از جمهوری اسلامی و ایران غافل نشویم!

شنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۰ برابر با ۲۱ اوت ۲۰۲۱


اینکه رسانه‌ها بر اساس معیارها و خط و خطوط خود، دارای «فریم‌های خبری» هستند موضوع تازه و پنهانی نیست.

در اینهم که رویدادهای افغانستان هم از نظر منطقه‌ای و هم از نظر سیاست بین‌المللی و روابط قدرت‌های بزرگ مانند آمریکا و چین و روسیه دارای اهمیت فوق عادیست نیز تردیدی نیست.

رئیسی در جمع نمایندگان مجلس شورای اسلامی

اما  اینهمه نباید سبب شود از آنچه در ایران و در ارتباط با ایران می‌گذرد غافل شد. کشوری که هر سیاست منطقه‌ای و خارجی جمهوری اسلامی و هر تغییر و تحولی در آن می‌تواند بر سرنوشت کشورهای دیگر از جمله همسایه شرقی تأثیر بگذارد.

توجه افکار عمومی جهان و ایرانیان دست‌کم از چهار رویداد مهم ایران به سوی طالبان متمرکز شده:

یک: گسترش فاجعه‌بار ویروس‌های جهش‌یافته‌ی کرونا در ایران که مردم را بیش از گذشته به کام مرگ می‌فرستد. در همین ارتباط موضوع حیاتی واکسیناسیون همگانی و دستور ضدبشری ممنوعیت واردات واکسن‌های آمریکایی و انگلیسی و افتضاح ادعاهای ناکام تولید واکسن‌های داخلی، هر کدام به تنهایی یک رویداد در حد «بیگ نیوز» یا «جنگ» هستند! اما کدام رسانه خارجی و کدام نهاد بین‌المللی در این شرایط به آنها می‌پردازد؟ کدام دولت مدعی حقوق بشر به این جنایت سازمانیافته در ایران توجه می‌کند؟

دو:‌ تداوم بحران حیاتی آب و سرکوب اعتراضات خوزستان و معترضانی که در سکوت و خاموشی در زندان‌ها تحت فشار بسر می‌برند و حتا جان خود را از دست می‌دهند.

سه: معرفی وزرای مکتبی و امنیتی و  تروریست دولت سیزدهم که همگی برادران ایدئولوژیک طالبان در نظامی هستند که یکی از پدرخواندگان گروه‌های تروریستی اسلامی اعم از شیعه و سُنّی و غیره به شمار می‌رود. دولت «قاضی مرگ» با تمرکز جهان بر طالبان، فعلا، بیشترین سود را از فاجعه افغانستان می‌برد.

چهار: برگزاری نخستین دادگاه علیه جنایتکاران جمهوری اسلامی که از دهم اوت ۲۰۲۱ در استکهلم پایتخت سوئد آغاز و در آن حمید نوری (عباسی) به عنوان یکی از تبهکاران نظام به پاسخگویی فرا خوانده شده است.

مسائل عدیده‌ی دیگر مانند زندانیان سیاسی، اعدام‌ها، گروگان‌های خارجی و دوتابعیتی، مشکلات اقتصادی و اجتماعی و درگیری‌های روزانه به دلیل نقض حقوق اولیه شهروندان، بجای خود!

ایرانیان نیز مانند همسایگان خود قربانیان چند دهه حاکمان خود، رفتار خود و سیاست‌های جهانی هستند و باید بدانند که هر تغییر و تحول مثبت علیه جمهوری اسلامی، بهترین همبستگی و یاری با یکدیگر و همه کشورهای منطقه است. ایران بدون حکومت اسلامی و فرقه‌ای بهترین تکیه‌گاه برای نسل‌های جوان همسایگانش است.
الاهه بقراط

[کیهان لندن شماره ۳۲۵]

 

 

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=253178

4 دیدگاه‌

  1. عباس

    راه ازادی مردم افغانستان هم از تهران میگذرد. چرا؟
    با از میان رفتن جمهوری اسلامی و برقراری دموکراسی در ایران منطقه نفس راحتی خواهد کشید و طالبان و امثال انها _ اگر تا ان وقت در قدرت بماند_ شروع به سقوط خواهد کرد.
    ج. ا. پشتیبان اصلی طالبان است و همین طور در یمن، عراق، سوریه ، لبنان. . . دست دارد. سقوط ج. ا. نوید بخش ازادی در تمام منطقه است. بنابراین نقش قیام مردم ایران بسیار فرا تر از مرز های ایران خواهد رفت.
    بامید انروز!

