موقعیت افغانستان در نقشه درگیری‌های بین‌المللی؛ در میانه‌ی چین و آمریکا!

- «طالبان» جزء مذهبی، قبیله‌ای و بومی و متعلق به اکثریت پشتون‌ها است و قدرت گرفتن آن از پویایی مناقشه و نزاع داخلی افغانستان به شمار می‌‎رود.
- همان انگیزه‌هایی را که بریتانیا و آمریکا در دهه سوم قرن بیستم در ارتباط با منابع انرژی نفت و بطور ویژه نفت داشتند، امروز چین دارد! علاوه بر این افغانستان سرزمین مواد معدنی کمیابی است که چین در صنایع پیشرفته خود به آن نیاز دارد. آمریکا برای مقابله با چین روی این نیاز آن در منطقه حساب باز کرده است.
- در سال آخر ریاست جمهوری دونالد ترامپ، تعداد نیروها آمریکا در افغانستان به 8000 تن کاهش یافت. دلیل آن را آنتونی بلینکن وزیر امور خارجه ایالات متحده برای خروج خلاصه کرد زیرا دیگر منافعی برای ایالات متحده در افغانستان وجود ندارد.

جمعه ۲۹ مرداد ۱۴۰۰ برابر با ۲۰ اوت ۲۰۲۱


عبدالرحمن الراشد (شرق الاوسط) – درباره فهم بهتر و دریافت وضعیت افغانستان و تحولات اخیر آن، در اینجا به صحنه‌ی یک نمایش بزرگ می‌رسیم. افغانستان درواقع قطعه‌ای از یک معما یا دخمه پرپیچ و خم است که برای درک آن باید آن را به صورت کامل و یکپارچه ببینیم. این بدان معنا نیست که ما باید هر رویدادی را به عملکرد و فعالیت‌های بین‌المللی یا محصول درگیری‌های سطوح بالا نسبت دهیم و آن را اینگونه تفسیر کنیم زیرا «طالبان» جزء مذهبی، قبیله‌ای و بومی و متعلق به اکثریت پشتون‌ها است و قدرت گرفتن آن از پویایی مناقشه و نزاع داخلی افغانستان به شمار می‌‎رود.

دیوار محافظ فرودگاه کابل؛ ۱۷ اوت ۲۰۲۱

اما صحنه‌ی بزرگ یا موقعیت افغانستان بر روی نقشه درگیری‌های بین المللی چیست؟

هنگامی که شوروی در پایان سال ۱۹۷۹ به افغانستان حمله کرد، آن رویداد در سال‌های جنگ سرد بود. ایالات متحده این حمله را تجاوز به مناطق تحت نفوذ خود و هدف مسکو را رسیدن به چاه‌های نفت در ایران می‌دانست به ویژه که حکومت محمدرضا شاه تازه سقوط کرده بود. اما امروز افغانستان بخشی از مفهوم کلی امنیت منطقه‌ای و رقابت بین‌المللی به شمار می‌رود. افغانستانِ امروز دیگر مانند دیروز نیست. در آن زمان آمریکایی‌ها به نفت خاورمیانه وابسته بودند.

امروز اما برعکس آن زمان آمریکا مقدار بسیار کمی از نفت منطقه را وارد می‌کند. بنابراین نیاز به حفاظت از منابع انرژی که سنگ بنای استراتژی آمریکا را در آن دوران در منطقه تشکیل می‌داد، دیگر وجود ندارد مگر در چارچوب رویکردهای جدید آمریکا برای مقابله با چین!

محورها و اتحادهای جدید

امروز چین بازیگر اصلی صحنه خاورمیانه است. برای درک معنای آن، کافیست بدانیم که چین چقدر نفت وارد می‌کند. پکن تقریباً نیمی از نیازهای نفتی خود را از عربستان سعودی، عراق، عمان، امارات و کویت تامین کرده و ایران نقش متقابلی در فروش نفت خود ایفا می‌کند. چین بدون این نفت نمی‌تواند به قدرت اقتصادی جهانی بودن ادامه دهد و نفت نیز مستلزم آن است که یک نیروی سیاسی و نظامی برای حفاظت از خطوط بین‌المللی زمینی و دریایی خود داشته باشد.

