«طناب دار» از توماج و بی‌لقب؛ پیرِ ناخلف! تولید ایرانم، بی‌انقضا! جنازم هم نمیذاره بکنی بی‌تاریخم!

چهارشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۰ برابر با ۱۲ ژانویه ۲۰۲۲


KayhanTour

«کیهان‌تور» در تور اینترنتی خود مطالب قابل توجه رسانه‌های دیگر را از سراسر جهان برای شما تور می‌کند.

توماج صالحی هنرمند رپ که درباره مردم و مشکلات و آرزوها و امیدهای آنها می‌خواند، بار دیگر نماهنگ یا ویدئوموزیکی منتشر کرده که اگرچه قلب را از اینکه چرا جوانانی باید به «طناب دار» فکر کنند سخت به درد می‌آورد اما در عین حال سبب امید به اکنون و آینده می‌شود؛ چرا که با صدای بلند وجود و حضور خیل جوانانی را یادآوری می‌کند که تولید ایرانند؛ تاریخ انقضا ندارند؛ از چیزی برای رسیدن به حقوق انسانی خود و عدالت نمی‌هراسند؛ چنین ایرانیانی همواره وجود داشته‌اند که بسیاری از آنها در نبردی به شدت نابرابر سینه سپر کردند و در دل خاک آرام گرفتند. اما هیچ سرکوبی از تیرباران و طناب دار تا شلیک در خیابان و… آنها را از تلاش برای رسیدن به آزادی خود و همنوعان و هموطنانشان باز نمی‌دارد: هموطنِ من، تو وطنمی، ما بی‌کرانیم!

قسم به خون، قسم به شیرِ مادرم
خفه نمی‌مونم حتی وقتی کشیده ماشه‌رم
جلو کفتار می‌میرم ولی یه شیرِ با شرف
یه سیلی هم به من بزن پیرِ ناخلف
ببین رحم من تمامه، سهمم از جهان
تو با هر چی میخوای بزن، سنگرم دستام
شاید حتی اشکم ببینی، به خون آغشته‌ست
ولی تسلیم نمیشم! مرگ؟ جانِ عشق است

صدام تو خیابونه، خب خفم کنی بی‌فایده‌ست
ما میلیون‌ها بذر کاشتیم، آماده‌ی ایفای نقش
بی‌سایه، پخش مثل تیرای پخش کُنِت، تَش
مترسکات حلق‌آویزن، دونه دونه تیرای برق
خط، سمت، جناح، وصل به هیچ‌جا نیستم
تولیدِ ایرانم، بی‌انقضا، بیخ تا ریشه‌ام!
جنازم هم نمیذاره بکنی بی‌تاریخم
حتی آتیش، آهک، اسید، ذوب، له کنیم، یه جا
یا تیکه تیکم کنی، هر تیکمو بسپری به خاک
دونه دونه سبز میشم نتونی بشمُریم نگاه

من، تمامِ من، تمامِ من، تمامِ مام
من؟ من؟ من، تمامِ مام!
سر طناب دار، آخرین سرپنامه، آخ
که اگه برسه دستای بازم به اون طناب دار
می‌بوسمش، طناب دار، طناب جان، طناب خان
منو ببر اونجایی که من تمامِ مام!

طناب دار طناب دار طناب دار
می‌گیرمت تو آغوشم من با افتخار
گوله میشه صدامون تو قلب این حصار
می‌بینیم همدیگه رو باز اونور دیوار

رفیق کلید خون تو قفل آزادی بذار
می‌گیرمت تو آغوشم من با افتخار
گوله میشه صدامون تو قلب این حصار
می‌بینیم همدیگه رو باز اونور دیوار

قسم به پرواز هفت پنج دو، به عدد
ب هزار و پونصد گل خونی توی یه سبد
قسم به وطن، قسم به این زندان ابد
تا قتل عام خاوران برمی‌گردیم عقب

قسم ب اون لحظه‌ای‌ که گرفته بودنت
کسی جلو نمیومد، شعار دادن همه
قسم به اون تیری که جا مونده تو تنت
پناه نبردی به کسی چون می‌فروختنت

قسم به طناب دار به شجاعت ستار
مادرای داغدار، قسم به قتل افکار
قسم به اونی که ایستاد جلوی جبار
که محاکمه کنیم حاکمو کف دربار

قسم ب خونا که ریختی و تقاص ندادی
آدم به آدم میرسه راه فرار نداری
هموطنِ من، تو وطنمی، ما بی‌کرانیم
طنابِ دارو می‌بوسم تا تو تنها نباشی.

 

 

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (لطفا کوتاه بنویسید):