راه دشوار عادی شدن روابط میان ارمنستان و ترکیه

- باز شدن مرزها اما ارمنستان را در برابر چالش‌های امنیتی نه چندان ساده‌تر قرار می‌دهد. بزرگترین تهدید در اینجا مسلط شدن ترکیه بر ارمنستان با سلاح اقتصادی و به اصطلاح سلاح نرم است. در صورت باز شدن بدون محدودیت و بدون مقررات حمایتی و تدابیر مشابه دیگر برای حفظ تولید داخلی در برابر ورود محصولات ارزانتر ترکیه، نه فقط اقتصاد ارمنستان، بلکه هویت و فرهنگ آن نیز در معرض مخاطره جدی قرار خواهد گرفت.
- در حال حاضر، صرفا ادامه مذاکرات حائز اهمیت است، زیرا  «هر قدر طرفین بیشتر با هم صحبت کنند، کمتر با هم جنگ خواهند کرد». نحوه توسعه این روابط و شکل دادن به روابط حسن همجواری مسئله‌ای است برای بعد که ممکن است سال‌ها به طول انجامد؛ البته اگر تنش‌های جدید و غیرقابل پیش‌بینی این روند را به بن‌بست نکشاند.

چهارشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۰ برابر با ۰۹ فوریه ۲۰۲۲


آرسن نظریان – دو کشور ارمنستان و ترکیه دارای مرز مشترک به طول ۳۱۱ کیلومتر هستند. این مرز اما از سال ۱۹۹۳ تا کنون بسته است و دو کشور روابط دیپلماتیک با هم ندارند. در آن زمان، دولت ترکیه به عنوان همبستگی با جمهوری آذربایجان در نبرد با ارمنیان قره باغ، که از پشتیبانی ارمنستان برخوردار بودند، مرزهای خود را با ارمنستان بست و روابط دیپلماتیک با این کشور را قطع کرد.

پیش از آن، پس از فروپاشی اتحاد شوری سابق در ۱۹۹۱ ترکیه استقلال ارمنستان را (همزمان با پنج جمهوری سابق شوروی) به رسمیت شناخه بود. ولی منازعه قره باغ، که از سال ۱۹۸۸ میان دو جمهوری سابق شوروی در گرفت، بر روابط ارمنستان و ترکیه سایه افکنده بود. تر-پتروسیان اولین رییس جمهوری ارمنستان پس از استقلال این کشور ، تلاش‌هایی در جهت بهبود روابط با ترکیه به عمل آورد. وی هنگامی‌ که تورگوت اوزال، رییس جمهوری وقت ترکیه در آوریل ۱۹۹۳ فوت کرد، برای شرکت در مراسم دفن وی به استانبول سفر کرد. تر-پتروسیان موفق شده بود موافقت ترکیه با حمل گندم از اروپا به ارمنستان از طریق ترکیه را به دست آورد. اما پس از آنکه نیروهای ارمنی تهاجم باکو به قره باغ را پس رانده و شروع به پیشروی در خاک آذربایجان نمودند، ترکیه با اعلام همبستگی با باکو مرزهای خود را با ارمنستان بست. لازم به یادآوری است که مرز ارمنستان و ترکیه آخرین مرز بسته اروپاست.

سپس دومین تلاش در زمان ریاست سومین رییس جمهوری ارمنستان سرژ سرکیسیان به عمل آمد. این بار دولت‌های ایالات متحده، روسیه و  فرانسه، به میانجیگری برخاستند و ترتیب ملاقات نمایندگان دیپلماتیک دو طرف در زوریخ (سوئیس) و امضای چند توافقنامه را، که به پروتکل‌های زوریخ معروف شد، دادند. در اکتبر در ۲۰۰۹، پروتکل‌های عادی ساختن روابط توسط وزرای خارجه ارمنستان و ترکیه،  ان نعلبندیان و داوداوغلو و با حضور دیپلمات‌ها و مقامات بلندرتبه مثل خاویر سولانا نماینده عالی اتحادیه اروپا، هیلاری کلینتون، سرگئی لاورف و برنارد کوشنر، به ترتیب، وزرای خارجه ایالات متحده، روسیه و فرانسه، به امضا رسید.

