امتیازات؟ واسه چی، خیلی خوشگلی یا…؟! (عبید سن خوزانی)

یکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۳ برابر با ۰۷ دسامبر ۲۰۱۴


کیهان آنلاین – ۱۶ آذر ۹۳ – یارو ورمیداره راست و پوست کنده می‌نویسه: “ایران منتظر دریافت امتیازهای بیشتراست”!  آقا باورکنید جان عباس، من از دیدن این سرخط خبر، آی کفری شدم و اعصابم خط خطی شد که نگو،  و تا ده تا فحش یا به قول اینها “سبی” چارواداری (سبی اسم کلانتری فحش و دشنامه) نثارشون نکردم قرار و آرام نگرفتم. گیرم اینا منم بگیرند و به اتهام “سبی” محکوم به اعدامم کنند! آدم حرفشو بزنه و بگیرن اعدامش کنند، بهتره که نگه و غمباد بگیره و راه گلویش بسته بشه.

آخه امتیاز واسه چی؟  خیلی خوشگلی، به قول معروف، یا خوب تار میزنی؟ آخه واسه چی به تو امتیاز بده؟ تازه تنها امتیاز هم نه، میگه امتیازات “بیشتر” بده! عجب والله اینا روئی دارن‌ ها!  به نظر من این تحلیل‌گران خارجی، ‌دوست که نه، دشمن این جمهوری اسلامی‌اند و اینها هم اصلا حالیشون نیستف سر کارشون گذاشتن و با خوندن این تحلیل‌ها خوش خوشانشون میشه.  والله من فکر کنم اونها با این نوشته‌ها و عناوین میخوان حسابی پوست خربزه زیر پای جمهوری اسلامی بذارن، به قول معروف “دخترهمسایه هر چه چل و خل‌تر” به نفع این عباس آقای ما.  یا شاید هم چندتا هندونه میدن زیر بغل ما، ما که چه عرض کنم، این سردمداران جمهوری اسلامی که یعنی آره و اینا.  این جمهوری اسلامی یه چیزیش میشه، یارو سردار سپاه پاسدارانه برمیگرده میگه  “ما در خلیج فارس به آمریکائی‌ها امر و نهی میکنیم” جان عباس، عقده ازاین بالاتر؟ تو اگه مردشی میخواستی به صدام امر و نهی کنی که ده درجه از آمریکا ضعیف‌تربود و هشت سال اونجوری پدر شمارو در آورد! آخه سردار، خالی‌بندی هم حدی داره. فکر کردی در غربتی یا بازار مسگرا؟

والله همینجوری چارشاخ موندم که جمهوری اسلامی چه جوری روش میشه امتیازات بیشترطلب کنه؟ اصلا امتیاز تو “پراید” کی بود و امتیاز به چه دردتون میخوره، چرا مثل بچه گداها گردنتونوکج میکنین و هی بهشون فشار میارین که حالا یه امتیازاتی به شما بدن، مگه خودتون اینجوری هستین یا دستتون کجه که میخواهید از اینا امتیاز بگیرین؟

آقاجان، اگر حرفتون صریح و ساده اینه که با وجود خطراتی که انرژی اتمی داره، گور پدر مال دنیا، میخواهید از آن راه برق تولید کنید تا مثلا نیازمندی‌های کشور رو تامین کنید، البته مثلا واینا و قاسم کوری، مگه اونا کور و کرند که نفهمند؟!

