شاهزاده رضا پهلوی در مصاحبه با روزنامه «البلاد» بحرین: این رژیم در حال فروپاشی است! آیا منطقه و جهان برای فردای این فروپاشی آماده‌اند؟!

- «بیایید به نقش سپاه پاسداران نگاه کنیم. دلیل ایجاد آن و هدف آن در قانون اساسی، دفاع در صدور انقلاب آنهاست! وقتی این رژیم انقلابی سقوط کرد، آنها می‌خواهند از چه چیزی دفاع کنند؟! هیچ چیز!»
- «با حذف افراطیون ایدئولوژیک از رهبری کشور، توسط جنبش مردمی، سربازان سپاهی باقیمانده، در نیروهای مسلّح ایران ادغام خواهند شد تا از کشور و مرزهای میهن خود دفاع کنند.»
- «این رژیم در کشور من به دنبال ایجاد هرج و مرج در منطقه است زیرا در هرج و مرج رشد می‌کند! هرج و مرج به آن اجازه می‌دهد تا خود را بیشتر به عنوان قدرت منطقه‌ای تثبیت کند. این فقط یک تاکتیک نیست که رژیم مدتی از آن استفاده کند بلکه استراتژی و بخشی از «دی‌ان‌ای» و سرشت آن است که خود را وقف صدور انقلاب اسلامی و بی‌ثباتی در کشورهای منطقه به نفع خود می‌کند.»
- «جایگزین این سیاست خرابکارانه، ائتلاف متنوع مخالفان و اکثریت قریب به اتفاق مردم است. مردمی که کاملاً با رژیم فرق دارند. ما ایرانی‌ها می‌خواهیم با همسایگان خود در صلح زندگی کنیم. ما با بحرینی‌ها با سعودی‌ها با اماراتی‌ها با کویتی‌ها و با اسرائیلی‌ها و سایرین صلح می‌خواهیم.»

سه شنبه ۵ بهمن ۱۴۰۰ برابر با ۲۵ ژانویه ۲۰۲۲


شاهزاده رضا پهلوی در مصاحبه با مونیس المردی مدیرمسئول روزنامه «البلاد» چاپ بحرین گفت  اعتراضات نیازمند حمایت و یکپارچگی است و با پیوند به یکدیگر و انتقال صدای مخالفان داخل کشور توسط مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از ایران است که این رژیم سقوط خواهد کرد.

گرافیک از کیهان لندن

روزنامه «البلاد» در مقدمه این مصاحبه که با عنوان «رژیم ایران سقوط خواهد کرد و ما خواهان صلح با همه هستیم» روز یکشنبه ۲۳ ژانویه (سوم بهمن) منتشر شد می‌نویسد ولیعهد پیشین و پسر شاه ایران شاهزاده رضا پهلوی با اشاره به تشدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران تأکید کرده مخالفان از اقشار مختلف در گوشه و کنار کشور از شهرهای بزرگ مانند تهران و مشهد تا شهرها و روستاهای کوچک دست به اعتراض می‌زنند. ترجمه فارسی متن کامل مصاحبه شاهزاده رضا پهلوی همچنین در «یونیکا» به صورت پادکست منتشر شده است.

-شاهزاده پهلوی، طرح و تحرک اپوزیسیون ایران در خارج از کشور چیست و چگونه در اعتراضات داخل به ویژه پس از وخامت اوضاع در ایران و سرکوب و خشونتی که رژیم در مواجهه با اعتراضات نشان داد، عمل می‌کند؟ 