پیش از امضای پروتکل‌ها، عبدلله گل رییس جمهوری وقت ترکیه به ایروان سفر کره و در بازی بین تیم‌های فوتبال ارمنستان و ترکیه حضور یافت؛ اقدامی که به دیپلماسی فوتبال معروف شد. بعد از امضای پروتکل‌ها نیز طرفین به روند مذاکرات ادامه داده و حتی نقشه راهی هم برای باز کردن مرزها تنظیم شد. طرفین به مرحله آغاز روابط دیپلماتیک بسیار نزدیک شده بودند.

از جمله توافق‌هایی که در پروتکل‌ها صورت گرفته بود جدا نگه داشتن امر عادی ساختن روابط میان دو کشور با هر اختلاف و مسئله دیگر با کشور ثالثی بود، که به مناقشه قره باغ میان ارمنستان و آذربایجان اشاره داشت.

این بنداز توافق به شدت مورد مخالفت جمهوری آذربایجان قرار گرفت و آن را وادار به اقداماتی نزد دولت ترکیه کرد که نهایتا به تغییر موضع دولت ترکیه و لغو شدن توافق‌های به عمل آمده انجامید.

به دنبال امضای پروتکل‌ها، آذربایجان بیانیه‌ای را در حمله به این توافق و انتقاد شدید از دولت ترکیه و متهم کردن وی به روی گرداندن از «روح برادری موجود میان آذربایجان و ترکیه و اشتراکات دیرین تاریخی میان دو ملت» منتشر کرد. سپس طی اظهارات دیگری تهدید کرد که گاز صادره به ترکیه را به روسیه روانه خواهد کرد و همزمان اقدامات گستردهای در رسانه‌ها علیه توافق به عمل آمده صورت داد.

طولی نکشید که پس از امضای پروتکل‌ها ترکیه اعلام کرد که اجرای آنها موکول به خروج نیروهای ارمنی از مناطق تحت کنترلشان در خاک آذربایجان خواهد بود.

ارمنستان نیز به نوبه خود تصویب پارلمانی و اجرای پروتکل‌ها را به حالت تعلیق در آورد.

در پی مخالفت‌های شدیدی که در ارمنستان و دیاسپورای ارمنی نسبت به پروتکل‌ها و شروط تازه ترکیه به عمل می‌آمد از یکسو و پافشاری دولت ترکیه بر ربط دادن توافق با مسئله قره باغ از سوی دیگر، پروتکل‌ها به تدریج به فراموشی سپرده شده و نهایتا در مارس ۲۰۱۸ توسط ارمنستان ملغی اعلام شدند.

بار سوم، در ۱۴ماه ژانویه گذشته، دیداری میان نمایندگان دیپلماتیک ارمنستان و ترکیه در مسکو با هدف شروع مذاکرات برای عادی ساختن روابط میان دو کشور همسایه صورت گرفت.

نماینده ارمنستان، روبن روبینیان، معاون ریاست پارلمان ارمنستان، جوانی ۳۱ ساله از حزب حاکم و بدون سابقه دیپلماتیک است. نماینده ترکیه سفیر سابق ترکیه در واشنگتن یک دیپلمات کارآزموده است که به شدت منکر نسل‌کشی ارمنیان نیز هست. اینکه چرا پاشینیان برای چنین ماموریت مهمی‌ جوان بی‌تجربه‌ای از حزبش را به دیپلمات‌های باتجربه متعدد در ارمنستان ترجیح داده است بحثی است که فعلا در مقاله حاضر نمی‌گنجد.

وزارت خارجه ترکیه و ارمنستان روز جمعه ۴ فوریه ۲۰۲۲ اعلام کردند که این مذاکرات در فضایی «مثبت و سازنده» برگزار شد و هر دو طرف متعهد به عادی ساختن کامل بدون هیچ پیش‌شرطی هستند. آنها گفتند که فرستادگان ویژه نظرات اولیه خود را در مورد روند عادی ساختن با یکدیگر در میان گذاشته‌اند.

