این شاهزاده‌‌‌ نه «امت» و «خلق» و «رعیت» بلکه مردم را یک ملت آزاد و مسئول می‌‌خواهد

شنبه ۷ فروردین ۱۴۰۰ برابر با ۲۷ مارس ۲۰۲۱


کیهان لندن یکی از منابعی است که به بررسی دستاوردهای دوران پهلوی و مباحث مربوط به پادشاهی و مشروطه و نقش شاهزاده رضا پهلوی در شرایطی می‌پرداخت که «قبل از انقلاب»، «پهلوی‌‌ها» و «رضا پهلوی» هم «طاغوت» و هم «تابو» بودند!

اگر «پادشاهی» و «پهلوی» در سال‌های اخیر به خودآگاه جامعه نفوذ کرده و به استناد نظرخواهی‌های مختلف و حتا اظهارات مقامات ارشد نظام که از آن ابراز نگرانی می‌کنند، در میان مردم و جوانانی که آن دوران را ندیده‌اند، محبوبیت یافته‌اند، یک دلیل روشن و قابل درک دارد: جامعه‌ای که اسیر است در ناخودآگاه جمعی خویش به دنبال حامی، سخنگو، الگو و تجربه‌ای می‌گردد که بتواند بر آن تکیه کند.

قطعا ایران در دوران پهلوی‌ها مشکلات خودش را داشت که یکی از مهم‌ترین آنها ناهمخوانی آرزوها و اهداف شاهان پهلوی با نیروهای ارتجاعی درون جامعه بود که اتفاقا در قانون اساسی مشروطه و متمم آن جای پای خود را محکم کرده بودند. اما آن دوران به تاریخ پیوسته و قانونی که نقش شیعه جعفری اثنی عشری در آن چنان برجسته است که نیروهای ارتجاعی در مواردی، پادشاهان پهلوی را به رعایت آن فرا می‌خواندند، درست مانند قانون اساسی جمهوری اسلامی به گذشته تعلق دارد.

در این میان شاهزاده رضا پهلوی اگرچه برای مشروطه‌خواهان وارث قانونی تاج و تخت پادشاهی ایران است اما منش و عقاید و دفاع وی از دموکراسی و حقوق بشر با هیچ معیاری در چارچوب آن قانونی که دست و پای پدر و پدربزرگش را نیز در راه پیشرفت و اعتلای ایران بسته بود، نمی‌گنجد! آن ضعف و محدودیت به خودی خود نه از نظام پادشاهی که مردم در بسیاری از آنها در جهان امروز زندگی شایسته‌ای دارند بلکه از همان قانونی بود که اگرچه برای آن دوران در ایران یک دستاورد به شمار می‌رفت اما به مشروعه آلوده بود.

اکنون که دهه‌ها از دوران دو پادشاه پهلوی گذشته، کمتر کسی، جز متعصبان کوردل اسلامگرا و چپگرا، پیدا می‌شود که اهداف و اعمال آنها را بسی فراتر و پیشروتر از جامعه و افراد و احزاب سیاسی دورانشان ارزیابی نکند. شاهزاده رضا پهلوی بیش از آن تاج و تخت، وارث این آینده‌نگری پدر و پدربزرگ خویش است.

وی همواره تأکید کرده مسئله بر سر جمهوری اسلامی و عبور از آن است. پیشنهاد وی برای این مسیر، نافرمانی مدنی و اعتصابات و اعتراضات سراسری و تقویت همگرایی و همبستگی ملی بوده است. رضا پهلوی تصمیم نهایی را برای آینده، نه به مجهولات و اعتقادات و تئوری‌های بی‌پایه بلکه به تنها معلومِ همه‌ی دوران‌ها سپرده است: مردم!

او به مردم توصیه می‌کند تا خود را در مسئولیت‌ خویش تعریف کنند! انتظار نداشته باشند خارجی‌ها و پهلوی‌های فقید و شاهزاده‌ آنها را نجات دهند. منجی همه ملت‌ها، در نهایت خودشان هستند! او نیز در این مسیر، وکیل و سخنگوی آنهاست و از مردمی که نام او و خانواده‌اش را فریاد می‌زنند می‌خواهد تا افراطیون را که در عمل از آنها سلب آزادی و مسئولیت می‌کنند از خود برانند. افراطیون همواره «آقابالاسر» را برای این می‌خواهند که بتوانند از پاسخگویی و مسئولیت فرار کنند. آنها تئوری و توهم می‌بافند و تنش ایجاد می‌کنند بدون آنکه راهکار خردمندانه و عملی برای حل مشکل ارائه ‌دهند. به این ترتیب، افراطیون از هر نظامی که دفاع کنند، خود، جزیی از مشکل‌اند! آنها هستند که عکس «امام» را در «ماه» به دیگران نشان می‌دهند و به دنبال «کاریزما» و «منجی» و «شبان» می‌گردند تا با علم کردن وی، از خود سلب مسئولیت کنند. افراطیونِ «جمهوری» و «پادشاهی» با همه‌ی شعارهای فریبنده‌ای که ممکن است سر بدهند، در عمل، مردم را نه «ملت» بلکه «امت» و «خلق» و «رعیت» می‌بینند! شاهزاده‌ اما می‌خواهد که ایرانیان «ملت» و حاکم بر سرنوشت خویش باشند و با آزادی و مسئولیت هم امروز برای «نه به جمهوری اسلامی» و هم فردا برای «آری» به گزینه‌هایی که در اختیار دارند، تصمیم بگیرند.