-در مورد اعتراضات و سرکوب در ایران حق با شماست. مهمتر از آن ما بر افزایش شمار این اعتراضات تأکید داریم. پیش از  این اعتراضات سراسری هر ۱۰ سال یکبار یا بیشتر اتفاق می‌افتاد، پس از آن هرچند سال یکبار و اکنون اگرنه هرچند هفته یکبار ولی هر چندماه یکبار شاهد اعتراضات سراسری هستیم. مهمتر از همه معترضان در گوشه و کنار کشور حضور دارند؛ از شهرهای بزرگ مانند تهران و مشهد گرفته تا شهرهای کوچک و روستاهای ما. همه جا شاهد تظاهرات اعتراضی هستیم و معترضان از همه طبقات اجتماعی هستند. اینها همانطور که گفتم با سرکوب گسترده‌ از سوی حکومت مواجه شدند، با این حال دیدیم که نیروهای امنیتی نیز دیگر قبل از اینکه دستور سرکوب بدهند در این خصوص تأمل می‌کنند. آنها از خود می‌پرسند چرا باید به شهروندان خود شلیک کنیم! ما این موضوع را اخیراً در اصفهان شاهد بودیم. با اینهمه این اعتراضات باید با همبستگی و یکپارچگی حمایت شود؛ یکپارچگی به معنای پیوند دادن اعتراضات به یکدیگر و شنیده شدن صدای پراکنده آنها در داخل. از سویی دیگر مخالفان در خارج هم باید به رساندن این پیام به جامعه بین‌المللی کمک کنند؛ جهان باید از آنچه ایرانی‌ها به خوبی از آن اطلاع دارند آگاه باشند؛ این رژیم در حال فروپاشی است. حال باید بپرسیم آیا جهان برای فردای فروپاشی آماده است؟ آیا منطقه آماده است؟

– رژیم ایران را از نظر توانایی برای بقا، تداوم و غلبه بر فشارها و مشکلات داخلی و همچنین مدیریت مسائلی که با جامعه جهانی دارد مثل پرونده هسته‌ای و مذاکرات وین چگونه ارزیابی می‌کنید؟

– رژیم‌های خودکامه و تمامیت‌خواه همیشه تا جایی که بتوانند برای بقا تلاش می‌کنند. سقوطِ هولناک‌ترین رژیم‌ها همیشه کسانی را که از بیرون به آنها نگاه می‌کنند غافلگیر می‌کند، بدون اینکه آنها در مورد مشکلات مضاعف بی‌پایان‌شان مانند فقر در داخل و دشمنی ورزیدن با بقیه جهان آگاهی کافی داشته باشند. این دقیقاً همانچیزیست که امروز در ایران می‌بینیم. این رژیم منابعی را که باید برای مردم ایران هزینه کند برای اهداف ایدئولوژیک خود قربانی می‌کند. برای ایدئولوژی که جهان و مردم ایران از آن خسته شده‌اند.

مردم ایران اکنون در همه اقشار با زمینه‌های اقتصادی و عقاید سیاسی متفاوت و در گروه‌های سنی مختلف به مخالفت با این رژیم می‌پردازند. رژیم سعی می‌کند پرونده هسته‌ای را مهمترین مسئله‌ی کشور قلمداد کند. این همان فریبی است که آقای اوباما آن را باور کرد! در حالی که مهمترین موضوع برای جمهوری اسلامی، جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای و تمایل رژیم به ایجاد خلافت شیعی است. رژیم با تکرار رفتارهای منفی که دور از انتظار نیست، برخلاف شرایط قبل از انقلاب، به موضوع انرژی هسته‌ای به عنوان راهی برای انحراف افکار عمومی و توجهات از ضعف‌های خود نگاه می‌کند. توجه داشته باشیم که در نظر گرفتن برنامه هسته‌ای به عنوان مهمترین موضوع جمهوری اسلامی، به این معنی‌ست که فرضیه نادرست آنها مورد پذیرش قرار گرفته است!

-گاهی خبرهایی در مورد گفتگوی جمهوری اسلامی با برخی کشورهای منطقه مانند عربستان سعودی به امید بهبودی روابط آنها منتشر می‌شود. به نظر شما آیا چنین تلاش‌هایی می‌تواند موفقیت‌آمیز باشد یا تضادهای سیاسی وجود دارد که مانع موفقیت این تلاش‌ها می‌شود؟ 

