مرگ بیش از ۲۰۰۰ پرنده مهاجر در تالاب میانکاله؛ متهمان اصلی: «بوتولیسم»، کشاورزی، سدسازی و مزارع پرورش ماهی!

-به گزارش اداره محیط‌ زیست استان مازندران در طول تنها ۹ روز، ۲ هزار و ۳۰۰ پرنده بی‌جان شامل چنگر، فلامینگو و تلفرا در آب‌های این تالاب جمع‌آوری شده و همچنان مرگ‌ پرندگان ادامه دارد.
-کارشناسان محیط‌زیست می‌گویند، وارد نشدن آب به تالاب میانکاله سبب ایجاد شرایط بی‌هوازی و تولید این سم شده است، چرا که سدها و پمپاژها جلوی ورود آب به تالاب را می‌گیرند و به دلیل پایین رفتن آب تالاب این سمّ به وجود می‌آید.
-یکی از دلایل کاهش سطح آب در میانکاله، آبگیری سدهایی مانند سد گلورد در هزارجریب بهشهر است. آب رودخانه‌ای که این سد بر آن زده شده یکی از منابع تالاب میانکاله است.

دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۹ برابر با ۰۸ فوریه ۲۰۲۱


از اوایل بهمن ۹۹ بار دیگر فاجعه‌ مرگ‌ و میر پرندگان مهاجر در پناهگاه حیات وحش میانکاله از سر گرفته شده و تکرار می‌شود. به گزارش اداره محیط ‌زیست استان مازندران در طول تنها ۹ روز، ۲ هزار و ۳۰۰ پرنده بی‌جان شامل چنگر، فلامینگو و تلفرا در آب‌های این تالاب جمع‌آوری شده و همچنان مرگ ‌و میر این پرندگان ادامه دارد.

مرگ ۲ هزار و ۲۰۴ پرنده فقط در طول ۹ روز

از اوایل بهمن بار دیگر فاجعه‌ مرگ پرندگان پناهگاه حیات وحش میانکاله تکرار شده و به گزارش اداره محیط‌ زیست استان مازندران در طول تنها ۹ روز، ۲ هزار و ۳۰۰ پرنده بی‌جان شامل چنگر، فلامینگو و تلفرا در آب‌های این تالاب جمع‌آوری شده و مرگ پرندگان همچنان ادامه دارد.

گزارش‌های محیط‌ زیستی از این فاجعه طبیعی در تالاب‌های شمال ایران در حالیست که هنوز منشأ بروز مرگ ‌ و میرهای پرندگان مهاجر به ایران بطور روشن اعلام نشده است. سازمان دامپزشکی کشور پارسال وجود سمّ بوتولیسم را عامل مرگ ۴۰ هزار پرنده در تالاب میانکاله اعلام کرد و دیگر نهادهای مسئول دلایل دیگری چون ریختن سمّ توسط شکارچیان در تالاب‌ها و آلودگی آب‌های ورودی به تالاب‌ میانکاله را مطرح کردند.

در این بین، کارشناسان محیط‌ زیست می‌گویند، وارد نشدن آب به تالاب میانکاله سبب ایجاد شرایط بی‌هوازی و تولید سمّ شده است چرا که سدها و پمپاژها جلوی ورود آب به تالاب را می‌گیرند و به دلیل پایین رفتن آب تالاب این سمّ به وجود می‌آید. یکی از دلایل کاهش سطح آب در میانکاله، آبگیری سدهایی مانند سد گلورد در حوالی هزارجریب بهشهر است. آب رودخانه‌ای که این سد بر آن زده شده از منابع تالاب میانکاله بوده است.

گزارش‌های رسانه‌های داخلی از فاجعه حیات وحش در تالاب میانکاله همچنین نشان می‌دهد که جمع‌آوری لاشه پرندگان تلف شده نیز غیراصولی است و اداره دامپزشکی مازندران بدون رعایت اصول بهداشتی پرندگان را در منطقه دپوی زباله شهرستان بندرگز می‌ریزد.

فاجعه زیست‌محیطی در شمال ایران: مرگ مشکوک بیش از ۵۹۰۰ پرنده مهاجر در تالاب بین‌المللی میانکاله همراه با قرنطینه‌ی خبری

حر منصوری عبدالملکی فعال محیط زیست و موسس گروه مشورتی «میانکاله» می‌گوید که هنوز تحقیقات و بررسی‌ها درباره علت تولید سمّ بوتولیسم در میانکاله ادامه دارد اما یکی از دلایل و فرضیه‌های مهم که هم در گزارش دامپزشکی و هم در گزارش کمیته مشورتی میانکاله به آن اشاره شده است، ورود میزان قابل توجهی رسوب به تالاب پس از سیل بهار ۹۸ و عریض و عمیق شدن رودها و نهرهای منتهی به میانکاله است.

بر مبنای گزارش پایش دوره‌ای تالاب‌های میانکاله و فریدونکنار که در سال ۱۳۹۸ منتشر شد، در برخی از نقاط میانکاله، فلزات سنگین در نمونه‌های رسوب یافت شده‌اند و میانگین مقادیر رسوب آلومینیوم در تالاب میانکاله در این گزارش ۳۴۲ میلی‌گرم در کیلوگرم اعلام شده است. این رسوب در ایستگاه‌های بندر گز و اسماعیل‌سرای بیشتر از سایر ایستگاه‌هاست و احتمالا این رسوب می‌تواند ناشی از ته‌نشین شدن آلومینوم محلول در آب باشد.

