نقاش پیشکسوت سردر سینماهای قبل انقلاب، دستفروش شد

-با جایگزین شدن عکس به جای نقاشی بر سردر سینماها، بسیاری از نقاشان بیکار شدند.
-آخرین پوستر این هنرمند متعلق به فیلم «برزخی‌ها» در سال ۱۳۶۱ است.

پنج شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۶ برابر با ۲۴ اوت ۲۰۱۷


منوچهر قاضی‌زاده نقاش پیشکسوت سردر سینماهای تهران در قبل از انقلاب، برای امرار معاش نقاشی‌هایش را در خیابان می‌فروشد.

منوچهر قاضی‌زاده ملقب به «قاضی» کارش را در سینما به عنوان نقاش سردر سینماها در دهه ۵۰ خورشیدی آغاز کرد و تا اوایل دهه شصت که همچنان برای سردر سینماها، به جای نسخه‌های چاپی از تصاویر فیلم، همچنان از نقاشی استفاده می‌شد، فعالیت می‌کرد.

او پیشتر دستیار نقاشان معروف سردر سینماها از جمله بطحایی، شقاقی، داداشی، شرافکن و علیزاده بود که در سینمای قبل از انقلاب کار می‌کردند و با جایگزین شدن عکس به جای نقاشی، شغل خود را از دست دادند.

قاضی قبل از انقلاب با گروه‌های مختلفی به عنوان نقاش خیابانی فعالیت می‌کرد اما با بالا رفتن سن‌اش دیگر نمی‌توانست روی داربست‌ها بایستد و این شغل را هم از دست داد.

خبرگزاری مهر نوشته که او اکنون در آستانه ۶۵ سالگی برای گذران زندگی کنار خیابان نقاشی‌های رنگ روغن می‌فروشد.

او یکی از صدها هنرمند فراموش‌شده‌ای است که در اثر بی‌توجهی مسئولان سینما در شرایط سختی زندگی‌ می‌کنند. حال آنکه وزارت ارشاد و خانه سینما، به واقع اولویتی مهم‌تر از سر و سامان دادن به وضع این پیشکسوتان ندارند.

البته در جشنواره فیلم «فجر» سال ۹۱، این هنرمند مورد تقدیر قرار گرفت ولی در این پنج سال، حمایت مالی از او نشده است.

قاضی به خبرگزاری مهر گفته که آخرین نقاشی که برای سینما کشیده، متعلق به فیلم «برزخی‌ها» ساخته ایرج قادری بوده که در سال ۱۳۶۱ اکران شد.

گفتنی است که در کشورهای پیشرفته دنیا همچنان تکنیک استفاده از نقاشی بر سردر سینماها مورد استفاده قرار می‌گیرد و تلاش می‌شود تا این هنر زنده بماند و از بین نرود.

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۰ / معدل امتیاز: ۰

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=86056

یک دیدگاه

  1. ابراهیم هادی

    من در سالهای شصت مدتی مشغول پلاککت کشی / اون زمان اینطوری میگفتن / بودم. البته حرفه ی خاصی بود و کار هنری به حساب نمیاومد . شقاقی و علی و دو سه نفر دیگه که اسمشون بیادم نمیاد کار کردم . این اقای قاضی که اگه اشتباه نکنم از کردستان بود هم تو اونها میچرخید و دسیاری میکرد. اون زمان هم وضعش خوب نبود. باری عکش رو که دیدم به خاطرش اوردم. شقاقی و یکی دیگه که اسمش فراموشم شد و ادم خوبی بود تو ساختمون پلاسکو اتلیه داشتن و دیگران طرفهای راه اهن.یه صنف خاصی بودن با طرز رفتاری مربوط به محیطشون. البته برام تجربه ای بود / اما تحمل اون محیط خاص برام سخت بود.

Comments are closed.