طرح «جدید» وزیر دولت «قاضی مرگ» همان طرح وزیر دولت «تدبیروامید»‌ است: برای فساد سوت بزنید!

-  راه‌اندازی سامانه سوت‌زنی از سوی وزیر اقتصاد در پی انتشار خبرها و گزارش‌هایی درباره امتناع بانک‌ها از دادن وام به متقاضیان منتشر شده است.
- نتیجه تبلیغات جناحین مختلف در مبارزه با فساد و تخلفات اداری و سوت‌زنی «هیچ» بوده و فساد و رانتخواری در جمهوری اسلامی همچنان رو به افزایش است. 
- باید منتظر بود تا «سوت‌زنی» برای افشای فساد نیز خود به بستر فساد تبدیل شود!

یکشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۰ برابر با ۲۱ نوامبر ۲۰۲۱


در شرایطی که اقتصاد ایران به دلایل ساختاری به شدت ناکارآمد و فاسد است، مقامات دولت سید ابراهیم رئیسی با اقدامات «نمایشی»، «تبلیغاتی» و «دستوری» به دنبال حل مشکلات اقتصادی هستند.

در تازه‌ترین اقدام احسان خاندوزی وزیر امور دارایی و اقتصادی دولت سیزدهم از راه‌اندازی سامانه‌ای برای اطلاع‌رسانی درباره تخلفات بانکی خبر داده است.

احسان خاندوزی می‌گوید بانک‌های دولتی موظف به ارائه نسخه‌ای از قرارداد بانک با متقاضی تسهیلات شده‌اند و سامانه‌ای نیز برای سوت‌زنی تخلفات معرفی شده است.

احسان خاندوزی وزیر امور اقتصادی و دارایی در صفحه توئیتر خود با انتشار لینک، نوشت: «بانک‌های دولتی از امروز موظفند در صورت تقاضای تسهیلات‌گیرنده یا ضامن یا راهن، تصویر قرارداد بانکی را در اختیار آنها قرار می‌دهند [بدهند] تا تولیدکنندگان و مردم از حقوق خود آگاه باشند. در صورت تخلف به بازرسی آن بانک گزارش دهید.»

تخلف و فساد اقتصادی و اداری در جمهوری اسلامی آنچنان گسترده و آشکار است که از چند سال پیش دیگر از سوی مقامات قابل کتمان نبوده است. در پی افشای پی در پی اخبار مربوط به فساد و همچنین اعتراضات مردمی به ساختار فسادزا و فاسدپرور جمهوری اسلامی، مبارزه با فساد و تخلف به عنوان «نمایش» از سوی نهادهای مختلف در دستور کار قرار گرفت.

فرهاد دژپسند وزیر وقت اقتصاد دولت روحانی در آذر ۱۳۹۸ در جلسه شورای گفتگوی دولت و بخش خصوصی با اشاره به نهم دسامبر روز جهانی مبارزه با فساد در سخنانی بی سر و ته گفت: «شاید در مورد فساد خیلی صحبت شده اما میان احساس و ادارک فساد با خود فساد تفاوتی هست و به نظرم آنچه مانند سم، آسیب می‌رساند و اقتصاد ایران را در معرض خطر جدی قرار می‌دهد، ادراک فساد است. باور احساس و ادراک فساد خطرناک است . برخی از دلال‌ها در حوزه‌های مالیات و گمرک با دامن زدن به ادراک بد دنبال کاسبی برای خودشان هستند.»

وزیر اقتصاد دولت روحانی در بخش دیگری از این کلی‌گویی‌ها گفت: «برای مبارزه با فساد کریدور ویژه ایجاد می‌کنم و آماده هر گونه برخوردی هستیم. باید سیستم سوت‌زنی راه‌اندازی کنیم و هر کس با فساد مواجه شد سوت بزند.»

دژپسند افزود که «باید فساد ریشه‌کن شود بدون اینکه حاشیه جدید ایجاد شود و از هیچ چیزی نباید ترس داشت و حتما در وزارت اقتصاد و دولت در رابطه با مبارزه با فساد آمادگی دارند» و «هر کس فساد را افشا کند که منجر به صدور حکم برای فرد فاسد شود افشا کننده فساد از وزارت اقتصاد جایزه می‌گیرد.»

روش وزیر اقتصاد «تدبیر و امید» برای مبارزه با فساد: سوت بزنید، جایزه بگیرید!

حالا این حرف‌ها و طرح‌ها از سوی جریان اصولگرا نیز  به شکل دیگری دنبال می‌شود. از یکسو نمایندگان یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی بارها از اصطلاح «سوت‌زنی» برای تشویق مردم به افشار تخلفات اداری و مالی استفاده کردند و از سوی دیگر خبرگزاری فارس نزدیک به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بخشی را در وبسایت خود برای افشای فساد و تخلفات مالی و اداری راه‌اندازی کرده است.