اونا میگن فرضا حرف شما درست باشه و با این همه نفت و گازی که زیر خاکتون خوابیده، بیم دارید که مبادا روزی ته بکشه و شما نیازمند انرژی باشید، بعد اضافه میکننن، اصلا به ما هم مربوط نیست که شما به جای انرژی اتمی خطرناک چرا نمیخواهید از انرژی خورشیدی استفاده کنید که هم کشورشما منبع لایزال آنست، هم خطرش کمتره و هم ارزانتر براتون تمام میشه، صلاح مملکت خویش خسروان دانند، اصلا ما کاری به این کارا نداریم، فقط کافیست شما به ما یه جوری ثابت کنین که قصد ساختن بمب اتمی را نه حالا دارین، نه ده سال دیگه و نه پنجاه سال دیگه. چرا؟  برای آنکه ما ان پی تی رو، یا به قول اون نماینده مجلس خودتون “ام پی تری” را امضاء کردیم که دست به این کارها نزنیم. بعد میگن بسیارخوب، حالا اجازه بدین ما تاسیسات شما را بازدید کنیم، کارشناسان ما هر وقت لازم باشد بدون اطلاع قبلی و سرزده بیان و از تاسیسات شما بازدید کنند. این بفرمائیدتان کجاش ایراد داره؟ نه حالا، خودمونیم و غریبه ای هم این بین نیست.

شما میگین بسیار خوب بفرمایید بازدید کنید تا خیالتون راحت شه، اما با پارچین و مریوان کاری نداشته باشین، فُردو و اراک هم خط قرمز شماست و درحکم ناموس مادرتان، اما قضیه تحریم‌ها چی میشه؟

اونا میگن به محض اینکه اطمینان پیداکردیم همه چیز مطابق اظهارات شماست، ما درعرض شش ماه و شاید هم کمتر به تدریج تمام تحریم‌ها رو برمیداریم و شما میشین عین پیش از تحریم‌ها پاک و پاکیزه، دست و بالتان هم حسابی پُر پول میشه. این رفقاتون هم که حالا به سبب این تنگ‌دستی دور شما رو خیط کشیدن، باز برمیگردن و میشن دوستان جون جونی شما ومگسان دور شیرینی!

شما میگین پس اشکال کار کجاست؟ چرا اینقذه به ما گیرمیدین، مگر ما تنها کشور دنیا هستیم که میخواهیم از طریق انرژی اتمی خیلی صلح‌آمیز، به انرژی برق برسیم؟ همین حالا چینی‌ها چهارصد پایگاه و تاسیسات برای تولید انرژی اتمی دارن که همه به سرعت برق، مشغول کارند و تازه قصد دارن مقدار دیگری هم اضافه کنند، گفته میشه که میخوان تعداد اونا رو در نهایت به پنج هزارتا برسونند که به کلی از نفت بی نیاز بشن. آلمان هم انرژی اتمی داره و هم خورشیدی که گفتن اونا هم قصد دارن اصلا از نیاز به نفت و گاز خودشون رو خلاص کنن.  سوئیس، اتریش و… همه دارن چرا به اونا بند نمی کنین و یه راست اومدین سراغ ما و به ما یکی بند کردین؟

اونا میگن آخه وقتی از تاسیسات آنها بازدید می‌کنیم اصلا نه آب سنگین تولید می‌کنند، نه دویست سیصدهزار سانتریفوژ دارند و نه کیک زرد وآبی و قرمز!  تمام تاسیساتشان هم روی زمین درست شده و جلو چشم همه حتا ماهواره‌های ما خیلی راحت از اون بالا به اونا دسترسی دارند و تا حالا کور شیم اگه خلافی از اونا دیده باشیم. اصلا خط قرمز و این بامبولها رو هم ندارند.  آخه کشوری که دنبال انرژی اتمی برای تولید برق باشه نه به کیک از هر نوع و رنگش  نیاز داره، نه آب سنگین، نه این همه سانتریفوژهای گوناگون و تاسیسات زیر زمینی میخواد، میگن یه تونل بتون آرمه به طول هشتاد کیلومتر و قطر شش متر، بین گلپایگان تا قم کشیدین که خیلی مشکوکه و مرتبا از این تونل صداهای مشکوک به گوش میرسه واصلا معلوم نیست هدف از ساختن این تونل زیرزمینی و این صداهای مشکوک چیه؟! بعلاوه هیچ وقت هم تهدید نمی‌کنند که اگر اذیت کنید و امتیازاتی را که می‌خواهیم به ما ندین، اولا قرارداد بی قرارداد، بعد هم غنی‌سازی رو که فعلا به بیست درصد رسوندیم و کلی ذخیره هم در عراق و سوریه و غزه و جنوب لبنان جاسازی کردیم، از سر می‌گیریم و تازه روتونو که زیاد کنین، حتا غنی‌سازی رو  به شصت درصد و بالاترهم میرسونیم. بعد هم اضافه می‌کنند که اصلا ما میخواهیم بدونیم وقتی میخواهید ثابت کنید که بمب اتمی نمیسازین، چرا باید توقع داشته باشید که غرب به شما کلی امتیاز بده؟! واسه چی، اگه به شما امتیاز بدیم، بقیه کشورهایی که در وضعی مشابه شما هستند، همون امتیازها رو از ما نمیخوان؟!