-من بیش از چهار دهه برای آزادی کشورم کار کرده‌ام. پیشتر با رهبران سیاسی بسیاری از سراسر منطقه ملاقات کرده‌ام. آنها افرادی متفکر بودند که می‌دانستند این رژیم هرگز رفتار خود را تغییر نخواهد داد. مطمئنم آنها به یاد دارند که از روح‌الله خمینی نقل قول می‌کردند که گفته بود ممکن است اورشلیم و قضیه فلسطین را فراموش کند اما هرگز تمایل خود برای سرنگونی حکومت عربستان سعودی را فراموش نخواهد کرد! خامنه‌ای نیز اکنون مشروعیت تغییر این تصمیم و سیاست را ندارد. آنها می‌دانند که تنها راه ثبات و روابط واقعی سازنده، ایران سکولار و دموکراتیک و حاکمیت مبتنی بر اراده مردم ایران است. ایران مورد نظر ما غرور ملّی ما را با احترام به همسایگان و حسن نیت و همکاری با آنها متعادل می‌کند. درست است که دوستان ما در منطقه باید سطحی از ارتباط بین دولت‌ها را حفظ کنند اما با جمهوری اسلامی به جایی نخواهند رسید و هیچ رابطه‌ای به مهمترین دغدغه‌‌ی آنها با این سیستم فعلی که در ایران مستقر است پایان نخواهد نداد.

-می‌بینیم که در هر نقطه‌ای از منطقه که جمهوری اسلامی به هر نحوی در آن حضور داشته باشد، چه مستقیم و چه از طریق گروه‌های نیابتی و مزدورانش، تنش حاکم است. نتیجه اقدامات رژیم و همچنین نظر شما درباره ساز و کارهای مقابله با این حضور منفی و خطرناک جمهوری اسلامی چیست؟ شما به عنوان مخالف این رژیم برای التزام ایران به اصول و قوانین بین‌الملل چه برنامه‌ای دارید؟ حسن همجواری و تعهد به عدم دخالت در امور داخلی دیگران؟ 

-توجه داشته باشید این رژیم مدعی شد که به دنبال قدرت برای پایان دادن به امپریالیسم است. کاری که در عوض انجام داد این بود که امپریالیسم وحشیانه‌‌ای را به شیوه‌ی خود در منطقه به اجرا گذاشت. از حمایتش از حوثی‌ها و ایستادن در کنار بشار اسد در جنگ با مردم سوریه گرفته تا حمایت از حزب‌الله در تخریب لبنان و حمایت از تروریست‌ها در عراق؛ این فهرست طولانی‌ست… این رژیم در کشور من به دنبال ایجاد هرج و مرج در منطقه است زیرا در هرج و مرج رشد می‌کند! هرج و مرج به آن اجازه می‌دهد تا خود را بیشتر به عنوان قدرت منطقه‌ای تثبیت کند. این فقط یک تاکتیک نیست که رژیم مدتی از آن استفاده کند بلکه استراتژی و بخشی از «دی‌ان‌ای» و سرشت آن است که خود را وقف صدور انقلاب اسلامی و بی‌ثباتی در کشورهای منطقه به نفع خود می‌کند.

تأکید می‌کنم که خامنه‌ای نه میل و نه توانایی تغییر را دارد زیرا این به معنای پایان این رژیم و کارزار آن برای ایجاد خلافت شیعی و بی‌ثبات کردن دوستان ما در منطقه و پایین آوردن آنها از تاج و تخت است. اما جایگزین این سیاست خرابکارانه، ائتلاف متنوع مخالفان و اکثریت قریب به اتفاق مردم است. مردمی که کاملاً با رژیم فرق دارند. ما ایرانی‌ها می‌خواهیم با همسایگان خود در صلح زندگی کنیم. ما با بحرینی‌ها با سعودی‌ها با اماراتی‌ها با کویتی‌ها و با اسرائیلی‌ها و سایرین صلح می‌خواهیم. ایران آینده قصدی برای مداخله در امور داخلی همسایگان خود نخواهد داشت و ما نیز در ازای آن همین انتظار را داریم. چیزی که اکثریت اپوزیسیون سکولاردموکرات با آن موافقت دارد. فراتر از صلح، ما خواهان همکاری متقابل و مفید هستیم و این تنها در صورتی امکان‌پذیر خواهد بود که مردم ایران در تلاش برای آزادی موفق شوند.

