سکوت مطلق روسیه و ترکیه در برابر توافق حزبالله لبنان با گروه داعش، بسیار جلب توجه میکرد. آیا این سکوت تنها به این دلیل بود که جنگجویان داعش طبق توافق صورت گرفته باید به سوی مرزهای عراق میرفتند؟ آیا انتقاد شدید گروههای مسلح شیعه مورد حمایت ایران در عراق از آمریکا به دلیل ایجاد گذرگاه برای خروج داعش از منطقه تلعفر و حرکت اعضای این گروه به سوی کردستان عراق و اتهام واشنگتن به اتخاذ سیاستهای دوگانه، متناقض و غیرشفاف در برابر دولت مرکزی عراق به همین دلیل بوده است؟

یک روز پس از توافق حزبالله لبنان با داعش یکی از مهرههای وابسته به ایران در عراق که شبهنظامیان مسلح موسوم به «گردانهای حزبالله عراق» را فرماندهی میکند، با ظهور در تلویزیون المیادین، گفت، مدارکی در دست دارد که ثابت میکند، مسعود بارزانی رئیس اقلیم کردستان عراق خود دستور داده تا از اعضای داعش در اقلیم کردستان استقبال کنند. حال با توجه به این رویدادها پرسشی که مطرح میشود، این است که آیا برای کردهای عراق یا همه کردهای منطقه برنامهای طراحی شده است و آیا سکوت مطلق ترکیه و روسیه به این دلیل بوده است؟
سال گذشته ما شاهد بهبود روابط بین ترکیه و روسیه پس از یک تنش کوتاه بودیم. دو کشور با ارزیابی و سبک سنگین کردن منافع خود به این نتیجه رسیدند که باید در بسیاری از مسائل و بحرانهای منطقه با یکدیگر همکاری کنند؛ این همکاری بیش از هر چیز بر بحران سوریه متمرکز میشد. سوریه برای مسکو و آنکارا بسیار دارای اهمیت و تقاطع منافع مشترک دو کشور است به همین دلیل برای تحقق اهداف خود هر کدام از آنها به دیگری نیازی مبرم دارد. ارتقای روابط اقتصادی و نظامی دوجانبه میان دو کشور تا کنون نقش مهمی ایفا کرده است. مقامات ترکیه همه زمینهها را فراهم کردند تا بتوانند سیستم دفاع موشکی از نوع S-400 را از روسیه خریداری کنند. مسئلهای که نگرانی و خشم متحدان ترکیه در پیمان ناتو را برانگیخت. اگرچه این معامله ممکن است صورت نگیرد و بسیاری از تحلیلگران در عملی شدن آن شک و تردید دارند اما اقدام ترکیه در بطن خود پیامی مهم برای غرب داشت؛ خود پیام از دریافت سیستم دفاعی برای ترکیه مهمتر و ارزشمندتر بوده است.
به گفته یک تحلیلگر سیاسی بریتانیایی، مسکو و آنکارا از بهبود روابط شان از نظر سیاسی نیز استفاده میکنند تا به این وسیله نارضایتی خود را به غرب نشان دهند بهخصوص ترکیه که عمیقا از همکاری نظامی ایالات متحده با کردهای سوریه احساس سرخوردگی کرده و به همین دلیل از وضعیت روابط خود با غرب به شدت نگران است.
بهبودی روابط میان مسکو و آنکارا باعث تحولات مهمی شد. روسیه تصمیم گرفت تا در ساختن یک نیروگاه هستهای به ترکیه کمک کند؛ از سوی دیگر راهاندازی پروژه خط لوله گاز از روسیه به ترکیه برای صدور گاز به جنوب اروپا با هدف دور زدن اوکراین نیز برای مسکو بسیار مهم به شمار میرود.

اولین عرصه همکاری میان روسیه و ترکیه جنگ در سوریه است. هرچند که هر یک دیدگاه مختلفی در باره آینده بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه دارند اما مسکو و آنکارا برای کنترل خواستهای منطقهای کردهای ناسیونالیست در سوریه نیز همکاری میکنند.
ایران و روسیه در سوریه
از زمان آغاز جنگ داخلی سوریه در سال ۲۰۱۱، روسیه همکاری نزدیکی با ایران داشته است. البته این همکاری نقش ترکیه را در نظر نگرفت. اما اختلاف میان روسیه و ایران در مورد آینده سوریه که گاهی به خارج درز پیدا میکند باعث شد ترکیه که با مخالفان سوری روابط خوبی دارد، نقش خود را باز یابد و با حفظ ارتباط تنگاتنگ خود با نیروهای معتدل از میان مخالفان سوری و همچنین با روسها به بازیگر مهمی در صحنه سوریه تبدیل شود.