یعنی همان انگیزه‌هایی که بریتانیا و آمریکا در دهه سوم قرن بیستم داشتند! علاوه بر این افغانستان سرزمین مواد معدنی کمیابی است که چین در صنایع پیشرفته خود به آن نیاز دارد.

طالبان و پرسش‌های هنوز مبهم

چرا آمریکایی‌ها از افغانستان خارج شدند و چینی‌ها چگونه در افغانستان فعال خواهند شد؟ به نظر من، ما در حال شکل گرفتن قطب‌های جدید بین‌المللی هستیم.

چین امروز برای پاکستان که تا دیروز تنها متحد مستحکم آمریکایی‌ها بود، اهمیت بیشتری دارد.

به یاد داشته باشید که در جنگ سرد و از دهه ۱۹۵۰ ایالات متحده و غرب پس از استقلال پاکستان، در مقابل هند که برای تسلیحات و اتحادهای سیاسی به مسکو متکی بود، از پاکستان حمایت می‌کردند.

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد، تغییراتی در نقشه روابط بین‌الملل ایجاد شد زیرا هند نه تنها برای واشنگتن اهمیت بیشتری پیدا کرد بلکه نقش جایگزین پاکستان را برای آمریکا بر عهده گرفت.

در معادله جدید، دهلی متحد آمریکایی‌ها و اسلام‌آباد است و طالبان افغانستان به پکن نزدیکتر هستند. به این ترتیب ما در آینده نزدیک شاهد تقسیمات بیشتر در محورها خواهیم بود.

آیا خروج آمریکا از افغانستان یک شکست است؟

بطور کلی ناتوانی در باقی ماندن در یک موقعیت استراتژیک، خود یک شکست به شمار می‌رود. اما موضوع به این سادگی‌ها نیست. بله، از سال ۲۰۰۱ آمریکا ۲هزار و ۴۳۳ سرباز خود را در آنجا از دست داده است اما بیشتر آنها در سال‌های اولیه کشته شدند و پس از سال ۲۰۱۴ مجموع کشته‌شدگان ایالات متحده تنها ۹۲ نفر بود و در درگیری‌های چهار سال گذشته تنها یک سرباز از دست داد. اینها تلفات یک نیروی شکست‌خورده نیست.

در سال آخر ریاست جمهوری دونالد ترامپ، تعداد نیروها آمریکا در افغانستان به ۸۰۰۰ تن کاهش یافت. دلیل آن را آنتونی بلینکن وزیر امور خارجه ایالات متحده برای خروج خلاصه کرد زیرا دیگر منافعی برای ایالات متحده در افغانستان وجود ندارد.

من آنچه را در افغانستان اتفاق افتاده و بسیاری از مردم واشنگتن را به خاطر آن شماتت می‌کنند اصلا شگفت‌انگیز نمی‌بینم بلکه بیست سال حکومت بر کشوری فاصله زمانی کوتاهی نیست. بنابراین خروج آمریکا پس از ۲۰ سال یک نتیجه‌ی طبیعی است.

نکته شگفت‌انگیز این نیست که ایالات متحده آمریکا افغانستان را اکنون ترک کرده بلکه شگفتی در این است که چرا این خروج دیر انجام شده است! آمریکا دیگر منافعی در افغانستان ندارد و هدف اصلی آمریکا از هجوم به افغانستان، اعم از پیدا و پنهان، بیرون راندن القاعده و تنبیه طالبان بود که در آن زمان بر افغانستان حاکم بودند.

آمریکا در کمتر از چهار هفته، هنگامی که کابل پایتخت افغانستان را در نوامبر ۲۰۰۱ تصرف کرد، به هر دو هدف خود رسید. رهبران «القاعده» و «طالبان» به جمهوری اسلامی پاکستان و جمهوری اسلامی ایران فرار کردند. طالبان برای دو دهه از حکومت محروم شدند.