آیا این موضوع نیز مانند ایده‌ها و خدمات دو پادشاه فقید پهلوی بسی فراتر از درک دوران ماست و پس از گرفتار شدن به مصیبتی دیگر باید به آن رسید؟! خوشبختانه نه! امکانات ارتباطی و به ویژه تجربه‌ای که ایرانیان با جمهوری اسلامی از سر گذرانده‌اند، درک آنچه را شاهزاده رضا پهلوی به دنبال آن است ممکن و آسان می‌کند. تمام موضوع بر سر امروز است! فردا به هر دلیلی ممکن است  این مباحث بی‌مورد باشند!

امروز آن جمهوریخواهانی که با ظاهر دفاع از دموکراسی و حقوق بشر از اینکه انتخاب و اختیار مردم محدود شود، ابراز شادی می‌کنند و با تصور اینکه شاهزاده خود، خویشتن را حذف کرده و به این ترتیب حق و خواسته‌ی  بخشی از جامعه را نادیده گرفته است، به وی تبریک می‌گویند،  و آن مشروطه‌خواهانی که به کمتر از چکمه‌ی صد سال پیش رضاشاه راضی نیستند و می‌خواهند که نوه‌ی وی پیشاپیش بجای مردم تصمیم بگیرد، بهترین بستر برای تداوم پراکندگی و نفاق هستند که جمهوری اسلامی با صرف هزینه‌های میلیونی و سرکوب جنبش آزادیخواهی در داخل و اعزام صادراتی‌ها به خارج به آن دامن می‌زند.

امروز هیچ حرف و عملی مهمتر از «نه به جمهوری اسلامی» نیست تا فردا ایرانیان بتوانند به حقوق انسانی خود در قانون اساسی مبتنی بر دموکراسی و حقوق بشر و نظامی که انتخاب می‌کنند تا آنها را تأمین و تضمین کند «آری» بگویند.
الاهه بقراط

[کیهان لندن شماره ۳۰۴]

 

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=235466

12 دیدگاه‌

  1. عسگرآقا

    رضا پهلوی روبین هود می شود؟!

    آشکارا، شاهزاده رضا پهلوی، فرزند ذکور شاه فقید ایران، در مصاحبه ای با خانم انصاری، مدیر مسئول محترم روزنامه کیهان لندن رسما مقام ولیعهدی خود را بطور شفاهی انکار کرده اند. سندی بصورت کتبی وجود ندارد.

    طبق قانون اساسی معتبر مشروطه پادشاهی ایران و متمم های آن، مقام نایب السلطنتی ایران از این تاریخ تا مشخص شدن ولیعهد جدید از خاندان پهلوی، بر عهده علیا حضرت فرح پهلوی ، شهبانوی ایران می باشد.

    به نظر نگارنده شایسته است که ارباب رسانه ها کوشش کنند تا از طریق مصاحبه با شهبانو فرح پهلوی به این موضوع خاتمه داده شود چرا که هر روزی که از ادامه عمر سلطه این فرقه تبهکار ملایان برایران بگذرد، بفروپاشی ایران نزدیکتر شده وایران را تبدیل به ایرانستان خواهند کرد .

    هیچ هم دانسته نیست که شاهزاده ای که قادر نیست تاج پر افتخار پدران خود را نگهدارد و از داشتن آن شرمگین است، چگونه می تواند با عملیات شورشی ” روبین هود وار ” از حقوق بینوایان و ستمدیدگان هم میهنان خود دفاع کند؟!!

    پاینده بماند ایران

  2. بهروز فتحعلی

    خانم بقراط از تلاش شما برای مثبت اندیشی ممنونم اما اینها که گفتید تفسیر شما است در حالی که شاهزاده رضا پهلوی هالا که اکتیویست و فعال سیاسی شده سرحال و قبراق هستند و شاید بهتر است خود ایشان توضیح دهند . آنچه که معلوم نیست این است که با کدام برداشت و تجربه تاریخی جمهوری بهتر است برای ایران ? این که شما مطرح میکنید رای ملت است ان که موجب شادمانی چپ های چند منظوره و جمهوری خواهان معلق در هوا و زمین شده ختم پادشاهی است اگر این نیست چرا خود ایشان پا پیش نمیگذارند و بازار حرف در دهان ایشان گذاشتن داغ شده ? وقتی ملتی فریاد میزنند ایران وطن ما کوروش پدر ما یعنی در ضمیر تاریخی این کشور یک سرمایه بزرگ برای حفظ یک پارچه گی ایران موجود است . شاهزاده رضا پهلوی وقتی این سرمایه را در اختیار دارد که ادامه دهنده ان باشد نه همپیمان با کسانی که با تکه و پاره شدن کشور مشکلی ندارند . از هر نظر که نگاه کنید بهتر بود جمهوری خواهان میپیوستند به شاهزاده رضا پهلوی و ایشان هم صد البته رای ملت را برای هر گونه سیستم آتی تضمین میکرد .

  3. واقع بین

    اگر به تاریخ مشروطیت در ایران نگاهی بیاندازیم متوجه خواهیم شد که بجز دوران کوتاه احمد شاه، ما هرگز یک پادشاهی مشروطه نداشته ایم و از روز امضای سند مشروطیت توسط مظفر الدین شاه تا استقرار سیستم جمهوری در کشور، شاهان شدیدا درگیر مسئولیت های اجرایی و غیر پاسگو بوده اند. بنابر این نمی توان گفت که مشروطیت در ایران سابقه خوب یا بدی دارد چون اصلا اجرا نشده.
    در مورد جمهوری هم می توان گفت که به محض تصویب اصل ولایت فقیه عملا ایران از تجربه کردن نظام جمهوری هم در ماند. لذا نمی توان گفت که نظام جمهوری در ایران سابقه خوبی داشته یا بدی چون ما جمهوری را هم درک و لمس نکردیم. اتفاقا شکست اولین تجربه جمهوریت در ایران درست در امتداد شکست مشروطیت و با همان سازو کار مداخله روحانیت در خواست مردم به نام نمایندگی خدا رخ داده.
    در چنین شرایطی که محور شکستهای متعدد دو سیستم، مداخله دین در سیاست شناخته شده، سکولاریسم درمان درد است. باور کنیم که هر نوع ساختار سکولاری ( چه جمهوری و چه پادشاهی مشروطه) می تواند کشور را به سوی آبادانی ببرد. پس مهم ترین گام حذف مداخلات ایدئولوژیک از نظام تصمیم گیری کشور است.

