راهکار بدیع و اخاذی جمهوری اسلامی برای جلوگیری از فرار مغزها: مالیات بدهید و بروید!

- بر اساس پیشنهاد روزنامه دولتی« ایران»، نخبگان مالیات بدهند و بروند! آنوقت این مالیات باید مستقیم برای توسعه آموزش و پژوهش مراکز خوش‌سابقه در تربیت نخبگان صرف شود! حتما به این دلیل که نخبگان بعدی هم مالیات بدهند و از کشور بروند!
- روند فرار نخبگان از ایران به مرزهای بی‌سابقه و خطرناکی رسیده و سبب خالی کردن ایران به عنوان یک کشور در حال توسعه از نیروهای انسانی ماهر و کارآمد شده است.

دوشنبه ۸ آذر ۱۴۰۰ برابر با ۲۹ نوامبر ۲۰۲۱


در حالی که نرخ مهاجرت نخبگان و متخصصان در ایران طی سال‌های گذشته به شدت افزایش پیدا کرده، جمهوری اسلامی برای جلوگیری از «فرار مغزها» راهکارِ پولساز پیدا کرده: آندسته از نخبگانی که علاقه به مهاجرت از کشور دارند مالیات بدهند و بروند!

روزنامه دولتی «ایران» گزارش داده نخبگانی که تمایل جدی برای مهاجرت دارند، باید مالیات سنگینی بابت استفاده از امکانات کشور در سال‌های رشد خود پرداخت کنند!

این روزنامه در یادداشتی که با موضوع مهاجرت نخبگان از ایران منتشر کرد، در پیشنهادی که در نوع خود «بی‌نظیر» و البته همخوان با ماهیت اخاذی جمهوری اسلامی است، نوشت: «نخبگان غیرجوان یا نخبگانی که قبلا در کشور از سهم مناسبی برخوردار شده‌اند، مانند پزشکان متخصص معتبر، در صورتی‌ که تمایل جدی برای مهاجرت دارند، باید بابت استفاده از امکانات کشور در طی سال‌های رشد و اعتباریابی خود، مالیات سنگینی پرداخت کنند!»

بر اساس پیشنهاد روزنامه دولتی «ایران»، این مالیات باید مستقیم برای توسعه آموزش و پژوهش مراکز خوش‌سابقه در تربیت نخبگان صرف شود! حتما برای اینکه نخبگان بعدی هم «مالیات سنگینی» بدهند و از کشور بروند!

نویسنده این یادداشت درباره این «مراکز خوش‌سابقه‌» توضیح بیشتری نداده اما تاکید کرده است که با توجه به «همین اصل ساده»، می‌توان دغدغه‌ نخبگان برای جایگاه تضمین‌شده شغلی متناسب با شأن آنان را تامین کرد. نویسنده این یادداشت در ادامه با این توجیه که نام افراد نخبه در بنیاد ملی نخبگان ثبت می‌شود و «وضع تضمین‌شده‌ای» دارند، این نهاد را نیز در مهاجرت نخبگان به خارج از ایران مسئول دانسته است.

نرخ مهاجرت نخبگان علمی و نیروی کار ماهر و سرمایه‌داران و کارآفرینان در ایران طی سال‌های گذشته به ویژه از دو سال پیش به شدت افزایش یافته است. فشارهای سیاسی و اجتماعی، اقتصاد پرریسک، درآمدهای اندک از جمله دلایل اصلی مهاجرت از ایران است. برخی کارشناسان معتقدند کشتار آشکار و گسترده مردم در اعتراضات آبان ۹۸ و شلیک عامدانه به هواپیمای مسافربری اوکراینی نیز بر تصمیم عده‌ای از شهروندان به مهاجرت از کشور مؤثر بوده است.