اینهمه در حالیست که نتیجه آنهمه تبلیغات جناحین مختلف در مبارزه با فساد و تخلفات اداری و سوت‌زنی «هیچ» بوده و فساد و رانتخواری در جمهوری اسلامی همچنان رو به افزایش است.

اکنون گفته می‌شود راه‌اندازی سامانه سوت‌زنی از سوی وزیر اقتصاد «قاضی مرگ» در پی انتشار خبرها و گزارش‌هایی درباره امتناع بانک‌ها از دادن وام به متقاضیان منتشر شده است.

خبرگزاری فارس در اینباره گزارش داده که «پیش از این برخی بانک‌ها قراردادهای تسهیلات را به مشتری نمی‌دادند و فقط می‌گفتند داخل شعبه می‌تواند مطالعه کند و همه موارد را باید امضا کند وگرنه تسهیلات پرداخت نمی‌شود، حتی کپی نسخه قرارداد را هم به مشتری نمی‌دادند و خروج قرارداد از بانک را تخلف قلمداد می‌کردند.»

از سوی تحلیلگران اما دو علت برای عدم پرداخت وام از سوی بانک‌ها و سنگ‌اندازی در مقابل مسیر متقاضیان اعلام شده است؛ نخست اینکه بسیاری از بانک‌ها با توجه به شرایط ناکارآمد اقتصادی، منابع کافی برای پرداخت وام بانکی را ندارند اما به دلیل اینکه پرداخت وام به صورت مصوبه از سوی دولت و بانک مرکزی ابلاغ شده، ناچارند با سختگیری، متقاضی را در مراحل مختلف دریافت وام معطل کرده تا زمان بخرند یا مشتری‌ها به دلیل پیچیده بودن روند دریافت وام منصرف شوند.

علت دیگر نیز تخصیص رانتی منابع است و بانک‌ها ترجیح می‌دهند به آشنایان و رانتخواران وام دهند و در این میان بخشی از بدنه اجرایی بانک از کارمند تا رئیس، رشوه دریافت کنند و یا وام‌ها را به متقضایان سرمایه‌دار شعب خود بدهند تا امتیاز داشتن مشتری‌های پولدار در شعبه خود را حفظ کنند.

استفاده از ساز و کار نظارت مردمی و تشویق افشاکنندگان فساد، یکی از مؤثرترین روش‌های کنترل فساد است، اما بعید به نظر می‌رسد حتا اکنون که سازمان‌ها و نهادها و رسانه‌ها در جمهوری اسلامی برای ترویج و حمایت از سوت‌زنی با یکدیگر رقابت می‌کنند، سوت‌زن‌ها بتوانند درباره مافیاهای در هم پیچیده‌ی فساد گسترده‌ی اقتصادی افشاگری کنند آنهم در حالی که هر پدیده‌ای در این ساختار خود به بستر فساد تبدیل می‌شود و «سوت‌زنی» برای افشاگری فساد نیز از این قاعده مستنثاء نیست!

 

 

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=264578

2 دیدگاه‌

  1. ام الفساد

    به اطلاع میرساند مرکز موسسه فرهنگی و هنری فروغ فن مشهد (مدیر مسئولی حاجی عباس صفری نژاد و البته مالک حامد باباپور است که به صورت غیر قانونی امتیاز خریده و هم اکنون این دو نفر در حال مدرکفروشی هستند!)، به روشهای مختلف اقدام به مدرکفروشی و جعل مدرک تحصیلی میکند.
    روش معمول این کار، سوءاستفاده از آزمونها است، چون از زمان شیوع کرونا برگزاری آزمونها به این مراکز مهارت آموزس تحت نظارت وزارت ارشاد سپرده اند، و از طرفی آزمونها انلاینها هم با یک مجوعه تست با جواب با فرمت PDF با قبلیت سرچ است، عملا هیچ انگیزه ای بای یادگیری نیست، نمرات عملی که توسط مدیران وشرکایش داده و تستها به روش سرچ زده میشودف هیچ آموزش واقعی نیست و صرفا چند جلسه صوری است بریا رد گم کردند، از جمله موسسه فروغ فن مشهد
    به طوری عملا این مرکز به صورت تضمینی، اعلام دادن مدرک میکند، با همکاری چند مدرسه غیر انتفاعی و از راه دور، یک پروسه مدرکفروشی کامل راه انداخته اندف از جمله آقای ذکایی در یکی از مدارس خصوصی قوچان!
    در این بین هماهنگی بین مسئول مرکز اداره ارشاد (آقای صبوری) و آزمونگرهایی مانند اقای حسین پور همدست هستند. نشان به هم نشان طی چند سال اخیر دوران کرونا حتی یک مورد در آزمون عملی کسی مردود نشده اند! برای تصدیق این دعا کافی است ده درصد رندوم از میان فارغ التحصیلان کذایی طی دو سال اخیر انتخاب و آزمون مجدد برگزار شود، خواهید دید اکثریت قریب به اتفاق مردود میشوند.

