خودکشی سریالی دستیاران پزشکی بیمارستان؛ سوء استفاده از دانشجویان به عنوان نیروی کار ارزان

-گفته می‌شود تنها در طول ۱۰ روز گذشته، سه دستیار پزشکی در بیمارستان خودکشی کردند که دانش‌آموخته دانشگاه علوم پزشکی ایران بودند. هویت و اطلاعات شخصی این دانشجویان محفوظ مانده است.
-در پی انتشار خبر خودکشی این دانشجویان، پزشکان و پرستاران با استفاده از هشتگ‌های «خودکشی در دوران رزیدنتی»، «خودکشی دستیاران پزشکی» و «خودکشی رزیدنت پزشکی» در توئيتر فارسی، به گسترش افسردگی در بین کادر درمان و بی‌توجهی‌ به این قشر جامعه معترض شده‌اند.
-بی‌توجهی به سلامت روحی دانشجویان پزشکی و کادر درمان در کنار سوء استفاده از آنان به عنوان نیروی کار ارزان‌، فشار بسیار شدیدی بر آنها وارد می‌آورد. در این بین حتی گفته می‌شود به دلیل فشار بالای روحی بر این دستیاران، بسیاری از آنان در نیمه راه از دریافت شماره نظام پزشکی انصراف می‌دهند و ادامه تحصیل و کار را رها می‌کنند.
-حسین کرمانپور مدیر روابط عمومی سازمان نظام پزشکی ایران در این ارتباط گفته است: «هنوز اطلاعات دقیقی تکمیل نشده است. تحقیقات در خصوص این مرگ‌ها در دست بررسی است. احتمالا امروز بررسی‌ها به جمع‌بندی خواهد رسید و تا فردا ظهر نتیجه نهایی اعلام خواهد شد.»

سه شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰ برابر با ۰۴ مه ۲۰۲۱


در ۱۰ روز گذشته دست‌کم سه دستیار تخصص پزشکی جوان از دانشگاه‌های علوم پزشکی تهران اقدام به خودکشی کرده و درگذشتند ولی هنوز واکنشی رسمی از سوی نهادهای مسئول در این ارتباط منتشر نشده است. افزایش شمار خودکشی‌ نزد رزیدنت‌ها یا دستیاران تخصصی پزشکی و دانشجویان پزشکی در بیمارستان‌ها، فضای جامعه پزشکی کشور را ملتهب کرده و موجی از نگرانی‌ برانگیخته است.

گزارش‌های پراکنده دلایل درگذشت این سه دستیار تخصصی را حتا سرطان، ایست قلبی و استفاده از مواد مخدر اعلام کردند، حال آنکه دستیاران تخصصی پزشکان در شبکه‌های اجتماعی از افسردگی ناشی از سوء استفاده‌ از این نیروها در بیمارستان‌ها به عنوان نیروی کار ارزان می‌نویسند که به خودکشی آنها منجر شده است.

شامگاه دیروز گروهی از متخصصان پزشکی و بیمارستانی، در کلاب‌هاوس با تشکیل گروهی به افزایش شمار خودکشی‌ها به ویژه پس از شیوع ویروس کرونا در ایران بین کادر درمان و پزشکی پرداختند. فاجعه‌‌ای که در هفته‌های اخیر با خودکشی دستیاران پزشکی بیمارستانی بیش از پیش خود را نشان می‌دهد.

گفته می‌شود تنها در طول ۱۰ روز گذشته، سه دستیار پزشکی در بیمارستان خودکشی کردند که دانش‌آموخته دانشگاه علوم پزشکی ایران بودند. هویت و اطلاعات شخصی این دانشجویان محفوظ مانده است.

در پی انتشار خبر خودکشی این دانشجویان، پزشکان و پرستاران با استفاده از هشتگ‌های «خودکشی در دوران رزیدنتی»، «خودکشی دستیاران پزشکی» و «خودکشی رزیدنت پزشکی» در توئیتر فارسی، به گسترش افسردگی در میان کادر درمان و بی‌توجهی‌ به این قشر جامعه معترض شده‌اند.

علی نیک‌جو روانشناس و روان‌درمانگر از جمله افرادیست که برای اولین‌ بار به این موضوع در توئیتر پرداخت. او در حساب توئیتری‌اش نوشت: «خودکشی سریالی رزیدنت‌ها فاجعه‌ای دردناک است. سرمایه‌های ملی این مملکت یا رفته‌اند یا در گوشه‌ای مچاله شده‌اند، یا با چنگ و دندان زندگی سخت‌تر از همیشه را تاب می‌آورند و یا چنین تراژیک به زندگی خود خاتمه می‌دهند. مرگ این روزها دیگر کسب و کار ما نیست، خود زندگی ما شده است. استیصال، استیصال.»

بخش عمده‌‌ای از این خودکشی‌ها بر اثر افسردگی ناشی از مشکلات اقتصادی، فشار بالای کار و بی‌حقوقی مالی و مادی و معنوی و همچنین بی‌توجهی مزمن مسئولان و نهادهای مربوطه به وضعیت این افراد است.

