان
    درمورد بختیار وهمان ۳۷ روزی که در مسولیت بودند پاره ای از مردم زجر کشیده
    این مرز وبوم سوالاتی دارند بی جواب دوستداران ایشان دست کم میتوانند تا اندازه ای
    جواب گو باشند اه بهترین خدمت بدان روان شاد است.
    ۱- چرا ایشان در شروع کارشان هیچ شناختی از مواضع ونظرات واعمال خمینی وعواقب
    گرویدن مردم به وی به مردم ندادند رادیو تلوزیون روزنامه ها که بود.
    ۲- با محروم کردن کل مردم از آب وبرق وگاز ووووو به مدت یک هفته نمی شد مدینه فاضله
    خمینی را به مردم نشان داد؟همان دفع افسد به فاسد
    ۳-در همان مدت کذایی نمی شد رفراندمی بین جمهوری دمکراتیک وجمهوری اسلامی
    که ولی فقیه برصدر آن ونیم پله پایین تر از خداست انجام داد ؟ بله آشوب بود اما نمادین
    به همه آموزش می داد.
    ۴- نمی شد همزمان باآزاد کردن زندانیان سیاسی به ظلم زده های دیگر مثلن همافران نمک
    به حرام هم ستاره ومقام افسری داده میشد تا شکم مادر را پاره نکنند وخود و۳۶ میلیون ایرانی را
    به گ . ندهند؟
    ۵- بسیاری نمیشددیگر در آن مدت ۳۷ روز وجود دارند که حقیر سراپا تقصیر عقلم قد نمی دهد
    واین ها رامیتوان

  3. اقای جفرسون

    البته اگراتفاقات تاریخی را به صورت تایم لاین مورد بررسی ونقد قراردهیم که باید چنین باشد
    وبراساس قواعد حقوق قضایی هرمتهم ویا مجرمی را پس ازوقوع جرم محاکمه/ و پس از اثبات مکافات نمود حرفهای گفته شده دریک پاسخ این هموطن بیشترمناط اعتبارازنطرعلم حقوق است تا اینکه با پیش داوری وعصبانی حکم به جرم/جنایت/بزهی داد ازطرفی بدون شک گروههایی که اقای جفرسون بدرستی نام بردند در این واقعه/فاجعه تاریخی معین جرم وویرانی کشور هستند البته انان که با وجدان تریا بهتربگویم شجاع تربودند نسبت به بقیه سالیان بسیارگذشت تا به عمق گفته های شادروان بختیار که اولین روشنفکری بود که دیکتاتوری نعلین را به مراتب بدتر ازدیکتاتوری نظامیان ندا داد وتا اخرین لحظه حیات اثرگذار خویش که جدایی دین ازدولت را تکرارکرد بازهم با استعانت ازکلام خودایشان که گفت : دعوت ازمن برای تشکیل دولت به مثابه اوردن پزشک بربالین بیماری بود که سرطان به تمام اعضای بدن وی رسیده باشد مع الوصف با شجاعت کم نظیرواراده اهنین سعی وافر نمودواگر به فول اقای جفرسون ت همون عوامل روسوفیل/انگلوفیل وشماراندکی ماعوایست که درتمام ادارات ازارتش/ رادیوتلویزیون باصطلاح ملی ایران /سازمان اب وبرق /شرکت ملی خاص خدمات نفت والخ ……… به اندازه مثقالی علاقه به وطن وشرف ملی در وجود انها بود وحداقل بعد ازنسیم ازادی دولت بختیار سکوت می کردند ودراتش کشیدن قیصریه ان حمایتها/حماقتها وکمکها را انهم به ارزوی واهی ایجاد یک جمهوری مطابق فرانسه که متاسفانه غالبا همان ارزو را به گوربردند به هشدارهای که درخصوص دیکتاتوری تازه نفس بختیار مدام میداد گوش داده و ان رفتارهای ضد ملی ومخرب را مرتکب نشده بودند بختیارمی توانست جمعیت هواداران قانون اساسی که درتهران که بی بی سی کثیف و دشمن ملت وملیت ایرانی با وجود خبر نگاران پرشمار خود درتهران سعی درلوٍث کردن ان نمود به سرعت رو به فزونی بود که دریکی دوهفته در امجدیه به دویست هزار نفر رسیده بود با وجود البته بودن وسایل ارتباطی انروزکه گرچه در قیاس با امروزکم بود ولی دولت بختیاربا درایت بی بدیل ایشان که پیش گوییهای سیاسی وی چنان محقق گشته که درنزد جوانانی که پس ازسه نسل در این کشور بدنیا امده به قول فردوسی بزرگ به هوش رای ودورا ند یشسی وی افرین می گویند در اینجا فرصت مغتنمی است که از استاد بزرگ وپر افتخار حقوق کشورمان وقاضی دیوا ن بین المللی لاهه دکترکاوه موسوی که یزدان نگه دارش باد زنده نام دکتربختیار را قهرمان ملی نام نهاد تحسین کنم.الهی یلدا برهموطنانم وتما م ملل اهل یلدا سرشارازشادی وسرورو مبارک باد بدون شک پایان هرپرانتزسیاهی سفیدی است.
    ایران هرگزنخواهد مرد

  4. زم اینگونه کوبید بر دکان ملا و ملازاده و اربابان ملا

    باید خون گریست برای ملتی که رهبرش خامنه ای ها و خمینی ها است.

  5. سلسله کافران سارق و قاتل عمامه بسر

    پیامبر مخترع اسلام، شیعه نبود؛ پس شیعه کلا غیراسلامی است، و شیعه گری ساخته ای برای برخی اهداف مانند منافع شخصی یا دولتی و تأثیرات ژئوپولتیک است.

