«وکیل ملت» و مسئولیت خطیر ملّی

پنج شنبه ۴ مهر ۱۳۹۸ برابر با ۲۶ سپتامبر ۲۰۱۹


الوند سعادتی – اولین بار در میان سلسله‌های پی در پی پادشاهان شکوهمند ایران، کریمخان زند بود که خرق عادت کرد و کنشی بر جای گذاشت که تا دنیا دنیاست، به نیکی و بزرگی مورد ستایش قرار خواهد گرفت. وی بود که در اقدامی‌خلاف عرف شاهانه، از لقب «وکیل‌ الرعایا» استفاده کرد. انگیزه این اقدام، با توجه به آنچه در کارنامه او ثبت شده، جز مسئولیت‌پذیری و باری که در خدمت به ملت سرزمین خود بر دوش خویش احساس می‌کرد، چیز دیگری نمی‌توانسته باشد؛ حال پس از گذشت بیش از دو قرن، همین مرام و مسلک در زمانه ما در کسی که نوه بزرگمرد تاریخ معاصر و نماد خدمت به مردم، رضاشاه فقید است، تکرار شده است.

بانو یاسمین پهلوی و شاهزاده رضا پهلوی

شاهزاده رضا پهلوی در مصاحبه‌ای که چند روز قبل با شبکه تلویزیونی «منوتو» انجام شد، فرد معتمد مردم را به وکیلی تشبیه کرد که از حقوق موکل‌اش در برابر مسئولین دفاع می‌کند و تصریح کرد که ترجیح می‌دهد به عنوان «وکیل ملت» نقش ایفا کند نه در رأس حکومت و در قالب اداره کشور که آن باید به مدیران واگذار شود؛ چرا که «قرارگرفتن در موضع مسئولیت و جوابگویی، درواقع ستیزکردن با مردم است.»

وی نقش خود را در پیشبرد جنبش اعتراضی به وجود آمده در داخل کشور، نقش حمایت از حرکت‌‌هایی دانست که برای مردم می‌تواند مثبت باشد. او تأکید کرد که هیچگاه تلاش نکرده‌ خود را بر مردم تحمیل کنند. همیشه نظر و اعتقاد خود را صرفاً پیشنهاد کرده و هیچگاه دغدغه قدرت نداشته‌ است. شاهزاده رضا پهلوی نقش خود را جدا از رهبری سیاسی و یک نقش تکمیلی در جهت تشویق آنچه خواست مردم است، توصیف کرد و گفت مدیریت سیاسی باید بر عهده سیاسیون باشد. این به معنای آن است که او فارغ از جریان‌های سیاسی و حزبی که برای رسیدن به قدرت با هم رقابت می‌کنند، منافع مردم و کشور را مد نظر قرار داده و به چیزی غیر آن توجه ندارد؛ در همین رابطه در بخشی از مصاحبه ابراز می‌کند که «من هرگز کاری نخواهم کرد که کوچک‌ترین خدشه‌ای به منافع ملی کشورم پیش بیاید؛ حتی اگر به این مفهوم باشد که کاملاً از صحنه حذف شوم.»

همین نوع نگاه است که موجب اعتماد اکثریت مردم به شاهزاده، چه در خارج و چه در داخل کشور شده است. یکی از مسائلی که در این گفتگو از آن صحبت شد، همین بود که بسیاری از مردم به شخص شاهزاده به عنوان شخصیتی بالاتر از جریان‌های سیاسی و یک شخصیت فراحزبی، فراسیاسی و فراایدئولوژیک اعتماد دارند که آن را می‌توان ناشی از عملکرد مناسب رضا پهلوی در تطابق با صحبت‌های وی طی تمام سال‌های گذشته و از جمله ماه‌های اخیر دانست که به صراحت گفته است نقش خود را در مبارزه علیه جمهوری اسلامی، نقشی فراجناحی، فرامسلکی و غیرسیاسی تعریف کرده‌ است. وی در مواقع گوناگون نشان داده‌ که وامدار هیچ جریان سیاسی نیست و مستقل از همه آنها نقشی پدرانه و فراحزبی در هدایت جنبش براندازی مردم ایران ایفا می‌کند.

