تبریز آوردگاه مشروطه‌خواهی سوسیال‌دموکراتیک؛ ایده‌ها، اقدامات و ساختار «انجمن ایالتی آذربایجان»

- دست‌ به‌ دست شدن محلات تبریز و تبادل آتش میان نیروهای مشروطه‌خواه و مستبد که در زمانه استقرار مستبدانه محمدعلی شاهی توانست یک‌تنه مشروطیت را حفظ و اعاده کند، از رویدادهای سرنوشت‌ساز در آن دوران هستند؛ عین‌الدوله که در این دوران حاکم تبریز از سوی محمدعلی شاه شده بود، طی مکاتباتی با دربار تهران، شرحی از وضعیت نظامی تبریز در دوران استبداد صغیر به دست می‌دهد.
- «مرکز غیبی» مرکز فرماندهی نظامی و ساماندهی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی «انجمن ایالتی تبریز» بود؛ عده‌ای از تاریخ‌نگاران مشروطیت آن را متأثر از سوسیال‌دموکرات‌های روسیه (و روایت بلشویکی آن) دانسته‌اند. عده‌ای دیگر «فرقه اجتماعیون عامیون» را همان «مرکز غیبی» دانسته‌اند. کسانی از کوشندگان مشروطه‌خواه تبریزی، «مرکز غیبی» و «انجمن ایالتی تبریز» را تشکیلاتی مستقل و مرکزی برای آزادیخواهان و مساوات‌طلبانی دانسته‌اند که در استمرار نوسازی سیاسی و انتظام حکومتی در منطقه آذربایجان و استقرار نظام مشروطه پارلمانی با مایه‌های سوسیال دموکراتیک تلاش می‌کرده است.

چهارشنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۰ برابر با ۰۸ سپتامبر ۲۰۲۱


علی‌اصغر حقدار – سده‌ای پیش از مشروطیت، اندیشه‌های جدید سیاسی و فرهنگی و اقتصادی به ایران رسیده بودند؛ آزادیخواهی و برابرطلبی و استبدادستیزی جزو افکار و آرایی بودند که با واژگان «آنارشیسم»، «سوسیال دموکراسی»، «سوسیالیسم»، «کمونیسم»، «لیبرالیسم» و… در ادبیات سیاسی برخی از نخبگان ایرانی مورد توجه قرار گرفته بودند.

دفاع انقلابیون مشروطه‌ از پل «دَوَه‌چی» در تبریز؛ ۱۹۰۹

در یکی از مقالات «اختر»- که از اولین نوشته‌ها راجع‌ به سوسیالیسم است- بهم‌پیوستگی سوسیال‌دموکراسی با مشروطیت (آزادی و مساوات مطلقه و دشمنی با پادشاهی مطلقه) اشاره شده است: «اخبارنویس که در آتنه[آتن] داریم، در خصوص جماعت سوسیالیست یعنی طالبان شرکت اموال و آزادی مطلق که در خاک روس هستند، شعبه‌ای هم در آتنه داشته‌اند… در این ذیل بعضی اطلاعات از اوضاع جمعیت مذکوره می‌دهد که این جمعیت سوسیالیست در همه جای اروپ روز به روز زیاد می‌شوند. و چند شعبه هستند و مردمان معتبر و بزرگ در میان ایشان هست. و مقصد اینها آزادی و مساوات مطلقه است و مشروط کردن همه حکومت‌ها. و نهایت دشمنی را با دولت‌های بلاشرط دارند. یعنی پادشاهانی که حاکم مطلق بر ابنای بشر شده و به ارادات مستبدانه رفتار می‌کنند. انجمن اجتماع بزرگ آنان سالی یکبار در مملکت سوئیس که اسویچره گفته می‌شود و دولت جمهوریه و آزادی است، منعقد می‌گردد و قوانین و نظامات دارند و برای پیش بردن این مقصود حاصل کارهای سالیانه را در آن مجلس مذاکره کرده و قرار و دستورالعملی که برای آینده باید معین کنند، در آن مجلس مقرر می‌نمایند. از این جمعیت در همه جاهای ممالک روسیه هستند.»[۱]

اندیشه سوسیال‌دموکراتیک در سال‌های منتهی به جنبش مشروطیت در روزنامه‌های ایرانی خارج از کشور هم، به‌دفعات موردبحث و بررسی قرار بودند.[۲] کنش‌ها و حلقه‌های مطالعاتی و مبارزاتی سوسیال‌دموکرات برای نخستین در تبریز و سپس در رشت و تهران و… به صحنه آمدند.[۳] در اسناد تاریخی از چندین نامه ارسالی حلقه سوسیال‌دموکرات‌های مستقل تبریز از آرشاویر چلنگریان به کارل کائوتسکی و (همو و) واسو خاچاتوریان و دیگران به گئورگی پلخانف، خبرداریم.[۴] در همان زمان از ده محفل، تشکل و حلقه تئوریک سوسیال‌دموکرات در ایران نام‌برده شده است. از میان آنها، نخستین محفل (مستقل) سوسیال‌دموکرات در تبریز که در ابتدای کار با ارامنه «هنچاکیان» و «داشناکتسوتیون» دارای ارتباطاتی بودند[۵] تشکیل شد[۶] و افرادی از این تشکل بودند که با سران سوسیال‌دموکرات‌های آلمانی و روسی، نامه‌نگاری کرده‌اند. از این محفل تئوریک چندین مقاله سیاسی و تئوریک برجای‌مانده است.[۷] در سیر تاریخی، داشناک رو به اعمال تروریستی و افکار شوونیستی آوردند.[۸] هنچاک‌ها هم فرو پاشیدند. همزمان و همراه با این محفل‌های مطالعاتی و مبارزاتی، نخستین سوسیال‌دموکرات‌های تبریزی توسط علی موسیو و سید حسن تقی‌زاده، متشکل شدند و پایه‌های اولیه مراکز مشروطه‌خواهی را به وجود آوردند. به تأسی از این محفل‌ها و افراد، تشکل‌هایی در شهرهای رشت، انزلی، تهران به وجود آمدند. از چهره‌های شاخص سوسیال‌دموکرات اولیه، میرزاعلی اکبر دهخدا، جهانگیرخان صوراسرافیل و حیدرخان عمواوغلی هستند. قوای عمل‌کننده و بازوی نظامی بیشتر محفل‌ها و تشکل‌های سوسیال‌دموکرات در تبریز را «مجاهد» و «فدایی» می‌نامیدند.[۹]