تزریق عمدی سم به تالاب میانکاله؛ ۸ هزار پرنده مهاجر قربانی نزاع دولت و شکارچیان!

در این گزارش همچنین حاوی مقادیر بالای آرسنیک، جیوه و سرب در ایستگاه‌های قره‌سو و دهنچپقلی است که «دو فلز آرسنیک و جیوه دارای منشأ انسانی هستند و وجود مقادیر زیاد از این عناصر در رسوب ناشی از فعالیت‌های انسانی اطراف این تالاب است.»

در پایش صورت گرفته در شش ایستگاه، خرده‌ریزهای پلاستیک و آلودگی‌های ناشی از ته‌مانده‌های سیگار مشاهده شده و علاوه بر آن در تالاب میانکاله مقادیر قابل ‌توجهی هیدروکربن‌های نفتی نیز وجود دارد. بر مبنای این گزارش، مقادیر این آلودگی‌ها در آب میانکاله «بیشتر از حد مجاز برای جلوگیری از تخریب و آلودگی غیرقابل جبران تالاب‌ها»ست و «تراکم بالای جمعیت، فعالیت‌های گسترده اقتصادی و کشاورزی در حاشیه تالاب میانکاله منجر به تخلیه حجم زیادی از آلاینده‌ها به تالاب شده است.»

آنگونه که مسعود باقرزاده کریمی معاون امور تالاب‌ها در دفتر زیستگاه‌ها و امور مناطق در سازمان حفاظت محیط زیست به روزنامه «اعتماد» گفته است: «با وجود تکرار دوباره مرگ پرندگان مهاجر در میانکاله، هنوز گزارش منشأیابی آلودگی‌های میانکاله انجام نگرفته است و سهم این مراکز در تولید انواع آلاینده موثر در وضع بحرانی امروز میانکاله مشخص نشده است.»

به گفته معاون امور تالاب‌ها، «مراکز صنعتی چندان حضور گسترده‌ای در اطراف میانکاله ندارند، مجموعه نفتی امیرآباد با میانکاله فاصله دارد و در پایین‌دست تالاب قرار دارد و به نظر می‌رسد که «مزارع پرورش ماهی» و «مزارع کشاورزی» مهم‌ترین منابع تولید آلودگی در میانکاله باشند.»

بر اساس این گزارش، در حریم تالاب میانکاله، نزدیک به ۸۰مزرعه پرورش ماهی و ده‌ها مزرعه با تولیدات مختلف، از جمله شالیکاری فعالیت می‌کند و «احتمالا آلودگی سموم و کودهای این دو مرکز به آب‌های زیرزمینی و سطحی نفوذ می‌کنند و در ایستگاه پایانی تالاب بهم می‌پیوندند.»

به گفته مسعود باقرزاده، بخش کشاورزی بیش از عناصر دیگر باعث آلودگی تالاب میانکاله شده است. آنطور که این مقام مسئول در سازمان محیط زیست منطقه توضیح داده، ۸۰درصد آب تالاب از آب دریای خزر و ۲۰درصد از آب شیرینی که منابع زیرزمینی یا مجموع نهرها و رودخانه‌های دائمی و فصلی تأمین می‌شود اما در حال حاضر «کمتر از ۵۰ درصد از این آب به میانکاله می‌رسد و بخش اعظم آب شیرین در مسیر خود به سوی تالاب صرف کشاورزی می‌شود.»

آنگونه که در گزارش روزنامه «اعتماد» آمده است، جای خالی آب شیرین در میانکاله، همراه با ورود حجم قابل‌ توجهی از کود و مواد غذایی مورد مصرف در شیلات نمی‌تواند در رشد باکتری بوتولیسم بی‌اثر باشد. باقرزاده معاون امور تالاب‌ها نیز گفته است، «یکی از عمده دلایل منجر به کاهش سطح اکسیژن در تالاب میانکاله، فعالیت فراوان میکروارگانیسم‌هایی است که از مازاد کود و سموم مورد استفاده در مزارع پرورش ماهی تغذیه می‌کنند. ازت، فسفر و پتاسیم در بالادست به خورد ماهی‌ها می‌رسد تا در سرعت کوتاهی پروار شوند و سود اقتصادی سرشاری را نصیب مزرعه‌دار کند، اما در پایین‌دست، نفوذ این عوامل پروارکننده ماهی‌ها، در سلسله‌زنجیری به فلج‌شدن و مرگ فلامینگوها منجر می‌شود.»

 

 

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=229965

یک دیدگاه

  1. به تماشای این حماقت

    برای فهم بی مصرف بودن قوه مجریه نظام جنایت کاری مثل محمد خاتمی قوه مجریه را تدارکچی مینامد. چنین وصفی برای این نهاد در جهان غرب اصلا امکانپذیر نیست. قوه مجریه مرکز ثقل حکومتهای غربیست.

    همین خیانتکار با آگاهی از همین موضوع ر.ج. میشود و وقتی رای ملت را بالا کشید توی صورت ملت تف می اندازد.

    حالا مشگل ایران یکی دو تا نیست آنقدر پیچیده و قاطی است که دیر یا زود تف سربالای همین نظام میشود.

    مثل بحران مالی ۲۰۰۷-۲۰۰۸ بفرض آگاهی از فاجعه جهانی بازارهای مالی و بانکها و… نه جلوی سقوط را میتوانید بگیرید و نه تمایلی برای این کار دارید.

    آنجا که کلید فروپاشی زده شد باید بنشیند و به تماشای این حماقت بپردازید.

Comments are closed.