شاهزاده درباره اعتماد مردم اظهار داشت معتمد کسی نیست که حکم کند یا فرمان و دستور بدهد. او با بیان اینکه بسیاری از کارهایی که توسط وی در حال انجام است، به دلایل گوناگون ممکن است توسط مردم دیده نشود، گوشزد کرد که این به معنای عدم انجام کار نیست چنانکه بخش زیادی از شرایط فعلی ایجادشده، ناشی از همین فعالیت‌هاست. حساسیت‌های امنیتی به دلیل نفوذی که جمهوری اسلامی در خارج از کشور دارد، اغلب باعث می‌شود بسیاری از کارهای زمینه‌ساز برای اقدامات اساسی، از دید مردم عادی و هواداران براندازی، پوشیده و مخفی بماند؛ ضمن آنکه عمق همانهایی هم که دیده می‌شوند، به درستی درک نمی‌شود. ارتباطات و جلسات متعدد شاهزاده با اندیشمندان و سیاستمداران کشورهای مختلف برای منتقل کردن خواسته‌های مردم ایران به آنها، علاوه بر اینکه نیازمند مطالعات وسیع و ژرف در ابعاد استراتژیک و ژئوپلیتیک است، به سبب مایه گذاشتن از حیثیت و آبروی شاهنشاهی و طلب کمک از آنها، مشقت‌های خاص خود را دارد که هر کسی از عهده اش برنمی‌آید.

مروری کوتاه بر پیشرفت‌هایی که در این سال‌ها به ویژه در سال‌های اخیر به آن دست یافته‌ایم، بر هر انسان ژرف‌نگر و منصفی، نقش محوری شاهزاده را به عنوان نماد ملی، فراحزبی و غیرسیاسی جنبش براندازی روشن می‌کند. نقشی که اکنون و در هیچ زمانی نباید دستخوش امور سیاسی و جناحی شده و به جریانی خاص تقلیل یابد تا کارکرد خود را از دست بدهد. همان نقشی که امروز، عبارت «وکیل ملت» آن را نمایندگی می‌کند.

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=171548

6 دیدگاه‌

  1. تفسير و تحليل حرف هـاى ديگران

    از ایه هـاى الله تا شاهـزاده وکیل ملت
    کشورهـاى جهـان سوم و هـیجان زده

  2. محمدجواد

    خطاب به ” بادرود به ملت شاه میهـن ”
    من بین رهبر معنوی، وکیل، ماندلا یا گاندی هیچ تفاوتی نمی بینم. نمیدونم چرا شما اینها رو جدای از هم میدونین. و اما اینکه گفتین که زمانی سوگند پادشاهی خوردن، خودشون هم گفتن که اون مال گذشته و زمانی بود که هنوز هیچ تجربه ای نداشتن و مقصود از اون سوگند هم این بود که به مردم ایران بگن که اگرچه شما به نهاد پادشاهی پشت کردید، ولی ما به شما پشت نخواهیم کرد و پا به پای شما خواهیم آمد.
    و اینکه گفتین که سخنگو و رئیس شورای ملی ایران؛ این سمت بخاطر این بود که بین مخالفان حکومت اتحادی شکل بگیره و با این اتحاد، یک آلترناتیوی برای حکومت شکل بگیره. ولی بخاطر لجاجت و یکدندگی بعضی از جمهوری خواهان مثل مصدقی ها و متأسفانه مشروطه طلبان، این ائتلاف شکل نگرفت و برای همین تصمیم گرفتن که از سمتی که داشتن در این ائتلاف کناره گیری کنن. تا زمانی که هنوز مخالفان در گذشته بمونن و بخاطر سال ۳۲ با همدیگه دشمنی کنن، هیچوقت این ائتلاف شکل نخواهد گرفت.
    اونچه که مهمه اینه که در حال حاضر مردم ایشون رو وکیل خودشون میدونن و یک لقب از خود در آورده نیست. اگه باور ندارید میتونین به شعارهای مردم از دی ۹۶ به اینطرف یه نگاه بندازین.

  3. بادرود به ملت شاه ميهـن

    هـم میهـن گرامى
    شاهـزاده رضا پهـلوى (رضا شاه دوم ) وارث یک شاهـنشاهـى تاریخى است و
    ایشان و تنهـا این فرد مسؤلیت بزرگى به این تاریخ و این کشور دارد .
    ایشان یکبار پادشاهـى خود را طبق قانون مشروطه بیان کرده اند
    یکبار به عنوان سخنگو شوراى ملى
    یکبار به عنوان رئیس شورا
    یکبار رهـبر معنوى
    وحالا وکیل ؟!؟!؟!؟هـر چند که با نوشته شما موافق هـستم ولى
    این وظیفه خود ایشان و یا دبیر خانه میباشد که طبق یک بیانیه و یا سند
    نقش ایشان را بصورت مشخص بیان کنند
    ایا این عدم شفافیت و نامشخص جاى پرسش و تردید دارد ؟!؟!؟
    زمانى هـم میخواهـد ماندلا و یا گاندى شود ؟!؟!؟
    بهـرروى جاى نگرانى (براى سرنوشت و تاریخ ایران ) و تعجب که چرا ما به اینجا رسیده ایم (سرگذشت پادشاه افغانستان و عراق باید ما را نگران کند )