    قاتلان و سارقانی مانند خمینی و خامنه ای و لاریجانی و علم الهدا و رئیسی و غیره همانند اخلافشان در ۱۴۰۰ سال پیش، از روش های پیچیده ای بهره نمی برند!!!

    اینها دزد هستند،
    بخشی از پول دزدی و غارت را می خورند و خرج دکان بتسازی عمامه زده میکنند؛
    بخشی را به سگملا و قاتل می دهند تا مخالفان خرد را به قتل برسانند
    و بخشی را برای خریدن یا، بقول مقاله، برای ابتذال سران اصلی مخالف بکار می برند.

    این سلسله سارقان عمامه بسر تاکنون دارای:
    بیشترین تعداد اعدام ایرانیان نسبت به جمعیت ایران
    بیشترین نقص عضو (دست و پا بریدن، اسیدپاشی، شلاق، …) ایرانیان
    بیشترین زمین دزدی و زمین خواری با حربه وقف
    بیشترین بودجه خواری و نفت خواری و سکه خواری برای پرورش سگملا و
    بیشترین خاک فروشی و معدن فروشی برای پرورش بچه ملای ملیجک است.

    حال، هر فردی در هر اتفاقی، مثلا اعدام زم یا ترور کریمیان در ترکیه که بتواند این کافران دزد و قاتل عمامه بسر را نقره داغ نماید، بیشترین ضربه را به این دزدهای قاتل عمامه بسر خواهد زد:

    – اگر دزدی های علم الهدا علنی شود، مابقی دزدهای عمامه دار به خود می پیچند و خامنه ای را فشرده و مجبور می کنند بیشتر از ایران پول بدزدد و به دیگر ملایان بدهد (وقف دماوند) که باعث شناخت بیشتر ایرانی از ملا می شود.

    – اگر کریمیان را در ترکیه ترور کردند و شارمهد را در امارات دزدیدند، اتحادیه اروپا و آمریکا و اعراب و روسیه و ترکیه و غیره می بایست محکوم کرده، اسم خیابانها و میادین را به نام قربانی گذاشته، و از همه مهمتر اینکه پول های دزد عمامه دار را در حساب های بانکی خارج از ایران ضبط نماید که باعث عصبانیت دزد عمامه دار و بالارفتن هزینه اعمالش خواهد شد.

  6. آرش از تورنتو

    یوسف جان، مقالت بی رحمانه بود.
    گر حکم شود که مست گیرند/ در شهر هر آنکه هست گیرند

  7. کاوه محسنی

    هدف جمهوری اسلامی رها شدن از تحریم هست بدون تن دادن به سازش با دمکرات‌ها و باز کردن درهای رژیم به بازماندگان ۵۷ و نوچه جدید مثل رامین پرهام یا گروه رنسانس ایرانی. برای این کار آخوندها مخالفین تقلبی درست میکنند مثل ستوده یا زم (کارمند رسمی‌ اتاق فکری سازمان اطلاعات رژیم) برای تبلیغ اینکه مردم دنبال جنبش سبز هستند.

    در ۴ سال گذشته، ترامپ سیاست بر سرنگونی نظام گذاشت به نفع شاهزاده. رژیم نوع مخالف تقلبی را عوض کرد و زم مخالف شاهزاده شد ولی‌ نتوانست کاری کند، وقتی‌ کار بالا گرفت و زم بی‌ آبرو شد، او به ایران برگشت (با داستان تقلبی دیدار با سیستانی در اثری از این سفر جایی‌ نیست). سفر با هوپیمای خصوصی بوده که قیمت آن ۱۸،۰۰۰ دلار است. این پول از کجا آماده بود ؟

    دیشب، دادگاه عالی‌ آمریکا رای به نفع بایدن داد و بلافاصله رژیم زم را کشت. چرا ؟

    چون سناریو برگشته به ماندن بدون بازکردن درهای رژیم به کارکنان اسلامی آمریکا. این اعدام جوابی‌ به من و شما نیست، این اخطار به آنهایی در رژیم است که حاضر به سازش با بایدن و دمکراتها هستند، آماده برای یک انتقال قدرت نیمه خونین، از ترس خیزش مردمی و تغییر نظام خیلی‌ خونین.

    این اعدام نشان اینست که دودستگی و شکاف شدید در داخل نظام است.

  8. توماس جفرسون

    به یک پاسخ،

    مطالب بسیاری را سر همبندی کردی که به موضوع مقاله و کامنتهای من ربطی ندارند، مثلا می گویی چرا انقلابیون همراه خمینی را نقد نمی کنم. این بخش کامنت به موضوعات مرتبط اختصاص دارد و نه روضه خوانی، تهمت و شیطنتهای سخیف و عقده گشایی و جفنگ پراکنی و غیره.

    آن انقلابیون، از کمونیست و مارکسیست اسلامی و توده ایی و مجاهد و فدایی تا جبهه ملی و مصدقی و‌ملی مذهبی و نهضت آزادی و مذهبی و روشنفکر و تکنوکرات و دانشگاهی، همگی بلا استثنا حشرات الارض نجاست خوار تشیع اثنی عشری هستند و در جای خود به آنها پرداخته شده است .

    سند رسمی و‌ محکمه پسند و ‌حقوقی که بر مبنای آن خمینی آن دوران را جنایتکار معرفی کردم، توضیح المسایل نوشته اوست که در آن انواع و اقسام جنایات هولناک بر ضد بشریت را تجویز ، تشویق و توجیه کرده است و مرتکبان آن جنایات را به پاداش اخروی نوید داده است.

    آیا دعوت به خشونت و قتل و تجاوز جنسی و شکنجه و مثله کردن جنایت نیست ؟ !!!!

