احمد رأفت (در بازگشت از بیروت) – لبنان پنج ماه پس از حمله اسرائیل به جنوب این کشور و محلات شیعهنشین بیروت، و همچنین کشته شدن حسن نصرالله و دیگر رهبران سیاسی و فرماندهان ارشد و میانی گروه حزبالله، هنوز احساس امنیت نمیکند. لبنانیها همچنان امیدوار نیستند که روزی خواهند توانست سایهی سنگین این گروه شبهنظامی را که بازوی اصلی جمهوری اسلامی در منطقه است، از سر خود دور کنند.

مراسم خاکسپاری حسن نصرالله دبیرکل حزبالله و هاشم صفیالدین نماینده علی خامنهای در لبنان، موقعیتی را برای حزبالله به وجود آورده که بار دیگر قدرت خود را به رخ لبنانیها بکشد. نمایش قدرتی که بار دیگر لبنانیها را در برابر واقعیتی بس ناخوشایند قرار داده است. حزبالله با وجود ضربات مهلکی که اسرائیل به این گروه وارد کرده، هنوز از برخی توانائیها برخوردار است و همچنان بخش قابل توجهی از شیعیان لبنان که بالاترین هزینه را در پی حملات مرگبار اسرائیل پرداخت کردهاند، این گروه را نماینده خود میدانند. به گفتهی یک مقام دولت جدید لبنان «حزبالله چون سگ درّندهای که زخمی شده خطرناکتر از گذشته است.»
البته نمیتوان نادیده گرفت که دولت جدید لبنان هنوز از نظر ساختاری و به ویژه اقتصادی در موقعیتی قرار ندارد که بتواند قاطعانه در مقابل حزبالله بایستد. اگرچه رئیس جمهور جدید لبنان، ژنرال ژوزف عون، و نواف سلام، نخست وزیر دولت تازه به قدرت رسیده، وعده خلع سلاح حزبالله را میدهند و مرتب هم این وعده را تکرار میکنند، ولی هنوز نتوانستند حتی یک تفنگ هم از شبهنظامیان این گروه تحویل بگیرند.
دولت جدید هم که قرار بود حزبالله در آن نقش نداشته باشد، مجبور شد چهار وزیر را به پیشنهاد حزبالله و امل، دیگر گروه شیعی به رهبری نبیه بری (رئیس کنونی پارلمان) در دولت بگنجاند و چند وزارت با اهمیت چون وزارت اقتصاد را به آنها بسپارد. حضوری که به گفته مورگان ارتگاس معاون فرستاده ویژه دونالد ترامپ در امور خاورمیانه، خط قرمز آمریکا بوده است.
در این روزها یکی از نگرانیها عمده لبنانیها، از شخصیتهای سیاسی و احزاب مسیحی، سنی و دروزی، تا شهروندان عادی، تلاش برای بازسازی بدنه سیاسی و البته نظامی حزبالله با کمک و حمایت جمهوری اسلامی است. به گفته منابع لبنانی، بلافاصله پس از انعقاد توافق آتشبس با اسرائیل که دولتهای فرانسه و ایالات متحده آمریکا بر آن نظارت دارند، جمهوری اسلامی نیز تلاشها برای بازسازی سیاسی و نظامی حزبالله را آغاز کرد. حتی گفته میشود که چند افسر ارشد نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز در همین رابطه به لبنان اعزام شدهاند.
انتقال پول و سلاح پس از سقوط رژیم بشار اسد در سوریه به آسانی گذشته نیست، با اینهمه اما این انتقال در حجم بسیار محدودتری یک ماه است که آغاز شده. پس از اینکه با چند پروار مستقیم از ایران به لبنان حدود چند صد هزار دلار نقد به صورت چمدانی به لبنان منتقل و البته فاش شد، دولت مستقر در بیروت تحت فشار آمریکا و فرانسه با جدیت بیشتری پروازهای شرکت هواپیمائی «ماهان» را مورد بازرسی قرار داد و سپس حریم هوائی لبنان را به روی پروازهای جمهوری اسلامی بست.
بلافاصله پس از این تصمیم چندین هزار نفر از اعضا و هواداران حزبآلله در خیابانهای اطراف فرودگاه بینالمللی «رفیق حریری» تجمع کردند و با ارتش درگیر شدند. هواداران حزبالله حتی به کاروانی از ماشینهای نیروی نگاهبان صلح سازمان ملل متحد (یونیفیل) که در جنوب لبنان مستقر هستند نیز حمله کردند. در جریان این حملات معاون نپالی فرمانده «یونیفیل» به شدت زخمی شد. در پی این تجمع کلیه پروازها از ایران به لبنان متوقف شدند.