  4. سام

    رهبر واقعی یک ملت حکم وکیل را دارد و مردم به سمتش حرکت می کنند و او را رهبر واقعی خود می دانند .در دی ماه ۹۶ علی رقم خطرات زیاد مردم شعار حمایت از او را دادند و برای پدربزرگش و پدرش آمرزش و مهر خداوندی را خواستند .البته کسانی که در ایران زندگی کرده اند بارها و بارها در این ۲۰ سال دیده اند که مردم برای محمدرضاشاه و رضا شاه طلب رحمت و آمرزش از خدا می کنند اما به خاطر سرکوب حاکمیت مجبور به انتخاب بد و بدتر بودند .حالا نتیجه ی بد و بدتر را هم دیدیم که به فاجعه های این روزها ختم شده است.دیدید که نظام در همان دی و بهمن ۹۶ بیش از ۳۰ نفر را به سرعت کشت تا انتقامش را بگیرد اما چه کند که مردم این ۴۰ سال را با آن ۵۰ سال مقایسه می کنند .اگر حرف های خمینی در همان ۲ سال اول را ببینید می فهمید این نظام جنایتکار و این فرقه ی شوم و تبهکار هدفی جز ویرانی و کشتار و بدبختی ندارد .خمینی نوکر شوروی بود و دلش می خواست برای اربابش دم تکان بدهد مثل همین خامنه ای .البته اربابان ریز و درشتی هم در اروپا حامی این اراذل بودند و مردم ایران با تعصب کورشان به مذهب ، به ته چاه افتادند.شاهپور بختیار (از معدود افراد واقعا مصدقی) به خوبی می دانست که پادشاهی مشروطه مناسب ایران است و با آمدن آخوندها و توده ای ها و کمونیست ها ایران تبدیل به جهنم می شود .
    رضا پهلوی پشت سرش ۵۰ سال آبادانی و میهن پرستی و صلح خواهی با جهان است و بعد از ۴۰ سال تجربه ی مبارزه ی میهن پرستانه ، حالا حرف دل ۸۵ میلیون ایرانی را می زند و سعادتشان را نیز می خواهد و به همین دلیل طرفدار عفو و بخشش عمومی در جامعه ی پس از سقوط فرقه ی تبهکار است . رضا پهلوی نماد آشتی حکومت و فرهنگ ایرانی با اسلام (سکولار و صلح طلب) و مدرنیزم است و درست مثل پدر و پدربزرگ سعادت ایران را می خواهد .متاسفانه دروغ پردازی های کمونیست ها و نوکران روسیه و آخوندهای دوزاری و بی سواد از ذهن اندکی از ایرانیان پاک نشده اما نسل امروز که بی تعصب است حسرت یک روز زندگی در ایرانِ سال های ۵۰ تا ۵۷ را می خورد .واقعا باید اشک ریخت برای روزهای خوبی که مذهبی و غیرمذهبی ، بی حجاب و با حجاب در صلح و صفا با هم زندگی می کردند و هدف حکومت ، آبادانی و پیشرفت و رفاه و خوشبختی مردم بود .
    این روزها که حکومت هر ساله ده ها میلیاردها دلار را صرف ترویج تروریسم و خرافه در ایران و خاورمیانه می کند و صدها میلیارددلار دیگر را می دزد تا توله زاده هایشان در اروپا و امریکا اشرافی زندگی کنند ، باید بر رضا پهلوی درود فرستاد و از خدا سپاسگذار بود که شاهزاده ، راه پدر و پدربزرگش را می رود تا ایران را به جایگاه شایسته اش برساند .حق ما این نبود که برده و موالی مشتی تروریست و قواد و صیغه فروش باشیم .حق ما مشارکت در تمدن جهانی و داشتن کشوری آباد و سرافراز در جهان بود که در کنار اروپا و امریکا و ژاپن منادی پیشرفت و دموکراسی و انسان مداری در جهان باشد.زنده باد وکیل ملت رضا پهلوی ،زنده باد ایران

  5. ملت شاه میهن

    معنی این وکیل ملت تو اون مصاحبه واضح بود. شاه نمی خواد حکومت کنه. حکومت کنی، بالاخره یه عده ای ممکنه از برخی تصمیمات ناراحت بشن. شاه باید ملی باشه. مثل پرچم. مثل شاهنامه. مثل مرز کشور. نباید وارد عمل سیاسی حکومتی بشه تا ملی بودنش حفظ بشه. حرف خوبی زد. در عین حال باید پادشاهی سمبولیک و موروثی باشه تا از یه وکیل خوب برای ملت به یه آدم بی ریشه و بته نرسیم. پهلوی شاه ایران هست لاغیر (البته فقطططط در صورتی که مردم کشور من در اکثریت به این موضوع رای بدن) و حقوق کسانی که رای ندادند هم رعایت بشه. دموکراسی کامل و ملی.

  6. ١٣

    از سوگند پادشاهـى تا وکالت ??

Comments are closed.