-نیروهایی در داخل رژیم ایران هستند مثل سپاه پاسداران که قدرت‌شان را به حکومت تحمیل می‌کنند.  آیا اپوزیسیون رژیم اگر به قدرت برسد می‌تواند با این نیروها و چنین نهادی برخورد کند؟ پرونده‌های داخلی و برنامه هسته‌ای را چگونه مدیریت خواهد کرد؟ 

-من خودم سرباز بودم و به عنوان خلبان نظامی به ملّت‌ام خدمت می‌کردم و زمانی که صدام حسین به کشورم حمله کرد با اینکه در تبعید بودم، برای دفاع از ایران داوطلب شدم. این عقیده اکثریت قریب به اتفاق نظامیان ماست که نیروی آنها وقف دفاع از ایران است و نه دفاع از این رژیم! من بر مفهوم آشتی ملّی به عنوان یک اصل راهبردی در مبارزه خود برای آزادی ایران در چهار دهه گذشته همواره تأکید کرده‌ام. شاید مهمترین رکن آن نقشی باشد که نیروهای مسلّح در جمهوری اسلامی پس از تغییر خواهند داشت.

اما بیایید به نقش سپاه پاسداران نگاه کنیم. دلیل ایجاد آن و هدف آن در قانون اساسی، دفاع در صدور انقلاب آنهاست! وقتی این رژیم انقلابی سقوط کرد، آنها می‌خواهند از چه چیزی دفاع کنند؟! هیچ چیز! بنابراین زمانی که مداخله آنها در اقتصاد و فساد عظیمی که مردم ایران از آن نفرت دارند پایان یابد، استقلال خود را از دست خواهند داد و تابع رهبری سیاسی جدید خواهند شد که نه به ظلم و ستم در داخل ایران وابسته است و نه به بی‌ثباتی خارج از مرزهای ایران. با حذف افراطیون ایدئولوژیک از رهبری کشور، توسط جنبش مردمی، سربازان سپاهی باقیمانده، در نیروهای مسلّح ایران ادغام خواهند شد تا از کشور و مرزهای میهن خود دفاع کنند.

ما برای ادغام‌ مجدد آنها در جامعه و اجتناب از اشتباهات فاجعه‌باری که اتفاق افتاده مانند عراق جایی که نیروهای مسلح بطور دستجمعی اخراج شدند و سلاح‌ها را برای ایجاد هرج و مرج، وحشت‌‌آفرینی و بی‌ثباتی تا امروز به دست دارند، از بروز چنین روندی جلوگیری خواهیم کرد. به همین دلیل است که من همواره بطور علنی و خصوصی با نیروهای مسلح و حتا اعضای سپاه پاسداران صحبت می‌کنم تا به آنها بگویم هنگامی که زمان آن فرا برسد، باید در کنار مردم ایران بایستند نه این رژیم! آینده آنها در کنار شهروندان‌ و هم‌میهنان‌شان است نه با این رژیم در حال مرگ! به یاد داشته باشیم که قبل از انقلاب، ایران بدون سلاح هسته‌ای توانایی دفاع ملّی را داشت. بعد از این رژیم نیز ایران جدیدی که در امور داخلی باقی کشورها دخالت نمی‌کند و برای خودش دشمن نمی‌سازد، نیازی به سلاح هسته‌ای نخواهد داشت.

-دیدگاه و برداشت مخالفان از آینده روابط ایران و امیرنشین بحرین و کشورهای همسایه خلیج فارس چیست و چگونه می‌توانیم در مورد مسائل و بحران‌های منطقه با یکدیگر همکاری کنیم؟ 

-آینده ایران در دست نسل‌های جدید است؛ نسلی که خسته و رنجدیده است. در آنسو رنج از فقر و بدبختی و ظلم در سراسر آنچه «محور مقاومت» در منطقه خوانده می‌شود به چشم می‌خورد. این رژیم این محور را برای مخدوش کردن موفقیت چشمگیر توافقنامه‌های «صلح ابراهیم» به پیش می‌برد. بررسی جزئیات احتمالات و فرصت‌های بزرگ پس از پیوستن ایرانِ بدون جمهوری اسلامی به اتحاد با کشورهای منطقه فراتر از حوصله این مصاحبه است. اما من نسبت به آنچه می‌توانیم با شهروندان خاورمیانه در سراسر منطقه از طریق همکاری‌های امنیتی و جمعی و بازارهای مشترک به دست آوریم بسیار خوشبینم.