هم‌اکنون پروازها میان ایروان و استانبول و برعکس آغاز شده است، اما البته این به هیچ وجه به عنوان حرکت مهمی‌ در جهت عادی شدن روابط به شمار نمی‌رود، چه قبلا این پروازها صورت می‌گرفت، اما هر بار با تشدید تنش میان طرفین قطع می‌گردید.

چند روز پس از این ملاقات، مولود چاوش اوغلو وزیر خارجه پیشین ترکیه اعلام کرد که در کنفرانس بین‌المللی که به زودی در آنتالیای ترکیه برگزار خواهد شد ارمنستان هم دعوت شده است. ارمنستان هنوز به این دعوت پاسخی نداده است.

طبق اعلام اخیر طرفین دیدار بعدی نمایندگان دو دولت در ۲۴ فوریه جاری در وین صورت خواهد گرفت.

پیش‌زمینه تلاش سوم برای عادی ساختن روابط

عواملی که مسئله عادی شدن روابط میان دو همسایه متخاصم را بطور جدی مطرح کرده می‌توان به شرح زیر خلاصه کرد:

– از میان رفتن موانع آغاز روابط از نظر ترکیه با شکست ارمنستان در جنگ ۴۴ روزه و پس گرفتن نواحی تحت کنترل ارمنیان توسط باکو. ابراهیم کالین سخنگوی ریاست جمهوری ترکیه نیز پیش از آن اعلام کرده بود: در اصل، ما به دنبال عادی ساختن روابط با ارمنستان هستیم. دلیل اصلی پایان روابط دیپلماتیک ما با ارمنستان و بستن مرزهای ما در سال ۱۹۹۳، حمله به قره باغ بود. از آنجا که این مشکل حل شده، درواقع هیچ مانعی در برابر عادی ساختن روابط ما با ارمنستان وجود ندارد. اما هنوز مسائلی درباره قره باغ وجود دارد که باید حل شود».
– تمایل قدرت‌های بزرگ و عدم مخالفت آذربایجان با عادی شدن روابط میان ارمنستان و ترکیه.
طی هفته اول ژانویه ۲۰۲۲، مشاور امنیت ملی ایالات متحده و ابراهیم کالین سخنگوی ریاست جمهوری ترکیه مذاکراتی از جمله در باره عادی ساختن روابط میان ارمنستان و ترکیه انحام دادند.
موضع مسکو در موضوع عادی‌ساختن روابط میان ارمنستان و ترکیه احتمالا مرتبط با تنش ایجاد شده میان روسیه و اوکراین و خطر برخورد این کشور با قدرت‌های غربی و در نتیجه تمایل روسیه به آرام نگه داشتن حوزه نفوذ خود در قفقاز جنوبی است.
– عدم مخالفت یا عدم مخالفت جدی افکار عمومی‌ ارمنستان و ترکیه.
آرارات میرزویان وزیر خارجه ارمنستان چندی پیش در مصاحبه‌ای با نشریه فرانسوی «لوموند» گفته بود: ما همیشه اعلام کرده‌ایم که با وجود حمایت‌های بسیار ترکیه از جمهوری آذربایجان در جریان جنگ ۴۴ روزه چه از نظر سیاسی و چه از طریق تامین تسلیحات و غیره، آماده مذاکره برای عادی شدن روابط هستیم».

درهفته‌های پیش از ملاقات نمایندگان دو کشور در مسکو، مقامات ترکیه مرتب اعلام می‌کردند که هدف محوری در روند عادی شدن گشودن دالان زمینی میان جمهوری آذربایجان و نخجوان است. ارمنستان به نوبه خود چنین شرطی را رد می‌کرد. اکنون ترکیه بر این امر تاکید می‌کند که بدون هیچ شرطی مذاکرات را آغاز می‌کند، اما البته این خواست نهایی را کنار نگذاشته است.