حسین کرمانپور مدیر روابط عمومی سازمان نظام پزشکی ایران در این ارتباط گفته است: «هنوز اطلاعات دقیقی تکمیل نشده است. تحقیقات در خصوص این مرگ‌ها در دست بررسی است. احتمالا امروز بررسی‌ها به جمع‌بندی خواهد رسید و تا فردا ظهر نتیجه نهایی اعلام خواهد شد.»

کرمانپور در این مورد که آیا علت مرگ این افراد مصرف مواد مخدر بوده گفته است: «این مبحث تنها یک ادعا است که باید بطور دقیق مورد بررسی قرار گیرد. مصرف مواد مخدر از سوی بعضی رزیدنت‌ها مسبوق به سابقه است ولی اینکه این افراد تحت‌ تاثیر مصرف مخدر دست به این اقدام زده باشند باید با گفتمان [در گفتگو] با خانواده آنها و آگاهی از نتیجه تحقیقات پزشکی قانونی، صحبت کرد [شود]. ضمن اینکه آمار مصرف مواد مخدر در بین کادر درمان آنقدر بالا نیست که بگوییم این افراد که به شکل پشت سر هم جان باخته‌اند تحت‌ تاثیر مخدر بوده‌اند. باید بررسی دقیق و علمی و تخصصی صورت گیرد.»

محمد شریفی‌مقدم دبیرکل خانه پرستار ایران نیز خودکشی چند رزیدنت در هفته‌های اخیر را تأیید کرده و گفته است: «رزیدنت‌ها قشر مظلومی هستند که فعالیت‌شان زیر سایه پزشکان متخصص است. به نحوی که خدمات تخصصی در بیمارستان‌های دانشگاهی توسط این افراد ارائه می‌شود، در حالی که ساعت‌های کاری آنها بسیار بالا است، درآمد اندکی دارند و صد درصد تعرفه عمل‌ها و معاینات پزشکی آنها به حساب پزشکان متخصص واریز می‌شود.»

شریفی‌مقدم همچنین اضافه کرد: «در سال‌های اخیر، شرایط به گونه‌ای شده که پزشکان متخصص ساعت‌های اندکی برای آموزش رزیدنت‌ها وقت می‌گذارند و آنها ناچارند ساعت‌های بیشتری برای مطالعه و مشاهده ویدئوهای آموزشی در فضای اینترنت وقت بگذارند به نحوی که حتا ممکن است یک رزیدنت بدون دریافت آموزش‌های کافی اقدام به عمل جراحی کند!»

به گفته‌ی دبیرکل خانه پرستار، «همین مسئله باعث افزایش استرس آنها می‌شود. ساعت‌های کاری بالا، فشار زیاد برای تکمیل آموزش‌ها و البته حقوق بسیار پایین بین ۲ تا ۳میلیون تومان، آسیب‌های روانی بسیاری را برای رزیدنت‌ها به همراه دارد و همین مسئله بعضا آنها را به سمت مصرف مواد مخدر سوق می‌دهد. کما اینکه موارد بسیاری از مصرف مواد مخدر در میان این قشر مشاهده شده است.»

شریفی‌مقدم همچنین تأکید کرده که «این افراد متولی [مسئول]‌ برای حمایت از حقوق خود ندارند و از سوی سازمان نظام پزشکی تحت تبعیض قرار می‌گیرند.»

او درباره تحقیقات در مورد خودکشی‌های این رزیدنت‌ها گفت: «تحقیقات پزشکی باید در مورد علت اصلی مرگ‌های پشت سر هم رزیدنت‌ها باید انجام بگیرد و تا اعلام نهایی تحقیقات نمی‌توان بطور دقیق علت مرگ را بیان کرد ولی می‌توان پیش‌بینی کرد که اوردوز مصرف مواد مخدر یا خودکشی می‌تواند علت مرگ این افراد باشد که علل رسیدن به این تصمیم پیشتر گفته شد.»

با وجود فشار کار بالا و میزان میل به خودکشی در بین دانش‌آموختگان پزشکی حتی پیش از شیوع کرونا، مسئولان کشور بار مسئولیت مدیریت شیوع کرونا را تماما بر دوش بیمارستان‌ها و کادر درمان انداخته‌اند و این امر بدون هیچگونه اقدامات ویژه‌‌ی حمایتی و حفاظتی از جمله برای پیشگیری از خودکشی‌ همچنان ادامه دارد.

بی‌توجهی به سلامت روحی دانشجویان پزشکی و کادر درمان در کنار سوء استفاده از آنان به عنوان نیروی کار ارزان‌، فشار بسیار شدیدی بر آنها وارد می‌آورد. در این بین حتی گفته می‌شود به دلیل فشار بالای روحی بر این دستیاران، بسیاری از آنان در نیمه راه از دریافت شماره نظام پزشکی انصراف می‌دهند و ادامه تحصیل و کار را رها می‌کنند.

