حضور آنا لیلی امیرپور کارگران ایرانی- آمریکایی در جشنواره ونیز با فیلم «مونالیزا و ماه خونین»

- آنا لیلی امیرپور به خاطر اولین فیلم بلندش «دختری در شب تنها به خانه می‌رود» مشهور شد. این فیلم یک عاشقانه ترسناک فارسی است که پس از نمایش در جشنواره فیلم ساندنس در سال ۲۰۱۴ نقدهای زیادی درباره آن مطرح شد.
- «من پیش از سفر به ایران کمی ضدآمریکایی بودم، مخالف سیستم و نظام آمریکا بودم؛ مثلا اینطوری که می‌گفتم من به چیزی درون این سیستم باور ندارم؛ گول آن را نمی‌خورم. وقتی رفتم به ایران با خودم گفتم ما واقعا در آمریکا شرایط بهتری داریم!»

جمعه ۲۹ مرداد ۱۴۰۰ برابر با ۲۰ اوت ۲۰۲۱


نازنین نوری (کیهان لایف) آنا لیلی امیرپور کارگردان ایرانی- آمریکایی که پیشتر در سال ۲۰۱۶ در جشنواره فیلم ونیز با فیلم ترسناک «دار و دسته بد» برنده جایزه ویژه هیئت داوارن شده بود، در ماه سپتامبر امسال دوباره با فیلم «مونالیزا و ماه خونین» در بخش مسابقه این جشنواره حضور خواهد داشت.

آنا لیلی امیرپور

این فیلم توسط آنا لیلی امیرپور نوشته و کارگردانی شده و بازیگرانی چون جئون جانگ- سئو که در سال ۲۰۱۸ در فیلم مهیج کره‌ای «سوختن» شناخته و برنده جایزه شد، کیت هادسن، اد اسکرین و کریگ رابینسون در آن بازی می‌کنند.

این فیلم داستان دختری (جئون جانگ- سئو) است با قدرت‌های خارق‌العاده که از یک آسایشگاه روانی فرار کرده و می‌کوشد به تنهایی در نیواورلئان زندگی خودش را بسازد.

آلبرتو باربرا مدیر جشنواره ونیز در ماه جاری هنگام اعلام ترکیب‌بندی جشنواره ۲۰۲۱ که از اول تا ۱۱ سپتامبر برگزار می‌شود گفت: «آنا لیلی امیرپور به ونیز باز می‌گردد. در این فیلم جدید بار دیگر کارگردان با رمزها و کدها در ژانرهای گوناگون فیلم را پیش می‌برد. او پرتره‌ای شگفت‌انگیز، رنگارنگ و مهیج از یک زن جوان با قدرت‌های عجیب ارائه می‌دهد.»

آنا لیلی امیرپور در سال ۲۰۱۶ برای فیلم «دار و دسته بد» برنده جایزه ونیز شد. در این فیلم سوکی واترهاوس، جیم کری، کیانو ریوز، جیوانی ریبیسی و جیسون موموآ نقش ایفا کرده‌اند. این فیلم داستان زن جوانی (سوکی واترهاوس) را روایت می‌کند که مجبور است به عنوان بخشی از «دار و دسته بد»  که از آمریکا اخراج شده در میان دیگر طردشدگان اجتماع، در جامعه‌ای بی‌قانون و خشونت‌طلب که در آن آدمخواری هم وجود دارد از خودش دفاع کند.

آنا لیلی امیرپور هشت ماه پس از تور تبلیغاتی برای فیلم‌اش  توسط زنی به نام بیانکا زونیس در شیکاگو به نژادپرستی متهم شد. او پرسیده بود می‌خواهم بدانم چرا همه شخصیت‌های سیاهپوست در این فیلم کشته شده‌اند. امیرپور پاسخ کوتاهی داد: «فقط به این دلیل که من چیزی را به شما می‌دهم که نگاه کنید، به این معنی نیست که من به شما می‌گویم چه چیزی را ببینید.»

بیانکا زونیس در توئیتر نیز حملاتی به آنا لیلی امیرپور انجام داد و میان این دو مجادله در گرفت. امیرپور در ژوئن ۲۰۱۷ و چند روز قبل از اکران فیلم‌اش در گفتگو با ایندیوایر گفت: «من یک زن تیره‌پوست مهاجر هستم، خانواده‌ام از انقلاب سال ۵۷ گریختند. در دو قاره بزرگ شده‌ام و انگلیسی زبان اول من در خانه نبود. من خیلی خیلی خوب می‌فهمم دیگری بودن یعنی چه. فیلم و فیلمسازی من در مورد این پرسش است که چگونه سیستم ما را در برابر هم قرار می‌دهد. اگر قرار است چیزی باشد که این فیلم بخواهد بگوید، این است که ما چگونه همدیگر را می‌خوریم. سینما یک تجربه خصوصی و شخصی برای افراد است.اما این موضوع در مورد من به صورت شخصی احساس  شد.»