*****

سال‌های پیش از مشروطیت، عده‌ای از جوانان مدرن‌گرا دست به انتشار مجله «گنجینه فنون» در تبریز زدند[۱۰] سید حسن تقی‌زاده- محمدعلی تربیت- علی مسیو و… در این جمع حضور داشتند؛ آنان سودای تجدد و تحول را داشتند. برقراری حکومت منتظم و سلطنت مقید به قانون (مشروطه‌گرایی) و تأمین رفاه و عدالت اجتماعی (سوسیال دموکراتیک)، از اصول اولیه این جمع هم‌فکر به شمار می‌روند؛[۱۱] نطفه‌های اولیه ایده‌های سوسیال‌دموکراتیک با انسجام آنان و دیگران در «مرکز غیبی» شکل گرفت؛ این اقدام هسته مرکزی «انجمن ایالتی تبریز» را به وجود آورد که در دوران مشروطیت، انتظام انتخابات و اعزام نمایندگان به مجلس شورای ملی در تهران و اداره محلی شهر (در دوران استبداد صغیر و هجوم روسیه) و ایالت آذربایجان را بر عهده گرفتند.

نریمان حسن‌زاده در اشاره به جایگاه هدایت «انجمن غیبی» در مبارزات مشروطه‌خواهی تبریز می‌نویسد: «… گروه سوسیال‌دموکرات که یکسال قبل به ریاست علی مسیو، حاجی علی دوافروش و رسول صدیقانی تشکیل شده بود، در رهبری جنبش مردم، اعتراضات و اعتصابات تبریز نقش پیشرو داشت. گروه سوسیال‌دموکرات تبریز با تشکیلات «اجتماعیون- عامیون» که در ۱۹۰۵ در باکو تشکیل شده بود، ارتباط تنگاتنگی داشت.»[۱۲] سهراب یزدانی هم در ارتباط با کمیته‌های انقلابی در دوران مشروطه، از نقش رهبری علی مسیو و انجمن غیبی در هدایت جنبش نوشته[۱۳] و او را در زمره بنیانگذاران(ص۱۴۷) و سرپرست مجلس خصوصی انجمن غیبی می‌داند.(ص۱۴۸) همو می‌نویسد «اجتماعیون تبریز همچنان برجا ماندند. مرکز غیبی به سازماندهی مقاومت شهر یاری رساند، تا جایی که رهبر آن علی مسیو به‌ صورت «رئیس‌کل و پیر و ریش‌سفید» مجاهدان درآمد.»(ص۲۷۸) همین نظر را خسرو شاکری هم درباره اهمیت مرکز غیبی در تبریز و رهبری علی مسیو اظهار می‌دارد.[۱۴] عبدالله مستوفی هم به همین نقش انجمن غیبی اشاره دارد. به تعبیر حسن‌زاده «انجمن ایالتی تبریز به ایفای نقش پارلمانی پرداخت که تنها کارهای مهم محلی را انجام می‌داد. اسماعیل رائین انجمن ایالتی تبریز را «ناجی حقیقی جنبش مشروطه» می‌نامد.»

«انجمن ایالتی تبریز» که سپس به «انجمن ایالتی آذربایجان» تبدیل شد، با هدایت فکری و نظامی (در مرکز غیبی) علی مسیو، نخستین نمونه از انسجام جامعه مدنی و اداره محلی نوین در ایران به شمار می‌رود. «مرکز غیبی تبریز» اصلی‌ترین مجمعی بود که توانست با درک و دریافت اندیشه‌های سیاسی مدرن و اجرایی کردن آنها در «انجمن ایالتی تبریز»، عمل مشروط و قانونی را در اداره محلی آذربایجان و گسترش آن به دیگر ایالات ممالک محروسه ایران، تثبیت کند. مؤسس، سازمانده و تئوریسین «مرکز غیبی تبریز»، علی مسیو است؛ وی با آگاهی از شرایط نوپیدای جهان، افکار سیاسی و اجتماعی مدرن را در تلاقی اندیشه‌های ملی در اداره «انجمن ایالتی تبریز» به‌مثابه پارلمان محلی آذربایجان، به عمل آورد.

*****

علی مسیو فرزند حاج مهدی، متولد ۱۲۴۵ خورشیدی در محله نوبر تبریز است؛ او بعد از اتمام تحصیلات ابتدائی در زادگاهش و حضور در دارالتجاره پدر، راهی استانبول شده و در آنجا با اندیشه‌های مدرن آشنا می‌شود؛ زمانی که علی مسیو در استانبول بود، دوره فعالیت‌های ترکان جوان و انتشار روزنامه «شورای امت»، و دوران حضور نویسندگان نوگرایی چون «نامق کمال» است.[۱۵] وی در دوران اقامتش در اروپا، زبان فرانسه را هم می‌آموزد و بر آموخته‌های فکری قبلی‌اش از دنیای مدرن و تحولات سیاسی و اجتماعی می‌افزاید.[۱۶] به نوشته ادوارد براون «کربلایی علی معروف به مسیو از قدمای آزادیخواهان و رؤسای مشروطه‌طلبان قدیم بود. مدت‌ها در استانبول بوده و بعدها به تبریز آمده و کارخانه چینی‌سازی دایر کرد… بعد از مشروطیت کربلایی علی مسیو از بهادران مشروطیت شد و در ایام انقلاب رئیس‌ کل و ریش‌سفید مجاهدین تبریز بود. اگرچه خود اهل سلاح و جنگ نبود، اما درواقع پیر مجاهدین بود و نفوذ درجه اول در میان ایشان داشت… و بسیار طرف عداوت روس‌ها بود. بسیار جسور، فداکار، مدیر و مدبر بود و از مدیران انقلاب در آذربایجان محسوب می‌شود.»[۱۷]