ولی توقف پروازهای شرکتهای هواپیمائی جمهوری اسلامی به بیروت، به گفته منابع امنیتی لبنان، نتوانست مانع ارسال پولهای چمدانی از ایران برای حزبالله شود و انتقال این پولها از طریق مسافرانی غیرایرانی با پروازهائی از عراق و ترکیه و چند کشور دیگر منطقه ادامه یافته است. لبنان نمیخواهد و نمیتواند همه پروازها را بازرسی کند، به ویژه هواپیماهائی را که از ترکیه راهی بیروت میشوند چرا که چنین تصمیمی، به گفته همین مقام امنیتی، میتواند بطور جدی خشم رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه را برانگیزد. خطری که رئیس جمهور جدید لبنان و دولت تازهنفس این کشور نمیخواهند و نمیتوانند بپذیرند. در مجموع حدس زده میشود که از نیمه ماه دسامبر ۲۰۲۴ تا اواسط ماه فوریه ۲۰۲۵ حدود ۴۰ میلیون دلار به صورت چمدانی به دست حزبالله رسیده است.
این مقام امنیتی در ادامه میافزاید بر پایه تحقیقات و همچنین گمانهزنیها، بخش قابل توجهی از این دلارهای چمدانی از سوی یک کشور عربی که رقیب پادشاهی سعودی است در اختیار نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار گرفته و سپس راهی عراق و ترکیه برای انتقال به لبنان میشوند. اگرچه این مقام امنیتی نامی از این کشور نمیبرد، ولی تنها یک امیرنشین در خلیج فارس از چنین امکانات مالی برخوردار است و با پادشاهی سعودی رقابت دارد. این کشور امیرنشین قطر است که نه تنها با جمهوری اسلامی بلکه با ترکیه رجب طیب اردوغان نیز دارای روابط بسیار نزدیکی است.
اینهمه در حالیست که حزبالله توانسته است در دو دهه گذشته در اقتصاد لبنان نیز نفوذ کرده و امروز با سرمایهگذاری در بخشهای مختلف، البته با استفاده از کمکهای مالی جمهوری اسلامی، امپراتوری کوچکی را به وجود آورده که با درآمد آنها قادر است زندگی اعضای بخش سیاسی و نظامیاش را تأمین کند. هدف از کمکهای چمدانی پرداخت کمکهای ماهیانه (بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ دلار) به خانوادههائی است که پس از حملات اخیر اسرائیل مجبور به ترک شهرها و روستاهای خود در جنوب لبنان شدهاند و امروز به صورت آواره در محلات جنوبی بیروت و یا دیگر شهرهای این کشور زندگی می کنند. البته حزبالله، یا بهتر است بگوئیم جمهوری اسلامی، وعده داده است که پس از بازگشت این خانوادهها به شهرها و روستاهایشان،پس از عقبنشینی کامل اسرائیل، بخش عمده بازسازی خانههای ویران شده در جنگ اخیر را نیز بر عهده بگیرد.
این «کمک»های مالی جمهوری اسلامی که ظاهرا جنبه «خیرخواهانه» دارند، دلیل عمده نگرانی دولت و شهروندان لبنانی نیستند. نگرانی عمده در رابطه با بازسازی ساختار نظامی حزبالله است که در حملات اسرائیل ضربات سختی را متحمل شده است. منابع لبنانی ادعا میکنند در حملات اخیر اسرائیل، حزبالله بین ۵۰ تا ۶۰ درصد از تسلیحاتی را که در سال های اخیر از جمهوری اسلامی از طریق مرز با سوریه دریافت کرده بود از دست داده است.
زمامدارانی که پس از سقوط رژیم بشار اسد در سوریه قدرت را به دست گرفتهاند، البته مانع ارسال تسلیحات جدید از سوی جمهوری اسلامی برای این گروه شبهنظامی شدهاند؛ ولی با سرعت کمتر و ریسک بالاتر دو ماه است که حزبالله مجددا سلاح دریافت میکند. این سلاحها نیز از طریق سوریه به لبنان میرسند ولی بدون آنکه از گذرگاههای رسمی عبور کنند. انتقال این سلاحها توسط قاچاقچیان و عشایری که در نواحی مرزی دو کشور زندگی میکنند از سوریه به لبنان صورت میگیرد. در دو هفته اخیر این فعالیتها چنان افزایش یافته بود که هم نیروی هوائی اسرائیل این مناطق را در چند نوبت بمباران کرد و هم ارتش سوریه با این قاچاقچیان در چندین مورد درگیر شد.
در سالهای حضور حزبالله در سوریه در حمایت از رژیم بشار اسد، نفوذ این گروه در منطقه القصیر (در غرب استان حمص) در این کشور نیز گسترش چشمگیری داشته است. نفوذی که پس از سقوط رژیم بشار اسد همچنان در روستاهائی چون حاویک، حوش السید و یا زیتا الغربیه، که عمده ساکنان آن را عشایر شیعه و سنی و دروزی تشکیل میدهند، ادامه دارد. مقامات امنیتی لبنان معتقدند که این روستاها با تونلهائی که گاهی طول آنها حتی بیش از سه کیلومتر است منطقه القصیر در سوریه را به القصر در لبنان متصل میکنند. بخش عمده قاچاق سلاح نیز از طریق همین راههای زیرزمینی و مخفی انجام میگیرد. تونلهائی که گویا توسط تروریستهای حماس طراحی شدهاند.