در همراهی با انقلاب ملّی؛ استعفای اعضای کانون نمایشنامه‌نویسان و مترجمان تئاتر 

-اعضای کانون نمایشنامه‌نویسان و مترجمان تئاتر با اشاره به اینکه «اساساً تئاتر هنری اعتراضی است»، از بازخواست‌شدن خود در پی انتشار بیانیه درخواست پرهیز از خشونت علیه معترضان خبر داده‌اند.
- طی ۱۰ هفته گذشته شمار زیادی از هنرمندان، نویسندگان، مترجمان، ورزشکاران به اعتراضات مردم پیوسته از انقلاب ایران حمایت کردند.
- خانه سینما نیز با صدور بیانیه‌ای تهدید کرده اگر سرکوب‌ها پایان نیابد و سینماگران بازداشت‌شده آزاد نشوند اعضای این نهاد صنفی را به اعتصاب و تحصن فرا می‌خواند.

پنج شنبه ۳ آذر ۱۴۰۱ برابر با ۲۴ نوامبر ۲۰۲۲


اعضای هیئت‌مدیره و بازرسان کانون نمایشنامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران می‌گویند به دلیل درخواست‌شان از نیروی انتظامی برای پرهیز از خشونت در برابر معترضان بازخواست‌ شده‌اند و در نتیجه «در همراهی با مردم» استعفا داده‌اند.

اعضای کانون نمایشنامه‌نویسان و مترجمان تئاتر با اشاره به اینکه «اساساً تئاتر هنری اعتراضی است»، از بازخواست‌شدن خود در پی انتشار بیانیه درخواست پرهیز از خشونت علیه معترضان خبر داده‌اند.

آنها توضیح داده‌اند که این بازخواست از طرف چه نهادی انجام شده، اما قبلاً شمار بسیاری از هنرمندان هم اعلام کرده‌اند که به‌خاطر اعلام موضع خود در حمایت از مردم توسط نهادهای حکومتی مورد بازخواست قرار گرفته‌اند.

در بخشی از این بیانیه آمده است: «ماه تباه شده‌ایم، چرا که دولت‌ها یکی پس از دیگری آمدند و گِرِهی از این کلافِ سردرگمِ مدیریتِ فرهنگی باز نشد. به‌راستی از تئاترِ ایران چه مانده است؟ از هنرِ درام‌نویسی و بالند‌گیِ آن در این مرز و بوم‌ چه مانده است؟ از شرافت و آزادگی و حق‌خواهی چه مانده است؟ ما چه داریم که به آیند‌گان بسپاریم؟»

خیزش مردمی در ایران که با پایداری در مردم در سه ماه گذشته به انقلابی ملّی علیه جمهوری اسلامی تبدیل شده از ۲۶ شهریور ۱۴۰۱ در پی قتل حکومتی مهسا امینی دختر ۲۲ ساله با ضرب و جرح مأموران گشت ارشاد آغاز شد.

طی ۱۰ هفته گذشته شمار زیادی از هنرمندان، نویسندگان، مترجمان، ورزشکاران به اعتراضات مردم پیوسته از انقلاب ایران حمایت کردند. در این میان بیش از ۱۰۰ سینماگر بازداشت، احضار، ممنوع الخروج و ممنوع الکار شدند.

سرکوب گسترده چهره‌های هنری و ورزشی با واکنش‌ برخی از نهادهای صنفی روبرو شده است. خانه سینمای ایران نیز دو روز پیش در بیانیه‌ای تهدید کرد که اگر سرکوب سینماگران به دلیل همراهی با مردم پایان نیابد و سینماگران بازداشت‌شده به سرعت آزاد نشوند خواستار اعتصاب و تحصن اعضای این کانون صنفی خواهد شد.

استعفای گروهی کانون نمایشنامه‌نویسان و مترجمان نیز اقدامی مهم در راستای همراهی اصناف با اعتراضات مردم در کف خیابان است.