  4. شمس علی میرزا

    با اینکه با حرفهای خانم بقراط موافق هستم ولی هیچ دلیلی ندارد که آقای رضا پهلوی دائما به طرفداران نطام پادشاهی توهین کنند. همین یکی دوهفته پس از انتشار فایل صوتی، مجری برنامه کودک از لندن هم به خود اجازه می‌دهد هرچیز بار مشروطه خواهان یا طرفداران نظام پادشاهی کند. مشکلی با طرز تفکر آقای پهلوی نیست ولی در جامعه مصیبت و دیکتاتور زده ایران در کوتاه مدت جواب نمی‌دهد. ایشان اول برنامه ای ارائه دهند که با چه ابزاری می‌خواهند پس از سرنگونی جلوی هرج و مرج و دوران شکننده گذار به دموکراسی را مدیریت کنند؟ فقط با نهادهای مدنی؟ خب معلومه که کسانی که از سفره انقلاب ۵۷ عقب افتادند، منتظر ایشان نخواهند شد. نوچه های رژیم هم بیکار نخواهند نشست. بنابر این با حرفهای زیبا به هیچ کجا نمیرسیم. نه ما جامعه مدنی درست و حسابی داریم نه شخصیت های کلیدی که باور راسخ به دموکراسی داشته باشند. ما باید در فاز اول سرنگونی وضعیت شکننده گذار را با مدیریت قاطع و با اراده ای آهنین به آنجا هدایت کنیم که مد نظر آقای پهلوی است. شاید تا چندی پیش فکر می‌کردیم این مهم با شاهزاده رضا پهلوی به عنوان یک وزنه سنگین ممکن باشد ولی با فعال، اکتویست و یا وکیل ملت به نام آقای رضا پهلوی ممکن نخواهد بود. با کمال احترام ولی گویا هم نویسنده مقاله و هم آقای پهلوی با واقعیات جامعه ایران خیلی بیگانه هستند!