کیهان لندن در هفته‌های گذشته گزارشی درباره مهاجرت از ایران منتشر کرد و نوشت: «اگر تا چند سال پیش مهاجرت از کشور شامل مهاجرت‌های مقطعی برای تحصیل یا خروج فعالان و مخالفان سیاسی و مدنی به دلیل فشارهای قضایی و امنیتی بود، اکنون اما مهاجرت به یکی از مسیرهای مهمی تبدیل شده که غالب خانواده‌های ایرانی آن را مورد ارزیابی و امکان‌سنجی قرار می‌دهند.»

مهاجرت بی‌پایانِ ایرانیان؛ سرزمینی که از هر نوع متخصص خالی می‌شود!

در این گزارش تأکید شده بود که از نظر آماری، برخی پناهندگان به دلیل خروج غیرقانونی و همچنین بخشی از نیروی حرفه‌ای کار که به صورت دوره‌ای در کشورهای دیگر کار می‌کنند، جزو آمار رسمی مهاجرت حساب نمی‌شوند.

آمارهای رسمی نشان می‌دهد ۲۵ درصد از مشمولان بنیاد نخبگان و ۱۵ درصد از رتبه‌های زیر هزار کنکور سراسری مقیم کشورهای دیگر هستند. همچنین ۳۷ درصد از دارندگان مدال در المپیادهای علمی دانش‌آموزی در سال‌های ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۱ به دیگر کشورها مهاجرت کرده‌اند.

در ایران فقط ۱۸۶ شرکت با «مجوز رسمی» به اخذ پذیرش تحصیلی در کشورهای دیگر اشتغال دارند. این در حالیست که شرکت‌های زیادی بدون مجوز و به صورت غیررسمی برای اخذ پذیرش تحصیلی اقدام می‌کنند و بسیاری از متقاضیان تحصیل در خارج نیز بطور شخصی از طریق سفارت‌ها و یا  دوستان و اقوام برای دریافت پذیرش و ویزا اقدام می‌کنند!

در سه ماهه تابستان امسال بیش از هزار پزشک برای فعالیت در کشورهای دیگر، از این سازمان درخواست صدور گواهی کرده‌اند. این آمار در شرایط پاندمی کرونا و همچنین در حالی که مقامات وزارت بهداشت از کمبود دست‌کم ۵۰ هزار پزشک و پرستار در ایران خبر می‌دهند، هولناک است.

وبسایت «میدل‌ایست آی» نیز با انتشار گزارشی از تهران نوشته است: «طی سال‌های گذشته روند فرار نخبگان از ایران به مرزهای بی‌سابقه و خطرناکی رسیده و سبب خالی کردن ایران به عنوان یک کشور در حال توسعه از نیروهای انسانی ماهر و کارآمد شده است.»

در این گزارش آمده که «المپیکی‌ها، ریاضیدانان نابغه، پزشکان قلب. این روزها لیست خروج نخبگان از ایران طولانی است. در مواجهه با تحریم‌های فلج‌کننده، بیکاری گسترده و کاهش ارزش پول، ایرانیان در حال فرار از کشور هستند. تقریبا در اغلب گردهمایی‌های خانوادگی یا جلسات کاری زمان زیادی طول نمی کشد تا با فردی روبرو شوید که می‌خواهد کشور را ترک کند و یا قبلا ترک کرده است.»

بر اساس این گزارش ایرانیان زیادی گفته‌اند شاید ناامیدکننده‌ترین احساس اینست که برای داشتن فرصت یک زندگی دلخواه، ترک کشور تبدیل به یک ضرورت شده است.

به گفته مقامات و گزارش های خبری، ۴۳ درصد از ورزشکاران المپیکی ایران، ۳۰ درصد از اساتید رشته هایی مانند مکانیک و علوم کامپیوتر در برخی از دانشگاه‌ها و ۳ هزار پزشک یا ایران را ترک کرده‌اند یا قرار است ترک کنند.