آنا لیلی امیرپور به خاطر اولین فیلم بلندش «دختری در شب تنها به خانه می‌رود» مشهور شد. این فیلم یک عاشقانه ترسناک فارسی است که پس از نمایش در جشنواره فیلم ساندنس در سال ۲۰۱۴ نقدهای زیادی درباره آن مطرح شد.

ای. او. اسکات روزنامه‌نگار و منتقد سینما در مطلبی در نیویورک تایمز فیلم «دختری در شب تنها به خانه می‌رود» را تحسین کرده و آن را مانند فیلم‌های دلچسب جیم جارموش دانسته که شخصیت داستان «بی‌گناه مهرانگیزیست که به شکل رقت‌آوری یاغی شده است.»

امیرپور که معمولا مصاحبه نمی‌کند، در سال ۲۰۱۷ در مورد چالش‌هایی که به عنوان کارگردان ایرانی در هالیوود با آن روبرو بود به کیهان لایف گفت: «ساختن فیلم کاری بسیار دشوار است. این شامل سال‌ها انرژی، اشتیاق، کار و صرف میلیون‌ها دلار و افراد با ایمان به کار است… می‌دانید، من دوست دارم به آملیا ارهارت فکر کنم. او کسی است که عاشق پرواز بود. او یک دختر بود. اما من مطمئن هستم که او روزهای زیادی را صرف غوطه‌ور شدن در این فکر که زن است، نمی‌کرد. فکر می‌کنم او فقط می‌خواست با هواپیما پرواز کند. و این همان کاریست که او انجام داد اما اگر کاری که بتوانم انجام دهم می‌تواند مفید باشد، زهی سعادت!»

امیرپور در سال ۱۹۸۰ در خانواده‌ای ایرانی در مارگیت کنت انگلستان متولد شد. وقتی او نوجوان بود خانواده‌اش به میامی مهاجرت کرده و بعد در بیکرزفیلد کالیفرنیا ساکن شدند.

او مدرک کارشناسی خود را در رشته هنر از دانشگاه ایالتی سان فرانسیسکو گرفت و سپس از دانشکده تئاتر، فیلم و تلویزیون یوسی‌ای‌ای فارغ‌التحصیل شد.

امیرپور پس از مهاجرت به آمریکا در دهه ۱۹۸۰ علاقه زیادی به فیلم داشت. او در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۱۴ با نیو ریپابلیک گفت: «من به آنها وابسته شدم. در حقیقت من از طریق فرهنگ و موسیقی پاپ آمریکایی- مدونا، مایکل جکسون و فیلم‌ جذب هویت اینجا و آمریکایی شدم. من همیشه شوها و برنامه‌هایی ترتیب می‌دادم. پدرم در سن ۱۲ سالگی دوربین فیلمبرداری گرفت و من شروع به ساخت فیلم و تقلید از تبلیغات تجاری کردم. بیشتر شبیه این بود که می‌خواهم آگهی‌های تبلیغاتی را بازسازی کنم. من اصلا شبیه اینهایی نبودم که قرار است در آینده فیلمساز شوند. خانواده هم مرا تشویق نکرد؛ اصلاً نمی‌دانم در مورد این مسئله چگونه فکر می‌کردند. ایرانی‌ها معمولاً از این موضوع استقبال نمی‌کنند.»

امیرپور در سال ۲۰۰۳ به ایران سفر کرد و براین باور است که تجربه این سفر او را تغییر داد.

او به کیهان لایف گفت: «من پیش از سفر کمی ضدآمریکایی بودم، مخالف سیستم و نظام آمریکا بودم؛ مثلا اینطوری که می‌گفتم من به چیزی درون این سیستم باور ندارم؛ گول آن را نمی‌خورم. وقتی رفتم به ایران با خودم گفتم ما واقعا در آمریکا شرایط بهتری داریم!» او افزود «مهم نیست که سیستم آمریکایی چقدر آشفته و شلوغ و دیوانه‌کننده است» در عوض «فرصت‌های زیادی در آن وجود دارد و اگر سخت کار کنید و برای هدف‌ات بجنگی واقعاً می‌توانی  به بسیاری از خواسته‌هایت برسی.»

امیرپور از سال ۲۰۱۶ عضو آکادمی علوم و هنرهای سینمایی بوده است.

*منبع: کیهان لایف
*ترجمه و تنظیم از کیهان لندن 

 

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=252972