  5. گلپر زمانی

    این نوار صحبت های آقای رضا پهلوی، بسیاری از جمله خود ایشان
    را غافلگیر نمود . به رسم روزگار ما ایرانیان به فاصله چند ساعت بعد موضعگیری ها و من گفته بودم ها ( به نوشته آقای امیر اعلا) و
    سرازیر نمودن علت عدم موفقیت گروه های جمهوری خواه بر سر
    وی ( گفتار آقای شریعتمداری) شروع گردید .
    به نظر من برای براندان از هر گروه و با هر مرامی برخورد به این
    ماجرا باید با دید اینکه منافع ملی ما کجاست صورت پذیرد . در
    گذشته و حتی امروز بسیاری از نابودی رقیب سیاسی خویش دچار
    وجد و شعف میگردند . انقلاب بهمن ۵۷ شکست خورد ، احزاب
    در گیر با آن مانند حزب توده ، سازمان چریکها ، مجاهدین، پیکار
    رنجبران ، جبهه ملی و..‌عملا از بین رفتند . اگر ابتدا به ساکن و
    از موضع گروهی نگاه کنیم خیلی ها را خرسند نمود . اما باید
    قبول کرد که نابودی هر یک بصورت یک جنین کوچک از آینده
    دمکراتیک جامعه ایران ، نابودی آینده ما بود .
    همراه آنان میلیونها مردم وارد میدان سیاست گشته بودند . عدم
    تحلیل مشخص از شرایط مشخص و تغئیر خط این گروه ها حتی
    تاکنون توسط عناصر باقی مانده با جهان بینی مرغ یک پا دارد
    شرایط را بغرنج تر نمود . مردم در اثر وجود این خلا عملا خود را
    ابتدا به درون حکومتی های مزور وصل نمودند و امروز هم به
    سیاست و سیاسیون بد بین هستند و آنها که می توانستند، نا امید
    جلای وطن نمودند.
    این مردم که در باره آنها صحبت میشود کیستند؟ نمیخواهم وارد
    مقایسه شوم اما راستی وقتی مریم رجوی خود را رئیس جمهور
    مقاومت میداند و رضا پهلوی خود را وکیل مردم، از کدام مردم
    حرف میزنند ؟ در هر کشور و اجتماع ، روابط اجتماعی و شغل و
    حرفه انسانها افکار آن ها رادر جامعه تعین میکند.حتی شما تمام
    سرمایه داران و کارگران را هم نمی توانید در یک کاسه قرار دهید
    و نسخه یکسان برایشان قلم بزنید ‌. در غرب گروه های مختلف سرمایه داری دارای مجموعه ها و تشکیلات مجزای خود هستند.
    تجارت ، صنعت ، تولید برای داخل یا صادرت و..کارگران هم در
    اتحادیه های مربوط به حرفه خویش جمعند . احزاب بزرگ اروپا
    هم پا به حیطه نفوذ دیگری نمی گذارند . چون اگر چنین کاری
    را کردند، مجبور به دوری از بیان منافع طرفداران سنتی خود
    گشته و آنها را بی سرپرست سیاسی برای بلعیده شدن توسط
    احزاب رادیکال رها می نمایند . این اشتباه را حزب سوسیال
    دمکرات آلمان و حزب کارگر بریتانیا با ورود به منطقه نفوذ
    احزاب سنتی سرمایه داری مرتکب شدند. ابتدا بردند اما خود
    منجر به نابودی عملی هر دو در انتها گشت . خانم مرکل هم
    کوشش کرد که خلا حزب” شرودر ” را در بخش چپ جامعه
    آلمان پر نماید . طرفداران خود را رها کرد و بسیاری از آرای
    سنتی حزب سوسیال دمکرات را نصیب خود کرد . نتیجه
    حزب “آ اف د ” که راست است پایه های او و حزب سبز ها و
    چپ پایه سوسیال دمکرات ها را خوردند .
    در ایران هم چنین است . مردم یک پارچه نیستند . قبول که
    بلوغ سیاسی نیست و بسیاری سیاست زده هستند . ولی
    بالاخره هستند بسیاری که خود را سلطنت طلب و خوشبختانه
    مشروطه سمبلیک می نامند . آقای رضا پهلوی را نه به دلیل
    شکل و قیافه و نه به دلیل مواضع وی ( نا شناخته) بلکه چون
    ایشان نوه رضا شاه کبیر و فرزند محمد رضا شاه فقید است
    قبول کرده اند و به نفع پدر شعار داده اند و بس ! شاهزاده عزیز
    این پایه شماست ! میدانم سعی نمودید آنها را متشکل کنید و
    نشد . صورت مسئله‌ را نمی شود پاک نمود . رضا پهلوی حیطه
    نفوذ خود را دارد . چه مرضی است که بدون سفت کردن زیر
    پای خویش و صحبت از موضع قدرت وارد یک دنیای ناشناخته
    خیالی دیگر گشت . اگر چنین شود هم زیرآب خود را میزند و
    هم دیگران را ! آنوقت رضا پهلوی میشود Mr. No Body
    در آخر کلام‌ اینکه مشکل اساسی ایشان و تمام گروه های برانداز
    نبود خون نو و جوان در میان آنها می باشد. به جرات نود درصد
    فعالین برانداز بین ۶۵ تا ۷۵ را دارند . عمرشان طولانی اما از
    آنها حتی در زمینه نظری هم به دلایل گوناگون چیزی عرضه
    نشده است . برای اثبات خود یک دیگر را دکتر و مهندس خطاب
    میکنند( به برنامه های آقای نوری زاده رجوع کنید) یا خاطره
    تعریف می نمایند . تاز ه به فرض و امید که بهترین حرفها را
    هم بزنند ! چه کسی باید پیگیرش در خیابان شود ؟ کنفدراسیون
    دانشجویان در خارج جدا از خطش ۹۰ درصد اعضای آن بین
    بیست تا بیست و پنج بودند . در انقلاب بهمن باز جدا از
    خواست آن اکثرا در خیابانها دختران و پسران جوان حضور
    داشتند . بهترین شعار را هم که بدهیم بدون مقبولیت آن در
    میان نسل جوان که میل به اجرایش داشته باشند کارائی
    ندارد . اعلام تظاهرات می کنیم ، تعداد کمی پیرزن و پیرمرد
    فاصله کوتاهی ما را همراهی میکنند . آنوقت به خود و مشی
    سیاسی خویش شک می کنیم .
    به نظر من بر خلاف منافع ملی براندازان و ایران است که آقای
    رضا پهلوی از میدان سلطنت به میدان جمهوری بروند ‌یا
    آقای نوری اعلا یا شریعتمداری برعکس . حتی وجود مجاهدین
    نیز ضروری میباشد . موضع ملی و دمکراتیک خود را باید در
    یک چهار چوپ خلاصه کرد . کنفدراسیون دانشجویان ایرانی
    منشورش یک صفحه بود اما همه از چپ و راست پایبند آن
    بودند . همه گروه ها در مرامنامه خود خواهان سرنگونی بودند
    و بر روی آن شخصا کار میکردند . اما در منشور آن تا زمان
    پراکندگی سخنی به عنوان وظیفه این تشکیلات نبود . این
    یک تجربه مثبت و چگونگی کار در یک جبهه واحد بود .

  6. دوران پهلوی، آنتراکت (استراحت) بین دو پرده فیلم ترسناک در سینما بود "ن .ی"

    خانم بقراط گرامی مختصر و بسیار مفید سخن حقیقی را بیان کرده اید. به نظر من که مشروطۀ پادشاهی خواه هستم و دوران پهلوی را یکی از سازنده ترین حکومت های ایران می دانم ولی در قرن بیست و یکم با وسایل ارتباط جمعی و درک و فهم بسیار بالاتر از گذشتۀ مردم، شاهزاده رضا با این تصمیم آگاهانه بسیاری از مشکلات فرا روی ایران و ایرانی را حل کرد. رأی مردم! بله رأیِ مردمی که ذات شیطانی ملایان حاکم را دیده و شناخته اند. شاهزاده قصد از بین بردن دین را ندارد بلکه می خواهد هر دینی در حریم خصوصی همان شخص باشد، جامعه و حتی افراد خانواده هم با معیار دین سنجیده نشوند و ملاک قانون اساسی کشور باشد.
    شاهزاده رضا پهلوی نمی خواهد پادشاهِ کشورِ “شیعه” باشد ولی به نظرمن با رأی مردم می تواند پادشاهِ مشروطۀ ایران (لیبرال-دموکرات) باشد.