    بختیار با صدور مجوز ورود آن جنایتکار، که اصلا ضرورتی نداشت، تا ابد شریک جرم برپایی این گند و‌کثات و نکبت و فلاکت و‌جنایات هولناک خلافت شیعه است.

    کمی در مورد مبحث مغالطات و سفسطه در بحث و انتقاد بخوان تا منبعد اینگونه به جاده خاکی نزنی و رگ گردنت متورم نشود و با استدلال منطقی و تفکر نقادانه و خردورزی وارد گفتگو شوی.

    اگر هم سایبری و یا اتقلابی و یا شیعه اثنی عشری هستی که هیچ!!!

  9. یک پاسخ

    لطقا اقای جفرسون که از نگارش وی عدم پا یبندی به اصل قضاوت بدون گرایش سیاسی /واغراض شخصی کاملا مشهود است به دوسوال جواب دهد اول اینکه شما مستند به کدام سند ومدرک اقای خمینی دوازده بهمن ۵۷ را جنایتکار می نامید؟!!!! که مجوز ورود ان تاریخ را زیر سوال می برید!!! دوم اینکه چرا بر پایه همان ادعای بی اساس خود بختیاررا شریک اتفاقات بعد از پیروزی انقلاب می دانید وتاریخ را مصادره به مطلوب می کنید وکسانیکه امام را به پاریس بردند ودرملاقات با گری سیکها جورج بال و…. جاده صاف کن انقلاب و ازادی خواهان امروزهستن نقد نمی کنید!!! گرچه دولت بختیارکه مجوز فرود حواپیمای فرانسه را صادر کرد به محض ورودوی نخست وزیر اعلام موضع محکمی کرد و گفت چنانچه اقای خمینی ایده ونظری برای اداره کشوردارد به ان گوش می کند ولی اگر بخواهد نخست وزیرویا مقام دولتی داشته باشد اجازه نمی دهد وزمانیکه هم خواست به پاریس برود با همین قدرت استدلال /منطق ودانش متکی بر سوابق خود بود که در انزمان در کمترکسی یافت می شد و چنانچه عاشق مقام بود زمانیکه عموزاده وی ملکه کشوربود احراز مناصب دولتی برای وی راحت تربود تازمانیکه اجودان وی به دفتر ایشان برود و بگوید اقا الان صلاح نیست دیگه بمانید چون تیر مستقیم به سردر دفترنخست وزیری اصابت کرده وخطرجانی شمارا تهدید می کنه که در نتیجه خیانت فردوست و قره باغی صورت گرفت ضمنا همانطور که مرحوم ایت الله منتظری که اخلاق و شرافت دینی وانسانی خود را با مقام دنیوی معامله نکرد وبعد ان نیزازسوی علی اکبر هاشمی لعنت الله علیه ازان حیث مگویم چون بر انسان ازاده ای ظلم فراوان شد بعدها علت مخالفت بختیاربا اقای خمینی را برای حفظ وجهه وحرمت بختیار لازم ندید و مخالفت کرد اقای بنی صدرهم برا روشن شدن حقایق تاریخی بگوید چرا ضمن مخالفت خود گفت بدین سبب با این ملاقات کرد زیرا چنانچه نفس بختیاربه امام می رسید چون امام جا میزد با این اتفاقی که می توانست بسیار از حیث تاریخ اثرگذاروارزشمند باشد مخالفت !!!!
    درخاتمه اقای جفرسون ادب حکم می کند که هرکه غلط گفتار/نوشتار کسی را اصلاح کند (شاپور و نه شاهپور) تشکرواصلاح کند من ضمن اینکه احدی را مقدس ندانسته ازبیا ن وقایع و حقایق تاریخی بدون سانسور لذت می برم ……………..

  10. ١٣

    در کشورهـاى جهـان سوم جاى واقعى اپوزیسیون بر انداز ( شهـریار شفیق و…..) با یک مثلا مخالف جناحى از ج اسلامى ( روزنامه نگار وووو ) عوضى گرفته میشود 👎🏿
    چرا ؟
    هـیچى سر جاى خودش نیست

  11. وطن دوستی

    این سه سیاستمدار(شادروان شرفکندی/شادروان بختیاروشادروان فرخ زاد هرسه از نزاد مردان) هم ملی بودند وهم وطن پرست وهم ازادیخواه که درباب وطن دوستی انان شواهد و اسناد و مدارک انچنان بسیار بسیار است که جنانجه فرد معلوم حال وضعیف النفسی یا عنصر خارجی با حرفهای بی پایه واساس بخواهد شبهه در اذهان عمومی نسبت به انها ایجاد کند مسموع نیست و به تحقیق بیشتر خودش خراب می کنه(گرچه مرحوم قطب زاده را در مجموع شخصیتی ستودنی نمی دانم ولی چون خوب و یا بد بودن افراد اموری نسبی هستند وعملکردشان همیشه باید در کانتکس زمان خود ارزیابی شود حتما همگان که نه بلکه انان که مسایل تاریخی را با علاقه وحساسیت پیگری می کنند به یاددارند که روزی وی در یک مشاجره لفظی با سفیرروس ناگزیر به اخراج وی از دفترکارش میشود وایشان پس از ان دسیسه معروف انتشار اعلامیه های جعلی ومعرفی به عنوان جاسوس امریکا علیه وی در تهران چاپ وتکثیر و پخش می نماید ) درخصوص مرحوم زم که خدا به والدین ایشان اجرو صبرعطا فرماید نیزاین جوان به لحاظ موقعیت خانوادگی خویش می توانست مهر سکوت بر لب زند و پدر وی گر چه به احتمال قریب به یقین با خرید خانه در نیویورک دردامن شیطان بزرگ برای وی موافق نبود کاری که ملاعینی چون خانم ابتکار و مم جواد ظریف دهن گشاد وطن فروش که لعنت ابدی خدا بر انان باد با دست درازی از اموال ملت که حرامشان باد اینکار کردند بلکه می توانست با حمایتهای اشکاروپنهان احتمالی یا حداقل یدک کشیدن نام پدرهمچون هاشمی رفسنجانی فاسد اخلاق ملعون (که خبرقتل شادروان بختیاررا درلحظه وقوع منتشر کرد که خود گویای همه چیز است ) که برای اولادان وانگل زاده های خود می کرد بعد به پای استعدادهای درخشان نداشته خودشان می گذاشت که باید گفت ای کثافت متعفن مگر کشور ما نروژ یا دانمارک است !!! که اگر فرزند پادشه یا افراد عادی در منافصه ای شرکت کنند خط کش دستگاه ارزیابی کیفی برای همه یکسان باشد وحق را به حقدار دهد زهی بی شرمی و وقاجت ………..

