جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان؛ بحرانی پیچیده‌تر از فقط یک «گذرگاه»!

- رژیم جمهوری اسلامی به دلیل رابطه بسیار ضعیف و تیره مرکز با اقوام ایرانی با بحران روبروست. اما در مورد آذربایجانی‌های ایران که گفته می‌شود حداقل ۲۸ درصد از جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند، به دلیل کثرت جمعیت و نقش آنها در ایران، به ویژه در مفاصل حساس دولتی و اداری و سیطره تقریبا کامل بر بازار، نمی‌تواند با آنها مانند دیگر اقلیت‌های قومی برخورد کند. به همین دلیل در جنگ اخیر آدربایجان و ارمنستان، تهران به منظور جلوگیری از هرگونه انفجار داخلی که ممکن است رژیم را بی‌ثبات کند، حساسیت‌های ایرانیان آذربایجانی را که شریک اصلی در ساختار حکومت کنونی ایران محسوب می‌شوند در نظر گرفت.

جمعه ۱۶ مهر ۱۴۰۰ برابر با ۰۸ اکتبر ۲۰۲۱


مصطفی فحص (الحره) – رژیم تهران در موضع گیری خود درباره جنگ اخیر آذربایجان و ارمنستان در قره باغ، به دلیل فشار عمومی از سوی شهروندان استان آذربایجان در ایران بسیار محتاطانه عمل کرده و از نشان دادن هرگونه جانبداری یا حمایت از ارمنستان اجتناب کرده و با اکراه واقعیت‌های ژئوپلیتیکی را که پیروزی باکو در جنگ سال ۲۰۲۰ تحمیل کرد پذیرفت. تغییرات جدید به نفع ترکیه و به زیان امنیت ملی کشور ایران و همچنین نقش ژئواستراتژیک تهران در منطقه ماوراء قفقاز و آرمان‌های توسعه‌طلبانه جمهوری اسلامی در این منطقه تمام شده است.

رجب طیب اردوغان، الهام علی‌یف

در جنگ سال ۲۰۲۰ دو جمهوری آذربایجان و ارمنستان، تهران دریافت که توازن قوا به نفع ارمنستان نیست و پیروزی آذربایجان در مرزهای آن پیامدهای سنگینی برای نظام در پی خواهد داشت. بنابراین پذیرفتن این واقعیت و برخورد محتاطانه تنها گزینه تهران بود تا هم شکست ارمنستان و هم گسترش نفوذ آنکارا و باکو را در منطقه مشترک حیاتی بین ایران و روسیه قبول کند. تغییر ماهیت روابط روسیه و آذربایجان از یکسو و روسیه و ارمنستان که متحد تاریخی- ارتدوکس مسکو به شمار می‌رود، از سوی دیگر باعث شد که روسیه بر تحولات جنگ ارمنستان و آذربایجان چشم‌ بسته و اهمیت زیادی برای آن قائل نباشد. پس از انقلاب رنگی ارمنستان که باعث سرنگونی نخست وزیر وابسته به کرملین و بر سر کار آمدن نخست وزیر متمایل به غرب شد، روابط مسکو با ایروان بسیار سرد گشت.

بحران بسیار عمیق «عدم اعتماد» بین تهران و باکو از زمان استقلال جمهوری آذربایجان در سال ۱۹۹۱ و پس از فروپاشی اتحاد شوروی آغاز شد. تهران درست از زمان به قدرت رسیدن حیدر علی‌یف رئیس جمهوری سابق به موقعیت ژئواستراتژیک آذربایجان جدید روی خوش نشان نداده و نتوانست خود را با شرایط جدید منطقه قفقاز سازگار کند. عدم پذیرش شرایط جدید از سوی تهران حساسیت‌های تاریخی بین دو کشور را بازتولید کرده است. حساسیت کشورهایی که در فرایند توافقنامه گلستان (۱۸۱۳) و سپس معاهده ترکمنچای (۱۸۲۸) که بین روسیه تزاری و ایران دوران قاجار امضا شد، به وجود آمد. حکومت قاجار پس از شکست در دو جنگ در نیمه اول قرن نوزدهم از روسیه مجبور شد قفقاز جنوبی و شمالی را به روسیه تزاری وا نهد. بر اساس این دو توافقنامه‌، ایران بخشی از استان آذربایجان، ارمنستان، گرجستان و داغستان را به روسیه واگذار کرد و  جنوب رود ارس به مرز جدید ایران تبدیل شد و مناطق شمال غرب آذربایجان، جایی را که اکنون پس از ۳۰ سال برای اولین بار مانور نظامی جمهوری اسلامی در آن انجام می‌شود، برای خود حفظ کرد.