موافقت ترکیه با آغاز مذاکره با ارمنستان چند هدف را دنبال می‌کند از جمله:

۱- افزایش نفوذ در منطقه
۲- تظاهر به حرف‌شنوی از دولت بایدن (در عادی ساختن روابط با ارمنستان) و کسب موافقت وی برای از سر گرفتن تحویل بمب‌افکنهای اف-۱۵ که به دلیل معامله کلان تسلیحاتی با روسیه (سامانه اس -۴۰۰) مدت‌هاست به حالت تعلیق در آمده است.
۳-اوضاع سیاسی- اقتصادی ترکیه چندان مطلوب نیست و موقعیت   اردوغان نسبت به رقبای وی از «حزب جمهوری خلق» در انتخابات آتی چندان امیدبخش  به نظر نمی‌رسد. به همین جهت، اردوغان نیاز به یک موفقیت در سیاست خارجی دارد. عادی ساختن روابط با ارمنستان بخشی از تلاش‌های وی برای آشتی با چند کشوریست که از سیاست پرخاشگرانه این کشور تحت رهبری اردوغان برآشفته بودند از جمله مصر، امارات متحده و عربستان سعودی. اردوغان با این کار می‌خواهد از انزوای سیاسی در منطقه خارج شود.

می‌توان گفت اکنون فضایی بین‌المللی به وجود آمده که عادی شدن روابط میان دو کشور امری مطلوب برای همه طرفین به نظر می‌رسد.

شروع مذاکره بدون پیش‌شرط‌ها

هر دو طرف تاکید می‌کنند که حاضر به مذاکره بدون پیش‌شرط هستند، که البته این موضع را باید چنین تلقی کرد که فعلا حاضر به شروع مذاکره بدون پیش‌شرط هستند، وگرنه روشن است که موارد اختلاف فراوانی میان طرفین وجود دارد که به این آسانی‌ها قابل حل نیست که از آن جمله است:

–  شناسایی حاکمیت باکو بر منطقه مورد مناقشه قره باغ.
–  مسکوت ماندن مسئله نسل‌کشی ارمنیان. فعلا دولت ارمنستان در این زمینه پیش‌شرطی نمی‌گذارد و دنبال کردن شناسایی جهانی نسل‌کشی را بر عهده دیاسپورای ارمنیان گذاشته است.
– طرح پان‌ترکیستی «نقشه راه» ترکیه در باره گشایش دالان به اصطلاح «زنگه زور» که ترکیه را به آذربایجان و جمهوری‌های ترک‌زبان آسیای میانه و از آنجا به اویغورهای چین متصل می‌سازد.
– احتمال مداخله آذربایجان در روند عادی ساختن روابط در صورت تغییر مثبت روند به نفع ارمنستان. چنین تلاشی از جانب آذربایجان در گذشته نهایتا روند عادی ساختن را عقیم گذاشت.
– نگرانی ارمنیان (چه در داخل کشور و چه در دیاسپورا) از احتمال بلعیده شدن اقتصاد کوچک ارمنستان توسط غول اقتصادی ترکیه (تهاجم ترکیه با سلاح باصطلاح نرم).

فعلا، به دلایلی که آمد حتی از آغاز عادی شدن روابط صحبتی نمی‌توان کرد. زمانی می‌توانیم از عادی شدن روابط صحبت کنیم که حداقل مرزها باز شده و طرفین در پایتخت‌های یکدیگر نمایندگی‌های دیپلماتیک دایر کرده باشند. اما به چند دلیل ارمنستان باید از مذاکره با خصم دیرین خود سر باز نرند. حداقل به این دلیل که طرفین متخاصم، حتی در زمان نبرد، می‌توانند با هم مذاکره کنند.