متن کامل بیانیه اعضای کانون نمایشنامه‌نویسان و مترجمان تئاتر  را در ادامه می‌خوانید:

دورِ فلکی یک‌سره بر مَنهَجِ عدل است
خوش باش که ظالم نَبَرد بار به منزل…

و ما تباه شدیم؛ چرا که دولت‌ها یکی پس از دیگری آمدند و گِرِهی از این کلافِ سر در گمِ مدیریتِ فرهنگی باز نشد. به‌راستی از تئاترِ ایران چه مانده است؟ از هنرِ درام‌نویسی و بالنده‌گیِ آن در این مرز و بوم‌ چه مانده است؟ از شرافت و آزاده‌گی و حق‌خواهی چه مانده است؟ ما چه داریم که به آیند‌ه‌گان بسپاریم؟ مدیرانِ کوچک و کم‌لیاقت یکی پس از دیگری می‌آیند، دروغ می‌گویند، جشنواره‌های بی‌خاصیت برگزار می‌کنند، آمارِ کذب می‌دهند، چند صباحی مدیریت می‌کنند و سپس می‌روند. از دولت و مراکزِ وابسته به دولت هم امیدی نیست؛ چرا که آنان حافظانِ وضعِ موجودند. دل‌خوش بودیم به خانه‌ی قشنگ‌مان، خانه‌ای که پول در آن اهمیتی نداشته باشد، خانه‌ای که با حقِ عضویتِ اعضایش اداره شود تا زبان‌مان برای فریاد زدن و اعتراض کردن دراز باشد، خانه‌ای که دروغ‌گویان و مدیرانِ پوشالی را به کنار زده یا به پاسخ گویی وادارد، که متأسفانه این‌گونه هم نشد. ظاهراً حفظ چهاردیواریِ این خانه از اوجبِ واجبات است. مهم نیست که خُنثا و بی‌خاصیت باشد، مهم آن است که صرفاً باشد تا روزگاری که همه چیز خوب شود.

شرحِ حال و احوالِ کانون‌های این خانه هم از وقایعِ داخلِ این خانه جدا نیست. انفعال تا مغزِ استخوانِ ما و اعضای ما نفوذ کرده است.

در این روزگارِ تلخ‌تر از زهر، ما مردمانِ معترض و حق‌خواه را دیدیم، خیابان‌ها را دیدیم، دانشجویان و دانشگاه‌ها را، ورزشکاران و هنرمندان را، و کودکانِ معصوم و قربانی را دیدیم که کامی از دنیا و زندگی نچشیده، راهیِ وادیِ هفت‌هزارساله‌گان شدند.

ما گفتار و رفتارِ مسئولانِ دولتی و نمایندگانِ مجلس را هم شنیدیم و دیدیم، و شدتِ سرکوب نیروهای قهریه را…
ما شاهدانِ تاریخیم؛

ما ندای حق‌خواهی و مظلومیتِ کُردها خواهیم بود به آمده‌‌گان؛ تنهایی و بی‌پناهیِ بلوچ‌ها را گواه خواهیم شد به نیامده‌گان؛ ما ضرب و شتمِ دانشجویان و محاکمه‌ی دردناکِ آنان، و معصومیت‌های از دست رفته‌ی این سرزمین را قصه‌ها خواهیم نوشت.

ذاتِ درام‌نویسی اعتراض است. اساساً تئاتر هنری اعتراضی است که تنها با مردم معنا و حیات دارد نه با حکومت‌ها و دولت‌ها. حال آن‌که ما از همراهی با مردمِ مظلوم‌مان منع می‌شویم؛ از انتشار یک بیانیه‌ی ساده که در آن از نیروهای انتظامی خواستارِ عدمِ خشونت علیه معترضان هستیم موردِ بازخواست و امر و نهی قرار می‌گیریم.

و هزاران دردِ نگفته‌ی دیگر، از نبود شأنیتِ حرفه و تداومِ کار و فعالیت و معیشت گرفته تا اختناق و سانسور و…
بنابر شرح مختصری که مطرح شد، برای اعتراض به مدیریت کلانِ فرهنگی و هنری کشور، وزارتِ فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونت‌ هنری و اداره کل مرکز هنرهای نمایشی، عملکردِ خانه‌ی تئاتر، و با توجه به شرایط فوق که نمی‌توان از حقوق اعضای کانون حمایت کرد، هیئت مدیره و بازرسانِ کانونِ نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمانِ تئاتر ایران در همراهی با مردمِ بزرگ و شریفِ ایران استعفای خود را از مدیریت آن کانون اعلام می‌دارد.

ظلمتِ شب را
شانه‌ی دلدار می‌باید
که نیست…!

هیئت مدیره و بازرسان کانون نمایش‌نامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران: حمیدرضا نعیمی، بهزاد صدیقی، جواد عاطفه، رحیم رشیدی‌تبار، آرام محضری، شهرام احمدزاده، ندا قربانیان، سمیه نصرالهی، مریم منصوری.

سوم آذرماه یکهزار و چهارصدویک

 

 

 

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=306038