دادگاه حمید نورى با اعتراض او به شیطان و دجال خواندن خمینى متوقف شد!

- هنگام برگزارى دادگاه روز جمعه ۱۷ سپتامبر، چند تن دیگر كه كه از اعدام‌هاى سال ١٣٦٧ جان به‌در برده بودند، به عنوان شاكى از روح‌الله خمینى، بنیانگذار جمهورى اسلامى را فریبكار، دجال و شیطان مكار خواندند كه چند بار با اعتراض نورى مواجه شد و دادگاه براى چند دقیقه متوقف گردید و ساعتى بعد به زمان دیگرى موكول گردید.
- یک زندانی سیاسی سابق: «یک شب، کامیونى ترمز کرد و دنده عقب گرفت، آمد جلوی آشپزخانه زیر یک چراغ ایستاد. پاسداری بالای کامیون ایستاده بود و ما اجساد بچه‌ها را دیدیم که در كامیون می‌ریختند… چنان سکوتی حاکم شد که ما صدای زدن قلب همدیگر را می‌شنیدیم. من حالم خیلی بد شده بود. از ناراحتی داشتم منفجر می‌شدم. شب که می‌خواستم بخوابم پتویم را انداختم روی صورت و آن‌قدر «مرگ بر خمینی» گفتم تا بخوابم.»

شنبه ۲۷ شهریور ۱۴۰۰ برابر با ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۱


هفدهمین جلسه محاکمه حمید نورى دادیار پیشین زندان گوهردشت (رجایی‌شهر کنونی) کرج و از متهمین اعدام‌هاى گروهى زندانیان سیاسى در ایران، روز جمعه هفدهم سپتامبر در استکهلم پایتخت سوئد به دنبال شهادت على اکبر بندلى از زندانیان سیاسى و شاهد و شاکى پرونده حمید نورى با تشنج ادامه یافت اما در جلسه بعد از ظهر متوقف گردید.

على اکبر بندلى که از حکم اعدام با طناب دار نجات یافته بود، روح‌الله خمینى بنیانگذار رژیم جمهورى اسلامى را  فریبکار ، دجال  و شیطان مکار خواند.

بندلى در سال ١٣۶٠ به اتهام هوادارى از سازمان مجاهدین خلق بازداشت شده و سیزده سال زندانى بود.

هنگام برگزارى دادگاه روز جمعه ۱۷ سپتامبر، چند تن دیگر که که از اعدام‌هاى سال ١٣۶٧ جان به‌در برده بودند، به عنوان شاکى از روح‌الله خمینى، بنیانگذار جمهورى اسلامى را فریبکار، دجال و شیطان مکار خواندند که چند بار با اعتراض نورى مواجه شد و دادگاه براى چند دقیقه متوقف گردید و ساعتى بعد به زمان دیگرى موکول گردید.

على اکبر بندلى در سال ١٣۶٠ هنگامى که سرباز وظیفه بود به اتهام همکارى با سازمان مجاهدین خلق دستگیر و سال‌هاى حبس خود را در در زندان‌هاى گوهردشت، قزل حصار و اوین سپرى کرد. بندلى گفت که او در یک دادگاه «پنج دقیقه‌ای» به ریاست یونسی محاکمه شده بود.

او افزود: از تابستان ۶۶ در زندان گوهردشت بودم و در این زندان به تکرار از بندی به بند دیگر منتقل شدم. وى تاکید کرد که در زمان اعدام‌ها در «بند دو» آن زندان بوده و از آنجا روند اعدام‌ها را دیده است و زندانیان دیگرى از جمله نصرالله مرندى و محمود رویایى را از آنجا مى‌شناسد.

بندلى در ادامه شهادتش گفت که با توجه به دسته‌‌بندى زندانیان از پیش از سال ۶٧ و بر اساس برخی خبرها از جمله از حمید عباسی (نوری) شنیده که اعدام‌ها از قبل برنامه‌‌ریزى شده بوده و ربطی به «عملیات فروغ جا‌ویدان» نداشته است.

او اضافه کرد: غروب ششم مرداد آمار گرفتند و هفتم مرداد آمدند تلویزیون بند را بردند. شرایط عجیبی بود. من با رضا زند در انتهای بند نشسته بودم. رضا گفت که با توجه به شرایط حاکم فکر می‌‌کند همه را خواهند کشت. او گفت که پس چه خوب است که سرودخوان برویم و کشته شویم. او شروع کرد به خواندن سرود که آمدند و هشت نفر از جمله او را صدا زدند و بردند.

وى در بخش دیگری از شهادتش گفت: یک شب، کامیونى ترمز کرد و دنده عقب گرفت، آمد جلوی آشپزخانه زیر یک چراغ ایستاد. پاسداری بالای کامیون ایستاده بود و ما اجساد بچه‌ها را دیدیم که در کامیون می‌ریختند… چنان سکوتی حاکم شد که ما صدای زدن قلب همدیگر را می‌شنیدیم. من حالم خیلی بد شده بود. از ناراحتی داشتم منفجر می‌شدم. شب که می‌خواستم بخوابم پتویم را انداختم روی صورت و آن‌قدر «مرگ بر خمینی» گفتم تا بخوابم.

بندلی در بخش دیگری افزود: پس از موج اول و دوم اعدام‌ها، زندانبانان از زندانی‌ها خواستند که هم‌بندی‌هایشان را به عنوان «مجاهد» لو بدهند که این وضعیت بسیار ترسناک و آزاردهنده‌ بود.