  12. اسد خان

    روح الله زم یک قربانی بلند پرواز و ساده لوح هست و کسی هست که قربانی درگیری بین دو جناح قدرت شده , آنهائی که در داخل ( اصلا ح طلبان و دانشجویان تحکیم وحدت وابسته به رفسنجانی و تفکر رفسنجانی ) وی را به خارج ارسال کردند و اخبار داخل را به وی میرساندند تا جناح های مخالف خود را بکوبند ( البته نه به نفع ملت یا سرنگونی رژیم ) در وقت اعدامش مهر سکوت بر لب زدند . بیشتر کاربران داخل ایران به نکته جالبی در مورد ساده لوح بودن ایشان اشاره داشته اند و ان اینست که این فرد میتوانست مانند بقیه آقا زاده ها در پول و فساد غلت بزند و به ریش ملت و سیاست بخندد ولی با ساده لوحی و بلندپروازی در دام این آخوند های مکلا افتاد از ساده لوحی این شخص همین بس که با وعده پوچی به قتلگاه اصولگرایان آمد . ولی وظیفه هر بر اندازی اینست که هر اعدام را در هر موردی محکوم کند و به وسیله ان برای این حکومت ننگین و فرقه تبهکار ایجاد هزینه کند کسانی که به این مهم پی برده اند در چند روز اخیر این کار را انجام داده اند .ارتشیان قهرمان و هویدا ها و وزیران شاه را که اعدام میکردند توده ایها و مجاهدین و چریکها و چپ ها دست میزدند بعد نوبت خودشان شد جماعت دیگری دست میزدند و,,,,,, این چرخه باید در جائی قطع شود .

  13. کارمن

    ممنون گرامی فرزان امیدوارم شدم که عصر ایدئولوژی زده به پایان رسیده و آدمهای منصف و آزاد اندیش و نرم دل به میدان پا گذاشته اند. چون از یکطرف “ابتذال بر دار” ، عنوانی “بیرحمانه “است در حق جوانی که با زبان و فرهنگ مردم زمانه خودش سخن می گفته و به میدان رفته. فکل مارکس به سینه نداشته و از طبقاتی بودن سیر تا پیاز حرف نمیزده. اما در مورد آن چند نفری که قلمزن این مقاله انها را انسوی ابتذال قرار میدهد، شاید یک چیز از نظر نویسنده مشترک بوده و آن بی ایمانی و بی اعتقادی مذهبی آنها بوده. تفکر ایدئولوژیک فکر میکند بی ایمانی نوعی مدرک دکترا است و صاحباتش به قشر منزهین متعلقند.زهی افسوس. امریکایش شعار میدهد in god we beleiveو فیلم کرون روی معنویت ملکه انگلیس بنا شده. براستی چه کسی در این زمان مبتذل است؟

  14. Amir

    هیچ کدام از جنایت‌های جمهوری اسلامی فراموش نمی‌شود. بین طعمه‌های حکومت قاتل هم ارزش‌گذاری نباید کرد. تعیین ارزش افراد جای دیگری دارد نه این‌جا. برچسب زدن به فرد کشته شده به دست جمهوری اسلامی، خاصیت‌اش کم‌رنگ کردن جنایت جمهوری اسلامی است. کاری که خودِ رسانه‌های حکومت هم انجام می‌دهند. اما اینجا انگار کیهان «لندن» است!

  15. همای

    درفاجعه ایکه کشورما به آن گرفتار گردیده، از آغازین روز حملهٔ دشمنان تاریخی شناخته شده ایکه با هدف تسلط کامل بر کشور و تسلیم بلا شرط حکومت قانونی ایران، شورش داخلی راه انداختند ، مسئولان دفاع ازاستقلال وآزادی کشور در ارزیابی نوع خطر ونیت دشمن اشتباه کرده و یک تهاجم جنگی تمام عیار به کشورایران را به غلط «انقلاب» نامیدند. این اشتباه مرگبارسبب گردید که تهاجم وسیع برنامه ریزی شدهٔ تسلط بر ایران، «به هر قیمتی»، توسط مهاجمان مصممی که ازخارج راهنمائی و حمایت مالی وتبلیغاتی میشدند، با اعتراضات معمولی یک «اپوزیسیون داخلی» اشتباه گرفته شود.
    در آن شرایط تهاجم جنگی ،نخست وزیرتازه کار، بجای تشکیل یک نیروی متحد «عملیات مقاومت جنگی » با مشارکت افسران وفادارارتش وشهربانی و سازمانهای امنیتی و شهروندان میهن پرست کشور که درآنزمان موجود و همهٔ وسایل آن دردسترس و امکاناتش وجود داشت ومیتوانست درچند روز نیروهای شورشی دشمن را منهزم وآرامش وامنیت رابه کشور باز گردانند ، پادشاه بیماررا بخارج فرستاد و درب زندانها را بازوسران داخلی دشمن رارها کرد
    درحقیقت نه این آخرین نخست وزیرقانونی ونه دوسه تا نخست وزیران پیش از اوشخصیتی مناسب چنین کارمهمی نبودند وشاپور بختیار با اقدامات «دموکراتیک» درموضع سیاسی منزوی وآمادگی به «مذاکره» با دشمنی که اهل هیچ مذاکره ای بجز «تسلیم بلا شرط» نبود کار مهاجمان را آسانترکرد و دشمن برکشور مسلط وقتل وغارت درشهرهای ایران آغازشد که هنوز بعد از چهل واندی سال ادامه دارد.