۱- خود مذاکره باعث می‌شود که احتمال حمله یا اقدام نظامی ترکیه علیه ارمنستان کاهش یابد. بحق گفته شده است «هنگامی‌ که دیپلمات‌ها گفتگو می‌کنند توپ‌ها خاموش هستند». ارمنستان نیاز به فرصتی برای تنفس و  بازیابی و بازسازی خود از ضربات سنگین جنگ ۴۴ روزه دارد.
علاوه بر آن، محاصره اقتصادی (بلوکاد) خود یک عمل جنگی است که ترکیه ۳۰ سال است علیه ارمنستان اعمال کرده است. ادامه این وضعیت خود تنش‌آفرین است و رفع این محاصره خود به خود به معنای کاهش تنش خواهد بود.
۲- اگر ارمنیان از مذاکره با ترکیه خودداری ورزند، دیگران، و با احتمال قریب به یقین، روسیه بجای آنها مذاکره خواهد کرد و ارمنستان را مجبور به پذیرش نتایجی خواهد کرد که احتمالا کمال مطلوب نخواهد بود. در این رابطه پربیجا نیست که به رویکرد جمهوری اسلامی در مذاکرات فرجام اشاره کنیم که از مذاکره مستقیم با آمریکا سر باز می‌زند و مجبور می‌شود با واسطه قرار دادن روسیه و چین حرف خود را به طرف دیگر برساند، رویکردی که به هیچ وجه نمی‌تواند منطقی و قابل اطمینان تلقی شود.
۳- در حال حاضر، هم روسیه هم آمریکا و هم اتحادیه اروپا، بنا به دلایل و مصالح خودشان خواهان کاهش تشنج در منطقه هستند و جمهوری اسلامی هم اساسا مخالفتی با این امر ندارد.
۴- برخلاف آنچه تصور می‌شود، مسئله شناسایی یا عدم شناسایی نسل‌کشی احتمالا مشکل بزرگی به وجود نخواهد آورد، زیرا صرف نظر از اینکه دولت ارمنستان بر این موضوع پافشاری کند یا نکند، که به هر حال ترک‌ها زیر بار نخواهند رفت، مسئله شناسایی نسل‌کشی اکنون، به ویژه پس از شناسایی رسمی نسل‌کشی توسط جو بایدن رییس جمهوری آمریکا به صورت یک مسئله حقوق بشری جهانی و به صورت یک موضوع مستقل در روابط بین‌المللی درآمده است. گفته می‌شود که انگلستان هم که بطور سنتی به قدرت حامی‌ ترکیه (اعم از ترکیه عثمانی و ترکیه معاصر مشهور است) قرار است واقعیت این نسل‌کشی را به رسمیت بشناسد.

اینکه در روند آتی مذاکرات طرفین چه رویکردی نسبت به شرایط طرف دیگر خواهد داشت بستگی به عوامل بسیار متعدد داخلی و خارجی خواهد داشت و فعلا با حدس و گمان در این زمینه راه به جایی نخواهیم برد.

روسیه فعلا مایل به عادی شدن روابط میان دو همسایه‌اش است، اما مایل است که این روابط را از نزدیک مدیریت کند تا زمانی چنان متحول نشود که منافع وی در منطقه را به خطر بیاندازد. در همین راستا بود که ملاقات اول میان طرفین در مسکو آنهم در ساختمان وزارت خارجه ترتیب داده شد.

نقش جمهوری اسلامی ایران

ارمنستان و آذربایجان، هردو، از منظر تاریخی در حوزه تمدنی ایران قرار دارند. یک ایران ملی‌گرا و مردمسالار می‌توانست بهترین متحد برای ارمنستان باشد. اما جمهوری اسلامی با ایدئولوژی و ذهنیت واپسگرایانه و عملکرد بی‌رویه در سیاست خارجی نشان داده است که متحد قابل اعتمادی نیست. زمامداران جمهوری اسلامی خود درک روشنی از منافع ملی و مصالح راهبردی کشور ایران ندارند، بلکه دل‌مشغولی آنها صدور انقلاب، خصومت نابخردانه با غرب و اسراییل و تنش‌آفرینی در منطقه و جهان است. یک نتیجه این رویکرد خارج ماندن یا رانده شدن از همکاری‌های بین‌المللی و اانزوای سیاسی ایران بوده است. نتیجه دیگر این رویکرد اقدامات واکنشی دیروقت در برابر پیشروی ترکیه در منطقه و به خطر افتادن منافع ایران در عمق استراتژیک خود بر اثر شکست ارمنستان در جنگ بود.

