یک کارشناس خاورمیانه و گروه‌های اسلامگرا: رژیم ایران احتمالا در آخرین روز ریاست جمهوری ترامپ دست به انتقام می‌زند!

- قتل قاسم سلیمانی با جایگاه افسانه‌ای که در ایران و منطقه داشت و کشته شدن محسن فخری‌زاده به شأن و حیثیت آیت‌‌الله‌ها صدمه سنگینی زد.
-عملیات انتقامجویی ایرانی‌ها از داخل خاک خودشان نخواهد بود بلکه احتمالاً این عملیات از دو با احتمالاً سه کشوری که جمهوری اسلامی در آنجا پایگاه موشکی دارد -یمن، عراق یا سوریه- صورت می‌گیرد.
-انتظار دارم که در روز ۱۹ ژانویه ایرانی‌ها دست به یک اقدام نظامی قابل توجه بزنند، عملیاتی که بتواند شأن از دست رفته و همچنین چهره‌ی دیرینه‌ی رژیم ایران به عنوان قلدر منطقه را به آنها بازگرداند.
- چرا ۱۹ ژانویه؟ چون این روز تنها یک روز قبل از خروج ترامپ از کاخ سفید خواهد بود و او وقت کافی برای اقدام تلافی جویانه علیه ایران را نخواهد داشت.
- عربستان سعودی، بحرین و امارات متحده از یک سو آنها نگران عملیات جنگی از سوی ایران و یا آمریکا هستند که می‌تواند ضربه‌ی شدیدی به ثبات اقتصادی آنها وارد کند و از سوی دیگر این کشورهای مایل نیستند به زیردستی برای آیت‌الله‌ها و اینکه تحت فشار مجبور به پذیرش سیاست‌هایی شوند که از سمت ایران دیکته می‌شود.

چهارشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۹ برابر با ۰۶ ژانویه ۲۰۲۱


مردخای کیدار (الگماینر) – روز بیستم ژانویه ۲۰۲۱ دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا قرار است صحنه‌ی سیاست و شاید این دوره از تاریخ را ترک کند اما رژیم ایران همچنان بر جای خود باقیست.

رژه نیروهای بسیج و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در خیابان‌های تهران در سالگرد کشته شدن قاسم سلیمانی؛ دی‌ماه ۱۳۹۹

البته رهبران این فرقه متحمل ضربات سنگینی از سوی ترامپ شدند که سخت‌ترین آن تحقیرشدن آنها در برابر چشم جهان بود. آیت‌الله‌ها با وجود تمام فشاری که ترامپ به آنها وارد کرد به مقاومت ادامه دادند اما حیثیت‌شان لگدمال شد و این چیزیست که از نظر آنها قابل بخشش یا فراموشی نیست.

سوم ژانویه ۲۰۲۱ اولین سالگرد کشته شدن قاسم سلیمانی مهره‌‌ی رژیم ایران است که به رهبری جمهوری اسلامی توان نفوذ در کشورهای عربی منطقه را داد و به همین دلیل نیز درباره‌اش افسانه‌پردازی می‌شود. مرگ او توسط حملات پهپادی آمریکا یک خلاء در رژیم ایران ایجاد کرد که جانشینان وی به سختی قادر به پر کردنش خواهند بود. رهبران جمهوری اسلامی ایران از کنار کشته شدن وی به سادگی نخواهند گذشت مگر با تدارک انتقامی که از نظر آنها در شأن اهمیت این چهره باشد.

شخصیت دیگری که در ماه نوامبر به قتل رسید محسن فخری‌زاده بود که جمهوری اسلامی وی را «پدر برنامه‌ی اتمی ایران» قلمداد کرده است. تهران ادعا می‌کند  که اسرائیل مسئول این «جنایت» است، جنایتی که رژیم ایران جز انتقام چاره‌ای دیگری برای واکنش به آن ندارد.