  16. ایران

    از کجا معلوم اعدام شده؟!

  17. ارژنگ

    آقای مصدقی، زم اپوزیسیون نبود ، اگر مفهوم این واژه را میدانید. او خبر رسان ساده و بی تجربه و تخصصی بود و ادعایی نداشت ، شرافت مندانه با تمام ناشیگری ، آبروی رژیم نکبت اسلامی را به سهم خود برد . او می توانست چون دیگر بچه آخوندهای الدنگ، آقازادگی کند و با خروارها دلار و یورو، در فرانسه هرزگی نماید و نه با کمک های ناچیز فرانسه ، همت به بی آبرویی نظام نکبت نمایید. فسادهای بزرگی که او در مورد بویژه ،لاریجانی ها افشا نمود کار ارزشمندی ست که نه شما و نه دیگر استادانی! چون شما نکرده و نمی توانید کرد. انصاف داشته باشید او اشتباه زیاد داشت اما کارنامه اش با نمره قبولی ماندگار شد.

  18. 345

    به هم میهن فرزان ..

    مبارز خالص استخوان دار کیست ؟ شمائید ؟ منم ؟

    والله مردم در ایران به مراتب از ما جلو ترند و بالا و پائین این
    رژیم را سرویس میکنند .

    فرزان عزیز .. اول انکه ..
    ما همه فرزندان زرتشت و کورش و فردوسی ابن سینا و سعدی و حافظ و مولانا – ووو رضا شاه بزرگ .. فرزندان نام اوران تاریخی ایران زمین میباشیم ..

    دوم انکه .. در طول ۲۵۰۰ سال تاریخ مکتوب ایران زمین با تمام فراز و نشیب هایش .. ما فرزندان هزاران گوهر و ستاره درخشان تاریخی این مرز و بوم ..
    امروز در قرن بیست و یکم عصر اطلاعات و اینترنت وشفاف شدن واقعیتهای تاریخی .. انچه بر ما رفته و میرود و خواهد رفت قرار داریم ..

    پس سوال اینکه : مبارز خالص استخوان دار کیست ؟ شمائید ؟ منم ؟
    برمیگردد به تک تک افراد این سرزمین .. در مقابل یک فرمول :

    شناخت + مسولیت پذیری = مساوی است برکنترل امور درهر زمینه :
    همانگونه که شاهزاده رضا پهلوی به ما نشان دادند ..
    تک تک زن و مرد ایرانی باید هرکدامشان یک کاوه باشند ..

    هر نفر از مردم این سرزمین .. برای نابودی جهل و خرافات و فلاکت وتباهی – رژیم مارکسیست اسلامیست اخوندیسم نوفل لوشاتویی .. دست نشانده اروپای استعمارگر .. باید به شناخت برسد و مسولیت پذیر باشد .. تا به ازادی و عمران و ابادی برسیم ..
    اتحادیه اروپا .. یا همان سیستم بازسازی شده روم باستان .. از زمان ساسانیان دشمن هویت و ملیت ما .. ایرانیان میباشند ..

    انها با هر روش و حلیه ای مثل برپایی جمهوری غارتگران اسلامی با همیاری مزدوران داخلی وطن فروش .. برعلیه اولین شاهنشاهی تاریخی ۲۵۰۰ ساله جهان .. و برای عقب نگه داشتن ملت و هویت ایرانیت برای غارت منابع و منافع ملی ما شب و روز در کارند ..
    تا ما به شناخت و مسولیت پذیری نرسیم .. اگر صدها کورش کبیر و رضا شاه بزرگ بر ما ظاهر بشوند .. اخرش همین وضعیتی که در ان میباشیم خواهد بود . و از این گودال اگویستی یا من و منیت پرستی غربی هرگز نتوانیم بیرون بیاییم .

  19. توماس جفرسون

    هواداران شاپور بختیار از موضع نگاه عافل اندر سفیه می گویند او طرفدار حقوق بشر بود و معتقد به اینکه خمینی حق دارد در ایران آزادانه فعالیت سیاسی نماید،‌پس باید مجوز ورود آن جنایتکار از طرف دولت شاهنشاهی صادر می شد.

    اما ظاهرا او‌ فاقد شعور بود و نمی دانست خمینی بدنبال سرنگونی نظام پادشاهی و برقراری حکومت اسلامی بود،‌که البته با همکاری و یا حداقل مماشات و مسامحه رییس دولت وقت به مطلوب خود رسید و با نبرد مسلحانه و نه فعالیت سیاسی، حکومت اسلامی را برپا کرد،

    به هر روی ، حساسیت عجیب بختیار در مورد رعایت حقوق بشر خمینی جنایتکار، منجر به کشتار صدها هزار نفر ،‌نقض حقوق بشر کلیه اتباع ایرانی و نابودی ایران شد.

    به این آقایان باید یادآوری کرد که او در منصب نخست وزیر که عملا شخص اول کشور هم بود،‌وظیفه داشت تا از کیان و امنیت کشور پاسداری کند و رعایت حقوق بشر جنایتکاران را به فعالان حقوق بشر می سپرد!!!