یکی از اختلافات دیگر میان ایران و روسیه این است که تهران به هیچ عنوان حاضر نیست از بشار اسد کوتاه بیاید و جایگزینی برای آن برای حفظ منافع رژیم ایران در سوریه ندارد. در صورتی که روسها بارها اعلام کردند هر کس منافع آنها را تامین کند حاضرند از برخی مواضع خود عقبنشینی کنند. برای روسها شخص اسد مهم نیست؛ مهم، نفوذ سیاسی و حفظ پایگاههای نظامی این کشور در خاک سوریه است.
دیدگاههای روسیه و ترکیه در سوریه گاهی اوقات برای مهار کردن جاهطلبیهای ایران و محدود کردن آن در منطقه همسویی دارد. اما آنچه بیش از ایران، آنکارا و مسکو را به همکاری بیشتر سوق میهد وجود نظامی ایالات متحده آمریکا در سوریه است. ترکیه عضو مهمی در ناتو است از این جهت میتواند نقش اساسی در رابطه با قدرتهای غربی در سوریه ایفا کند اما این کشور در وهله اول به دنبال تحقق منافع خودش است. آنکارا تلاش میکند با حفظ جغرافیای خود، برای ایفای نقش در خاورمیانه بزرگ در آینده آماده باشد اما کمک آمریکا به کردها و موضع غیر ثابت واشنگتن در باره اسد باعث نگرانی شدید آنکارا شده است.
روسیه نیز به همین اندازه و کمی بیشتر از وجود نظامی آمریکا و عملیات نظامی نامنظم وغیرهماهنگ این کشور در سوریه ناراضی است و با وجود متوقف شدن کمکهای نظامی آمریکا به مخالفان سوری به دستور ترامپ و با وجود توافق مسکو– واشنگتن در باره آتشبس در اغلب مناطق سوریه اما باز یکی از انگیزههای نزدیکی ترکیه با روسیه وجود آمریکا در سوریه است. به غیر از مشکل حضور آمریکا در سوریه، دو کشور روابط دشواری نیز با اتحادیه اروپا دارند. آنگلا مرکل یک هفته پیش آب پاکی روی دست ترکها ریخت و اعلام کرد که ترکیه [با سیاستهای اردوغان] نمیتواند عضو اتحادیه اوپا شود. آنکارا قبل از آلمان با هلند و بلژیک نیز درگیر شده و مورد انتقادات شدید آنها قرار گرفته است. روسیه نیز از سال ۲۰۱۴ تا کنون به دلیل بحران اوکراین روابط پیچیده و گاهی متمایل به تیره با اتحادیه اروپا دارد.
اما با همه این مشترکاتی که ترکیه و روسیه را به هم نزدیک میکند، باز اختلافات ژئوپولیتیک میان دو کشور همچنان باقی است. ترکیه از نظر جغرافیایی طولانیترین ساحل را در دریای سیاه دارد؛ این جغرافیای طولانی در ساحل دریای سیاه و کنترل طبیعی دو تنگه «بسفر» و «دردنیل» باعث میشود تا آنکارا قدرت نظامی و اقتصادی خود را در سراسر دریای سیاه برجسته نماید.
از لحاظ تاریخی، منطقه ساحلی دریای سیاه در طول قرن هجدهم تا پایان جنگ سرد، میدان جنگ بین امپراتوری روسیه و امپراتوری عثمانی بود. در نهایت ترکیه مانند روسیه دارای منافع طبیعی و خواستار گسترش منطقه نفوذش در دریای سیاه است. این مسائل دو کشور را مجبور میکند برای یک سازش مورد توافق طرفین برای مدتی طولانی در کنار هم باشند. اما ارتش روسیه از سال ۲۰۱۴، یعنی زمانی که روسیه جزیره «کریمه» را ضمیمه خاک خود کرد، حضور فعالتری در این منطقه دارد. موقعیت جغرافیایی و زیرساختهای نظامی جزیره «کریمه»، به ارتش روسیه این امکان را داد تا بتواند بدون مزاحمت بر تمامی سواحل دریای سیاه احاطه داشته باشد و آن را تحت پوشش نظامی خود قرار دهد.
در شرق دریای سیاه و جنوب قفقاز، ترکیه و روسیه در برابر یک جنگ تاریخی طولانی که از گذشته به ارث بردهاند قرار دارند. دو کشور درباره گسترش نفود در گرجستان، ارمنستان و آذربایجان اختلاف دارند؛ این اختلاف از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، آغاز شد. ترکیه با تلاشهای فراوان توانست پروژههای مختلف در مناطق جنوب قفقاز ایجاد کرده و این مناطق را به بازار مصرف انرژی در حال رشد خود متصل کند. آنکارا نفوذ اقتصادی خود را از شرق قفقاز تا غرب آن گسترش داد. خط لولههای باکو- تفلیس- جیحون و باکو- تفلیس- سوپسا و همچنین راهآهن باکو- تفلیس- کارس، چند پروژهی نمونه هستند که در حال حاضر از سوی آنکارا حمایت و کنترل میشوند. بعید به نظر میرسد که ترکیه از نظر نظامی با روسیه درگیر شود اما این امر مانع افزایش تواناییهای نظامی ارتشهای آذربایجان و گرجستان از سوی ترکیه نشده است.