درواقع، در واکنش به این وضعیت ایجاد شده و افزایش اخبار و گزارش‌های مربوط به آغاز مذاکرات عادی ساختن روابط میان ارمنستان و ترکیه بود که جمهوری اسلامی به اقدامات زیر دست زد:

– تاسیس کنسولگری در «کاپان» مرکز استان سیونیک (استان هم‌مرز ایران)؛
– اعلام رسمی علی اکبر ولایتی مشاور رهبر جمهوری اسلامی در امور بین‌المللی در مورد غیرقابل قبول بودن تغییر مرزها در منطقه. او اخیرا طی مصاحبه‌ای اظهار داشت که جمهوری اسلامی نسبت به قفقاز جنوبی بسیار حساسیت دارد و هیچگونه تغییری در مرزهای شناخته شده بین‌المللی در این منطقه را نمی‌پذیرد.
– همچنین عباس ظهوری سفیر جمهوری اسلامی ایران در ارمنستان در آستانه دیدار نمایندگان ارمنستان و ترکیه، با مهر گریگوریان دبیر شورای امنیت ملی ارمنستان ملاقات کرد و درباره مسائل امنیتی مشترک و توسعه روابط تجاری میان دو کشور به مذاکره پرداخت.

نتیجه‌گیری

مسئله عادی ساختن روابط ارمنستان و ترکیه را می‌توان یکی از پیچیده‌ترین مسائل موجود در روابط بین‌الملل به شمار آورد. درواقع، این مسئله از جمله مسائل امنیتی مبرم منطقه‌ای- بین‌المللی است که راه حل فوری می‌طلبد.

روند این مذاکرات، همانطور که گفته شد آسان نخواهد بود، اما طرفین متعددی در سطح بین‌المللی در ادامه این روند بنا به منافع  و مصالح خود ذینفع هستند و روند مذاکرات را از نزدیک رصد خواهند کرد. نظر به اینکه ارمنستان طرف ضعیف‌تر در این معامله است باید بسیار هوشیارانه عمل کند، ذوق‌زده نشود و بی‌گدار به آب نزند.

جنگ ۴۴ روزه نشان داد که ارمنستان به هیچ روی توان مقابله نظامی با دو خصم شرقی و غربی و رویارویی با تهدیدهای امنیتی موجود خود را ندارد. در ۳۰ سال گذشته پس از استقلال، که با آغاز نبرد با همسایه شرقی‌اش، آذربایجان، همراه بود، تمام همّ و غم ارمنستان نیل به برابری نظامی با باکو، حداقل از منظر توان رزمندگی و رزم‌آوری، بود (ارمنستان هیچگاه از لحاظ تسلیحات با آذربایجان برابر نبوده است). اما در مورد تهدید امنیتی ترکیه، رهبران ارمنستان در یک نوع بی‌خیالی غیرمسئولانه ناشی از اتکای کامل بر روسیه برای خنثی کردن این تهدید بسر می‌بردند. گفتنی است که در جنگ ۴۴ روزه، غیر از آذربایجان، ترکیه، اسراییل، پاکستان، نیروهای جهادی تحت مدیریت ترکیه و حتی انگلستان نیز در حمایت از باکو عملا علیه ارمنستان وارد جنگ شدند. مزید بر آن، بی‌عملی روسیه و نیز جمهوری اسلامی ایران نشان داد که ارمنستان با تهدیدات بزرگ امنیتی روبروست که اصلا در دکترین نظامی- امنیتی آن جایی نداشته است.

اکنون درک و ذهنیتی تازه در جامعه ارمنستان در مورد تهدیدهای امنیتی پیرامون در حال شکل گرفتن است که مبنی بر بازسازی تمام‌عیار ارتش و تنظیم و تدوین دکترین و سیاست خارجی جدید به عنوان کشوری واقعا مستقل و نه وابسته به حمایت دیگریست. اما برای چنین برنامه بلندمدتی نیاز به آرامش نسبی در پیرامون خود دارد. از اینجاست که ضرورت صحبت کردن با ترک‌ها مطرح می‌شود. در کنار بازسازی ارتش، ارمنستان باید فعالیت دیپلماتیک خود را چند برابر کند و از اتخاذ و اجرای تصمیم‌های دشوار نهراسد.