من فکر می‌کنم که رژیم ایران در روز ۱۹ ژانویه (۲۰۲۱) به نام قاسم سلیمانی و همچنین محسن فخری‌زاده دست به یک اقدام نظامی قابل توجه بزنند؛ عملیاتی که بتواند حیثیت از دست رفته و همچنین چهره‌ی رژیم ایران را به عنوان قلدر منطقه به زمامداران جمهوری اسلامی بازگرداند.

این عملیات انتقامجویی از داخل خاک ایران نخواهد بود بلکه احتمالاً از دو یا سه کشوری که جمهوری اسلامی در آنجا پایگاه موشکی دارد- یمن، عراق یا سوریه- صورت می‌گیرد. در مورد این مسئله دو نکته وجود دارد: اول اینکه چهره‌ی تهران بطور مستقیم- به ویژه در دید جو بایدن رئیس جمهوری جدید آمریکا- به عنوان متهم این عملیات تخریب نمی‌شود؛ دوم اینکه رژیم ایران با این کار نشان خواهد داد با وجود تمام تلاش‌های درازمدت آمریکا و اسرائیل برای کوتاه کردن دست تهران از این کشورها، جمهوری اسلامی همچنان کنترل آنها را در اختیار دارد.

این عملیات توسط «نیروهای آزادیبخش محلی»- یعنی شبه‌نظامیان شیعه محلی که ابزار سلیمانی بودند و توسط نیروی قدس کنترل می‌شوند انجام خواهد شد. بطور منطقی می‌توان فرض کرد که «مستشاران» ایرانی در سایت‌های پرتاب موشک‌‌‌ها و هواپیماهای بدون سرنشین که ممکن است (دوباره) به سفارت آمریکا در بغداد و پایگاه‌های نظامی آمریکا در عراق و سوریه پرتاب شوند، مستقر شده و فعالیت خواهند کرد. تأسیسات نفتی عربستان (مانند سپتامبر ۲۰۱۹) و همچنین تأسیسات نفتی امارات و بحرین به منظور برجسته کردن ناتوانی اتحاد جدید آنها می‌توانند در نظر گرفته شوند با احتساب این موضوع که اسرائیل نیز در محافظت از آنها در برابر همسایه بزرگ، قوی و با هیبت‌شان [جمهوری اسلامی در ایران] ناتوان است.

ولی چرا ۱۹ ژانویه؟ چون این روز تنها یک روز قبل از خروج ترامپ از کاخ سفید خواهد بود و او وقت کافی برای اقدام تلافی‌جویانه علیه ایران نخواهد داشت.

اگر رهبران جمهوری اسلامی ایران واقعاً خیال چنین عملیاتی را داشته باشند، آژانس‌های اطلاعاتی اسرائیل، عربستان سعودی و آمریکا حتماً از آن مطلع هستند. به دلیل همین احتمال است که در هفته‌های اخیر شاهد حضور فزاینده‌ی آمریکا در منطقه‌ی خلیج فارس هستیم. آمریکا در کمتر از یک ماه سه بمب‌افکن B-52 به منطقه فرستاد و همچنین یک زیردریایی اتمی و دو ناو جنگی ضد موشک به منطقه اعزام کرد. طبق گزارش‌ها، زیردریایی اسرائیلی هم راهی این منطقه شده است. روز ۱۸ دسامبر ۲۰۲۰ ژنرال مارک میلی  به اسرائیل رفت و با نتانیاهو و بنی گانتز وزیر دفاع و کوخاوی رئیس ستاد متشرک ارتش اسرائیل دیدار کرد. پس از این دیدار گانتز گفت «ما با مشارکت یکدیگر در برابر هرگونه اقدام از سوی ایران آماده هستیم. ما در کنار یکدیگر و در کنار هم‌پیمانان خود در برابر تهدیدات مشترکی که برایمان از سوی ایران وجود دارد همکاری خواهیم کرد تا ثبات را در خاورمیانه حفظ کنیم.»

