«مقاومت» اسم رمز یک سلاخیِ متقابل ایدئولوژیک: ۲۹ سالگی «فروغ جاویدان» و «مرصاد»

- در نبردی که هر دوی سوی آن با زبانی مشابه از جنگ یاد می‌کنند، دست بالا را پاسداران رژیم دارند که خود را پیروز واقعی آن می‌دانند و خاک از کف ندادند.

جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۶ برابر با ۲۸ ژوئیه ۲۰۱۷


یک هفته پس از آنکه رژیم ایران در سال ۱۳۶۷ قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت را پذیرفت، حدود پنج هزار نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق که در عراق مستقر بودند، مقادیری سلاح و ادوات زرهی و نفربر از ارتش صدام حسین تحویل گرفتند و به دنبال آن بودند که به فرماندهی مسعود رجوی از غرب ایران از محور مهران و اسلام‎آباد وارد شوند و ظرف ۴۸ ساعت تهران را تسخیر کنند.

نفربرها و ادوات زرهی ارتش آزادی‎بخش در پیشروی آنها به سوی مرزهای ایران
نفربرها و ادوات زرهی ارتش آزادی‎بخش در پیشروی آنها به سوی مرزهای ایران

رهبران سازمان مجاهدین نام این عملیات را «فروغ جاودان» گذاشتند و مسعود رجوی در یک نشست توجیهی پیش از عملیات نتیجه آن را، هر چه که باشد به مردم ایران و سازمان‌اش تبریک گفت. در همان روزهای نخست عملیات دو شهر کرند و اسلام‌آباد تصرف شد و نیروهای مجاهدین تا نزدیکی کرمانشاه پیشروی کردند.

اما دیری نگذشت که نیروهای ارتش و سپاه در عملیاتی موسوم به «مرصاد» به مقابله با آنها پرداختند. منابع نزدیک به حکومت ایران می‌گویند حدود سه هزار نفر و به روایتی ۴۸۰۰ نفر از اعضای سازمان مجاهدین در این عملیات کشته شدند. گزارش‌های زیادی منتشر شد در این باره که زنان و دختران عضو ارتش ‎آزادیبخش توسط پاسداران مورد تجاوز قرار گرفتند و سلاخی شدند.

۲۹ سال از آن روزها گذشته و سال‎هاست هم رژیم ایران سالگرد مرصاد را جشن می‌گیرد و هم سازمان مجاهدین فروغ جاودان را از یاد نمی‎برده است. در بخش ویژه یادبود این عملیات در پایگاه خبری مجاهدین آمده «فروغ جاویدان در نخستین آثارش آینده این «مقاومت» را بیمه کرد و بر ریشه‌داری و اصالت آن، با خون و رزم و حماسه گواهی داد».

حنیف حیدرنژاد، از اعضای پیشین سازمان مجاهدین که شرح کاملی از جزییات این عملیات را از سال‌ها پیش شروع به نوشتن کرده بود، می‎نویسد عملیات فروغ جاویدان یک شکست نظامی بود زیرا به هدف اعلام شده آن یعنی فتح تهران دست نیافت.

به گفته او، نیروهای ارتش آزادیبخش به لحاظ تعداد قابل رویارویی و مقایسه با نیروی رژیم نبودند. او تاکید کرده «سازمان هیچ‌گاه تعداد نیروهای شرکت کننده در این عملیات را اعلام نکرد، اما برآوردهای مختلف، نیروهای ارتش آزادیبخش را بین ۵ تا ۷ هزار نفر تخمین می‌زنند. من نیز آن را به واقعیت نزدیک می‌دانم».

زنان و دختران زیادی بر اساس باورهای سیاسی و عقیدتی خود قدم در این مسیر بی‎بازگشت گذاشتند

حیدرنژاد در بخشی روایت خود از آن روزها افشا کرده که «تجهیزات موجود در ارتش آزادیبخش نمی‌توانست پشتیبانی آتش (هوایی و توپخانه) را در حد لازم و در همه جبهه‌ها تامین کند و از پشتیبانی هوایی ارتش عراق هم خبری نشد. تعداد قابل توجهی از نیروهای رزمنده ارتش آزادیبخش را سربازان و اسیران جنگی ایرانی تشکیل می‌دادند که یا اسیر سازمان مجاهدین بودند، یا اسیر ارتش عراق. انگیزه جنگ و جنگندگی در بین این افراد (بجز تعداد معدودی) بسیار بسیار پایین بود. تعداد قابل توجه دیگری از نیروهای تازه‌نفس از کشورهای اروپایی آمده بودند. برخی از این نیروها از افراد ستادهای مختلف سازمان در خارج کشور بودند و تعداد زیادی نیز نیروهای هوادار که در انجمن‌های دانشجویی فعالیت می‌کردند. این دو دسته یا اصلاً آموزش نظامی ندیده بودند، یا آموزش نظامی آنها بسیار ابتدایی بود. با ساختار واحدهای عملیاتی ارتش آزادیبخش آشنا نبودند و نمی‎شد به سادگی آنها را سازماندهی کرد.»