با وجود تلاش‌های تهران برای نشان دادن بنیه‌ی نظامی خود در برابر باکو، اما خطر تشدید تنش یا رسیدن منازعات به درگیری‌های مرزی حتا اگر محدود هم باشد، ممکن است منجر به رویارویی بزرگتری شود که به احتمال زیاد چنین درگیری بطور مستقیم در داخل ایران منعکس می‌شود. رژیم جمهوری اسلامی به دلیل رابطه بسیار ضعیف و تیره مرکز با اقوام ایرانی با بحران روبروست. اما در مورد آذربایجانی‌های ایران که گفته می‌شود حداقل ۲۸ درصد از جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند، به دلیل کثرت جمعیت و نقش آنها در ایران، به ویژه در مفاصل حساس دولتی و اداری و سیطره تقریبا کامل بر بازار، نمی‌تواند با آنها مانند دیگر اقلیت‌های قومی برخورد کند. به همین دلیل در جنگ اخیر آدربایجان و ارمنستان، تهران به منظور جلوگیری از هرگونه انفجار داخلی که ممکن است رژیم را بی‌ثبات کند، حساسیت‌های ایرانیان آذربایجانی را که شریک اصلی در ساختار حکومت کنونی ایران محسوب می‌شوند در نظر گرفت. تجربه جنگ باکو و ایروان در ۲۰۲۰ نشان داد که رژیم تهران هرقدر هم در شعار و لفاظی رویکردی تنش‌آفرین و اغراق‌آمیز  از خود نشان دهد اما در عمل محاسبات داخلی‌ آن مانع تصمیم‌گیری درباره اقداماتی می‌شود که آرزوی انجام آنها را برای گسترش نفوذ و سلطه‌ی خود در منطقه دارد!

به این ترتیب، موضوع در رویدادهای کنونی قفقاز در ارتباط با جاه‌طلبی‌های سه قدرت رقیب در این منطقه یعنی روسیه و ترکیه و ایران، بسی فراتر از مشکل یک «گذرگاه» یا «کریدور» برای تردد کامیون‌ها و نقل و انتقال محموله‌ است که الهام علی‌یف رئیس جمهوری آذربایجان هفته گذشته درباره آن صحبت کرد. علی‌یف تلاش کرد تا مسئله را به موفقیت باکو در کنترل جاده‌های واقع در قلمرو  قره‌باغ و استان نخجوان در امتداد مرز ایران و ارمنستان خلاصه کرده و کاهش دهد اما واقعیت امر پیچیده‌تر از این کریدور تجاری است .

الهام علی‌یف در سخنان خود گفت، در فاصله زمانی بین ۱۱  اوت و ۱۱ سپتامبر ، باکو ۶۰ کامیون ایرانی را در جاده‌های این کشور مشاهده کرد که بدون دریافت مجوز و بدون پرداخت عواض کمرگی وارد خاک جمهوری آذربایجان شده‌اند و این باعث شد تا باکو جریمه‌ای برای کامیون‌های ایرانی که از خطوط زمینی آن برای رسیدن به ارمنستان استفاده می‌کنند، وضع کند. این امر باعث خشم تهران و هشدار تند آن به باکو شد. تهران در هشدار خود گفته است هیچ تغییر جدیدی در مرزهای کشورهای همسایه را نمی‌پذیرد.

هشدار  جمهوری اسلامی درواقع بیانگر نگرانی زمامداران رژیم ایران از طرح ترکی- آذربایجانی برای کنترل مرزهای ایران و ارمنستان به منظور باز کردن کریدوری بین ترکیه و آذربایجان است زیرا در عمل این اقدام به معنای قطع تنها مسیر ایران به اروپا از طریق خاک ارمنستان است. بنابراین طبیعی است اگر  ادعا شود مشکل «گذرگاه» و «کریدور» ممکن است بار دیگر درگیری‌ها و منازعات تاریخی و قدیمی قفقاز را زنده کند.

*منبع: وبسایت تلویزیون الحره
*نویسنده :مصطفى فحص
*ترجمه و تنظیم از کیهان لندن

 

 

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=259098

4 دیدگاه‌

  1. ناشناس !

    اگر نگوییم خیانت، اما یکی از بزرگترین اشتباهات ژىوپلیتیکی جیم الف این بود که کشور آذربایجان را در بدو تاسیس آن به رسمیت شناخت.
    این رژیم پلید، در حالیکه از اعلام استقلال کردستان عراق در رفراندؤم وحشت کرد و تا تهدید نظامی پیش رفت، باید می دانست که کشور آذربایجان خطری بزرگتر برای تمامیت ارضی ایران است.
    اگر رژیم ملی در ایران سرکار بود،‌اولا باید شناسایی آن کشور را پس می گرفت و ثانیا قراردادهای گلستان و ترکمنچای را ملغا اعلام می کرد. چون این قرار دادها از طرف روسیه تزاری تحمیل شد و شوروی آن را ادامه داد، هر دو رژیم وجود خارجی ندارند. پس قرارداد دیگر موضوعیتی ندارد و ضمنابعید است که رژیم فعلی روسیه ادعایی در مورد آن دو قرارداد ننگین داشته باشد،
    چرا مدعیان ملی گرایی خوش نشین در برون مرزی در سکوتی مرگبار فرو رفته اند؟؟!!!!