روز ۲۰ دسامبر ۲۰۲۰ سفارت آمریکا در بغداد مورد حمله موشکی قرار گرفت. دولت آمریکا گفت تهران در این حملات دست داشته و در این عملیات از راکت‌های ساخت ایران استفاده شده است. سه روز بعد اعلام شد که نیروهای امنیتی آمریکا عملیات طرح اقدام تلافی‌جویانه را بدون دامن زدن به یک جنگ به ترامپ ارائه می‌دهند.

روز ۲۴ دسامبر ترامپ در یک هشدار جدی به تهران اعلام کرد هرگونه حمله به شهروندان و یا سربازان آمریکایی حتی اگر از سوی شبه‌نظامیان شیعه صورت گرفته باشد به پای تهران نوشته خواهد شد و از رهبران جمهوری اسلامی خواست قبل از دست زدن به هر اقدامی خوب فکر کنند. روز ۲۵ دسامبر گزارش‌ها حاکی از این بود که ارتش اسرائیل به علت احتمال حمله‌ی نظامی آمریکا به ایران در آخرین روزهای حضور ترامپ در کاخ سفید در حالت آماده‌باش قرار گرفته است.

اسرائیل نگران حمله به تاسیسات زیرساختی خود نظیر حمله‌ایست که به تاسیسات نفتی سعودی انجام شد. حملاتی از این دست احتمال دارد از خاک یمن، عراق، لبنان یا سوریه اتفاق بیفتد. ممکن است این نگرانی اسرائیل دلیل وقوع عملیاتی باشد که در چند هفته‌ی اخیر توسط این کشور در سوریه انجام شده است. سخنگوی ارتش اسرائیل به وبسایت سعودی «ایلاف» گفته است که اسرائیل بطور دقیق تحرکات نیروهای ایران در عراق و یمن را رصد می‌کند و اطلاعاتی مبنی بر فعالیت‌های مخفی آنها برای توسعه و ساخت موشک و پهپاد در این کشورها در دست دارد.

کشورهای شبه‌جزیره عربستان به سه بخش متفاوت تقسیم می‌شوند: یمن و قطر که در مدار جمهوری اسلامی ایران‌ می‌چرخند و از هر طریقی به این رژیم کمک می‌رسانند. عربستان سعودی، بحرین و امارات متحده عربی که از هرگونه رویارویی با جمهوری اسلامی واهمه دارند زیرا نگران‌اند هدف حملات موشکی آن قرار بگیرند. عمان و کویت هم میان سیم‌های خاردار نشسته‌اند و برای بهبود روابط با آمریکا و ایران تلاش می‌کنند تا از وقوع جنگی جلوگیری کنند که هیچ برنده‌ای نخواهد داشت و همه در آن بازنده خواهند بود.

عربستان سعودی، بحرین و امارات متحده در موقعیتی بسیار حساس و پیچیده قرار دارند. از یکسو آنها نگران عملیات جنگی از سوی ایران و یا آمریکا هستند که می‌تواند صنعت نفت و توریسم منطقه را با خسارات عظیم روبرو کند و ضربه‌ی شدیدی به ثبات اقتصادی آنها که در پی دهه‌ها تلاش در منطقه برقرار کرده‌اند وارد بیاورد. از سوی دیگر این کشورهای مایل نیستند ایران قدرتی را که چهار سال پیش در منطقه داشت بازیابد؛ قدرتی که مساوی است با تبدیل به زیردست شدن برای آیت‌الله‌ها و اینکه تحت فشار مجبور به پذیرش سیاست‌هایی بشوند که از سمت رژیم ایران دیکته می‌شود (برای مثال روابط خودشان با اسرائیل و آمریکا را قطع کنند و به حضور نظامی و حتی اقتصادی این کشورها در منطقه پایان دهند).