والله من هر چی به حرفای این دوطرف گوش کردم و اونا رو دو سه بار مرور کردم دیدم این بیچاره غربی‌ها حرف بدی نمی‌زنند. فرض کنید یک روزی یکی بیاد سراغ ما که آقا تحصیلات شما چقدره.  من هم چاخان کنم و قپی بیام  و بگم سیکل. طرف بگه واقعا؟ من بگم جون شما واقعا.  بعد یارو بگه مدرک هم داری؟ من بگم آره که دارم.  بگه میشه نشون بدی؟ من بهش بگم دهه! زرنگی؟ واسه چی؟ اگه میخوای مدرک سیکل‌مو بهت نشون بدم، سیصد دلار نقد بهم میدی، دوتا بلیط لژ هم واسم کنار میذاری و بعد من و دو سه تا ازبچه‌های محل‌مون رو هم میبری این چلوکبابی نایب و چند پرس چلوکباب سلطانی ما رو مهمون میکنی یا میبری “آقا رضا سهیلا” که یه باقالی پلوی پرگوشت بزنیم به بدن، با دو سه چتول عرق دبش زیرمیزی.  یارو همینجوری با دهن باز به من نیگا میکنه و میگه داداش، من گفتم اگه سیکل داری مدرکت رو به من نشون بده که خیالم راحت بشه چون این اداره انرژی اتمی که مشغول ساختن انرژی اتمی برای کارهای صلح‌آمیزه، داره چندتا کارشناس اتمی استخدام میکنه و منم اونجا یه آشنای دُم کلفت دارم، توهم که مدتهاست بیکاری و علاف و دنبال کار میگردی، یه مدرک سیکل نشون دادن که دیگه قرارداد ترکمانچای نمیخواد!. نمیخوای استخدام بشی؟ خوب نشون نده و همینجوری علاف بگرد! عجب گیری کردیم ها.  حالا بیا و خوبی کن و واسه یه آدم بیکار کار جور کن. اصلا ولش، من میرم هفت ماهه دیگه میام، تو توی این هفت ماه، فکراتو خوب بکن، اگه واقعا هنوز دنبال کارمیگشتی، این سیکل لامصبو برام بیار که کاری واست جور کنم، گوشاتم خوب باز کن، امتیاز ممتیازی هم در کار نیست و بعد هم خیلی خونسرد راهش میکشه و لخ لخ کنان ازمن دورمیشه و میره.  

من توفکر میرم که این بابا کی بود، چرا این حرفهارو به من زد، دوست بود، “دژمن” بود.  نکنه این بابا اصلا مامور سیا و موساد بود که این حرفهای بودارو زد و رفت و مارو اینجوری به فکرهای عجیب وغریب انداخت؟  حالا که یکی دوهفته‌ای ازاین کار گذشته همینجوری تو فکرم اما جون شما اگه عقلم به جائی رسیده باشه! یعنی فکر میکنین یارو اون «امتیازا» رو که خواستم بده یا ول معطلم!

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۰ / معدل امتیاز: ۰

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=2806