روسیه و ترکیه اختلاف عمیقی در باره منطقه «قره باغ» نیز دارند؛ این منطقه مورد اختلاف ارمنستان و آذریابیجان است. روسیه برای پایان دادن به این منازعه طرحهای خود را ارائه میدهد و مایل نیست ترکیه در آنجا دخالت کند. در واقع مسکو ترجیح می دهد وضعیت را تا آنجا که ممکن است به همان شکلی که هست نگه دارد. به همین دلیل از ترکیه متحد آذربایجان میخواهد که از این منازعه دور باشد. مسکو تلاش کرد تا نیروهای حافظ صلح خود را در قره باغ نگه دارد و در مقابل، ارمنستان از برخی مناطق مورد اختلاف با آذربایجان چشمپوشی کند.
اما در آسیای مرکزی، آنکارا همه کشورهای آسیای مرکزی مانند قزاقستان، قرقیزستان، ترکمنستان و ازبکستان که روابط قومی قوی با ملت ترکیه دارند را متحد طبیعی خود میداند؛ در این میان تنها تاجیکستان است که همیشه تحت تأثیر فرهنگ ایرانی قرار داشته است.
با توجه به این مسائل و پیچیدگی آن در حال حاضر هیچ یک از دو کشور ترکیه یا روسیه نمی توانند با هم دشمن باشند؛ ترکیه دریافته که اگر قرار است تلخی بقای اسد بر قدرت را تحمل کند، تنها راه ورودش به سوریه، مسکو خواهد بود. برای ترکیه در آینده اگر رفتن اسد با بهای استقلال یا یک حکومت خودمختار برای کردهای سوریه تمام شود ترکیه حاضر است تلخی بقای اسد را بپذیرد اما یک حکومت خودمختار کرد آن هم زیر چتر اندیشههای عبدالله اوجالان را نپذیرد.
با توجه به منافع مشترک روسیه و ترکیه که به آن اشاره شد، دو کشور به همکاری خود در سوریه ادامه خواهند داد. مهم نیست که بحران سوریه فروکش کند یا شعلهورتر شود. مهم آن است که نیازها و ضرورتهای فوری دو کشور آنها را وادار کرده به زمینههای مشترک برای همکاری خود توجه کنند. دو کشور درباره توسعهطلبی ایران در سوریه دیدگاه مشترکی دارند چنانکه هر دو آنها با دالان بغداد- سوریه – لبنان که سران جمهوری اسلامی خواب آن را برای منطقه در سر میپرورانند، مخالفاند. ترکیه نمیخواهد آخرین نفوذ خود را در آخرین کشور عربی از دست بدهد. بنابراین همکاری ترکیه و روسیه در زمینههای اقتصادی نیز شکوفاتر خواهد شد و احتمالا به دایره همکاری نظامی نیز خواهد رسید. به این دلیل که روسیه هم نمیخواهد بازار ترکیه برای صادرات گاز خود را از دست بدهد. اما با این حال فراتر از این همکاری، روابط روسیه و ترکیه تحت فشارهای ژئوپولیتیک بر اساس مسائل جغرافیایی و امنیتی قرار خواهد گرفت و فضای دریای سیاه ، جنوب قفقاز و تا حدودی آسیای مرکزی همچنان مناطق رقابت میان مسکو و آنکارا خواهد ماند.
در چنین شرایطی و با توجه به مشکلاتی که کشورهای عربی منطقه گرفتار آن هستند، در آینده نزدیک ما شاهد عملیات نظامی گسترده، جنگ منافع، توسعهطلبی، ایجاد پایگاههای نظامی و برخورد فرهنگی بیشتر در عرصهی سوریه خواهیم بود. این رویارویی در سوریه یا در حوزه همگرایی یا بر اساس نفوذ خواهد بود. هماکنون آمریکا، روسیه، ترکیه، اروپا و ایران در سوریه حضور دارند؛ از سوی دیگر چچنیها، ازبکها و قرقیزستانیها و غیره نیز آمدهاند و مردم را در لباس «داعش» به قتل رساندهاند اما پرسشی که اینجا مطرح میشود، این است که نقش عربها در همه این رویدادها چیست؟! ما هنوز این نقش را ندیدهایم!
*منبع: شرقالاوسط
*نویسنده: هدی الحسینی
*ترجمه: کیهان لندن