  7. بهرام پارسی

    واقعیت این است که اکثریت مردم به دنبال مسایل موفق تجربه شده هستند .پادشاهی مشروطه یک واقعیت موفقیت آمیز بود و شکست آن نه به دلیل ضعف این سامانه بلکه بیشتر بخاطر میزان ِ زیادِ سمیت و شرارت ِ ذخیره شده در اسلام بود .ملت ایران متوهم بودند و ۵۳ سال تلاش پادشاهان پهلوی و روشنفکران راستین مشروطه نتوانست این توهم و جنون اسلامی را به طور کامل درمان کند هر چند خوشبختانه توانستند بنیادهای تمدن ایرانشهری را زنده کنند .

    امروز هم اکثریت ایرانیان به همان پادشاهی مشروطه ، به صورت به روز شده علاقه دارند .بی خود نبود که طی چند خیزش و حرکت از آبان ۹۵ تا امروز در شعارها و حرکت هایشان از پادشاهان پهلوی تقدیر کرده اند و شعارهای ایرانگرایانه داده اند و هزینه ی سنگینی هم دادند.

    همینطور براساس آخریت پژوهش های موسسه ی آماری گمان ، نزدیک به ده درصد ایرانیان گرایش های زرتشتی دارند و البته آمار واقعی به مراتب بیشتر است .این مساله تنها یک حرکت ناسیونالیستی نبوده بلکه بسیاری با مطالعه به دین زرتشتی علاقه دارند .

    این مسایل مثل خاری در چشمان دو گروه فرو رفته است .یک گروه اسلام گرایان از آدمکش ها و تروریست ها هستند تا رحمانی های ماله کش که دستان خونین خمینی را می لیسدند ، و گروه دیگر کسانی هستند که قبلا مارکسیست یا اسلامگرا بوده اند و حالا جهان وطن و اتئیست و آگنوستیک شده اند .این دو دسته با میهن پرستی و خداپرستی و شاه دوستی ِ ایرانیان احساس خفگی می کنند و گرایش های ایرانیان به یزدانشناسی های مسیحی و زرتشتی برایشان نگران کننده است .این دو گروه با تمام وجود از پدران پایه گذار در امریکا و نهادهای آنها و همینطور مشروطه خواهان راستین و پادشاهان پهلوی متنفر هستند هر چند در ظاهر از پادشاهی خواهی هم حرف بزنند . نمونه ی معروف این جماعت آیت الله زاده و توده ای زاده ای است که یکی با پول غایط و جماع وخمس و زکات ِ ابوی زندگی ساخته و چپول بوده و دیگری هنوز در محضر پدر توده ای و کاسه لیس خمینی تلمذ می کند و از بنگ و افیون به شناخت دموکراسی در امریکا رسیده است.

    به کوری چشم این دو گروه ، جوانان ایرانی هر روز بیشتر و بهتر با هویت ایرانی خود آشنا می شوند و قدر دان خدمتگذاران میهن هستند .چه پادشاهان پهلوی ، چه کورش و زرتشت و مانی و بابک خرمدین وفردوسی و حافظ .