در نبردی که هر دو سوی آن با زبانی مشابه از جنگ یاد می‌کنند، دست بالا را پاسداران رژیم دارند که خود را پیروز واقعی آن می‌دانند و خاک از کف ندادند.

پاسدار بهمن ریحانی، فرمانده سپاه کرمانشاه در مراسم بزرگداشت «مرصاد» گفته این عملیات کمینگاه خدا برای «منافقین» بود. او تهدید کرده «مرصاد یعنی یک درس عبرتی برای همه خائنین به کشور و اسلام که بدانند هر وقت فکر خیانت به سرشان بزند مردم در مقابل آنها خواهند ایستاد.»

رسانه‌های داخلی در ایران با شمار زیادی از سپاهی‌ها و ارتشی‌هایی که در این عملیات حضور داشتند مصاحبه کرده‌اند. شاید تازه‎ترین موضوع در این گفتگوها این بود که عنوان شد «عراقی‌های لشکر بدر اولین مدافعان در برابر منافقین بودند».

جمهوری اسلامی ایران یادبود «مرصاد» را از هفته‎ها پیش آغاز کرده بود. جمعه ۳۰ تیرماه یوسفعلی قربانی، فرمانده هوانیروز به خطبه‌های نماز جمعه تهران آمد و گفت «هوانیروز کمر منافقین را برای همیشه شکست و دیگر هیچ وقت نتوانستند به موقعیت قبلی خود برگردند.» همزمان وب‏سایت سازمان مجاهدین در گزارشی نوشته «رژیم ۲۹ سال پس از عملیات فروغ جاویدان از آن وحشت دارد.»

تصاویر دلخراش زیادی از صدها و هزاران ایرانی که در این نبرد از دو طرف کشته شدند در آرشیو تاریخ بر جای مانده

اشاره‎ی این سازمان به اظهارات اخیر عبدالصمد خرم‌آبادی، معاون دادستان کل جمهوری اسلامی ایران است که گفته کانال تلگرامی مربوط به مجاهدین نمونه بارز از کانال‌های مجرمانه تلگرامی هستند که دستور قضایی هم برای مسدود ساختن آنها صادر شده ولی مسدود نشده‌ است.

او پرسیده «آیا آقای وزیر ارتباطات با فعالیت مجرمانه کانال گروهک تروریستی منافقین در کشور موافق است؟»

در فضای مجازی هم ۲۹ سالگی این نبرد مورد توجه کاربران قرار گرفته است.

کاربری با نام شکست ناپذیر توییت کرده « چرا اونایی که دم از مرصاد می‌زنن یه ذره هم از واقعیت فروغ‌ جاویدان مجاهدین با ارتش‎آزادیبخش ملی ایران که سرویسشون کردن چیزی نمی‎گن؟»

امیرحسین با انتشار تصویری از سنگ مزار یکی از نیروهای پاسدار که در مرصاد کشته شده، نوشته «مومن باید در خونه خدا سیریش باشه. شبیه این تورهای لحظه آخری سریع خودش رو بچسبونه. شهدای مرصاد اینطوری بودن».

کاربری به اسم حسین پارسایی با انتشار تصاویری از مریم و مسعود رجوی کنار هم می‌نویسد «بقای رشدیابنده مقاومت ایران مرهون خطوط سیاسی واستراتژیکی ژرف‌بینانه‌‌ای است که عملیات فروغ جاویدان  اثبات صحت و بیمه‌نامه تداوم آنهاست».

درخت بی‏‌زمین هم تصویری تلخ از اعدام صحرایی یکی از اعضای سازمان مجاهدین در این عملیات با نام «فرمانده سارا» در صفحه خود قرار داده و نوشته «به یاد سالگرد فروغ جاویدان عملیات کبیر عقیدتی و میهنی».

«مقاومت»، این روزها شاید بیش از هر واژه‎ای در سخنرانی‌های سران حکومت شنیده می‎شود، از مقاومت در مقابل تحریم‌ها تا حمایت مادی و معنوی از نیروهای مقاومت که برای رژیم حیاتی است. و از آن سو سازمان مجاهدین نیز به دنبال چیدن میوه‎ی‎ «مقاومت» چهار دهه‌‏ای خود در نشست‌ها و جلسات سناتورها و نمایندگانی از آمریکا و اروپاست که وعده‎ی قدرت در تهران می‌دهند.

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=83344