او با اشاره به پایان اعدام مجاهدین در ٢۵ مرداد و آغاز اعدام مارکسیست‌ها از ۵ شهریور ۶٧ نیز گفت: در همان روزها وقتی در اتاق «هیئت مرگ» بودم، تلفن زنگ خورد و سپس همه اعضای هیئت از اتاق خارج شدند.

در ادامه دادگاه، بندلی به سوال دادستان که پرسید از کجا آگاه شده که نوری در سوئد بازداشت شده است، پاسخ داد: دختر برادرم با من تماس گرفت و گفت کسی به نام حمید نوری در سوئد بازداشت شده که گویا دهه ۶٠ در زندان‌ها کار می‌کرده؛ من گفتم ما در زندان حمید نوری نداشتیم، حمید عباسی داشتیم. بعد زنگ زدم به یکی از دوستان و از او جویاى ماجرا شدم. او گفت که نوری همان حمید عباسی است. بعد هم که عکس پاسپورت او را دیدم، وى را شناختم. در عکس او کمی چاق شده اما عکس پاسپورتش همان بود که من می‌شناختم.

دادگاه حمید نوری در استهکلم از روز سه‌ شنبه، ١٩ امرداد ۱۴۰۰ (١٠ اوت ٢٠٢١) آغاز شده است. کریستینا لیندهوف کارلسون دا‌دستان پرونده او گفته است که بنا به مدارک و دلایل استوار و محکم، نوری در اعدام حداقل ۴٠٠٠ زندانی سیاسی نقش داشته است.

حمید نوری و وکلایش این اتهامات را رد کرده و گفته‌اند با وجود فعالیت او در زندان اوین، وی جز برای کارهای اداری به زندان گوهردشت نرفته و در زمان کشتار زندانیان سیاسی به دلیل تولد فرزندش در مرخصی بوده است.

نوری روز ٩ نوامبر ٢٠١٩ در فرودگاه «آرلاندا» استکهلم با حکم دادستان سوئد و به اتهام مشارکت در «کشتار دستجمعی»  بازداشت شد.

کیفرخواست صادره علیه نوری از طرف دادستانی کل سوئد علیه جرائم بین‌المللی و جنایات سازمان‌یافته و از سوی دادستان کریستینا لیندهوف کارلسون صادر و به مقامات قضایی سوئد تحویل داده شده است.

در این پرونده حدود ۴٠ شاکی و ۶٠ شاهد که در تابستان ۶٧ در زندان گوهردشت محبوس بودند، حضور دارند.

تا کنون هفده جلسه از محاکمه نوری برگزار شده و گفته شده است که روند محاکمه او تا آوریل سال آینده میلادی ادامه خواهد داشت. او اولین مقام ایرانی است که در یک دادگاه خارجی به اتهام مشارکت در اعدام‌های تابستان ١٣۶٧ محاکمه می‌شود. بر اساس قوانین سوئد، اشد مجازات برای او در صورت محکومیت، حبس ابد خواهد بود.

همچنین بر اساس آمارهای غیررسمى، بیش از ۶٠٠٠ نفر که اکثرا از اعضا، هواداران و حامیان «سازمان مجاهدین خلق» بوده‌اند، در جریان اعدام‌های سال ١٣۶٧ به دستور خمینی اعدام شدند.

بازماندگان کشتار و خانواده‌های کشته‌ شدگان امیدوارند دادگاه نوری نقطه‌ آغازى براى رسیدگی بین‌المللی به کشتارهای دهه ۶٠ به‌ ویژه کشتار تابستان ۶٧ و مجازات آمران و عاملین آن باشد.

دادگاه حمید نوری هر هفته با سه تا چهار جلسه برگزار می‌شود و پخش صوتی مستقیم آن را که با همکاری کیهان لندن و مرکز اسناد حقوق بشر ایران صورت می‌گیرد می‌توان همزمان در یوتیوب دنبال کرد.

 

 

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=256571

یک دیدگاه

  1. بینام

    اگر فتنه عن قلاب شوم ۵۷ مجاهدین ضدخلق درد اسلام گرفته و کمونیستهای بی وطن و مصدقیهای خائن نبود که با سلام و صلوات برای خمینی گجستک فرش قرمز پهن کنند و خمینی رهبر ارتجاع سیاه را به شاه ایران پرست و مدرن و پیشرو ترجیح دهند هم آن مبارزان دلیر زندانها و هم صدها هزار نفر دیگر در این ۴۲ سال شوم کشته و زخمی و آواره نمیشدند و میتوانستند بهترین زندگی را زیر سایه حکومت پهلوی ایرانساز و شادی آفرین داشته باشند و هم ایران اکنون جزو مرفه ترین و آبادترین و شادترین کشورهای دنیا بود و به چنین نکبت و سیاهی و تباهی نمی افتاد که زندگان فعلی در ایران از شدت بدبختی و فلاکت آرزوی مرگ میکنند. لعنت و نفرین مردم نگون بخت ایران بر باعثان و بانیان عن قلاب شوم ۵۷ به ویژه آن مسعود رجوی واپس مانده ضد ایرانی اسلام زده و قران زده و نهج البلاغه زده و کربلازده و تاسوعا زده و عاشورازده و زنان لچک به سر زده و نمازخوان و روزه گیر و مبلغ عربستان بادیه نشین ۱۴۰۰ سال پیش

Comments are closed.