  8. حکومت عجیب و غریب ج.اا و اینده مبهم پیش روی ملت

    من خودم به عنوان یه ادم عادی هر وقت به کارایی که این ملاهای ایران میکنن فکر میکنم واقع حالم بهم میخوره که این جماعت یه همچین رویه ای رو برای حکومت کردن انتخاب کردن و حتی گاهی دلم براشون میسوزه.این جماعت از شعور و فرهنگ بهره ای نبردن.تا حکومت پهلوی سقوط کرد و فرصت دستشون افتاد اولین کاری که کردن برپایی چوبه دار بود و هر کسی گیرشون اومد دار زدن.اونم به اسم اسلام.در حالیکه در اسلام جان ادم اهمیت داره و همینطور علکی نیست که کسیو دار بزنی.تا با دلایل مطقن ثابت نشه نمیشه یه همچین کاریو کرد.اما این حاکمیت با اینکاراش هم عابروی خودشو برد و هم هزاران بدبخت دیگه رو داغدار کرد.رهبران این حکومت همش فکر میکنن ملت ایران اسباب بازی اینان.اونم به اسم اسلام.در حالیکه توی اسلام حق الناس خیلی مهمه و حتی یه چوب کبریتو نمیشه بیخود و بی جهت جابجا کرد چه برسه به بازی با زندگی ملیونها ادم.رهبرای این حاکمیت عوض اینکه ساختار فاسد و اتلاف گر خودشونو درست کنن افتادن به جون ملت و هر وقت مردم اعتراض میکنن سرکوب میکنن.در حالیکه باید گند و کقافت خودشونو جمع کنن.اغازاده های احمقشونم با پول ملت پز میدن.انگار مثلا خیلی انگل بودن افتخار داره.ملتهای دیگه دارن فضا رو فتح میکنن اونوقت این عقب مونده ها مثل کاراکترای فیلمای در پیت کره ای واسه ملت نمایش اجمل درمیارن.بخش ریادی هم از همین انگلا توی شبکه های فارسی جمع شدن و صبح تا شب تبلیغات منفی علیه ملت میکنن.خیلیا فکر میکنن شبکه های فارسی لابد مال محالفان ولی اکثرا همین انگلای خودشونن.اخوندای ایران خودشونو قران ناطق میدونن و فکر میکنن اسلام یعنی اراده خودشون در حالیکه اسلام برای خودش یه قاعده قانونی داره.حتی اگه اینا به همون اسلام عمل میکردن وضع بهتر ازین بود.اخه اسلام کجا گفته بیخود و بی جهت جنگ راه بنداز.اساس اسلام رو پیش دستی در صلحه و جلوگیری از هر نوع ضرره نه جمگ طلبی و خسارت زدن بیهوده به ملت و دلقک بازیهای سیاسی در اوردن.الان چهل ساله این حکومت شعارای کومونیستی ضد امریکایی رو کرده اسلام و داره به ملت تحمیلش میکنه.جدیدا هم قصد دارن برن زیر بلیط کومونیزم و از امامزاده مارکس رونمایی کنن و مملکتو بفروشن به چین.در حالی که اگه اسلامی هم ادم نگاه کنه اولویت باید امریکای مسیحی باشه چون اهل کتابن و باید برای روابط در اولویت قرار بگیرن.این حکومت بخاطر حماقتای خودش کلی گند و کثافت بار میاره و تهش خامنه ای میاد و به ملت میگه حالا ایندفعه رو ببخشین بیاین رای بدین.ایدولوگ خامنه ای شده رایفی پور بیسواد و امید دانا و چن تا ادم متوهم دیگه.زیر دستای خامنهای از توهم و بیسوادی خامنه ای استفاده میکنن.بنگاه کلاهبرداری سناد فرمان عمام چون میخواد قاچاق دارو و واکسن کنه و با جون ملت بازی کنه خامنه ای احمقو میندازه جلو تا به ملت بگه واردات واکسن ممنوعه.یکی نیست به این خامنه ای بگه مردک تو با اینکارت باعث مرگ این ملت بدبخت میشی.از اخر و عاقبتت نمیترسی.انقد عقل و شعور نداری که با جان ملت بازی نکنی.فردا اون دنیا میندازنت جهنم.ملت از خودت نتونن انتقام بگیرن از نوه نتیجت میگیرن.اینهمه وقاحت بخرج میدی برای چی.برای اینکه سپاهیای احمقت قاچاق دارو کنن.دنیا و اخرتتو به باد میدی تا حکومت سر تا پا فساد و نگه داری که چی.چی گیرت میاد.من واقعا نمیدونم به این خامنه ای چی باید بگم.این ادم با اینکاراش حتی به خودش صدمه میزنه.والا اگه فردا این حکومت سقوط کنه ملت به صغیر و کبیرشون رحم نمیکنن و اینا انقد خرن که با این غرور و وقاحت جلوی ملت میایستن.همین الانش بخاطر چند ماه تحریم امریکا کل سیستمشون بهم ریخته بعد فکر میکنن عمر جاودانه دارن.واقعا ادمای نادونین که اینکارا رو میکنن.اگه مثل ادم حکومت میکردن توی این مملکت هم پولش بود هم نیروی انسانیش و خیلی راحت میتونستن ازین منلکت یه المانی ترکیه ای چیزی بسازن و اخر و عاقبت خودشونم درست کنن و یه خوش نامی برای خودشون دیت و پا کنن ولی بخاطر بیسوادی و بیشعوری راه کثیفیو دارن میرن که تهش خودشون متضرر خواهند شد.اینهمه کشته و اینهمه ضرر و زیان میتونه به نقطه غیر قابل برگشتی برسه.در مورد اسراییل و فلسطین هم این حکومت پیش خودش مثلا فکر میکنه به فلسطین و یمن و غیره خدمت میکنه.به کشتن دادن یه ملت اسمش خدمت نیست.جنگ احمقانه راه انداختن و کشتن ملت که از فلسفه قیام احمقانه امام حسین که منجر به کشته شدن احمقانش شد که اسمش خدمت به خلق نیست.این اتفاقا خیانته.راه درستش اینه ادم اگر میخواد از یه ملت دیگه حمایت کنه این حمایت حساب و کناب داشته باشه.حمایت حقوقی و مدنی باشه که به خیر اون ملت تموم شه نه اینکه عین سگ یه ادمایی رو با شعار پوچ به کشتن بدن.همین باعث جنگ یمن شد و اینهمه خون بیخود ریخته شد.کسی تو روانی بودن نتانیاهو و بن سلمان و غیره شکی نداره.یه روانی لاعلاجه و کاریش نمیشه کرد اما نبایو یه ملتو انداخت تو یه جنگ خطرناک و هم برای اونا هزینه درست کرد و هم ملت بدبخت ایران که زیر تحریم باید له بشن.خلاصه این داستان سر درازی داره.ادم در این توالتو وقتی باز میکنه بوی گندش خفش میکنه.من که خودم به شخصه خسته شدم.

  9. regnum legis

    چه کسی فکر میکرد داعش در قامت ج.ا. از ایران سربلند کند و اسلام شیطانی را در لباش پیغمبر علم و بعد از چهار دهه پرورش این گرگ الان قربانی آن شود؟

    نیاز کاذب به این گرگها فقط برای حرام و حلال؛ اسلامیست یا خیر؛ گند خدایی بخود گرفت تا بشود رهبر جنایتکار اسلام و … جهنمی بوجود آورد که آدم در حیرت این حماقتهاست.

    هیچ انسانی حتی پیغمبر بیسواد به دیگری ارجحیت ندارد. چسوفسوی خدایی کردن انسانها را جدا بگذارید کنار.
    به رییس جمهور مسولیتی سپرده شد. از قانون تخطی کند با لگد ملت به زندان فرستاده میشود. قانون با کسی تعارف ندارد که علی خامنه است یا خیر. این هاله های شیطانی فقط جهنم ساختند و خرابی ببار آوردند و بس.