ثقهالاسلام تبریزی در مکتوبات خود از تندروی علی مسیو در برخی از رویدادهای شهر نوشته است: «پاره‌ای اغتشاشات را پای او [علی مسیو] می‌بندند و شنیدم که او و حاجی علی دوافروش را هم جزو منفورین قرار داده‌اند.» اشاره ثقهالاسلام به سازماندهی عده‌ای از لات‌های تبریزی در ایجاد آشوب‌هایی است علیه برخی اعیان و اشراف شهر برپاشده بود. به این موارد میرزا آقا فرشی هم در نامه‌های خود اشاره کرده است.[۱۸]

در بیشتر منابع تاریخی که به علی مسیو اشاره‌کرده‌اند، بالاتفاق از حضورش در استانبول و برخی کشورهای اروپایی و قفقاز نوشته‌اند؛ اما از کیفیت زندگی او در این مناطق سخنی به میان نیامده است. اینکه علی مسیو در استانبول، قفقاز و اروپا با چه کسانی دیدار داشته و در چه مکان‌هایی بوده است، اطلاعی در دست نیست. در رابطه با حضور علی مسیو تنها می‌توان به احتمالاتی اشاره کرد که در رابطه با وضعیت سیاسی و شرایط اجتماعی و فرهنگی این مناطق در آن دوران بوده و علی مسیو با حضورش در آنجا، بی‌تأثیر از آن شرایط و موقعیت‌ها نبوده است.[۱۹]

طاهرزاده بهزاد می‌نویسد «علی مسیو مرد فولادینی بوده و اعصاب او از هیچ پیشامد متأثر نمی‌شد. نام کمیته حزب اجتماعیون عامیون را مرکز غیبی گذاشته بود تا کسی به‌ آسانی دسترسی نداشته باشد. در سال‌های نخست که امنیت شهر را مجاهدین به عهده گرفته بودند و شبی نبود که دسته‌های مجاهدین با فراش‌های قلعه‌بیگی‌ها تصادف‌های خونینی نداشته باشند. معهذا وصول این قبیل اخبار ابداً او را ناراحت نمی‌کرد. علی مسیو با سه گروه بازی سیاسی داشت: ۱- تشکیلات جابر دولت سابق (دربار قاجار). ۲- سیاست‌های نمایندگی‌های خارجی. ۳- اداره کردن خود مجاهدین. بدیهی است اداره کردن این رشته کارهای گوناگون محتاج استعداد فوق‌العاده بود. علی مسیو نه از تهدید می‌ترسید و نه تطمیع او را آرام می‌کرد…»[۲۰] علی مسیو مدتی در معاونت بلدیه مشغول بود و در اواخر عمر در سمت شهردار تبریز انجام وظیفه می‌کرد. علی مسیو در سال ۱۲۸۹ خورشیدی در ۴۴ سالگی بعد از مسمومیتی که از مهمانی در قونسولخانه روسیه عارضش شده بود، درگذشت.[۲۱]

*****

فعالیت‌های «انجمن ایالتی آذربایجان»[۲۲] و «مرکز غیبی» به‌ تناسب تحولات سیاسی و رویدادهای آن دوران، به چند دوره تقسیم می‌شود: دوره اول از اعلام موجودیت در پیش از جریان بست‌نشینی قونسول بریتانیا در تبریز شروع می‌شود.[۲۳] این مقطع، حدود زمانی ۲۱ ماهه ۱۴ مهر ۱۲۸۵خ/ ۱۸ شعبان ۱۳۲۴ق تا ۲ تیر ۱۲۸۷خ/۲۳ جمادی‌الاولی ۱۳۲۶ق (بمباران مجلس اول) را در بر می‌گیرد.

در حالی‌ که فرمان مشروطیت صادر شده بود و نظم‌نامه انتخابات معین گردیده بود، به‌ واسطه حضور ولیعهد محمدعلی میرزا در تبریز، نظام‌نامه به مرحله اجرا نرسیده بود؛ به همین خاطر با صلاحدید برخی از فعالین سیاسی و فرهنگی تبریز، تدارک بست‌نشینی در قونسولخانه بریتانیا مد نظر بود؛ اولین فعالیت‌های «انجمن ایالتی تبریز» در این ماجرا به عرصه آمد. آن بست‌نشینی را تجار آزادیخواه تبریز تأمین مالی کردند.[۲۴] برخی از سخنرانان در آن حضور داشتند؛ علی مسیو هم در تدارک و برنامه‌ریزی بست‌نشینی حاضر بود؛ ثقهالاسلام، ناظم الاسلام و کسروی از «صندوق مصارف انجمن عدالت و مشروطه‌خواهان اسلام» برای تأمین بست‌نشینان و ادامه مبارزه برای مشروطیت نوشته‌اند. ثقهالاسلام تبریزی در «مجمل حوادث یومیه مشروطیه» می‌نویسد «روز چهارشنبه ۲۸ شهر رجب ۱۳۲۴ حاجی میرزا ابوالحسن پیش‌نماز و آقا میرعلی اکبر پیش‌نماز و شیخ سلیم و آقامیرهاشم و میرزا جواد و حاجی مناف صراف به سابقه مواضعه‌ای که داشته‌اند، به قونسولخانه انگلیس رفته مشروطه‌طلبی نمودند؛ آن روز کسی از جا نجنبید و عنوان نشد، ولی مردم نهایت ترصد داشتند. پنج‌شنبه ۲۹ ماه چند نفر از سادات به بازار رفته چند تیر تپانچه هوایی خالی کردند، بازار بست و مردم کم‌کم رو به قنسولخانه گذاشتند… روز جمعه ۳۰ رجب ۱۳۲۴ جمعیت قنسولخانه زیاد شده و مردم علاوه بر قنسولخانه، به مسجدی که سر کوچه قنسولخانه و معروف به مسجد محمدخان بیگلربیگی است جمع شده بودند، علما و جماعتی از عوام و غیره به باز به مسجد مدرسه حاج صفرعلی جمع شده بودند… »[۲۵]