به هر حال رویدادهای آینده در منطقه و افغانستان ممکن است برای ما غافلگیرکننده باشد و ما شاهد دوستی میان دشمنان خونی قدیمی باشیم. همانطور که دوستی میان ویتنام و آمریکایی‌ها را با وجود سال‌ها خصومت و جنگ خونین شاهد بودیم. حکومت‌های عملگرا و پراگماتیک در هر شرایطی می‌توانند موقعیت خود را حفظ  و خود را با شرایط جدید تطبیق دهند زیرا در دنیای سیاست جایی برای خودبزرگ‌بینی و تکبّر وجود ندارد.

*منبع: شرق الاوسط
*نویسنده: عبدالرحمن الراشد
*ترجمه و تنظیم از کیهان لندن

 

 

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=252917

4 دیدگاه‌

  1. Farid

    چیز بزرگی اشتباه است! پسر بزرگ ۱۰% پورسانت از قطر؟
    – بایدن گفت که از آنتونی بلینکن ، وزیر امور خارجه آمریکا خواسته است تا از اشرف غنی و دیگر رهبران بخواهد تلاش های خود را برای جلوگیری از خونریزی در کشور و پیگیری راه حل سیاسی حمایت کنند !!. (آیا این بدان معناست که به آنها بگویید فرار کنند؟)
    – پس از خروج اشرف غنی از کشور ، طالبان صبح ۱۶ اوت وارد کابل شدند و کاخ ریاست جمهوری را تصرف کردند و تنها دو روز بعد ، ملا عبدالغنی برادر ، رهبر این گروه وارد افغانستان شد.
    – ماموریت انتقال عبدالغنی برادر به افغانستان به ۱۰ اسکادران حمل و نقل نیروی هوایی قطر واگذار شد. اسکادران مجهز به هشت هواپیمای حمل و نقل سنگین بوئینگ C-17A Globe Master 3.!
    دولت قطر و ایران اسلامی سالهاست که سران گروه هایی را که از نظر آمریکا و متحدان منطقه ای و فرامنطقه ای آن مانند اسرائیل ، عربستان سعودی ، امارات متحده عربی و مصر ، از جمله حماس ، القاعده ، تروریست شناخته می شوند ، پناه داده است.
    حمایت آن دولت ها از گروه های اسلام گرای رادیکال مانند اخوان المسلمین و داعش/حزب الله و استفاده از آن برای افزایش نفوذ سیاسی خود در کشورهای مسلمان ، همواره مورد انتقاد همسایگان عرب آن بوده است.

  2. هوشنگ

    بلند گویان حزب دموکرات آمریکا بیرون کردن نیروهای آمریکائی از افغانستان توسط جو بایدن را با این دلیل توجیه میکنند که وی میخواهد همهٔ توجه خود و نیروی باز دارندگی آمریکا را به مقابله با چین بکار گیرد.
    این درحالیست که همان چین از شکست تحقیر آمیز ارتش آمریکا از طالبان (تکرار سناریوی شکست سایگون) وجریانات فرودگاه کابل تصویری خیره کننده از بی کفایتی آمریکائیان در دفاع از دوستان وبی اعتمادی به قول وقرارشان به متحدان آنها ارسال میکند.
    رسانه های چین به شهروندان تایوان هشدار میدهند که دیری نخواهد کشید که آمریکا بلائی را که برسردوستانش در افغانستان آورد درتایوان هم برسر دوستانش بیاورد.

  3. 01

    ۱۰۰ ٪ با تمام نقطه نظرات کامنت نویس ( اسلام آمریکایی ) موافق میباشم ،
    بجز یک اشتباه در اخرین جمله ایشان .
    و انهم ایجاد نیروی شبه نظامی مانند سپاه پاسداران ایران (همان کاری که ابراهیم یزدی بدستور سیا انجام داد) ..
    در حالی که بینان گذار تشکیلات سپاه پاسداران ، ( محسن سازگارا ) بوده که در یک نمایش پس از زندانی شدن و اعتصاب غذای نمایشی ، به امریکا فراخوانده شد ،
    تا از امریکا همچنان در انحراف افکار مبارزان خصوصا جنبش دانشجویی و کنترل و جلوگیری از اتحاد اپوزیسیون با مرشد خود عبالکریم شروش و یار تروریستش محسن کلاشینفک مخملباف و محسن کدیور در ایجاد شکاف
    مابین فرزندان کورش کبیر به دستورات – سی ، ای ، آ –
    عمر خفتبارخود را در جبهه لشگریان مدینه و عرب زدگی سپری کند .