 

 

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=272032

8 دیدگاه‌

  1. ناشناس !

    مفهوم فروپاشی collapse در مورد سقوط امپراتوریها و تمدنها بکار میرود ، مثال فروپاشی امپراتوری ساسانیان، فروپاشی امپراتوری روم غربی، فروپاشی تمدنهای بین النهرین، فروپاشی تمدن مایا و غیره و یا تجزیه کشور اتحاد جماهیر شوروی.

    در مورد وضعیت ثبات و یا ناپایداری دولت-ملتها در شرایط فعلی جهان، بیشتر از مفهوم شکنندگی که طیف وسیعی از شاخصهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، امنیتی و اجتماعی را در بر میگیرد، استفاده می شود که با ضریب شکنندگی Fragile States Index مشخص می گردد.

    از نظررتبه بندی جهانی کشورها بر مبنای ضریب شکنندگی ( یا همان ناپایداری) در سال ۲۰۲۱:
    کشورهای یمن، سومالی و سوریه در رتبه های اول تا سوم، ایران در رتبه ۴۳ ام، و فنلاند در رتبه آخر ۱۷۹ ام قرار داشته اند.

    بالا بودن ضریب شکنندگی به معنی سقوط رژیمها نیست. یمن، سومالی و سوریه در بدترین شرایط ناپایداری و شکنندگی قرار دارند، اما رژیمهایشان پابرجا، در سازمان ملل کماکان عضو هستند و با کشورهای جهان داد وستد و روابط دیپلماتیک دارند و یکپارچگی ارضی و حاکمیتی آنان از سوی جهان به رسمیت شناخته شده است.

    ایران مانند هر کشور شکننده دیگری می تواند اتا ابد در سراشیبی ناپایداری سقوط کند و رژیم هم استمرار یابد.
    این رژیم فرو نمی پاشد و فقط با انقلاب و یا کودتا و یا دخالت خارجی سقوط خواهد کرد.

    بمنظور تنویر افکار عوام الناسی همچون این کامنتگزار ، بزرگان و نخبگان و روشنفکران ایرانی تبار باید از مفاهیم درست استفاده کنند و واقعیتها را بدون تعارف و مصلحت اندیشی بازگو نمایند.

  2. بهرام پارسی

    هر دو پادشاه پهلوی و پهلوی سوم ، بر یک مسیر حرکت می کنند که آغاز پایان ِ ۱۴۰۰ سال اسارت است .برای رضاشاه بزرگ و محمدرضاشاه مساله ای که دغدغه ی اصلی بود ایران بود .مردم ایران و سرزمین ایران و پیشرفت و توسعه و رفاه و آزادی در عین رشد اخلاقی و اجتماعی جامعه .

    اما متاسفانه جنون ادواری اسلام کار را خراب کرد .این جنون ادواری در خود متن قرآن و فقه و سیره و احادیث پیامبر اسلام و امامان شیعه ، کاملا آشکار است ؛ جنون بازسازی مدینه النبی .

    اکنون کمونیست ها و چپ گراهای خودفروخته از تمامی مدل هایشان تا اسلام گراها ها و ملی منقلی ها و عاشقانه سینه چاک مصدق السلطنه (قهرمان سیاسی ایران که در اجرای قهرمان بازی استاد و در عمل یک رفوزه ی سیاسی بود) با تمامی تنفر و کینه به شاهزاده و میراث با ارزش مشروطه ی پهلوی خاک می پاشند .چرا؟
    چون مردم و مخصوصا نسل جوان ، شاهان پهلوی را عاشقانه دوست دارند .چون آریامهر عزیز ۳۷ سال ایران را آباد کردو تاریخ ایران را به آغاز اصلی اش برگردانند .چون رضاشاه بزرگ یک جامعه ی مفلوک نیمه دیوانه را از بند زندان ۱۴۰۰ ساله آزاد کرد.

    ملی منقلی ها عاشق قرآن و علی و مدینه النبی هستند و البته با کراوات به آفتابه داری ملا ها می پردازند و مثل بازرگان و شریعتی آفتابه دار حضرت عمام ؛ کفتارخونخوار جماران هستند . چپ ها هم سر و جان می دهند در راه فرامین پوتین یا حزب کمونیست چین و یا احزاب کمونیستی اروپا .

