بازنشر گزارش کیهان لندن از تهران: در قلب کتاب پایتخت مردم حقیقت‎ ممنوعه را جستجو می‎‌کنند

- کتاب‎فروش‎‌های خیابان انقلاب می‎‌گویند بعد از تظاهرات دی‎‌ماه فروش کتاب‎‌های تاریخی مربوط به دوران رضا شاه و محمدرضا شاه فقید افزایش پیدا کرده.
- «چند روز قبل چند لباس شخصی به اسم مشتری سر بساطم آمدند و ۱۰ تا ۱۵ جلد کتاب را جمع کردند و بردند، همه کتاب‎‌ها به مرتبط با تاریخ دوران رضاخان و پهلوی بود».
- شعار «رضاشاه روحت شاد» از دل پنهان کردن تاریخ و سانسور و تحریف و پهلوی‎‌زدایی بیرون آمد.

چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ برابر با ۲۸ ژوئیه ۲۰۲۱


(بازنشر از ۹ خرداد ۱۳۹۷) – در پایتخت ایران نام کتاب همیشه با «خیابان شاهرضا» که پس از انقلاب اسلامی در سال ۵۷ به «انقلاب» تغییر یافت، گره خورده؛ خیابانی که قلب کتاب ایران در آن می‌‌تپید و همچنان می‌‌تپد.

وقتی اطراف دانشگاه تهران جلوی راسته‌‎ی کتابفروشی‌ها قدم می‌زنید به فراوانی دستفروشانی را می‌بینید که کتاب‌‌های ممنوعه یا نایاب می‌‎فروشند. کتاب‌‌هایی که چند قدم آنسوتر برخی کتابفروشان رسمی حتا از شنیدن نام آنها هم برافروخته می‎‌شوند.

ماموران کتاب‌های مربوط به پهلوی را از دستفروشی‌‌های جلوی دانشگاه جمع می‌‌کنند

هرچند خیابان «انقلاب» تنها مکانی نیست که کتاب‎‌های «ممنوعه» در آن به فروش می‌‎رسد اما کتاب‌‎های منحصر به فردی که افراد خاص به دنبال آنها هستند تنها روبروی دانشگاه تهران، در «خیابان شاهرضا»، یافت می‌‌شود.

همین موضوع باعث شده تا مسئولان جمهوری اسلامی به این صرافت بیافتند که بساط این کتابفروش‌‎ها را از این خیابان تاریخی و خاطره‌‌انگیز تهران جمع کنند. تا جایی‌‌ که یکبار حتا به این فکر افتادند تمامی این مغازه‌‎ها را به نقطه‎‌ی دیگری منتقل کنند.

اواسط اردیبهشت مسئولان قضایی از تشکیل «پلیس کتاب» یا «گشت کتاب» در خیابان «انقلاب» خبر دادند. هرچند ادعا شد هدف از  این کار مبارزه با قاچاق کتاب است اما به گواه برخی از فعالان حوزه کتاب این نیروها کارشان جلوگیری از فروش کتاب‌‌هایی است که گفته می‌‎شود «انقلاب ایران» را هدف قرار داده‌‌اند.

شامگاه شنبه، پنجم خردادماه، پلیس تهران پس از وصول دستور مقام قضایی برای ضبط و جمع‌‌آوری کتاب‎‌های ممنوعه که به گفته آنها به صورت غیرقانونی منتشر شده‌‌اند اقدام کردند. تعداد این کتاب‌‌ها حدود ۱۰ دستگاه وانت اعلام شد و اکثرشان هم متعلق به ناشران پیشکسوت ازجمله انتشارات امیرکبیر، خوارزمی، فرهنگ معاصر، ققنوس، نشر قطره، نیلوفر و… بودند. همچنین پلیس چند مغازه کتابفروشی‌ در خیابان «انقلاب» (شاهرضا) را بسته و سه تن از کتابفروش‌‎ها را هم بازداشت کرده است. یکی از دلایل این یورش به کتاب و کتابفروش‌‌ها این است که مسئولان آنها را «مسئله‌‌دار» و حاوی مطالبی می‌‌دانند که به عنوان «تطهیر پهلوی» از آن نام برده‌‌اند.