در همین ارتباط، معاون وزیر بهداشت هشدار داده است که در بسیاری از استان‌ها حتا یک متخصص جراح قلب در کل استان وجود ندارد و این تخصص در کشور رو به نابودی است.

رییس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی نیز به تازگی در نامه‌ای به علی خامنه‌ای رهبر جمهوری  اسلامی نوشت که با «عواقب جبران‌ناپذیر» فرار پزشکان مقابله کند!

دو سال پیش محمد جواد رسایی مشاور قائم‌ مقام وزیر علوم وقت گفته بود که ایران در میان کشورهای در حال توسعه رتبه اول فرار مغزها را دارد و خسارت فرار مغزها در سال معادل ۶۰ میلیارد دلار است.

اینهمه در حالیست که بی‌ثباتی اقتصادی و سیاسی و بحران‌های سیاسی در سرکوب و دستگیری شهروندان از جمله نوابغ و کارشناسان سبب شده بسیاری از مردم به فکر مهاجرت از کشور باشند و به هر جایی بروند که درآمد داشته باشند و بتوانند زندگی آسوده‌‌ای را در امنیت سیاسی و اقتصادی سپری کنند.

 سرنوشت ایران در حالی به دست افراد نالایق و ناکارآمد و «سهمیه‌ای» افتاده و ایرانیان را به مهاجرت واداشته که فرزندان و وابستگان و برخی مدافعان همین نظام نیز در خارج کشور کار و زندگی می‌کنند؛ و البته راهکار حکومتی‌ها برای جلوگیری از فرار مغزها نیز ناکارآمد و سودجویانه برای جیب خودشان است: «دریافت مالیات»!

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=265408

2 دیدگاه‌

  1. ناشناس !

    ایران و عراق و سوریه با ضریب هوش متوسط ۸۴، باهوش ترین ملتهای خاورمیانه و‌شمال آفریقا هستند.
    بغیر از تبعات اجتماعی و اقتصادی، ‌ فرار و مهاجرت نخبگان باعث کاهش ضریب هوش متوسط می شود.
    از آنسو ، با سیاست افزایش جمعیت، افراد کم هوش زاد و ولد بیشتری می کنند. در نتیجه ، جمعیت کم هوش بیشتر تکثیر می یابد،
    این دو‌عامل مهم، باعث کاهش سریع و برگشت ناپذیر ضریب هوش ملی می شود و در نتیجه هر نسل از نسل قبلی کم هوش ر می گردد.‌
    از سویی دیگر، افراد کم هوش تمایلات مذهبی قوی تری دارند.
    خلاصه، اینکه وضعیت بسیار ناگوار است و ایران آینده خوبی ندارد.
    کشوری ویرانه با جمعیت زامبی های شیعه اثنی عشری !!!

  2. نتایج و میوه های تلخ جمهوریت در جهان سوم توسط وطن فروشان :

    وقتی میگوئیم ،، انگلیس ملعون و روسیه منفور ،،
    با همکاری وطن فروشان ملی مذهبی ها ی قلابی و مارکسیت اسلامیست های اخوندیسم ،،
    با اشغال ایران توسط این دسته از وطن فروشان ارتجاع سرخ و سیاه ،، دشمنان فرزندان کورش کبیر ،،
    با بر پایی دیکتاتوری اجباری پشت ماسک ،،
    جمهوری + اسلامی ،، تصمیم به غارت و استبداد تحمیل فقر و تجزیه و تخریب فرهنگی و تفرقه مابین اقوام ایرانی و و نابودی کامل ایران از صحنه تاریخ و جغرافیای سیاسی جهان گرفته اند ،،
    تهمت توهم و دخالت بیگانه را میزنید ..
    وگرنه اخوند جماعت نمیتواند حتی بمدت ۶ ماه بر یک روستا حکومت بکند ،،
    چه رسد به ایران سرزمین کورش کبیر با ۸۵میلیون جمعیت ..
    رضا شاه روحت شاد ..

Comments are closed.