    این توجیهات حقوق بشری در مورد عملکرد بختیار ، حاوی چند نوع سفسطه Fallacy بشرح زیر هستند:
    Red herring fallacy
    Ad hominem fallacy
    Appeal to authority fallacy
    Pooh-pooh fallacy
    Proof by assertion fallacy
    Irrelevance fallacy
    Strawman fallacy
    Causal fallacy

    البته در زبان شیرین فارسی، همه این اصطلاحات عجیب و غریب را می شود با چند اصطلاح رایج و رسا و شیوا و روان بیان کرد ولی در بخش کامنت، باید برخی ملاحاظات رعایت شوند ،‌والا باید از نقطه چین و استریکس و دیگر کاراکترهای اسکی بهره جست!!!

  20. فرزان

    مقاله ای بود برخلاف سایر نوشته های کیهان متاسفانه بیشتر فقط
    تاکید بر نتیجه ذهنی نویسنده “ابتذال” بود که در اواخر نوشته
    جهت محکم کاری و محکم زنی بر ذهن خواننده ۱۰ بار تکرار گردیده بود .
    نویسنده میگوید از اوایل دهه شصت رژیم کوشش کرد تا مخالفان
    را به ابتذال بکشد . حسینی و زم را جانشین مبارزین آشتی ناپذیر
    و استخواندار آپوزیسیون مانند قاسملو و فرخزاد نماید .
    اولا انتخاب ها نابجا و ناشی از یک فراموشی تاریخی میباشد .
    قاسملو همانقدر هالو بود که زم بود . فراموش کرده است که او
    در یک نشست مذاکره مشترک با عوامل رژیم و بدست همانها
    کشته شد . فرخزاد میخواست به ایران برود و مادر پیر خود را
    ببینید . گول عامل کار چاق کن رژیم را خورد و بدست وی هم
    کشته شد . بختیار زمانی قدرت را گرفت که سران ارتش خیلی
    وقت پیش اعلام بی طرفی کرده بودند . یعنی فقط عاملی بود
    جهت خروج بدون درد سر شاه از ایران . در میهن پرستی او و
    سران ارتش شکی نیست . اما “استخوان دار ” بیولوژیک بودند
    و نه استعاره ای در پارسی به معنی عاقل و با تجربه . گول حم-
    اقت و سادگی خود را خوردند .
    یک فردی با اخبار و اطلاعات جدیدی از ایران به خارج می آید
    و برای اولین بار یک نوع جدید از “ژورنالیسم” را به تماشاگر و
    شنونده عرضه میکند . این زمانی است که اصلاح طلبان ، امثال
    گنجی و بهنود از خط قرمز ولایت فقیه جرات خروج ندارند و
    بی بی سی و صدای آمریکا در تملک آنهاست . زمانی است که
    آقای نوری زاده هر هفته از شعور و شاعری آقای خامنه ای به
    خلق الله زور چپان میکند .
    او از خط قرمز ها عبور میکند و صاحب Followers میشود .
    بدون حسادت باید گفت او موجب تحول در رسانه های جمعی
    خارج کشور گشت . انحصار خبری رادیو آمریکا و بی بی سی را
    در هم شکست . همه را مجبور کرد که از خط قرمز ها عبور کنند.
    استمرار طلبان که نمیخواستند، اولین کسانی بودند که آهسته
    آهسته از این رسانه ها پیاده شدند یا پیاده اشان کردند . کیهان
    متهول شد، مجازی شد و مقالاتش یک بار دیگر پر خواننده ترین
    شد . همه را تکان داد .
    سوال اینجاست ؛ کجای این ابتذال است .
    او کمک کرد تا رژیم در دنیای مجازی از ما شکست بخورد. این
    کجایش ابتذال است .
    دو نکته آخر .
    یک – چرا ناراحت باشیم یک جوان از یک خانواده رژیمی اقدام
    به افشای حاکمیت میکند . می ترسید که مغز مردم را بخورد؟
    والله مردم در ایران به مراتب از ما جلو ترند و بالا و پائین این
    رژیم را سرویس میکنند . یا میخواهید به آنها که دارند میبرند
    بگوئید اگر بریدید چوب دو سر ..وهی میشوید ‌. پس نیائید!
    دوم- مبارز خالص استخوان دار کیست ؟ شمائید ؟ منم ؟
    دوست عزیز اکثریت مردم در میانه هستند ! دوران چریک
    بازی و شهید سازی و مبارزین خالص، دوران شکست خورده ای
    است . آنکه میبرد و آنکه می ماند، آنکس خواهد بود که نماینده
    نه یک قشر خود ساخته خالص و استخواندار بلکه اکثریت قاطع
    مردم در وسط جامعه باشد .
    اگر زبانم تند بود پوزش میخواهم . اما من را یاد صحنه دانشگاه
    پس از انقلاب با پرچم داس و چکش انداختید .

  21. رضا شاه روحت شاد .

    من هم با نقطه نظرات .. جفرسون .. سیمن .. نادر .. موافقم ..

    عجیب انکه .. یاد هنربند رانتی اخوندیسم اصغر فرهادی .. در اسامی .. سیمن و نادر من را به فکری فرو برد ..

    و در اخر انکه جناب بختیار .. شاهزاده نبودند .. که توماس جفرسون ایشان را
    ( شاهپور ) خطاب میکنند..
    بلکه ایشان ( شاپور بختیار ) بوده . نه شاهپور یا شاهزاده .

