آینده تاریک آموزش در ایران؛ فقدان استانداردهای اولیه و موج گسترده ترک تحصیل

-پس از دو سال دوری کودکان و نوجوانان از مدرسه طبق پیش‌بینی وزارت آموزش و پرورش دانش‌آموزان با مشکل کاهش یادگیری و افزایش میل به ترک تحصیل روبرو خواهند بود.
-وزارت آموزش و پرورش در طول این مدت به موضوع کمبود مدرسه و فضاهای آموزشی نیز بی‌توجهی کرده و هم‌اکنون ۱۹ درصد مدارس باید بازسازی و حدود ۶/۵ درصد باید تخریب شوند ضمن اینکه هنوز ۴ هزار مدرسه سنگی تک‌کلاس در ایران وجود دارد.

جمعه ۳۰ مهر ۱۴۰۰ برابر با ۲۲ اکتبر ۲۰۲۱


در حالی که مقرر شده در آبان‌ماه مدارس کل کشور بازگشایی شوند اما کمبود مدرسه و فضای آموزشی پس از دو سال آموزش از راه دور همچنان برطرف نشده و شاخص تراکم کلاس درس بیش از ۳۵ دانش‌آموز است و این با خطر موج ششم کرونا به معنای یک بحران تازه در ایران است.

بر اساس اعلام وزارت آموزش و پرورش در آبان‌ماه مدارس کل کشور بر مبنای گزارش جمعیت محصلان بازگشایی می‌شوند، آنهم در حالی که نشانه‌های موج ششم کرونا در برخی استان‌ها چون البرز، سیستان و بلوچستان و گیلان دیده می‌شود.

این در حالیست که کمبود حداقل شش میلیون گوشی موبایل برای دانش‌آموزان و فقر خانوارهای ایرانی برای تأمین هزینه‌های تحصیل آنلاین، باعث کاهش ۲ میلیون نفری نرخ دانش‌آموزی شده و به خودکشی و افسردگی آنان نیز منجر شده است.

همچنین پس از دو سال دوری کودکان و نوجوانان از مدرسه طبق پیش‌بینی وزارت آموزش و پرورش دانش‌آموزان با مشکل کاهش یادگیری و افزایش میل به ترک تحصیل روبرو خواهند بود.

جدا از این مشکلات، وزارت آموزش و پرورش در این مدت به موضوع کمبود مدرسه و فضاهای آموزشی نیز بی‌توجهی کرده و هم‌اکنون ۱۹ درصد مدارس باید بازسازی و حدود ۶/۵ درصد باید تخریب شوند ضمن اینکه هنوز ۴ هزار مدرسه سنگی تک‌کلاس در ایران وجود دارد.

پایه و ریشه این مشکلات کمبود بودجه در امر مدرسه‌سازی با سهم ۲/۰۷ درصدی آموزش و پرورش از تولید ناخالص ملی است که در سال ۱۳۹۸ در آمارها ذکر شد. این درحالیست که در کشورهای توسعه نیافته چون ایرانِ دوران جمهوری اسلامی، این رقم حدود ۳ تا ۵ درصد و در کشورهای توسعه یافته تا ۱۵ درصد است.

در حال حاضر سهم آموزش و پرورش از بودجه عمومی کشور  ۸/۹ درصد است، در حالی که این رقم در سال ۹۲، ۱۸ درصد بوده است!

همین بودجه اندک نیز نه صرف افزایش استانداردهای آموزش که صرف هزینه‌های اداری و پرداخت با تاخیر حقوق کادر مدرسه و آموزگاران می‌شود. این کمبودها باعث کاهش فضای آموزشی ‌و کمبود آموزگار و در نتیجه کاهش کیفیت آموزش می‌شود.

گزارش‌ها حاکیست شاخص استاندارد تراکم باید ۱۶ تا ۲۰ دانش‌آموز در یک کلاس باشد ولی این رقم در عمل بیش از ۳۵ دانش‌آموز است. ضمن اینکه در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۰ کمبود ۲۰۰ هزار آموزگار نیز وجود دارد که بیشتر در مقطع ابتدایی و آموزش پایه است که اهمیت اساسی در آموزش همگانی دارد.

به همین دلیل دولت بخش عمده‌ای از بار ساخت‌ و ساز مدرسه را به دوش نیکوکاران گذاشته‌. به این ترتیب چرخه‌ی معیوب کمبود کلاس، کمبود معلم و کمبود کیفیت تحصیل به کاهش شمار دانش‌آموزان و ترک تحصیل منجر شده است.

وزرات آموزش و پرورش با حدود ۱ میلیون و ۱۰۰ هزار معلم، یک سوم کارمندان کل دولت را شامل می‌شود از سویی حدود ۱۴ میلیون دانش‌آموز در ۱۰۷ هزار مدرسه این وزارتخانه در حال تحصیل هستند.

از این رو، نگرانی‌ها از وضعیت آموزش نسل‌های آینده بیش از هر زمان دیگر وجود دارد که امنیت سلامتی آنها نیز پس از کرونا بر بستر ویران آموزشی و فقدان استانداردهای لازم از جمله در مواد درسی به خطر افتاده است.

از یکسو بی‌توجهی نظام به آموزش علمی نسل آینده و از سوی دیگر سیستم آموزشی سیاسی- عقیدتی که بیش از چهار دهه است بر کشور تحمیل شده، در کنار مغزشویی و عدم پرورش خلاقیت و دانش و کارآمدی برای سازندگی جامعه و کشور، به یک هزارتوی پیچیده و تاریک تبدیل شده است.

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=260837