    برای ملی منقلی ها و چپ ها و کمونیست ها و همینطور تروریست های اسلامی ، ایران ذره ای اهمیت نداشته و ندارد .برای هر کدام این گروه ها ، ایران باید خرج آرمان های احمقانه ی آنها شود .

    نقش تاریخی شاهزاده نقشی است که شاهان و فرماندهانی داشتند که درفش کاویانی به دستشان بود .به همین دلیل است که مردم در هر تظاهرات نام پدر و پدر بزرگ و نام او را با افتخار و شهامت فریاد می زنند .و این مثل دود در چشمان ِ تنگ ملی منقلی های قجرپرست و ملاهای آدمخوار و فرمانده های ببوگلابی سپاه و کمونیست های وطن فروش ، رفته و می رود .

    همانطور که از شاهنشاه یزدگرد ساسانی و یعقوب لیث و امیر اسماعیل سامانی و بابک تا نادرشاه و کریم خان زند (وکیل الرعایا) و رضاشاه و محمدرضاشاه نقش تاریخی خود را ایفا کردند ، شاهزاده ی عزیز و فهمیده و استوار ما نقشش یگانه و موثر خود را بازی کرده و خواهد کرد .اینبار یوغ بردگی اسلام را نیز خواهیم شکست . تا کور شود هر که بازگشت عظمت به ایران را نمی تواند ببیند.

  3. گلپر زمانی

    آلترناتیو انگلیس و آمریکا در ایران و عمدا در کلیه نقاط دنیا یک
    انسان عاقل و بالغ برای حکمرانی در این ممالک و در بهترین
    حالت برای رسیدن به منافع خود یک انسان عاقل و بالغ و
    متمدن نیست . آنها بین شاه فقید و خمینی دیدید که دومی
    را ترجیح دادند . بین پینوشه و آلینده اولی را ! یلسین را در
    روسیه به مقام خدایی رساندند. شاهزاده سیاست مدار حرفه
    ای نیست ( البته در این دنیای محتاج یک نمونه مثبت ، چه
    بهتر) ! با این ادب و پرنسیپ آنها (‌غرب ) به او کمکی نخو-
    هند کرد . آنها بدنبال یک احمق عوام فریب مانند خمینی
    هستند . دنبال شخصی هستند که آنچه را مانده شخم زند.
    یک ایران قوی با یک رهبری عاقل و میهن پرست در شرایط
    کنونی به نفع هیچ کشوری در منطقه و فرا منطقه ای نی-
    ست ، ترکیه ، اعراب ، آمریکا ، چین ، روسیه و حتی بخشی
    از آپوزیسیون خواهان آن نیستند( همانگونه که بختیار را
    نخواستند) ! مگر اینکه تضاد های بین المللی به آن شدت
    برسد که فقط یک رهبر با درایت بار بردار و نه وبال حتی
    اگر ناسیونالیست باشد مورد حمایت آنان قرار گیرد. مانند
    دوگل و آدنایر در فرانسه و آلمان . چه بخواهیم و چه نخوا-
    هیم آنها از قدرت گیری شاه فقید و اقتدار ایران پند گرفته
    اند، ایران باید ضعیف بماند ، این کشور دارای پتانسیل
    بالقوه و بالفعل در منطقه است . نمی خواهند چنین باشد.
    رژیم نکبت ما را از دایره تصمیم گیری و تاثیر مثبت در
    دنیا دستمان را را کوتاه کرد . اما با اوج گیری تضاد های
    آشتی ناپذیر در دنیا مابین چین و روسیه و آمریکا و اروپای
    غیر متحد ، به آنجای نزدیک رسیده ایم که آنها جبرا باید و
    میبایستی به یک عاقل در ایران تن در دهند و از گروه او
    به عنوان یک آلترناتیو ناخواسته حمایت نمایند . اروپا چون
    که نه نیرویی برای جنگ و مردمی جنگجو و عوام ندارد به
    دنبال این است ! پوتین هم قدم به قدم دارد به اینجا می
    رسد که به حد خود یعنی عدم فروپاشی کامل این کشور
    نائل گردیده. اعتمادی به حکومت کنونی ایران در دراز
    مدت ندارد ، در صورت جنگ ممکن است مانند جنگ
    دوم با دادن بیست میلیون کشته زنده بماند اما آنها را
    با رشد شتاب زده ابزار تولید و نیاز به انسانهای متفکر ،
    یک قرن به عقب خواهد برد . از این هرج و مرج آمریکا و
    رهبرانش فکر می کنند که آنها خواهند بود که مانند جنگ
    دوم در آخر به همه خواهند خندید . دور نیست که آن
    کشورهای مخالف جنگ به در خانه رضا پهلوی یا هر رهبر
    عاقل ایران خواهند کوبید . این کشور ، میهن ما، پل پیروزی
    بوده و خواهد بود . در آینده عوام فریبان و احمقان نه
    مورد توجه و خواست مردم و نه قدرت های ضد جنگ قرار
    خواهند گرفت . دنیا بسوی یک دگرگونی نوین می‌رود با
    جنگ یا بدون جنگ ، همه بدنبال یار و متحد می‌گردند
    احمق ها در این بازی شطرنج پیچیده وبال خواهند بود .
    انسان هایی مانند رضا پهلوی اگر چنین بمانند و مقهور
    عوام فریبان نگردد ( تاکنون نیز نگردیده) رهبران آینده
    خواهند بود .