  4. اسلام آمریکایی

    هم مرز بودن افغانستان با چین و نیز کشورهای مسلمان آسیای میانه فاکتور ژئوپولیتیک بی ارزشی نیست که آمریکایی ها نتوانند آنرا ببینند. منابع گازی افغانستان هم آنقدر بی اهمیت نیست که نادیده انگاشته شود.
    آیا آمریکا در ایجاد یک ساختار ارتشی و انتظامی مستحکم که بتواند از کشور در مقابل هرج و مرج و نفوذ حفاظت کند ناتوان است؟ جواب: برای کشور خودشان که ناتوان نبوده اند ولی برای افغانستان پس از ۲۰ سال چنین وانمود کرده اند ، اما نکته اینجاست که در تخریب انسجام اجتماعی و ملی افغانستان و تضعیف دولت مرکزی بسیار هم موفق بوده اند. این سناریو را از آمریکا در عراق هم شاهد بودیم.
    واقعا تصور می کنید۱۱ دور مذاکره آمریکا با طالبان بدنبال چه هدفی بوده؟ که ظرف چند روز یک کشور را بگیرند؟
    چرا فعالان مدنی و دموکراسی خواهان و ملی گراهای افغان طی ۲ سال گذشته بی سر و صدا و جلوی چشمان آمریکایی ها در افغانستان سلاخی شدند؟ آیا این مشابه ترورهای جمهوری اسلامی ایران در اروپا و حذف مهره های مهم نبود که توسط اروپایی ها و آمریکایی های مدعی دموکراسی و حقوق بشر نادیده گرفته می شد؟
    چرا آمریکا حجم بسیار زیاد تسلیحات مهم را در افغانستان بجا گذاشت؟
    چرا آمریکا با عجله و به پیش انداختن زمانی برنامه، تخلیه افغانستان را به انجام رسانید؟
    چرا همزمان CNN ، BBC، وزیر دفاع انگلیس و برخی کشورهای اروپایی از طالبان حمایت و شروع به سفید نمایی کردند؟
    چگونه و با چه حجمی از طالبان حمایت مالی شد تا بتواند بسرعتی که شاهد بودید کل کشور را تصرف کند؟
    چرا عربستان امارات قطر ترکیه و حتی عمان (بعلاوه نظام مقدس جمهوری اسلامی) از تسلط طالبان بر کل افغانستان حمایت کردند؟
    چرا وزرای خارجه و دفاع امریکا در گفت‌وگوی تلفنی با اشرف غنی، خواستار استعفای او شدند؟ آیا این مشابه درخواست آمریکا از محمدرضا پهلوی برای ترک ایران نبود؟
    چرا فرماندهان ارتش در افغانستان عملا در مقابل طالبان هیچ اقدامی نکردند؟ آیا این مشابه اقدام هایزر در ایران ۵۷ نبود؟
    جواب همه اینها تنها در هدف آمریکا نهفته است: ایجاد یک جمهوری اسلامی افراط گرا و متحجر تقریبا همرنگ آنچه در ایران است.
    چرا؟ چون ابله تر جنایتکارتر فاسدتر و نوکر صفت تر از آخوند و پاسدار سراغ ندارند. آمریکا در طول تاریخ نشان داده با دیکتاتورها بسیار هم خوب کنار می آید با دموکراسی خواهان ابداً و اصلا در خاورمیانه نمی تواند دموکراسی را تحمل کند.
    بر این اساس اقدامات بعدی آمریکا ایجاد نیروی شبه نظامی مانند سپاه پاسداران ایران است. (همان کاری که ابراهیم یزدی بدستور سیا انجام داد)

Comments are closed.