    از تخلفات دیگر این موسسه، گماردن افراد ازمون دهنده بجای افراد اصلی است بخصوص زمانی آزمونها متمکرز بود.
    تا زمانی فساد آموزشی است کشور شانس رشد و پیشرفت نخواهد داشت

    (این کامنت در سایت تابناک داخلی ج.ا. ایران اشتباهات تایپی ویرایش شد) مشتی نمونه از خروارها فساد اموزشی در کشور است، از همین فسادها مسئولان نالایق و فاسد دزد بیت المال و ناکارمدی کشور بوجود میاند. پخش حداکثری کنید بعنوان وظیفه انسانی و ملی و به مسئولان حراست و نظارتی برسانید.

    https://www.tabnak.ir/fa/news/1089761

  2. 22

    نور از آقا می بارد

    اولین روضه خوانی که روضه دوره ای را در تهران مرسوم کرد آقانور بود. لباس روحانی ها به تن می کرد. مردم گفتند نور از آقا می بارد! به همین جهت به آقانور شهرت داشت. هیچ کس نام واقعی او را نمی دانست. آقانور خیلی مجلس داشت و به سبب کمبود وقت روضه هایش بسیار کوتاه بود. تقریبا ۵ دقیقه! مردم به همین هم راضی بودند و حضور آقانور را در خانه خود، باعث سلامتی و خوشبختی و برکت می دانستند.

    به محض اینکه آقانور روی صندلی می نشست یک استکان چای به دستش می دادند ، استکان را به دهان می برد و لب خود را با آن آشنا می کرد و بقیه را پس می داد. همسایه ها و بیمارداران، هر یک مقداری از چای آقا را برای سلامتی بیمار خود همراه می بردند! و گاهی بر سر ته مانده چای آقا دعوا می شد! آقانور یک الاغ هم داشت که همیشه با آن به مجالس روضه می رفت.

    همیشه هم یک خدمتکار به دنبالش میدوید. همراه او را پامنبری می گفتند و وظیفه اش نگهداری از الاغ آقانور بود. الاغ آقا، خیلی خوب خورده و پرورده شده بود. در ضمن نا آرام و چموش بود! علت نا آرامی اش هم این بود که مردم، موی بدن الاغ را جهت تبرک می کندند و در پارچه ای دوخته و به گردن می آویختند. خلاصه که کار آقانور خیلی سکه بود و از اینراه به ثروت زیادی رسیده‌ بود. غیر از خانه های شهری، باغ و ساختمانی در زرگنده داشت که پیش از جنگ بین الملل دوم به آلمان ها اجاره داده بود. آن موقع آلمانی ها خیلی در ایران بودند و در زمینه صنعت و تجارت بسیار فعال بودند.

    روز دوازدهم هر ماه قمری منزل ما روضه بود و آقانور هم دعوت داشت. یکبار در اوایل سال ۱۳۲۰ آقانور پیش از شروع روضه مطلبی به این مضمون گفت «این هیتلر که در آلمان پیدا شده، در اصل هیت لُر است! از لرستان رفته و سید هم هست. نایب امام زمان است و ماموریت دارد همه دنیا را فتح کند و به حضرت تحویل دهد!»

    مردم هم سراپا گوش بودند و هیچ کس در صحت مطلبی که آقانور گفت شک نکرد. مدتی گذشت و متفقین، ایران را اشغال کردند و آلمان ها از کشور اخراج شدند. آقانور نیز ساختمانش واقع در زرگنده را به انگلیسی ها اجاره داد. اما هیچکس نپرسید چرا پیش بینی آقانور برعکس از آب درآمده ؟

    در همان دوران روزی را به یاد می آورم که آقانور همه جا اعلام می کرد که شب جمعه آینده، زلزله شدیدی در تهران به وقوع می پیوندد و فقط کسانی که به امامزاده ها و اماکن مقدس پناه ببرند در امان خواهند بود معلوم است که آن شب، تهران به کلی تخلیه شد. ما هم با خانواده و با گاری به شاه عبدالعظیم رفتیم. برخی هم که نتوانستند بیایند در خیابان خوابیدند. آن شب زلزله نیامد. کسی علت نیامدن زلزله را نیز از آقا نور نپرسید! ماه بعد که آقانور برای روضه به خانه ما آمد بدون اینکه کسی چیزی بپرسد خودش گفت «حضرت به خواب کسی آمده و پیغام داده که چون معلوم شد مردم خیلی مومن و با عقیده هستند دستور دادم زلزله نیاید!» این را هم همه باور کردند!

    تنها پدرم بود که می گفت انگلیسی ها می خواستند میزان نادانی ما را امتحان کنند که با این کار به مقصود خود رسیدند! هیچ کس حرف پدرم را باور نکرد. وقتی آقانور مرد، در حقیقت تهران عزادار و تعطیل شد….آقانور هنوز هم نام میدانی در جنوب شرق تهران، حد فاصل سه راه افسریه، میدان بسیج فعلی تا بزرگراه امام رضا است.

    (داستان های واقعی از تهران قدیم) نوشته دکتر عباس منظرپور

Comments are closed.