  4. فراهان

    ملت ایران یک بار گول خورد و هم اکنو ۴۳ سال است که با جان و مال خود تاوان ان را می دهد.فردا که رژیم اخوندی سقوط کرد مواظب باشیم مجاهدین جنایتکار و اپوزیسیون بی خاصیت و عافیت طلب ما را گول نزنند. شاهزاده رضا پهلوی برای جبران اشتباه بزرگ این ملت تنها گزیه خواهد بود امیدواریم ایشان متوجه باشند چه مسئولیت بزرگی از پدر بزرگ و پدر فداکار خود در رژیم مشروطه جدید به ارث برده اند..

  5. ایران ،, سرزمین , فرزندان کورش کبیر ..

    شاهزاده گرامی .
    منطقه و جهان برای فردای فروپاشی جمهوری اول غارتگران اماده اند ..

    اما منطقه و جهان با صحنه گردانی مافیای ۵ + ۱ در بازگشت ،
    (حکومت ملی مشروطه شاهنشاهی ایران ، حافظ منافع ملی ایرانیان )
    بشدت مخالفند ..
    اصلا ، برکناری حکومت ملی مشروطه شاهنشاهی ایران با رهبری و هدایت ،
    بزرگ مرد میهن پرست تاریخ ایران ٭ محمد رضا شاه پهلوی ٭
    فقط باج ندادن او به مافیای کارتلهای نفتی ۷ خواهران کنسرسیوم و مافیای کارتلهای تسلیحاتی جنگ افروز غرب و شرق بوده ..
    ملت ایران باهشیاری و تعقیب تاریخ معاصر و مصاحبه های محمدرضا شاه ، ( حقیقتا ، اریامهر ) دریافته ، که برکناری حکومت تاریخی شاهشناهی کهن ایرانی ،, بدست مزدوران بیگانه ارتجاع سرخ و سیاه ،،
    یا همان مشروعه خواهان کت شلوار کراواتی با نقاب مارکسیست اسلامیستها ..
    با برپایی جمهوری اول غارتگران ،، فقط و فقط به قصد تضعیف هویت ملی و تحمیل فقر و بدبختی و تزریق تفرقه خودی و ناخودی و ایجاد چند دستگی ،،
    برای کشاندن ٭ گام به گام ایران بسوی تجزیه ،،
    ( در دو , دوره جمهوری ٭ با ماسک جمهوری خواهی ٭ .) خواهان محو ایران شاهنشاهی حافظ اتحاد و هویت ایرانیان .. مانند یوگسلاوی سابق ,, از صحنه تاریخ و جغرافیای سیاسی میباشند .
    انهم ( در دو , دوره جمهوری ٭ با ماسک ٭ .)
    ۵۰ سال اول قرارداد , نوفل لوساتویی ,, با ملی مذهبی های قلابی ..
    با ماسک ( جمهوری اول غارتگران + اسلامی ) و ،
    ۵۰ سال دوم ، با قرارداد جدید ..
    با ماسک ( جمهوری دوم غارتگران + دموکراتیک ) ..