بست‌نشینی موفق شد ولیعهد را به عقب‌نشینی وادار ساخته و مشروطیت را به تبریز بیاورد. مظفرالدین به تشکر از متانت و مطالبات مشروطه‌خواهان تبریز، تلگرافی صادر کرد.[۲۶] با اتمام بست‌نشینی، «انجمن ایالتی تبریز» بیش‌ از پیش و به‌ صورت علنی‌تر به فعالیت ادامه داد و توانست با جلب رضایت مردم و دیگر مشروطه‌خواهان، بیشتر مقدرات تبریز را در دست بگیرد. نخستین اقدام انجمن در این شرایط، انتخاب وکلای مجلس اول مشروطیت و اعزام آنها به تهران بود. محمدعلی میرزا خواست کار انجمن را خاتمه دهد و نتوانست. به‌ ناچار حکمی بر ادامه فعالیت‌های انجمن ایالتی تبریز صادر کرد.[۲۷]

«انجمن ایالتی تبریز» هیئت نظارتی را برای انجام انتخابات و تعیین نمایندگان مجلس شورای ملی تعیین کرد؛ به گزارش روزنامه انجمن شب شنبه غره رمضان المبارک، دو ساعت از شب رفته با حضور جمعی از آقایان علما و طلاب و چند نفری از معتبرین و تجار و صنوف و معاریف در عمارت حاج محمدحسین خان که مجلس مبارک و در محله ارمنستان واقع است،[۲۸] نخستین جلسات مشاوره انجام شد. با انجام موفق تعیین و اعزام نمایندگان به تهران، «انجمن ایالتی تبریز» به امور شهر پرداخت؛ برای خودسازمانی منضبط تشکیل داد، ارتباط با ولیعهد را تعریف و تحدید کرد و در حفظ امنیت، انتظام عدلیه، نظارت بر مدارس، کنترل قیمت‌ها، بهداشت شهری و… وارد شد.

در دورانی که «انجمن ایالتی تبریز» فعالیت‌های مشروطه‌خواهانه را شروع کرده بود، چهره سیاسی تبریز نیز شکل تازه‌ای به خود گرفته بود؛ تبریز شهری با ۱۰۰ هزار نفر جمعیت که ۱۹ محله اصلی و ۳ محله حاشیه‌ای برای آن ثبت‌شده است؛ محله مهادمهین (بارون آواک) که مختص ارامنه بود. محله‌های دیگر عبارت بودند از: کوچه‌باغ- خیابان- مارالان- باغمیشه- ششکلان- سرخاب- دوه چی- نوبر- چرنداب- لیلاوا- امیرخیز- ویجویه- قره‌آغاج- چوست دوزان- اهراب- هکماوار- شنب غازان و راسته کوچه. در آن دوران ۳ محله قراملک- خطیب و آخونی، از محلات حاشیه‌ای تبریز به شمار می‌رفتند. در جریانات مشروطیت، محلات تبریز به محله‌های مشروطه‌خواه و طرفداران مستبدان تقسیم می‌شدند. ازنظر مذهبی هم محلات تبریز به محلات متشرع‌نشین و محلات شیخی خوانده ‌شده‌اند. «با افزایش فعالیت‌های انجمن ایالتی و کارهای گوناگونی که از سوی اهالی محلات به این مرکز محول می‌شد و با توجه به اینکه در جلسات انجمن ایالتی نمایندگان محلات و اصناف نیز حضور می‌یافتند، مشکلاتی در تصمیم‌گیری‌های انجمن ایالتی بروز کرد. برای رفع این مشکل، ابتدا در ساختمان انجمن اتاقی برای هریکی از نمایندگان محلات تبریز تعیین شد تا مذاکرات خود را در آنجا انجام دهند و تصمیم‌گیری‌های نهایی را کتباً به انجمن ایالتی اعلام کنند. پس از مدتی نیز به صلاحدید انجمن ایالتی مقرر شد در هر یک از محلات تبریز انجمن‌های فرعی از سوی مشروطه‌خواهان تشکیل شود.»[۲۹] این انجمن‌ها در حقیقت بازوهای عمل‌کننده محلی برای انجمن مرکزی عمل می‌کردند و در گستره فرهنگی و سیاسی و اقتصادی تبریز مشارکت داشتند. از فعالیت‌های مهم انجمن‌های محلات تبریز، انتشار روزنامه و اطلاع‌رسانی از امور سیاسی بود. روزنامه «اتحاد» ارگان رسمی انجمن اتحاد در محله چرنداب بود. روزنامه «مجاهد» را انجمن محله راسته کوچه و روزنامه «شورای ایران» را انجمن مشورت منتشر می‌کردند. سردبیر این روزنامه سیدمحمد شبستری بود. نشریه «انجمن» هم ارگان شهری انجمن ایالتی تبریز از همین دوران آغاز به انتشار کرد.