  2. بهین

    درود یاران جان:
    از دیدگاه (فریم خبری) بررسی تحویل افغانستان به آدم کش های طالبان (آخوندها) گرچه
    بررسی درستی شده است اما یک سویه است وضررهایش برای جمهوری اسلامی بزک شده
    بیان نمی شود .بگذار یدتا این غارنشینان در قرن ۲۱ چون خود خمینی وحشت پراکنی و
    سنگسار ودست وپا بریدن ووورا شروع کنند** تا اسلام نابی که در سال۵۷ مردم این مملکت
    واکنون بیشتر روستاییان افغانی منتظرش بودند و ولسوالی هایشان را دو دستی تقدیمش
    کردند محقق شود تا ۶ ملیارد نفر غیر مسلمان با اسلام رحمانی (اختراع شریعتی بازرگان
    سروش ووو) آشنا شوند وخود باختگان نام برده در تکاپوی سفسطه علت فرار مردم حتا روی بال
    هواپیما را از اسلام و مسلمانان ببافندو در ادعای پیوستن کرور کرور به ایدیولوجیشان
    تجدیدنظر کنند . شاید کسانی دریابد که غمی کو لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد کدام
    غم است ومن وساقی (چرا ساقی؟) را درست بفمند وصوفی ای که آن تلخ وش را ام الخبایث
    خوانده کیست.
    **البته با تاسف بسیاربرای مردم افغانستان که چون ایرانیان آتش برخرمن زندگیشان می افتد.

  3. صبایوت .

    حزب دموکرات امریکا ، پدر ( جمهوری شیطانی جیمی کارتری ) و منجی رژیم اخوندی در بدترین شرایط
    ، محافظ بقای رژیم تروریسم اخوندیسم ایران بوده و میباشد ..

    ۱- ۱۹۷۷ حزب دموکرات با ریاست جمهوری جیمی کارتر ملعون ,, در یک دسیسه مشترک و برنامه ریزی شده با انگلیس گرگ مزور و فاحشه بابلیون ، توسط نوکران و وطن فروشان داخلی ارتجاع سرخ و سیاه ,,
    و برپایی شورش خیابانی و محکوم کردن دولت شاهنشاهی با دروغ نقض گسترده حقوق بشر
    در ازای دستگیری تروریستهای چریکی ،،
    و کمک در پیروزی ( شورش ۵۷ و فروختنش به افکارعمومی بنام دروغین انقلاب ۵۷ ) توانستند نخستین رژیم تروریسم اسلامی را ,, ,, برای جنگ افروزی کنترل شده وغارت منابع ایران به قدرت سیاسی و نوکری خود استوار بسازنند ..
    و تا به امروز با تسلط بر منابع عظیم نفت وگاز جهان خلیج فارس متعلق به ایرانیان را ,, ,,
    با غارت * بیش از ۱۰ تریلیارد دلار در مدت ۴۳ سال * با سرکوب و کشتار ازادی خواهان ایران ,, توانسند همچنان تسلط بر خلیج فارس را در اختیار داشته باشند ..

    نجات رژیم اخوندیسم جیمی کارتری به سال ۱۳۸۸ در حال مرگ به نزد افکار عمومی جهان ،،
    با انحراف وقایع فاجعه بار و کشتار معترضین در جنبش دموکراسی خواهی جنبش میلونی رای من کجاست ؟ در اخبار جهان ، ناگهان ،، با قتل مشکوک مایکل جکسون انجام شد ..

    و حالا مرتبه دیگر ,, حزب دموکرات ملعون و دولت جوبایدن منفور با نمایش مسخره مذاکرات
    ادامه غارت برجامی ..
    در حالی که بیش از ۸۰ ٪ ملت ایران با تحریم انتخابات ،، ( نه به جمهوری شیطانی اسلامی جیمی کارتری )
    از رژیم دست نشانده حزب دموکرات امریکا در ایران صلب مشروعیت کردند ..
    و رژیم در وضعیت سقوط قرار گرفته ..
    دولت جوبایدن در یک نمایش منزجره کننده با خروج شوکه گننده و تحویل ۳۵ میلیون افغانی بیگناه بدست
    مخوف ترین و زن ستز ترین گروه تروریست اسلامی ,, و – وارد کردن شوک خبری به افکار عمومی جهان ،،

    مجددا همانند قتل یا – مرگ مشکوک مایکل جکسون – توانست افکار عمومی جهان را از جنایات جمهوری شیطانی جیمی کارتری دور بکند ..
    لعنت و نفرین مردم بی گناه ایران و افغانستان و منطقه و اتش خشم عذاب و بلایای ,,
    خدای عادل و قادر مطلق ٭ یهوه صبایوت ٭ برمافیای سیاسی غارتگران و جنگ افروزان ۵ + ۱ به رهبری فاحشه بابلیون باد ..
    زنده باد ازادی و رفاه و شادی ایرانی .
    پاینده و جاوید باد ایران سرزمین کورش کبیر ..