  2. بهین

    درود یاران جان
    (هرآنچه که نداریم وداشته ایم وهر پس رفتی که کرده ایم از آخوند است)
    حدود دو قرن پیش آخوندی بنام آخوند مجاهد (به این کشورکه از نظر همه آخوندها
    بجز غنیمت اسلام که البته تمام تاریخ وفرهنگ وو.. جاهلیتی بوده وباید ویران شود و
    بجایش فرهنگ نداشته قبیله قریش جایگزین شود وهیچ منزلتی ندارد).بدلیل طغیان هورمون
    تستوترون در بدنش احساس پهلوانی کرده والبته با بینش وعلم سیاسی کامل وکافی آخوندی!!
    اعلام جهادعلیه روسیه کرده ونیمی از غیمنت اسلام که کل ایران است را به روس ها واگذار
    کرد**.البته به هیچ وجه گناه مردمان آن زمان را در باد کردن رگ کردن این بی وطن ها را که
    در نظرشان باخت بخشی از برد قبلیشان (همان غنیمت اسلامی) بوده و اهمیت زیادی ندارد را
    که اخیرن با نام ذوب شدگان درآخوند است نباید از نظر دور داشت .بار ها چه در زمان انقلاب
    کمونیستی چه درزمان نیستی کمونیست اگر متحدان وسیاست درستی داشتیم میشد این
    بیشعوری وخیانت وخباثت آخوندی را جبران کرد .اما هرگز از بندبی وطنان ذوب شده آخوند
    پرور برای دمی نیاسوده ایم.
    تاریخ ده بیست سال آینده هم روشن است .بدلایل اقتصادی فرهنگی زبانی واروپایی شدن ترکیه
    کشور آزرباییجان به کشور آزاد ومرفه واروپایی ترکیه با آرای بالای مردمش ملحق خواهد شد .
    البته اگر خود مردم ترکیه بتوانند از شر آخوند کرواتی اردوغان وذوب شدگانش برهند وجان
    سالم وقوی و متحدانی خوب پیدا کنند .
    بهر روی میتوان جان کندن آخوندهای ایران وذوب شدگانشان را در این مقطع تاریخی دید.
    تاکی بخشی از مردمان سرزمینم نمی خواهندبپذیرند آخوند معنایش انگلی کشنده در دیگر
    کشورها حتا در همان حجاز است .مگر بن لادن بی وطن هم حجازی وذوب شده در آخوندی
    بظاهر مصری ومتنفر از مصر نبود .مشخصه اصلی آخوند بی وطنی وتنفر از میهن است .
    ———————–
    ** چون این واگذاری ها ی بخشی از ایران در ده سال ( ۱۸۱۳ تا ۱۸۲۴میلادی) علی رغم دلاوری
    سرداران به ویژه آزرباییجان وبخون غلطیدنشان بدلیل همان فتوای جهاد آخوندی در زیرکرسی
    وبین زنان عقدی وصیغه ای صادر شده نمیتواند نتجه اشتباه باشد (ترکمانچای وگلستان را در
    تاریخ مرور نمایید به ویژه دلایلش را).

    بل

  3. آبانی

    البته این مقاله اطلاعات نادرست هم می دهد
    مثلا بر اساس سرشماری جمعیت ترک زبان ایران ۱۶ درصد است که آمار آن در ویکی پدیا موجود است
    مباحثی مثل سیطره بر بازار و این مسائل هم ساختگی است و در اقتصاد فعلی جایگاهی ندارد
    قوم آذری بیشتر از اینکه با مرکز مشکل داشته باشد با قوم کرد مشکل دارد ولی اشاره ای به اینها نشده است

  4. سرباز

    نامهای جغرافیای ایران زمین به یک «عربی زدائی» کلی نیازدارد!
    شنیدن نامهای «معرب» شده ای چون آذربایجان بجای آذرآبادگان، نیشابور بجای نیشاپور، قم بجای کمندان، ودگرگون شده ای چون مشهد بجای سناباد، خلیج فارس بجای دریای پارس، باکو بجای بادکوبه وصدها نام معرب یا دگرگون شدهٔ دیگرنه تنها دل آزار، حتی مشوق تجزیه طلبان شده است.
    اگرمیخواهیم ایران زنده بماند نباید نام‌های تاریخی ایرانیان از یادها برود.

Comments are closed.