نشریه «انجمن» ارگان انجمن ایالتی تبریز و آذربایجان در سیر ادبیات و سیاست مشروطه‌خواهی از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ این نشریه در زمانی که تبریز در تنش‌های مشروطیت دوران استبداد صغیر، اشغال آذربایجان توسط قوای نظامی روسیه و اعاده مشروطیت گرفتار بود، منتشر می‌شد. تلگرافات، مقالات و اخبار روزانه در صفحات نشریه «انجمن» از اسناد مهم و درجه اول مشروطیت در ایران به شمار می‌روند؛ شیوه نوشتاری- تحلیل محتوا و تبیین نظریات مشروطه‌خواهان و اسناد رسمی اعم از تلگرافات و بیانیه‌های حکومتی و سیاسی و سخنان شخصیت‌های درگیر در مسائل آن دوران، که در صفحات نشریه «انجمن» چاپ‌شده‌اند، بخش عمده‌ای از اسناد مشروطیت و منابع مشروطه پژوهی را در خود جای‌ داده‌اند.[۳۰]

تأسیس و توسعه مدارس نوین در تبریز نیز جزو وظایف انجمن‌های محلات به عنوان شاخه های محلی «انجمن ایالتی آذربایجان» بود. در این مورد می‌توان به «مدرسه نوبر» اشاره کرد که با حمایت و مدیریت کسانی چون علی مسیو به وجود آمد.[۳۱] مدارس ابتدائی محله چرنداب، مدرسه سعادت نوبر، مدرسه ادبیه، رشدیه و قدس هم از مدارس نوینی هستند که توسط انجمن‌های محلی در تبریز ایجاد شدند. در کنار فعالیت‌های فرهنگی و آموزشی، انجمن‌های محلات به‌ صورت جدی در مسائل سیاسی حضور داشتند. روزنامه انجمن از نقش انجمن محله چرنداب در جریان لغو نمایندگی میرزا آقا اصفهانی گزارش داده که به‌واسطه عملکرد او در رابطه با محمدعلی شاه انجام شد. فعالیت‌های قضایی هم بخشی از عملکرد انجمن‌های محلی را در تبریز تشکیل می‌دادند. روزنامه انجمن از محله نوبر گزارش می‌داد «اهالی با جمعیت انبوه به اعضا معترض شدند که دیشب قرار بود اعضای انجمن هیچوقت تعطیل ننمایند یا دو نفر از جانب خودشان شب‌های تعطیل را در انجمن وکیل بگذارند. چرا از حرف خودشان تخلف کرده‌اند.» همان روزنامه در خبری از محله نوبر می‌نویسد «جمع کثیری از اهالی نوبر تدارک سفر دیده و برای مطالبه قانون اساسی می‌خواهند عازم تهران شوند، در میدان مقصودیه از کثرت جمعیت اوضاع محشر برپاست.»[۳۲] انجمن‌های محلی به زمان ضرورت و نیاز، آموزش نظامی برای حراست از نهادهای مشروطیت را در برنامه خود داشتند.[۳۳] محمدامین رسول‌زاده در گزارشی از «احوال و اوضاع تبریز» به تحلیل رویدادهای آن دوران پرداخته است.[۳۴]

دوره دوم از فعالیت‌های «انجمن ایالتی تبریز» زیر سلطه مستبدانه محمدعلی شاه (دوره زمانی ۱۰ ماهه از ۵ اردیبهشت ۱۲۸۸خ/ ۴ربیع‌الثانی۱۳۲۷ق) تا اشغال آذربایجان توسط قوای نظامی روسیه را شامل می‌شود. در این دوره است که حاکمیت مشروطیت در آذربایجان با مدیریت «انجمن ایالتی تبریز» و «مرکز غیبی» از تبریز اداره می‌شود. در همین زمان از فعالیت‌های «مرکز غیبی» و «انجمن ایالتی تبریز» است که ستارخان و باقرخان با دستور علی مسیو به دفاع از تبریز برخاسته و توانستند مشروطیت را اعاده کنند؛ راجع به این دوره از فعالیت‌های «انجمن ایالتی تبریز» یکی از مستندترین نوشته‌ها، گزارشی است که سروان توپخانه آنژی نیور به ریموند لوکنت وزیرمختار وقت فرانسه داده است؛[۳۵] آنژی نیور از تاریخ ۱۴ سپتامبر تا ۶ اکتبر ۱۹۰۸ (۱۷ شعبان تا ۱۰ رمضان ۱۳۲۶/۲۲ سنبله تا ۱۳ میزان ۱۲۸۷) در تبریز بوده و گزارش خود را در ۱۹ اکتبر ۱۹۰۸ به وزیرمختار ارائه کرده است.

از جمله مسائلی که در این دوره پیش آمد و حائز اهمیت است، رویارویی نظامی قوای محمدعلی شاه قاجار و نیروهای مجاهد «انجمن ایالتی تبریز» است؛ دست‌ به‌ دست شدن محلات تبریز و تبادل آتش میان نیروهای مشروطه‌خواه و مستبد که در زمانه استقرار مستبدانه محمدعلی شاهی توانست یک‌تنه مشروطیت را حفظ و اعاده کند، از رویدادهای سرنوشت‌ساز در آن دوران هستند؛ عین‌الدوله که در این دوران حاکم تبریز از سوی محمدعلی شاه شده بود، طی مکاتباتی با دربار تهران، شرحی از وضعیت نظامی تبریز در دوران استبداد صغیر به دست می‌دهد.[۳۶]