همچنین در اورشلیم نیز اشتیاقی به درگیری نظامی در منطقه‌ی خلیج فارس وجود ندارد چرا که این درگیری می‌تواند از طریق حملات موشکی از لبنان، سوریه، عراق و یا یمن به سمت اسرائیل گسترش پیدا کند. همچنین اخیراً هشدارهایی هم از سوی حوثی‌های یمن شنیده شده که کنترل «باب المندب» در دهانه‌ی دریای سرخ را در دست دارند؛  نقطه‌ای که بیشتر عبور و مرور تجاری جهان و همچنین اسرائیل از آن مسیر صورت می‌گیرد.

احتمالاً واشنگتن اگر قصد حمله به ایران را داشته باشد برای حفظ منافع هم‌پیمانان خود در منطقه در برابر حملات انتقام‌جویانه‌ی جمهوری اسلامی دست به عملیات نظامی از طریق هیچیک از کشورهای همسایه‌‌ی ایران نمی‌زند. بمب‌افکن‌‌های استراتژیک B-52 آمریکا احتمالاً از مبدأ پایگاه‌های نظامی در داخل خاک آمریکا و یا جزیره «دیگو گارسیا» در اقیانوس هند به سمت ایران پرواز خواهند کرد. بعلاوه امریکا در منطقه نیز زیردریایی و ناوهای جنگی دارد که حامل جنگنده‌های کاری و بمب‌افکن هستند. آمریکا قادر است بدون دخالت متحدانش در منطقه و حتی بدون حساب کردن روی موقعیت جغرافیایی کلیدی آنها، علیه رژیم ایران و شبه‌نظامیان متحد جمهوری اسلامی دست به حمله نظامی بزند.

در آغاز سال ۲۰۲۱ با وجود فصل سرما دما در منطقه‌ی خلیج فارس رو به افزایش است و احتمالاً همزمان با روزهای آخر حضور ترامپ به نقطه جوش خواهد رسید.

*منبع: نشریه آمریکایی اَلگمِاینر
*نویسنده: سرهنگ دوم دکتر مردخای کیدار عضو ارشد مرکز مطالعات استراتژیک بگین- سادات. وی ۲۵ سال در اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل با تخصص در امور سوریه، گفتمان سیاسی عرب، رسانه‌های جمعی عرب، گروه‌های اسلامی و اعراب اسرائیلی خدمت کرد و کارشناس تاریخچه و فعالیت‌های اخوان المسلمین و سایر گروه‌‌های اسلامگرا است.
*ترجمه و تنظیم از کیهان لندن

 

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=225335

2 دیدگاه‌

  1. توماس جفرسون

    بعید است بخاطر انتقام خون یک پادو سابق حتی اگر غربی ها او را ژنرال خطاب کنند، اوزما چهار سال صبر استراتژیک و انتظار امام زمانی خود را به باد فنا دهد.
    دولت جو بایدن همان دور سوم ریاست جمهوری حسین اوباماست، شاید با پیازداغ و‌مخلفات بیشتر.

    پس از یک آنتراکت چهار ساله، یک‌ نرمش قهرمانانه بی سر و صدا، بدون نیاز به جام زهر، تضمین کننده حداقل چهار سال معاشقه و مغازله پایوران نظام و‌ دولت بایدن خواهد بود. وقتی می شود با ناز و کرشمه و‌عشوه به مقصود رسید،‌ موشک‌پرانی چرا؟

    پ. ن:
    دستگاه حکومتی آمریکا ، از نظر ترکیب فرهنگی و‌نژادی و عقیدتی، در حال تبدیل شدن به یک نظام جهان سومی است. بسیاری از اعضای حکومت جدید یا رنگین پوست هستند یا مهاجر نسل دوم یا گلوبالیست یا اسلامو-فیل یا منتقد ارزشهای آمریکایی و غیره.
    بایدن دیروز به شوخی گفت برای تکمیل کابینه، خیلی دنبال یک ایرلندی تبار گشتم، یافت می نشد!!!!!

  2. سامان

    اینا همه جنگ زرگریه فقط همین

Comments are closed.