    در زبان لاتین regnum legis هر فرد مطیع قانون (و مسول)است نه مطیع مجهول؛ خدا و سایر مزخرفات و یا موهومات الهی. ملت فقط باید تابع قانونی باشد که توسط منتخبین(نه آقا بالا شر؛ شورای قبیح و یا ولی بیسواد فقیه)او تصویب شد. دکان های شورای وقاحت اسلام؛ قرآن؛ مصلحت جیب آخوندها تا امروز سبب شدند ملت به دریوزگی تاریخی کشیده شود.

    این بی بندباری که بیش از چهار دهه ادامه دارد و داش و امام زاده قلابی ته گثافتخانه جمکران از خرافات اسلام بیرون کشیده را باید کنار گذاشت.
    جدا خجالت آور است.

  10. رضا شاه روحت شاد .

    درود بر دور اندیشی شاهزاده پهلوی ،، یکی دیگر از
    فرزندان کورش کبیر ،،

    عالیجناب ،، شاهزاده دوست داشتنی ،،
    بدانید در شرق و غرب و شمال و جنوب کشور تاریخی و شاهنشاهی ایران ،، وارث رضا شاه بزرگ پدر ایران نوین شاهزاده رضا نور امید ملت ایران است ..

    مگر رضا شاه بزرگ ،، و محمد رضا شاه پهلوی ،،
    که وعده رساندن ملت ایران با غافله سالاری خاندان پهلوی ایرانساز بسوی درواز های تمدن بزرگ را در کارنامه عملکرد خود داشتند ،
    غیر از این میخواستند ؟؟؟

    کارنامه های عملکرد این دو پادهشاه میهن پرست ،، فرزندان راستین کورش کبیر ،، در ۵۷سال پادهشاهی گواه این مهم میباشد .. .. ..

    مگر ملت ایران غیر از این میخواهد ؟؟؟
    مگر در عصر کورش کبیر ،، ملت تاریخی و تمدن ساز ایران غیر از این بود ؟؟؟

    اگر ایران و ایرانی ،، امروزه به مدت ۴۲سال شب و روز در حال غارت شدن است ،،
    نتیجه و علتش ،، کاشتن نهال غارت و رشوه ،،
    یعنی برپایی اولین جمهوری تحمیلی انگلیسی
    نوفل لوشاتو ئی ،،
    در سرزمین کورش کبیر میباشد ،،

    خطای ازموده را دوباره ازمودن = است با مرگ و نابودی ،،
    اگر در ایران به خواست و نیات شوم و پنهانی ،،
    انگلیس و امریکا ،، و همچنین مافیای غارتگران و مفت بران ،، غرب و شرق ،، ،، در ایران عزیز سرزمین کورش کبیر ،، ،، جمهوری دوم در ادامه غارت ایران و تسلط بیگانگان بر منابع عظیم گاز و نفت خلیج فارس برپا شود ،،
    مطمن ،، کشور تاریخی ایران برای همیشه با تجزیه به چند جمهوری کوچک ،، فقیر و ذلیل ،، بتدریج از صحنه تاریخ سیاسی و جغرافیای جهان حذف خواهد شد ،
    و جنگ و برادر کشی و اختلاف ،، و کشتار و کشتار و ویرانی و غارت بیگانگان از هرسوی بر این اقوام متحد تاریخی که بنام جمهورهای خود مختاز تکه تکه شدن
    بر سر خودشان و فرزندان و ایندنگانشان خواهد بارید ،،

    عالی جناب شاهزاده پهلوی ،، عزیز ایرانیان ،،
    همانند پدر بزرگ خود رضا شاه بزرگ ،،
    بر عزم خویش تکیه کن ،، نه بر عصای خویش ،،
    در این اوضاع و شرایط ،، فلاکت بار و سیه روزی و خفخان ،، که ملت تاریخی ایران توسط برپایی اولین جمهوری غارتگران در ان گیر کرده ،،
    تمام ایران و ملت ایران ،، از شما فرزند کورش کبیر ،
    انتظار رهبری و برون رفت از این اسارت و فلاکت از چنگ ضحهاک جمهوری غارتگران را دارد ،،

    طلب و فرمان برخواستن ایرانیان با قیام سراسری را صادر بکنید ،، ،، تا فرزندان سرزمین کورش کبیر
    ،، ،، همچون ،، کاوه اهنگران ،، ستار خان ها ،، بابک خرمدین ها ،، یعقوب لیث ها ،، مازیار ها ،، رئیس علی دلواری ها ،، پویا بختیاری ها ،، و پهلوان نوید افکاری ها ،، سلاح بدست و جان برکف ،، یکبار برای ازادی ایران و ایرانی ،،
    از سلطه جمهوری غارتگران ضحهاکی ،، کار را تمام کنند ،،
    مرگ یکبار ،، شیون یکیار ،،
    نه ۴۲سال ،، با اسم مبارزه مدنی ،،و حقوق بشر ،،
    انهم با عقرب صفتان ضد ایرانی و دشمن هویت ایرانی ،،
    هر روز و هر روز ،، تا به حال با انواع بهانه ها ،، جنگ نعمت الهی است ،، حق طلبی دروغین بنام فلسطین
    ،، و و و و انواع سرکوب اعتراضات بیش از یک میلیون زن و مرد و جوان ایرانی را کشتند ،، ،،
    و همچنان اگر بر قدرت بمانند خواهند کشت ،،

    شاهزاده پهلوی گرامی عالیجناب ،، شما طبق قانون اساسی مشروطه که از لحاظ تاریخی و ملی هنوز معتبر است ،، سوگند یاد کرده اید ،، ،، و در مقابل تاریخ و ملت ایران و کشور ایران ،، بنا به سوگند خود مسول میباشید ،،