  4. ناشناس !

    نظر خانم بقراط کاملا درست است. جیم الف از فرافکنی خبری بسوی طالبان و از خلا رسانه ایی در مورد اوضاع داخلی مسلما بهره می برد.
    هم خمینیستها و هم طالبان سرشان در آخور طویله اسلامیسم است و از یک لجنزار ارزشی-فرهنگی تغذیه می کنند.

    اما تفاوتها هم جالب هستند.
    طالبان بر یک کشور فقیر و فروپاشیده تسلط یافته است. کشوری که ارتشی کاغذی داشت و دارد.
    در حالیکه ایران، ثروتمندترین کشور جهان سوم بود و وضعیت اقتصادی آن حتی از برخی کشورهای اروپایی مانند پرتغال، یونان، اسپانیا و کشورهای بلوک شرق بهتر بود.
    ارتش ایران قدرتمندترین ارتش خاورمیانه و یکی از ده ارتش برتر جهان بود.

    طالبان از فرودست ترین و فقیر ترین اقشار جامعه افغانستان هستند و اکثرا حتی سواد ندارند و بدنه آنها خارج را ندیده است. هیچ ارتباط مالی با حکومت وقت افغانستان نداشتند و در کوهستان و دشت زندگی می کردند.

    خمینیستهای ایرانی متعلق به طبقه الیت شیعه اثنی عشری شهرنشین و بویژه شهر مذهبی-قجری طهران هستند، مشتمل بر اساتید دانشگاه، تجار، تکنوکراتها، دیوانسالاران، بازاریها، روشنفکران ، نویسندگان، روحانیان عالی منصب، سیاستمداران کهنه کار و دیگر چهره های معروف سیاسی- فرهنگی- اجتماعی-اقتصادی بودند و هستند. بسیاری فارسی را با لهجه صحبت می کردند و اتباع کشورهای بیگانه بودند و هستند. بلا استثنا از اقتصاد نفتی بیشترین بهره را بردند و از طبقه ثروتمند بودند. ( مثال: بازرگان، سنجابی، صباغیان، بنی صدر، یزدی، قطب زاده، طباطبایی، طبری، خویی، کسرایی، شایگان، آشوری، شاملو، کیانوری، برهانی، پرهام، نوری اعلا، اخوان ثالث، نوریزاده، صدر حاج سید جوادی، لاهیجی، لاجوردی، و دیگر مارکسیستها و مصدقی ها و ملی-مذهبی ها و ملیون و مذهبی ها و مارکسیتهای اسلامی ؛جاست تو نیم ا فیو)

    طالبان بزور بر اوضاع مسلط شدند. کسی از دولتیان فرش قرمز برای آنان پهن نکرد. واکنش مردم افغانستان گریه و زاری و تقاضای کمک و فرار و آویزان شدن از هواپیما و اعتراض با برافراشتن افغانستان بود.
    در ایران، دولت بختیار برای خمینیستها دعوتنامه فرستاد و تمام امکانات نظامی و امنیتی را برای استقبال باشکوه از خمینی فراهم آورد.
    لمپن پرولتاریای شیعه اثنی عشری طهرانی پایکوبی و رقص کردند و شیرین پخش کردند و شعرا اشعار حماسی در وصف خمینی سرودند و کلا طبقه الیت او را به عرش اعلا رساندند.

    هیچ دولتمرد و روشنفکر و الیت افغانی طرفدار و یا سمپات طالبان نیست.
    اما درایران ، در حالیکه عوام و طبقات فرودست بر خلاف ادعای بی شرمانه خمینیستهای پشیمان، اکثریت خاموش بودند،کودتای ۵۷ توسط طبقه الیت انجام شد. شوربختانه پادشاه هم اولین شخصی بود که نه تنها آن را انقلاب نامید بلکه با شنیدن صدای آن، به آن رسمیت بخشید.

    رهبران سیاسی جهان حداقل در حرف ، از به قدرت رسیدن طالبان ابراز نگرانی می کنند و تاکنون کشوری آنها را به رسمیت نشناخته است.
    در ایران، حتی قبل از تسلط خمینیستها، گروه هفت در گوادلوپ آنها را به رسمیت شناخت.

    بطور خلاصه شباهتها و تفاوتها مهم هستند. بنظرم از نظر وابستگی ارزشی به صدر اسلام و خشونت؛ طالبان و خمینیستها بسیار شبیه هستند ، اما از نظر بی آزرمی و بی شرفی و بی شرمی و و قاحت ؛ خمینیستها بسیار جلوتر هستند و طالبان باید نزد آنها لنگ بی اندازند!!!!!!!!

Comments are closed.