اما این همه ماجرا نیست. اعتراضات سراسری دی‌ماه ۹۶، یک نقطه‌‎ی عطف در مبارزات مردم و تاریخ چهل ساله‌‌ی جمهوری اسلامی ایران است. نقطه‌‌ی عطفی که برای نخستین بار جامعه با صدای بلند کلیت نظام را به پرسش کشید و بدون دخیل بستن به چهره‌‌های مزمن جمهوری اسلامی که به تکرار در سه قوه تعویض می‌‌شوند، اعلام کرد: اصلاح‌‌طلب اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا!

این جنبش به عقیده بسیاری از کارشناسان به قشر فرودست جامعه ایران تعلق دارد که هیچ سهمی از «سفره انقلاب» به آنها نرسیده است. از خیزش دی‌ماه به عنوان «جنبش تهیدستان» یاد می‎‌شود. شعارهای معترضان در این حرکت دو پیام ویژه داشت: یکی، با «اصلاح‌طلب اصولگرا دیگه تمومه ماجرا» گذار از انتخاب تحمیلی بین «بد» و «بدتر» را نوید می‌داد و دیگری، شعارهایی که در ستایش رضاشاه و پهلوی‌‌ها به مثابه سلسله‌‌ای که تجدد و رفاه و نهادهای مدرن و آزادی‌های اجتماعی را برای ایران به ارمغان آورد: «رضا شاه روحت شاه»، «ای شاه ایران برگرد به ایران»، «شاه برگرد شاه برگرد شاه برگرد»، «شاهنشاه روحت شاد»، «رضا، رضا پهلوی»، «رضا شاه معذرت معذرت»، «ولیعهد کجایی به داد ما بیایی»، «ایران که شاه نداره حساب و کتاب نداره» و «ایران وطن ماست کوروش پدر ماست». این شعارها از جمله شعارهای شاخص مردم در اعتراضات دی‌ماه گذشته بودند که همچنان در هر فرصت اعتراضی از جمله در استادیوم‌‌ها سر داده می‌‌شوند.

نکته‌‌ی مهم این است که بر خلاف اعتراضات سال ۸۸ شعارهای منتخب اصلاح‌طلبان که بسیاری از آنها ریشه در «باورهای مذهبی» دارند در این اعتراضات به گوش نرسد: «یا حجت‎‌بن‌الحسن، ریشه ظلم رو بشکن»، «یا حسین میرحسین» و…

اقبال مردم به حکومت پهلوی و شعارهای شاه‌دوستانه که بطور منطقی نه برای بازگشت به دوران قبل از انقلاب بلکه برای عبور از جمهوری اسلامی و یادآوری این نکته است که گذشته‌‌ی جامعه و در دوران پهلوی‌‌ها بسیار بهتر از حال و حکومت جمهوری اسلامی بوده است، این بیم را در میان مسئولان نظام پدید آورده که با هر روشی، از پارازیت‌ انداختن بر تلویزیون‌‌های ماهواره‎ای و فیلترینگ گسترده پیام‌‌رسان‌ها تا جمع‌آوری کتاب‌‌هایی که از زیر تیغ سانسور نگذشته‌‌اند و ممکن است با آموزش‌ها و تبلیغات و تحریفات رایج رژیم ضدیت داشته باشند، موانع سخت‌‌تری در برابر آگاه شدن و ابراز تمایل مردم ایجاد کنند.

از سوی دیگر خیابان شاهرضا (انقلاب) ده‌‎ها سال است که تقاطع برخورد تحصیل‌‌کردگان، روشنفکران و منتقدان و به قول معروف پاتوق باسوادها بوده است. داغ‌ترین بحث‌‌های دوران انقلاب و دو سه سال پس از آن در این خیابان صورت می‌‌گرفت. حالا به اعتراف مسئولانی که کتاب‌‌ها را جمع‌‌آوری می‌‌کنند، در حالی که دو نسل از انقلاب گذشته است، مردم در پی خرید کتاب‎‌هایی هستند که عصر پهلوی‌ در آنها «تطهیر» شده است! البته جای شگفتی نیست چرا که این مسئولان «تطهیر»شدن پهلوی‌‌ها را در تظاهرات و در شعارهای مردم معترض دیده و شنیده‌اند و چون قادر به درک دلایل آن نیستند، با وحشت به دنبال کتاب‌هایی هستند که ممکن است در لابلای صفحات آنها، پهلوی‌‌ها «تطهیر» شده باشند!