مدیریت ریسک‌های امنیتی

باز شدن مرزها اما ارمنستان را در برابر چالش‌های امنیتی نه چندان ساده‌تر قرار می‌دهد. بزرگترین تهدید در اینجا مسلط شدن ترکیه بر ارمنستان با سلاح اقتصادی و به اصطلاح سلاح نرم است. در صورت باز شدن بدون محدودیت و بدون مقررات حمایتی و تدابیر مشابه دیگر برای حفظ تولید داخلی در برابر ورود محصولات ارزانتر ترکیه، نه فقط اقتصاد ارمنستان، بلکه هویت و فرهنگ آن نیز در معرض مخاطره جدی قرار خواهد گرفت.

گفته شده است که کسب و کار وطن ندارد. اقتصاد ترکیه یکی از قوی‌ترین ده اقتصاد جهان است. سقوط لیره رویدادی جنبی و زودگذر و نه اساسی است. حتی نظام بانکی ترکیه قویتر از نظام بانکی ارمنستان است. ورود سرمایه ترکیه‌ای به ارمنستان در پی باز شدن مرزها و فعالیت آزاد تجاری میان دو کشور، دورنمای نگران کننده هجوم شرکت‌ها و کسب و کارهای نیرومند ترک در بازار کوچک و آسیب‌پذیر ارمنستان، خرید وسیع املاک، ازدیاد فعالیت موسسات و مراکز خدماتی مختلف، تاسیس رسانه‌های ترکی، تبلیغ فرهنگ و زبان ترکی و غیره را به تصور می‌آورد که به دنبال خود تاثیرات دیگری در ساختار سیاسی اجتماعی و فرهنگی کشور، تغییرات دموگرافیک با پیامدهای امنیتی و تهدیدات راهبردی جدید را با خود به همراه خواهد آورد. به عبارت دیگر، ترکیه قادر خواهد بود طرح قدیمی‌ صد و اندی ساله خود مبنی بر محو ارمنستان را اینبار با سلاح نرم به تحقق برساند.

ارمنستان باید به فکر ایجاد صنایع تولیدی و محافظت از این صنایع در برابر رقبای صنعتی نیرومند کشور همسایه باشد. صنایع نظامی باید عنصر متشکله مهمی‌ در این برنامه باشد.

مسئله فوری در حال حاضر، شکل دادن به روابط بی‌خطر میان دو خصم تاریخی است. ما هنوز از مرحله آشتی بسیار دور هستیم. آشتی بدون حل مسئله شناسایی نسل‌کشی و جبران صدمات امکان‌پذیر نیست. در این مورد به سه اصل بین‌المللی (R x3) برای موارد مشابه اشاره می‌شود: اول شناسایی، بعد جبران صدمات و آنگاه آشتی {Recognition, Reparation, Reconciliation).

عادی ساختن روابط در مرحله فعلی فقط محدود به تاسیس نمایندگی‌های دیپلماتیک و بازگشایی مرزها خواهد بود که آنهم، همانطور که گفته شد، تابع مقررات و محدودیت‌های ورود و خروج حساب شده باید باشد. ارمنستان تجمل داشتن مرزهای بی در و پیکر در برابر همسایه نسل‌کش خود را نمی‌تواند داشته باشد.

در حال حاضر، صرفا ادامه مذاکرات حائز اهمیت است، زیرا  «هر قدر طرفین بیشتر با هم صحبت کنند، کمتر با هم جنگ خواهند کرد». نحوه توسعه این روابط و شکل دادن به روابط حسن همجواری مسئله‌ای است برای بعد که ممکن است سال‌ها به طول انجامد؛ البته اگر تنش‌های جدید و غیرقابل پیش‌بینی این روند را به بن‌بست نکشاند.

چنانکه گفته شد ارمنستان با تصمیم‌های آسانی  مواجه نیست. اما نمی‌تواند از رویارویی با چالش‌های امنیتی پیش رو سر باز زند. عادی کردن روابط با همسایه‌ای مثل ترکیه با آن سابقه و عملکرد فاجعه‌آفرین برای ارمنستان، چالش سترگی است که در درازای آن ارمنستان می‌تواند کارآزموده‌تر، آماده‌تر و توان یافته‌تر سر برون آورد.

 

 

 

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=273662