فعالیت‌های «انجمن ایالتی تبریز» در دوره سوم از حیات ۳۴ ماهه خود با اشغال آذربایجان توسط نیروهای نظامی روسیه (۳ دی۱۲۹۰خ/ ۴ محرم ۱۳۳۰ق) مصادف است. بیشترین اهتمام سران «انجمن ایالتی تبریز» در این دوره معطوف به حفظ استقلال آذربایجان از تهاجم روسیه و پاسداری از نهادهای تازه‌تأسیس مشروطیت است. مواجهه با اولتیماتوم روسیه، تلاش برای ایجاد همگرایی نیروی‌های مشروطه‌خواه در دیگر ایالات ممالک محروسه و مقابله با استقراض خارجی، از اقدامات شاخص «انجمن ایالتی تبریز» در دوران اشغال آذربایجان هستند. احمد کسروی تبریزی از نقش محوری مرکز غیبی و تشکیل دسته‌های مسلح مجاهدان محلات و سازماندهی آنها نوشته است.[۳۷] این مجاهدان تحت رهبری علی مسیو بودند[۳۸] و برای تأمین هزینه‌های نظام در محلات صندوق اعانه‌ای ایجاد شد. با شروع جنگ داخلی در تبریز فرماندهی مرکز غیبی و روسای انجمن‌های محلات مجاهدان را مسلح ساختند.[۳۹]

«مرکز غیبی» مرکز فرماندهی نظامی و ساماندهی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی «انجمن ایالتی تبریز» بود؛ عده‌ای از تاریخ‌نگاران مشروطیت آن را متأثر از سوسیال‌دموکرات‌های روسیه (و روایت بلشویکی آن) دانسته‌اند. عده‌ای دیگر «فرقه اجتماعیون عامیون» را همان «مرکز غیبی» دانسته‌اند. کسانی از کوشندگان مشروطه‌خواه تبریزی، «مرکز غیبی» و «انجمن ایالتی تبریز» را تشکیلاتی مستقل و مرکزی برای آزادیخواهان و مساوات‌طلبانی دانسته‌اند که در استمرار نوسازی سیاسی و انتظام حکومتی در منطقه آذربایجان و استقرار نظام مشروطه پارلمانی با مایه‌های سوسیال دموکراتیک تلاش می‌کرده است.

با فروپاشی «انجمن ایالتی آذربایجان» در زمان اشغال تبریز توسط قوای روسی و همدستی مستبدان طرفدار محمدعلی شاه قاجار، برخی از بازماندگان آن انجمن، فعالین «اجتماعیون عامیون» و دیگر مشروطه‌خواهان، «حزب دموکرات ایران» را در دوره دوم مجلس شورای ملی و با ایده‌های سوسیال دموکراتیک و روش های پارلمانتاریستی به وجود آوردند.