پلیسی شدن حوزه کتاب ارتباط مستقیم با وضعیت سیاسی فعلی و استقبال شهروندان از دوران پهلوی و شوق آنها برای دانستن درباره آن دوره دارد.

احمد یکی از کتابفروش‌های خیابان انقلاب و از عرضه‌کنندگان کتاب‌‌های زیرزمینی است. او می‌‎گوید: «بعد از اعتراض‌‎های دی‌ماه فروش کتاب‌‎هایی نظیر زندگی رضاخان یا محمدرضا پهلوی و یا کتاب‌‎هایی از قبیل وقایع‌‌نگاری‌های حکومت پهلوی بالا رفت و مردم بیشتر از گذشته سراغ آنها را از ما می‎‌گیرند.»

این فروشنده‎‌ی ۳۴ ساله که لیسانس بازرگانی دارد می‎‌گوید: «بیشتر خریداران این نوع کتاب‌‎ها جوان‌‎ها و نسل جدید هستند که دلشان می‎‌خواهد تاریخ درست و دقیق قبل از انقلاب را بخوانند نه آن چیزهایی که به نام تاریخ در کتاب‎‌های درسی آنها آورده شده است.»

انبار کتاب در پاساژهای انقلاب (عکس: کیهان لندن)

محمدعلی کتابفروش میانسالی است که در پیاده‎‌روهای خیابان «انقلاب» (شاهرضا) بساط دارد و کتاب «بی‌شعوری» (اثر خاویر کرمنت) را به جوانی حدود ۳۰ ساله معرفی می‌‌کند. او می‌‌گوید «خودم عاشق کتاب خواندن هستم و اکثر این کتاب‎‌هایی را که بساط کرده‌‎ام خوانده‌‎ام و برای همین به مشتری‎‌هایی که نمی‌‎دانند چه می‌‎خواهند معرفی می‌‌کنم.»

محمدعلی نیز می‌گوید چند ماه است کتاب‌‎های مربوط به دوره پهلوی و قبل از انقلاب حسابی مشتری پیدا کرده و «بازارش آنقدر خوب است که سفارش می‌‌گیرم تا برای مشتری‌‎ها بیاورم.» محمدعلی که قبلا کارگر کارخانه کفش ملّی بوده و به دلیل اخراج کارگران از کار بیکار شده است می‌‌گوید: «تا همین چند هفته قبل کسی کاری به کارمان نداشت تا اینکه اواسط اردیبهشت‌ماه ریختند و کتاب‎‌ها را جمع کردند. بعد هم صحبت از به راه افتادن گشت کتاب بود که دو روز قبل هم دوباره خیابان انقلاب را قرق کردند و کتاب‌‌های ممنوعه را که بیشتر آنها مربوط به  تاریخ پهلوی بود جمع کردند.»

جوانی که پای بساط محمدعلی ایستاده و کتاب‌‎ها را ورق می‌‎زند می‌‌گوید: «مردم از سانسور خسته‌‌اند، دیگه هیچی را باور نمی‌‎کنند، وقتی میگن رضاشاه روحت شاد یعنی از فساد خسته‌‎اند، به نظرم نباید صفر و صدی رضاشاه رو دید اما به نظرم شرایط ایران جوری شده که خیلی‌‌ها فکر می‌‎کنند یکی مثل رضاشاه میتونه اوضاع رو جمع کنه.»

کارد به استخوان مردم رسیده

پیمان فروشنده جوان دیگری است که در تقاطع خیابان «فلسطین» (کاخ) بساط عریض و طویل کتابفروشی پهن کرده و داد می‎‌زند: «دوست خوب فقط پنج هزار تومان». پیمان می‎‌گوید چند روز قبل چند لباس شخصی‌‌ها به اسم مشتری سر بساط‌‌اش آمدند و ۱۰ تا ۱۵ جلد کتاب را جمع کردند و بردند «همه کتاب‌‎ها مرتبط با تاریخ دوران رضاخان در عصر قاجار و شاه شدن او و تأسیس پهلوی بود، روی موضوعات دیگر حساس نبودند.»