  22. هموطن

    زنده نام بختیار هم شجاع بود هم روشن فکربود وهم دی ان ای سیاسی درخونش بود ومعتقد بود هرکسی که پاسپورت ایرانی داره حق داره که به کشوربرگرده زیرا تربیت سیاسی داشت به حقوق بشرایمان داشت وهمیشه از اعلامیه جهانی حقوق بشرسخن می گفت وامروزه نزد ملت ایران بیش از هرسیاست مداردیگری قدرومقام دارد زیرا که همیشه قاطبه مردم دروغ نمی گویند ووجه افتراق سیاسی کاری وسیاست مداری راد رک می کنند لذا بهتر ان است همیشه حقایق تاریخی به ملت عرضه شوند وقضاوت را به انها سپرد که بهترین قاضی هستند وگفتارسفسطه امیز وروایاب غلط را به راحتی تشخیص می دهند بنا بر این توجه هموطنان را به بیانات خود بختیار که همانند سایراتهامات وبیانات دیگری که البته از سوی هموطنان کم /بی اطلاع ویا متاسفانه مغرض اقامه می شود بهترین گواه بررد انهاست !!!!!!
    https://www.youtube.com/watch?v=_jKXWRzs-Mg

  23. نادر

    آقای زم طبق گفته خودش یک روزنامه نگار بود، نه کمتر و نه بیشتر. چطور به یک سری اطلاعات باصطلاح سری دسترسی داشت (مخلوطی از درست و نادرست) فعلا در حد حدس و گمان است، ولی از همان ها برای جنگ روانی استفاده و به سهم و توانایی خودش با رژیم مبارزه کرد. اینکه چرا مبارزه کرد هم بعدا با تحقیق تاریخی احتمالا مشخص خواهد شد.
    من هم تقریبا با توماس جفرسون موافق هستم.
    و فکر میکنم به آقای بختیار هم مثل آقای مصدق بیش از حد از سوی برخی کردیت داده شده و در آینده آزاد باید اعمال هر کدام مورد تحقیق علمی قرار بگیرد. اصولا تاریخ معاصرمان درست نوشته شود و سپس نقش افراد در زمینه تاریخی خودشان توسط متخصصان بررسی و به بحث گذاشته شود.

  24. کارمن

    گناه زم از نظر شما این بوده که مثل حضرتعالی اصطلاحات نقد ادبی را نمیدانسته و به زبان رمان های فرنگی جماعت آشنا نبوده هایدگر و فویرباخ را زیر و رو نکرده بود تا از هر یک نکته ای به رخ بکشد. آدم بی شیله پیله ای بود که از بیعدالتی رژیم ج.ا ا. به خشم آمده تنها کاری را که در حد و قواره خود میدانست انجام میداد. به عراق هم با با پذیرش خطراتش رفته. دل و جگرش را داشته. از دور نشستن و با اسم مستعار در مدح ادبیات سخن گفتن را نمی پسندیده.

  25. سیمین

    مرسی جناب مصدقی برای این مقاله.
    در عین حال من هم مانند توماس جفرسون فکر میکنم که شما در مورد نقش مرحوم بختیار گزافه گویی میکنید. پرویز ثابتی، به نقل از کتاب در دامگه حادثه، چندین بار به وابستگی ایشان با انگلیس اشاره می‌کند. همچنین به چندین مورد وابستگی قابل توجه مالی ایشان به شرکت نفت ایران و انگلیس. می‌گوید که شاه به همین خاطر تا آخرین لحظه در مقابل فشارهای داخلی و خارجی برای نخست وزیری بختیار مقاومت کرد.
    ادر مورد آقای زم خیلی متاسفم. ولی آیا ایشان نمی‌دانست که سردمداران ج ا حتی پسران خودشان را می‌کشند، مانند رضایی و روحانی. چه انتظاری داشته؟
    نکته آخر در مورد اپوزیسیون و اپوزیسیون سازی. نگاهی بیاندازید به سه شبکه تلویزیونی ایرانی که از انگلیس پخش می‌شوند. در آنها شخصیت های اپوزیسیون در وابستگ، چاپلوسی و بی مایگی با هم رقابت می‌کنند. سه شبکه یاد شده هم همینطور. می‌گویند که از کوزه همان برون طراود که در اوست. از جامعه دینخویی ایران که نلسون ماندلا بیرون نمی‌آید، بلکه…

  26. ایرانی

    مادربزرگم همیشه به هربچه ای که بشون سلام می کرد می گفت الهی پیربشی و عادت داشت وقتی کسی را نصیحت کنه می گفت :دایه عزت را خدا می دهد سالها گذشت تا مفهوم کلام ایشان بر ماروشن شد یاددارم که چه تهمتهایی/نسبتهای ناروایی که به شادروان فرخ زاد داده نشد ولی بالاخره حقانیت وی برهمه اشکار شد بطوریکه وواقعا
    نزد ملت عزیز شد وهرجا اسمی از وی اورده شود همه می گویند خدارحمتش کنه درمقابل کسانی هم بودند مثل هاشمی رفسنجانی که در زمان حیات ضد ملی وبی برکت خود همیشه باد در غبغب وچنان مثل طاووس مست درسرسرا های کاخهای خدا بیامرز محمدرضا شاه پهلوی برفرشهای ابریشم را می رفت که ازنظر سیاسی چنان امر بر او مشتبه گشته بود که این مسخره خودرا هم سنگ هنری کسینجر می دید اخرش طوری رفت که گویی هیچ نیامده بود حال هر چقدرولد خلف وی در شورای شهر تهران سراسربزرگراهها و خیابانهای شرق وعرب تهران تابلو به جا وبی جا نصب کنه وبنوسند به سمت بزرگراه هاشمی رفسنجانی که واقعا فایده ان تنها یاد اوری برای لعن وی است در مورد زنده یاد بختیار نیزواقعا درمدت سی وهفت روزایران متلاطم و طوفانی ایشان شهامت دلاوری ازادگی ووطن پرستی خود را چنان به نمایش گذاشت که امروزه هرجا نامی از وی بر زبان بیاد اه از نهاد زنان ومردان پیرو جوان به صورت اکثریت قاطع بر می اید ولی با دور اندیشی که واقعا درعصرحاضرسپهرسیاسی ایران به ندرت در احدی می توان یافت چنان میراثی به جا گذاشت که اگر تا کنون انان که خود را عالم سیاسی واشنا به علم سیاست می دانند به روشن بینی عظمت وبزرگی وی اقرار نکرده اند یا خود خواه وحسود ویا خاین هستند یا فهم کورانی هستند که در بین سیاسیون رسوخ کرده اند!!!!