پانویس:
[۱]- بخش عمده‌ای از ایده‌های سوسیال دموکراتیک در آثار و افکار ازلیان جای می‌گیرد؛ ازلیان همچنین بعضی از انجمن‌های مخفی مشروطه‌خواه را علیه استبداد قاجاریه رهبری می‌کردند؛ برای نمونه می‌توان به «انجمن مخفی میکده» اشاره کرد که هم رهبری آن و هم بیشتر اعضایش از ازلیان بوده و نقش مهمی در جنبش مشروطیت داشتند. همچنین بیشتر مشروطه نگاری (به تعبیر منوچهر بختیاری) از قلم ازلیان نوشته‌شده‌اند؛ تاریخ بیداری ایرانیان از ناظم الاسلام کرمانی، تاریخ انحطاط مجلس از احمد مجدالاسلام کرمانی، واقعات اتفاقیه در روزگار از محمد مهدی شریف کاشانی، حیات یحیی از یحیی دولت‌آبادی و تاریخ انقلاب مشروطیت ایران از مهدی ملک‌زاده، جزو آثار ازلیان مشروطه‌خواه هستند؛ برای تاریخ‌نگاری بابی/ ازلی و مشروطیت، نک: تاریخ بی‌غرض از مهدی شیخ الممالک قمی و تاریخ جعفری محمد مهدی شریف کاشانی؛ کاوش از نقش ازلیان در جنبش مشروطیت و اعتراضات آزادیخواهانه و برابری‌طلبانه هنوز در قدم‌های اولیه‌اش است؛ برای این موارد، نک: رستاخیز پنهان- بازگشایی نسبت آیین‌های بابی و بهایی با جریان روشنفکری ایران، ۲ جلد، تورج امینی، نشر باران، سوئد، ۱۳۸۰؛ کارنامه و تأثیر دگراندیشان ازلی در ایران- جدال حافظه با فراموشی، منوچهر بختیاری، نشر فروغ، آلمان، ۲۰۱۶؛ تاریخ مکتوم- نگاهی به تلاش‌های سیاسی فعالان ازلی در مخالفت با حکومت قاجار و تدارک انقلاب مشروطه، سید مقداد نبوی رضوی، نشر شیرازه، تهران، ۱۳۹۶٫
[۲] – نک: روزنامه اختر، سال سوم، شماره دوم، ۹ محرم ۱۲۹۴/ ۲۴ ژانویه ۱۸۷۷؛ برای بررسی محتوای مقالات منتشرشده در اختر- استانبول، نک: اختر و افکار سوسیالیستی، بخش ۱۸ و ۱۹، منوچهر بختیاری، نشریه شهروند کادانا، شماره‌های ۸۵۵ و ۸۵۷، ۲۳ ژانویه ۲۰۰۴٫ پژوهش‌های منوچهر بختیاری نشان می‌دهند که واژه سوسیالیسم و بحث از این ایده‌ها، چندین سال قبل از شکل‌گیری اولین حلقه‌های مطالعاتی و مبارزاتی سوسیال دموکراتیک و چپگرا در ایران و عصر مشروطیت، در ادبیات سیاسی ایرانیان، شناخته شده بودند.
[۳] – نک: اجتماعیون عامیون، سهراب یزدانی، نشر نی، تهران، ۱۳۹۱٫
[۴] – برای متن نامه‌ها و پاسخ‌ها، نک: نقش ارامنه در سوسیال‌دموکراسی ایران (۱۹۰۵- ۱۹۱۱)، به کوشش محمدحسین خسروپناه، نشر شیرازه، تهران، ۱۳۸۴٫
[۵] – بر پایه پژوهش‌های تازه و اسناد نویافته، منوچهر بختیاری از این محفل به‌ عنوان «گروه سوسیال‌دموکرات مستقل ارمنی تبریز» نام می‌بر‌د که برخلاف ارامنه هنچاک و داشناک، در پی حل معضلات ایران و همسویی با مشروطه‌خواهان بودند، نک: نهضت مشروطیت و نقش تقی‌زاده، جلد اول، صص ۴۸۶- ۴۹۲،؛ خسرو شاکری هم از آنها به‌عنوان «شاید گروهی انشعابی» یاد می‌کند، نک: پیشینه‌های اقتصادی- اجتماعی جنبش مشروطیت و انکشاف سوسیال‌دموکراسی، ص ۲۲۳٫
[۶] – نک: تاریخ سیاسی و اجتماعی ارامنه، ترجمه و تألیف گیو آقاسی و الکساندر پادماگریان، انتشارات سازمان فرهنگی پاد، تهران، ۱۳۵۲٫
[۷] – برای متن مقالات، نک: نقش ارامنه در سوسیال‌دموکراسی ایران (۱۹۰۵- ۱۹۱۱)، به کوشش محمدحسین خسروپناه، نشر شیرازه، تهران، ۱۳۸۴٫
[۸] – اشاره به این نقطه هم از نظر رهیافت‌های مختلف ایرانیان به سوسیال دموکراسی قابل تأمل است؛ « اختر شماره ۴ سال ششم (۱۰۵) تحت عنوان «نهیلیست» نوشت که از چندی پیش گروهی به نام نهیلیست در ممالک روس، تشکلی مخفی برپا نموده‌اند. اینان برای پیشبرد امر خود جمعیت اجرایی تشکیل داده‌اند. این کمیته بیان‌نامه‌ای در اقدام ناموفق برای ترور الکساندر دوم تزار روسیه به تاریخ ۲۲ نوامبر ۱۸۷۹ منتشر کرد که اختر به ترجمه از روزنامه ترجمان افکار آن را در صفحات خود نقل نموده، و «سزاوار امعان نظر و تامل» دانسته است. سازمانی که اختر اعلامیه اش را منتشر کرد تشکلی تروریستی- سوسیالیستی بود که خود را مدافع حقوق دهقانان اعلام می‌کرد. این گروه که پلخانف یکی از رهبران آن به شمار می‌رفت و در سال ۱۸۷۶ در روسیه شکل گرفته و بارها اقدام به سوء قصد به تزار روسیه نمود تا سرانجام در اول مارچ ۱۸۸۱ او را به قتل رساند. در این بیان نامه«آزادی و منافع ملت روس را مقدس» دانسته و استبداد تزار، ظلم و ستم ماموران دولتی، تبعید و شکنجه آزادیخواهان در معادن سیبریه دلایل اقدام به ترور او اعلام شده است. تزار به دلیل «غصب حقوق ملت» در محکمه مردمی محکوم به مرگ شده و اگر خود را تسلیم «رأی ملت» نسازد ما سرانجام او را به قتل خواهیم رساند. «هدف ما رسیدن ملت به حریت» است و با تمام توان و قدرت خود در این راه خواهیم جنگید تا سرانجام «بیرق آزادی» را بر «خرابه استبداد» برافرازیم. در این راه دشوار و پر صعوبت برای پایان دادن عمر حکومت استبدادی و تحقق حقوق ملت دست یاری به تمامی مردم روس دراز می‌کنیم.» به نقل از: اختر و افکار سوسیالیستی، بخش ۱۸ و ۱۹، منوچهر بختیاری، نشریه شهروند کادانا، شماره‌های ۸۵۵ و ۸۵۷، ۲۳ ژانویه ۲۰۰۴٫
[۹] – نک: مجاهدان مشروطه، سهراب یزدانی، نشر نی، تهران، ۱۳۸۸
[۱۰] – نک: زندگی طوفانی- خاطرات سید حسن تقی زاده/ ۳۵