او که خودش را فرزند یک نظامی بازنشسته معرفی می‌‌کند می‌‌گوید: «من در اعتراض‌‎های دی‎‌ماه شرکت کردم چون اعتقاد دارم دیگر کارد به استخوان مردم رسیده و حکومت نمی‎‌تواند به زور مردم را به آن راهی که می‌‌خواهد بکشاند.»

حالا چند روزی است در بازار «کتاب‎‌های ممنوعه» «انقلاب» و اطراف هر قلم کتابی که بخواهید هست بجز آنها که عکس پهلوی‎‌ها روی آن باشد و یا موضوعی مربوط به عصر پهلوی باشد. البته مشتری باید مطمئن باشد و چه بهتر که مشتری قدیمی باشد و یا معرف داشته باشد و از قبل پول آن را پرداخت کند و سفارش بدهد.

هرچه بیشتر سراغ کتابفروش‎‌های خیابان می‌روید بیشتر به این نتیجه می‎‌رسید که زیر پوست شهر اتفاقاتی در حال روی دادن است. انتظار و التهاب در فضا موج می‌‌زند.

امیر هم کتابفروشی است که در دکه زیرمیزی مغازه ممنوعه‌‎ها را به مشتریان خاص خود می‎‌فروشد. او می‌‎گوید، «مردم بیشتر دنبال کتاب‎‌های تاریخی و ممیزی هستند، کتاب‌‎های مجوزدار فروشی ندارد و مشتریانی که به دستفروشان رجوع می‎‌کنند بیشتر دنبال کتاب‌‌های زیرزمینی‌‌اند مثلا آنهایی که در نقد اسلام است مانند کارهای شجاع‌‎الدین شفا مثل «تولدی دیگر» یا «خمینی در فرانسه» از نهاوندی و از «کلینی تا خمینی»، «بعد از ۱۴۰۰ سال» و غیره.»

او بی‎‌تعارف می‎‌گوید «کتاب‌‎های نایاب و غیرمجاز را دو برابر قیمت می‎‌فروشم ولی بقیه را با سود ۲۰ درصد. سفارش هم می‎‌گیریم که بسته به نوع کتاب مدتی زمان می‎‌برد تا به دست مشتری برسد.»

خیابان «انقلاب» تهران؛ ششم خرداد ۹۷ (عکس: کیهان لندن)

بازار کتاب‎ درباره‌‎ی خاندان پهلوی خیلی پررونق و داغ شده است. یکی از همین کتابفروش‌‎های «ممنوعه‌فروش» می‎‌گوید «تازه پی‌‌دی‌‌اف کتاب رضا پهلوی «زمان انتخاب» منتشر شده که پیرمردی از مشتریان قدیمی به من زنگ زد که چاپی آن را می‎‌خواهد. فرزندانش فایل پی‌دی‌اف را برای او دانلود کردند اما سن و سال اجازه نمی‎‌دهد تلفن همراه دست‌‌اش بگیرد و فایل باز کند؛ تازه عشق کتاب چیزی دیگری است که با مطالعه‌‎ی آن در تبلت و گوشی از بین می‎‌رود.»

باری، مردم را نمی‌‌شود به زور باتوم و گاز اشک‌‎آور مجبور کرد به سراغ گذشته و تاریخ خود نروند و به آینده خویش و فرزندانشان فکر نکنند.  شعار «رضاشاه روحت شاد» از دل چهل سال تحریف تاریخ و سانسور و پهلوی‎‌زدایی بیرون آمد. اگر  سرکوب، جواب می‌‌داد، دمکراسی‌‌ها به وجود نمی‌‌آمدند!

*این گزارش اختصاصی از تهران نخستین‌ بار نهم خرداد ۱۳۹۷ در وبسایت کیهان لندن منتشر شد.

 

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=250134

یک دیدگاه

  1. دوران پهلوی، آنتراکت (استراحت) بین دو پرده فیلم ترسناک در سینما بود «ن.ی»


    (… هرچه بیشتر سراغ کتابفروش‎‌های خیابان می‌روید بیشتر به این نتیجه می‎‌رسید که زیر پوست شهر اتفاقاتی در حال روی دادن است. انتظار و التهاب در فضا موج می‌‌زند.)

Comments are closed.