    باور داشته باشید ( بیش از ۹۰ ٪ ) مردم در سراسر کشور ،، خواهان باز گشت حکومت ملی مشروطه شاهنشاهی پهلوی ایرانساز میباشند ،،
    به سخنان اپوزیسیون مثلا جمهوری خواهانی که نمیتوانند ،، یک تظاهرات سراسری بنام جمهوری خواهی در ایران بر پا کنند ،، بیش از اندازه بها ندهید ،،
    هرچند در ایران سکولار دموکرات شاهنشاهی اینده ،،
    پس از – جمهوری – غارتگران ضحهاکی ،،
    همه نظرات در هر اندازه ،، در چهار چوب قانون اساسی نوین و قبول حفظ تمامیت ارضی ایران ،، حق فعالیت سیاسی و تشکیل حزب و بدست گرفتن قدرت اجرایی و دولت در ایران را همه با رای مردم خواهند داشت ،،
    پاینده و جاوید باد ایران ،،
    رضا شاه روحت شاد ،، رضاشاه روحت شاد ،،
    رضا شاه روحت شاد ..

  11. توماس جفرسون

    خانم بقراط خردمندانه می گوید:

    “امروز هیچ حرف و عملی مهمتر از «نه به جمهوری اسلامی» نیست تا فردا ایرانیان بتوانند به حقوق انسانی خود در قانون اساسی مبتنی بر دموکراسی و حقوق بشر و نظامی که انتخاب می‌کنند تا آنها را تأمین و تضمین کند «آری» بگویند.”

    برخی مشروطه خواهان دو آتشه اظهار نظر کرده اند که پس از سرنگونی جیم الف، نظام پادشاهی بعنوان نماد وحدت ملی باعث جلوگیری از تجزیه ایران می شود و هر رژیمی دیگری که سرکار بیاید ایران تجزیه خواهد شد.

    متوجه نیستند که نتیجه سخن آنان این است که تا برقراری نظام پادشاهی پس از سرنگونی رژیم، مردم لطف کرده و خلافت شیعه را حفظ کنند تا ایران تجزیه نشود، تضادی لاینحل و‌عجیب!!!!

    آقای رضا تقی زاده یکی از منادیان این منطق عجیب است. خودش در اسکاتلند زندگی می کند و متوجه نیست که مردم اسکاتلند بخاطر گل جمال ملکه الیزابت نیست که در رفراندوم به استقلال رای ندادند ، بلکه ملاحظات اقتصادی عامل اصلی بود.

    از آنسو، دلیل نپیوستن ایرلند شمالی به جمهوری ایرلند این است که اکثریت مردم آن دیار پروتستان هستند نه شیفته ملکه.

    چرا راه دور برویم، همین کشور جعلی و تازه تاسیس و فلک زده عراق، علی رغم این همه اختلافات قومی و‌مسلکی و دینی و زبانی و فرهنگی و سست بودن وحدت ملی و بدون هرگونه اشتراکات نمادین ، تجزیه نشده است.

    اگر بر فرض مردم یک استان واقعا قصد داشته باشند مستقل شوند هیچ نمادی نمی تواند جلو آنها را بگیرد، مگر اینکه حکومت مرکزی متوسل به نسل کشی، اردوگاه کار اجباری ، اتاق گاز، اخراج اجباری به دیگر مناطق و دیگر جنایات شود.

    پته اکثریت جمهوری خواهان نیز اخیرا بر آب فنا رفت. به هر گونه جفنگیات سخیف و ابلهانه متوسل شده اند تا نپیوستن خود به کمپین نه به جیم الف را ( که در حد چند کلیک است) توجیه نمایند. ثابت شد که بسیاری از آنان پرستوهای مهاجر رژیم هستند.

    این مثالها نشان می دهد که شخصیتهای برون مرزنشین باید از پرگویی دست بردارند و با اراجیف خود نمک بر زخم مردم نپاشند و مقاله خانم بقراط را بخوانند و پند و اندرز حکیمان ایران و فلاسفه یونان و خردمندان چین را در مورد کم گویی به گوش جان بشنوند.
    چند نمونه:

    نظامی گنجوی

    با این که سخن به لطف آب است

    کم گفتن هر سخن صواب است

    آب ار چه همه زلال خیزد

    از خوردن پر ملال خیزد

    کم گوی و گزیده گوی چون در

    تا ز اندک تو جهان شود پر

    فردوسی توسی

    بزرگی سراسر به گفتار نیست

    دو صد گفته چون نیم کردار نیست

    عطار نیشابوری

    عاقلان را پیشه خاموشی بود

    پیشه جاهل فراموشی بود

    گر خبر داری ز حی لایموت

    بر دهان خود بنه مهر سکوت

    صائب تبریزی

    کثرت و تفرقه در عالم گفتار بود

    که جهانی همه یک تن شود از خاموشی

    با عرض پوزش از پرگویی!

  12. علی

    همه آنچه گفتته شد درست و صحیح است، آرزوی قلبی ما هم با شاهزاده است، فقط بگوئید درحالی که در کشور میانمار دردست آنسان سوچی، روز روشن ، و درپی دیدار مقام نظامی روسیه با رئیس ارتش میانمار، کودتا میشود و ماهها پس از بیرون ریختن میلیونها مردم بنفع سوچی و علیه آن کودتا وکشتار خبری از عقب نشینی کودتاچیان نیست و همچنین تکرار وقایع مشابه در ونزوئلا، آیا سپاهیان ایران و خامنه ای را که میتواند پیاده کند؟ وچه زمانی؟ و به چه شکل؟؟؟؟

Comments are closed.