[۱۱] – سه سند اصلی و درجه اول  از دوران مانده است: «مرامنامه جمعیت اجتماعیون عامیون (متشکله در مشهد ۱۳۲۵ق.)، «تنقید فرقه اعتدالیون یا اجتماعیون- اعتدالیون (محمد امین رسول زاده ۱۳۲۸)» و «اطلاعیه فرقه اجتماعیون- عامیون ایران(تبریز ۱۹۰۹)».
[۱۲] – ستارخان و جنبش مشروطیت/ ۱۸
[۱۳] – اجتماعیون عامیون/ ۱۶
[۱۴] – نک: پیشینه‌های اقتصادی- اجتماعی جنبش مشروطیت و انکشاف سوسیال‌دموکراسی، خسرو شاکری، نشر اختران، تهران، ۱۳۸۴
[۱۵] – نک: علی مسیو و مشروطیت در تبریز، علی‌اصغر حقدار
[۱۶]- سهراب یزدانی به استناد «یادداشت‌های میرزا جواد ناطق»، علی مسیو را جزو گروهی از روشنفکران تبریزی می‌داند که با الهام‌گیری از نوگرایان عثمانی و قفقازی، به فعالیت‌های مخفی تنظیم و پخش شب‌نامه و اوراق ژلاتینی ضد حکومتی در سرآغاز مشروطه‌خواهی، مشغول بودند.(مجاهدان مشروطه/ ۲۴)
[۱۷]-  نامه‌هایی از تبریز/ ۲۰۵
[۱۸]-  وقایع مشروطیت به روایت نامه‌های سید رضا به میرزا آقا فرشی/ ۱۸۳
[۱۹] – نک: باکو و انقلاب مشروطه ایرانی، رسول پور زمانی، انتشارات سفیر اردهال، تهران، ۱۳۹۵
[۲۰]-  قیام آذربایجان در انقلاب مشروطیت ایران/ ۴۵۵
[۲۱]-  نامه‌هایی از تبریز/ ۲۰۶
[۲۲]- بخش عمده اسناد «انجمن ایالتی تبریز» که مربوط به دو سال آخر فعالیت آن است، اخیراً منتشرشده است، با این شناسه: مکاتبات و یادداشت‌های انجمن ایالتی تبریز (در سال‌های ۱۳۲۸-۱۳۲۹ق)، به کوشش راضیه یوسفی نیا، انتشارات کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، تهران، ۱۳۹۴. راجع به زمان فعالیت‌ها و اشخاص مؤسس و اعضای «انجمن ایالتی تبریز» هم دو کتاب مستقل منتشر شده است؛ حدود سی سال پیش صمد سرداری نیا با گردآوری برخی از منابع مشروطیت در آذربایجان، به آشنایی با شرایط و شیوه کار «انجمن ایالتی تبریز»، «مرکز غیبی» وابسته به آن و زندگی‌نامه «علی مسیو»، مؤسس آن مبادرت کرده است؛ سرداری نیا بجز اشارات جسته و کوتاه، از نشریه «انجمن» نام نبرده است. محمد عزیزی هم در تک‌نگاری جامع خود از نقش «مرکز انجمن ایالتی آذربایجان» نوشته و در بخش‌هایی از کتاب خود به نشریه «انجمن» پرداخته است؛ شناسه این کتاب‌ها عبارتند از: نقش مرکز غیبی تبریز در انقلاب مشروطیت ایران، صمد سرداری نیا، نشر اختر، تبریز، ۱۳۹۳؛ انجمن ایالتی آذربایجان در دوره مشروطیت، محمد عزیزی، نشر اختر، تبریز، ۱۳۸۵.
[۲۳] – نک: انجمن های شورائی در انقلاب مشروطیت، هما ناطق
[۲۴]-  «مجتمعین قنسولخانه دفتر اعانه باز کردند از تجار که آنجا بودند هرکدام الی صد تومان اعانه نوشتند و قرار را در اکل و شرب به مختصرات گذاشتند، تا از عهده مخارج بتوانند برآیند…» (رسائل سیاسی ثقهالاسلام تبریزی/ ۷۵).
[۲۵]-  رسائل سیاسی، میرزاعلی ثقهالاسلام تبریزی/۷۴
[۲۶]-  نک: تاریخ بیداری ایرانیان/۵۳۳
[۲۷]- «انجمن ملی تبریز کمافی السابق برقرار بوده و یک نفر مامور به تصدیق اجزای انجمن از جانب حضرت اقدس معین و در انجمن حاضر خواهد شد که اعضای انجمن در امورات جزیی و کلی هر چه حکم نموده‌اند به‌موقع اجرا گذارده و کارگزاران حضرت‌والا در اجرای تمام احکامات انجمن تقویت خواهند نمود. هفدهم رمضان المبارک ۱۳۲۴ق.»
[۲۸]- روزنامه انجمن، سال اول، نمره اول، ص۱
[۲۹]-  قیام آذربایجان در انقلاب مشروطیت/۱۴۸
[۳۰] – راجع به نشریه «انجمن» تا کنون تنها یک تحقیق ارزشمند و جامع منتشرشده است؛ منصوره رفیعی در پژوهش خود با تحقیق در تاریخ شکل‌گیری «انجمن ایالتی آذربایجان؛ تبریز» و انتشار نشریه «انجمن»، به تحلیل مسائل اجتماعی- اقتصادی- سیاسی و اعلانات و اخبار و تلگرافات در آن پرداخته و شناسنامه کاملی از نشریه به دست داده است؛ انجمن ارگان انجمن ایالتی آذربایجان، منصوره رفیعی، نشر تاریخ ایران، تهران، ۱۳۶۲. انتشار عمومی شماره‌های سال‌های اول و دوم و سوم (با چند شماره ناقص) نشریه «انجمن» هم با این شناسه منتشرشده است: روزنامه انجمن تبریز، کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران با همکاری استانداری آذربایجان شرقی، تهران، ۱۳۷۴ و ۱۳۷۶؛ انجمن ارگان انجمن ایالتی تبریز، به اهتمام علی‌اصغر حقدار، نشر باشگاه ادبیات، استانبول، ۱۳۹۹٫
[۳۱]-  نک: مدارس جدید در دوره قاجاریه: بانیان و پیشروان/۲۷۹
[۳۲]-  نک: تاریخ مشروطیت ایران/۴۵۴
[۳۳]-  نک: حرفی از هزاران که اندر عبارت آمد/۱۲۹
[۳۴]-  گزارش‌هایی از انقلاب مشروطیت ایران/۶۱
[۳۵]-  این گزارش‌ها را یحیی شهیدی تحت عنوان «گزارشی از انقلاب مشروطیت ایران (رویدادهای تبریز)» ترجمه و در مجله بررسی‌های تاریخی منتشر کرده است.
[۳۶]- نک: روزشمار محاصره تبریز و اعاده مشروطه بر اساس اسناد منتشرنشده، به کوشش سجاد جمشیدیان و نادر پروانه، انتشارات سفیر اردهال، تهران، ۱۳۹۵
[۳۷]-  نک: تاریخ مشروطه ایران/۱۶۷
[۳۸]-  نک: قیام آذربایجان در انقلاب مشروطیت/۷۴
[۳۹]-  گزارش‌هایی از انقلاب مشروطیت ایران/۱۶۸

 

 

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=255135

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (لطفا کوتاه بنویسید):