    شاهزاده گرامی ، لطفا نسل جوان ایرانی و ملت ایران را همانگونه که پدر بزگوارتان محمدرضا شاه پهلوی در شناساندن کورش کبیر و هویت ملی ایرانیان هدایت میکرده ،، مدیریت و یاری و همراهی بکنید ،، تا با هشیاری و برکشیدن هویت تاریخی خود با طلب حقوق ملی و تاریخی خود بتواند در داخل کشور در مقابل اشغاگران غارتگر ایران و هم درمجامع بین الملی برای ازادی خود از چنگ رژیم تبهکار اشغالگر ضد ایرانی ,, صدای رسایی ( از طریق شما ،، نمایند برحق ,, حکومت ملی مشروطه شاهنشاهی ایرانی ) داشته باشد..

    فقط و فقط ٭ ملت ایران ،، و نسل اگاه جوان ایرانی ٭ ، با مسولیت پذیری و برپایی قیام سراسری بازگرداندن
    ( * حکومت ملی مشروطه شانشاهی ایرانی *. )
    حافظ منافع ملی و هویت تاریخی ایران ,, سرزمین کورش کبیر میتواند ..
    نقشه های شوم مافیای ۵ + ۱ به رهبری London City را برهم بزند , و مانع برپایی جمهوری دوم غارتگری پشت ماسک دموکراتیک بشود ..
    زنده باد ازادی و برابری زن و مرد و عدالت اجتماعی ایرانی ..
    پاینده و جاوید باد ،، ایران .. سرزمین کورش کبیر ..
    رضا شاه روحت شاد .. رضا شاه روحت شاد .. رضا شاه روحت شاد ..

  6. فرهاد

    اگر کسی صدایش به جناب رضا پهلوی می رسد به ایشان بگوید که همزمان با اعلام مخالفت با نظام حاکم ، بهتر هست نظر خود را درباره مسائل مختلفی که در جامعه بر سر آنها اختلاف نظر هست اعلام کند تا به شکل بهتری خود و افکارش را به مردم بشناساند ، درباره دین و مذهب و حضور اجتماعی و فرهنگی آن در جامعه اعلام نظر کند ، درباره حجاب و اختیاری بودن آن نظرش را بگوید ، درباره برابری حقوق شهروندی و جایگاه انسانی اقوام مختلف و فرهنگها و زبانها و لهجه ها و ادیان و مذاهب بگوید ، نظرش را درباره اینکه تقریبا همه مدافعان و دوست داران سلطنت ، ادبیات برتری جویانه دارند را بگوید ، نظرش را درباره روابط با همسایگان ایران اعلام کند ، نهایتا اینکه بگوید چه نوع سیستمی را برای اداره کشور می پسندد ، چگونه می خواهد از نظر واقعی همه مردم درباره ساختار سیاسی مورد علاقه شان ، مطلع شود ؟

  7. دوران پهلوی، آنتراکت (استراحت) بین دو پرده فیلم ترسناک در سینما بود «ن.ی»

    دیدگاه شاهزاده، تبلور آرزوها و امیدهای تاریخی ایرانیان است. این دیدگاه بر بستری استوارست که توسط پدر بزرگ و پدر ایشان هموار شد ولی در آشوب جهانی چپ و راست و در فتنهٔ «ارتجاع سرخ و سیاه» دچار وقفهٔ ۴۳ ساله شد. مطمئن هستم که ایشان عامل اتحاد همهٔ ایرانیان از هر قوم و منطقه ای، با هر دین ومذهبی و یا بدون اعتقاد دینی هستند و ایران سربلند قد برخواهد افراشت!

  8. بنده نام ندارم...

    شاهزاده نیکوخصال میداند که رهنمود سرنوشت‌ساز اتحاد استراتژیک در میان تمامی نیروهای اپوزیسیون، آندسته از هم‌میهنان که نرمش سیاسی زنده‌یاد آریامهر کبیر در قضیه جدا شدن بحرین را خوش نمیدارند را هم در بر میگیرد.

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (لطفا کوتاه بنویسید):