این دستیاران حتی یک تمام‌روز تا دو روز پشت هم در نوبت کار قرار می‌گیرند و چون تعهد مالی سنگینی برای بیمارستان‌ها ندارند، سرنوشت آنها نیز برای مسئولان بی‌اهمیت است. این در حالیست که همواره سعید نمکی وزیر بهداشت پس از شیوع کرونا، فعالیت کادر درمان و جانفشانی آنان را به نفع خود خرج می‌کند و مسئولیت مرگ گسترده‌ی نیروی بهداشت و درمان را با القابی چون «شهیدان سلامت» هم لوث کرده و هم از سر وزارت بهداشت باز می‌کند.

 

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=239996

5 دیدگاه‌

  1. بهرام پارسی

    “ن .ی” عزیز .شما محبت دارید .منظورم مدافعین حرم بود .سخن شما کاملا صحیح است ، افغانستانی ها ، پاکستانی ها و اعراب مردم خوبی هستند و دشمنی نژادی و قومیتی یک جهالت ِ ضدانسانی است .
    سپاس از دقت شما .

  2. کلیمی_ایرانی

    جان انسانها برای این اخوندای پلید حکومتی ارزش ندارد! به هیچ وجه! بخصوص اگر از اسم هر جان باخته با برچسب “شهید” سو استفاده بکنند. شهید پرستی هم یک نوع مرده پرستی است !
    چه ارزوهایی که نمرد!
    چه سینه هایی که نسوخت!

  3. دوران پهلوی، آنتراکت (استراحت) بین دو پرده فیلم ترسناک در سینما بود "ن .ی"

    “بهرام پارسی” گرامی، بر خلافِ بیشتر مواقع که نوشته هایت را با لذت می خوانم این بار این جمله ات برایم جالب نبود و جا نیفتاد شاید مثل من با عجله می نویسی و خطایِ سرعت در نوشتن است، شاید.
    ” آدمکشان ِ حرم که هویت افغانی و عراقی و پاکستانی دارند”

    همۀ افغانی ها و پاکستانی ها که ماهیت آدمکشی ندارند!

  4. بهرام پارسی

    چیزی که جمهوری اسلامی می خواهد همین است .خودکشی جوانان نخبه و باوجود ایرانی و جایگزین کردن آنها با آدمکشان ِ حرم که هویت افغانی و عراقی و پاکستانی دارند .نظام اسلام ، مثل حکومت پیامبر اسلام و علی بر دو مبنا ساخته است ؛ دزدی و غارت ، و آدمکشی با برچسب ِ جهاد .

    جمهوری اسلامی مثل جمهوری دموکراتیک خلق کره ی شمالی و جمهوری عربی سوریه و دیگر جمهوری های موفق در آسیا و آفریقا بر اساس یک مبنا بنا شده است ؛ قربانی کردن ِ جمهور مردم .

    جوان نخبه باید بمیرد تا بتوانند بکشند و دزدی کنند و غارت کنند و روسپی بازی اسلامی (صیغه گری) کنند .

    ما ایرانی ها ۴۲ سال است فاضلاب اسلام را به جای آب گوارا می نوشیم و خوشحالیم که در کنار گور قاتلان ِ مدینه النبی و مفت خواران و دزدان ِ صدراسلام ، برای این اراذل ، زوزه می کشیم .

    تا زمانی که اسلام در ایران باشد ، هر روزمان عاشورا است و هر لحظه ی مان کربلا است و سرنوشت بنی قریظه برای تک تک ایرانیان اتفاق خواهدافتاد.

    اسلام مرده است ، پاینده ایران

  5. ایران سرزمین کورش کبیر :

    از جملات و اراجیف – امیرکبیر اخوندیسم – مم جوات ظریف ..

    ملت ما خودشان انتخاب کردند که دانشجوی رژیم متعفن جمهوری اخوندیسم انگلیسی امریکایی باشند ..
    ملت ما خودشان انتخاب کردند دیگر فرزندان کورش کبیر نباشند ..

    ملت ما خودشان انتخاب کردند با رویا بافی و الت دست شدن یک مشت
    مزدور وطن فروش به اسم روشنفکر توده ای و ملی مذهبی ..
    یعنی همان – مشروعه خواهان اخوندی – این مرتبه با کت و شلوار کروات ..
    مثل مهدی بازرگان وطن فرش دست بوس ضحهاک خمینی ..
    کشور شاهنشاهی ایران سرزمین کورش کبیر را ..
    به جمهوری مزدوران ارتجاع سرخ و سیاه اخوندی تبدیل بکنند ..
    و دست نشانده امریکای جیمی کارتری – برای غارت ایران و تسلط برخلیج فارس – در نبود حکومت شاهنشاهی حافظ منافع ملی ایرانیان
    در فقر و فلاکت و بدبختی زیر سلطه مافیای ۵ + ۱ باشند –
    و اینگونه درسیه روزی و فلاکت و فقر مالی و اخلاقی زندگی کنند ..

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (لطفا کوتاه بنویسید):