سفر سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه به تهران، پس از دیدار با همتای آمریکاییاش مارکو روبیو در ریاض و همچنین سفر حمد بن خلیفه آل ثانی امیر قطر به تهران، از جمله تلاشهایی هستند که باید آنها را در چارچوب پیشنهاد دونالد ترامپ به جمهوری اسلامی برای انتخاب بین دو گزینه «مذاکره» یا «جنگ» بررسی کرد.
اگر امیر قطر در دیدار با علی خامنهای پیام احتمالی از کاخ سفید را به رهبر جمهوری اسلامی رساند، لاوروف با هدف دیگری به تهران سفر کرد. وزیر خارجه روسیه حامل هیچ پیامی از مارکو روبیو برای عباس عراقچی نبود بلکه پیامی از تزار روسیه ولادیمیر پوتین به تهران برد.
مسکو، واشنگتن، پکن، بروکسل
روسیه در نظر دارد در مناسباتش با رئیس جمهور آمریکا از کارت جمهوری اسلامی کمال استفاده را ببرد، هرچند هنوز نمیتوان به این نتیجه رسید که لزوماً ولادیمیر پوتین، جمهوری اسلامی و خامنهای را قربانی مذاکرات مسکو و واشنگتن خواهد کرد.
پرونده پایان دادن به جنگ اوکراین در شرق اروپا، تازه وارد مرحلهی جدید شده است و هنوز مشخص نیست چگونه حل و فصل خواهد شد. عوامل بسیاری میتوانند در هفتههای آینده در این زمینه نقش داشته باشند که شاید مهمترین آنها روابط جدید آمریکا با متحدان اروپایی باشد.
اینهمه در شرایطی است که اروپا روسیهی ولادیمیر پوتین را خطری بسیار جدی برای امنیت خود ارزیابی میکند، در حالی که برای آمریکا جمهوری خلق چین از نظر تهدیدات در اولویت قرار دارد. این اختلاف نظر بین اروپا و آمریکا میتواند در مذاکرات مسکو و واشنگتن نیز تأثیرگذار باشد.
در این بازی هرکدام از بازیگران تلاش خواهند کرد، موقعیتهایی را به وجود آورند که در جهت و به سود اهداف آنها باشد. جمهوری اسلامی نیز تلاش خواهد کرد در این بازی در حد امکانات و ظرفیتهای خود حضور داشته باشد. دیدار نمایندگان جمهوری اسلامی در روزهای گذشته با برخی مقامات کشورهای اروپایی در ژنو را باید در همین راستا ارزیابی کرد.
تهران، کییف
جمهوری اسلامی تمام تلاش خود را به کار خواهد گرفت تا با وعده به اروپاییها (وعدههایی که هرگز به آنها عمل نخواهد کرد) اختلافات بین دوسوی اقیانوس اطلس را دامن بزند. بر پایه گمانهزنیها، سرگئی لاوروف در سفر اخیر خود به تهران از مقامات جمهوری اسلامی خواسته است بپذیرند که گفتگوهایی را بطور غیرمستقیم با نمایندگان دولت آمریکا آغاز کنند بدون آنکه فعلاً قبول کنند برنامه هستهای یا موشکی خود را متوقف سازند.
پیشنهاد روسیه به جمهوری اسلامی در مقطع کنونی خرید وقت است تا در این میان شاید نتیجهی مذاکرات مسکو و واشنگتن در رابطه باا وکراین مشخص شود. تنها زمانی که پوتین بتواند پرونده این جنگ را به نفع خود ببندد، حاضر خواهد شد که جمهوری اسلامی را در مقابل پای دونالد ترامپ قربانی کند.

از سوی دیگر، یکی از اهداف رئیس جمهور آمریکا برای نزدیکی به پوتین فاصله انداختن بین مسکو و پکن است. البته جمهوری اسلامی نیز از کارت روابط خود با پکن و گسترش آن، در معامله با مسکو استفاده میکند.
بازیهایی که این روزها در جریان هستند بسیار پیچیده و در هم تنیدهاند. هر طرف برنامهای در نظر دارد که باید دید گفتگوها و دیدارها در هفتههای آینده هر کدام از این بازیگران را در کجا و در چه موقعیتی قرار خواهد داد.
در کنار دیدارها و گفتگوهای دیپلماتیک باید نگاهی هم به سیاستهای اسرائیل داشت که برای حفظ امنیت خود تلاش میکند.
اسرائیل، جمهوری اسلامی
از آخرین گزارش محرمانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی در رابطه با ذخایر اورانیوم غنیشده در ایران با غلظت نزدیک به درجه تسلیحاتی، چنین بر میآید که درحال حاضر تهران برای ساختن بین پنج تا شش بمب هستهای اورانیوم کافی دارد که این میتواند واکنش احتمالی اسرائیل را تسریع کند.
اخباری که از ایران میرسند نیز تأییدی بر احتمال اقدام نظامی و همچنین تلاش برای آغاز اعتراضات اجتماعی از سوی اسرائیل در مقابله با تهدیدات جمهوری اسلامی اعم از اتمی و حتا موشکی و پهپادی است.
اگرچه آمریکا و اروپا و روسیه و کشورهای منطقه همه نگران اقدام نظامی احتمالی اسرائیل علیه جمهوری اسلامی هستند ولی نباید از نظر دور داشت که این کشور برای تامین امنیت خود هرگز مخالفت دیگر کشورها حتا متحدانش را در نظر نداشته است زیرا به خوبی میداند که واکنش آنها به اقدامات اسرائیل اگر مورد تأییدشان هم نباشد گذرا خواهد بود و تأثیر درازمدت در روابط با این کشور نخواهد داشت.
از سوی دیگر نباید نقطه نظر جمهوری اسلامی را نادیده نگرفت. حکومت ایران نمیتواند «خلع سلاح» اتمی یا موشکی و پهپادی را پپذیرد. چنانکه نخواهد پذیرفت که نیروهای به اصطلاح «جبهه مقاومت» با وجود ضربات شدیدی که اخیراً متحمل شدهاند کاملاً حذف شوند.
خلع سلاح اتمی و موشکی و پهپادی و از دست دادن نیروهای نیابتی برای وارثان روحالله خمینی به معنای خودکشی جمعی و پایان حکومتی است که در سال ۵۷ در ایران روی کارآمد.
جمهوری اسلامی و رهبرش علی خامنهای ممکن است با جنگ، شانسی برای ادامه داشته باشد، ولی از دست دادن کارتهای کنونیاش برای آن به مثابه مرگ است. برای همین نیز انتظار اینکه خامنهای به خواستهای دونالد ترامپ تن در دهد، کاملا بیهوده است.
چنانکه زمانی روحالله خمینی نیز گفته بود، برای جمهوری اسلامی جنگ «نعمت» است؛ و آن زمان بود چرا که همراه با قلع و قمع مخالفان، به تثبیت آن کمک کرد! البته نعمتی که مردم ایران بهای آن را طی چهار دهه گذشته پرداخت کرده و تا امروز نیز در حال پرداخت آن هستند. اینبار اما ممکن است در جنگی که قطعا مانند جنگ هشت ساله نخواهد بود، دیگر برای زمامداران نظام نه «نعمت» بلکه مصیبتی باشد که سرنوشت نهایی حکومتشان را رقم خواهد زد.