  27. بیشه

    از اهریمنهایی که در لباس انسانی حکومت را در جلو و پشت صحنه هدایت می کنند چه انتظاری دارید؟ گاهی بچه میشها قربانی خدایان اهریمنی می شوند وگاه بچه گرگها و انسانها برای هر دو می گریند. زیرا طبیعت انسانی چنین است وطبیعت اهریمنی چنان. از ایرانیان بخت برگشته اسیر اهریمن که نه بینشی برای آینده دارند و نه امیدی، انتظاری نیست. شاید امید به معجزه اکنون واقع بینانه تر باشد تا توانایی نه گفتن به اهریمن.

  28. توماس جفرسون

    زم یک روزنامه نگار عادی بود و ادعایی نداشت و در حد و توان خود تلاش کرد بر مبارزات مردم درون مرز اثر گذارد. اینکه پدرش که بود، اهمیتی ندارد. حتی طلب عفو هم نکردو ناجوانمردانه به قتل رسید، شاهپور بختیار عملا شخص اول کشور بود و با صدور مجوز ورود خمینی، تا ابد شریک این نکبت و فلاکت و گندو‌کثافت و تبهکاری تشیع اثنی عشری خواهد بود.

  29. توماس جفرسون

    شنیع ترین ابتذال تاریخ معاصر‌ ایران، با تشکیل دولت پنهان اسلامگرا و نفوذ شیعه ایستها در نهادهای حکومتی و مدنی در دهه پنجا شمسی رخ داد که در نهایت منجر به برقراری دومین حکومت دینی تاریخ معاصر، بعد از حکومت دینی واتیکان شد.

    البته اگر در تاریخ به عقب برگردیم، می شود به سه حکومت دینی دیگر از جمله حکومت اسلامی خلفای راشدین در صدر اسلام ، حکومت مسیحی پاپها در دولت شهرهای ایتالیا در قرون وسطی و همچنین حکومت مسیحی چهار ساله کشیش جیرالامو ساوونارولا در فلورانس اواخر فرن ۱۵، نیزاشاره کرد.

    بقیه اشکال ابتذال در تاریخ پنجاه سال گذشته ایرا ن، حاشیه هستند و تزیینی!!!

    اینکه؛
    اپوزیسیون شهروند پادشاهی سوئد ، خواهان جمهوری برای ایران است،

    اپوزیسیون شهروند آمریکای شمالی،‌خر کیف از حقوق بشر و لیبرالیسم و مستمری دلاری و کمک هزینه کوید ۱۹، ناسیونالیست و پان ایرانیست است و خواهان گسترش امپراتوری ایران با رنگ و بوی شیعه اثنی عشری تا سواحل مدیترانه ،

    اپوزیسیون شهروند کشور لاییک فرانسه، ملی-مذهبی است و بدنبال تشکیل مدینه النبی در ایران،

    اپوزیسیون شهروند یک کشور کاپیتالیستی-امپریالیستی در فرنگ، کمونیست است و خواهان برقراری اتوپیای مارکسیستی در ایران ،

    علاوه بر ابتذالی مضحک ، نشان از وقاحت و شارلاتانیسم بی انتها از نوع شیعیان اثنی عشری برون مرزی دارد‌ و بس.

    بنظرم، اکثریت قریب به اتفاق مردم درون مرز ، علی رغم گرفتارشدن در فلاکت و نکبت و‌مصیبت خلافت شیعه، از طبقه الیت شیعه اثنی عشری برون مرزی با همه گنده …… هایشان ، آگاه تر هستند. راه خود را می روند و در بزنگاه تاریخ سرنوشت خود را تعیین خواهند کرد.

    پ ن: نقطه چین از کامنتگذار است،

  30. کلنگ آزاد

    آقای مصدقی، شما به دور ای انصاف سخن گفتید
    اول، مگر مهم است که کسی از چه خانواده ای می آید؟ پدر آخوند است چه ربطی به فرزند دارد؟ آیا شخص شما شغل و منصب اجتماعی پدرتان را پیش از تولد تعیین کرده اید که زم را در این مورد نکوهش می کنید؟ من که نتوانسته ام!
    دوم، شما نوشته اید که او با طمع راهی عراق شده. این مطلب یک گمانه است و می تواند درست یا نادرست باشد، اما شما آن را یک واقعیت می دانید.
    سوم، روح لله زم، همانند اسیود، فولاد وند و شارمهد ربوده شده، آیا آنها هم همگی برای طمعی در ترکیه یا امارات بودند؟
    چهارم، نظر شما درباره به ابتذال کشیدن اپوزیسیون را کاملا قبول دارم
    پنجم، زم نه شهید است ونه قهرمان، خبر گزار و صاحب سایتی بود که به ناحق کشته شد.
    ششم، “پدیده منحطی چون آمد نیوز” مردم را در دی ماه ۹۶ کمک کرد، چه دوست داشته باشید و چه نداشته باشید.

Comments are closed.