مسعود باباپور – نوروز ۱۴۰۴ صحنهای متفاوت را در ایران رقم زد. در حالی که رژیم تلاش داشت این جشن کهن را در سایهی ماه رمضان به حاشیه ببرد و رهبر خودخوانده آن حتی تبریک نوروزی نیز نگفت، مردم به گونهای دیگر پاسخ دادند. هزاران نفر در نقاط مختلف کشور، به ویژه در اماکن تاریخی و نمادهای هویت ملی، از تخت جمشید و پاسارگاد گرفته تا آرامگاه فردوسی و خیام گرد آمدند و با شعارهای پهلویگرایانه، پیامی شفاف و تاریخی به گوش جهان رساندند.

این حرکت صرفاً یک ابراز نارضایتی ساده از وضع موجود نیست بلکه پیامی روشن به ایران و جهان مخابره کرد. مردم، آگاهانه و با صدایی بلند، پایانی بر دوران تردید گذاشتهاند و آیندهای مشخص را در چشمانداز دارند. این تجمعات، نشاندهندهی بلوغ سیاسی جامعهی ایران است؛ جامعهای که نهتنها به گذشتهی خود آگاه شده بلکه برای آیندهاش تصمیم گرفته است.
جامعهی ایران پس از سالها مبارزه به این نتیجه رسیده که گذار از جمهوری اسلامی بدون یک رهبر ممکن نیست و حالا این نقش را با انتخابی آگاهانه بر عهدهی شاهزاده رضا پهلوی گذاشته است.

۱. نوروز، رمضان و پیام نمادین یک تقابل
نوروز به عنوان یکی از کهنترین جشنهای ایرانی همواره در برابر تلاشها برای تحریف یا تضعیف آن ایستادگی کرده است. امسال جمهوری اسلامی بیش از پیش تلاش کرد این آیین ملی را کمرنگ جلوه دهد و در اولویتهای مذهبی حل کند. اما مردم بیاعتنا به این سیاست، دقیقاً در مکانهایی گرد آمدند که نماد هویت ملی ایران هستند، و نام پهلوی را که نقطهی مقابل جمهوری اسلامی است، با شجاعت فریاد زدند.
این اقدام، بیش از هر زمان دیگری، نشان داد که مردم هویت ایرانی خود را از حکومت پس گرفتهاند و در برابر پروژهی ایدئولوژیک جمهوری اسلامی ایستادهاند.
۲. بازگشت هویت ملی در برابر ایدئولوژی حکومتی
این تجمعات را میتوان فراتر از یک حرکت صرفاً سیاسی، بهعنوان بخشی از یک تغییر هویتی نیز تحلیل کرد. برای دههها دحکومت ایران تلاش کرد که هویت ملی را در سایهی ایدئولوژی مذهبی قرار دهد. اما حضور مردم در اماکنی همچون پاسارگاد، آرامگاه فردوسی و حافظیه، و تاکید بر نمادهای ایران پیش از انقلاب، نشان میدهد که یک تغییر بنیادین در نگرش عمومی شکل گرفته و هویت ملی در حال بازیابی جایگاه خود است. درواقع، مردم با فریاد نام پهلوی، نه تنها یک سیستم سیاسی، بلکه یک نوع نگرش به ایران را دوباره مطرح کردهاند؛ نگرشی که بر پایه ملیگرایی، توسعه و ارتباط با جهان استوار است و این انتخاب، یک بیانیهی صریح و قدرتمند از سوی مردم است.
۳. عبور از ترس و رسیدن به یک همگرایی عمومی
یکی از مهمترین نکات در این رویداد، شکسته شدن چندباره فضای سرکوب و هراس عمومی است. برای سالها، حتی نام بردن از پهلوی در ایران با محدودیت همراه بود، اما امسال، هزاران نفر بدون هراس و با صدایی بلند، نام پهلوی را فریاد زدند. این نشان میدهد که جامعهی ایران دیگر از بیان خواستههای خود واهمهای ندارد. این عبور از ترس، نشانهای از یک تحول اجتماعی عمیق است.
علاوه بر این، دیگر خبری از شک و تردیدهای گذشته نیست. شعارها با قاطعیت بیان شده، و مردم نشان دادند که به یک همگرایی ملی در مورد مسیر آیندهی کشور رسیدهاند.
۴. پهلوی؛ یک خواست مشخص، نه یک نوستالژی تاریخی
برخی تحلیلگران ممکن است این حرکت را صرفاً یک حسرت نسبت به گذشته تفسیر کنند، اما آنچه در نوروز امسال رخ داد، چیزی فراتر از یک دلتنگی تاریخی است.
پهلوی در ذهن مردم ایران با سه مفهوم گره خورده است: توسعه، هویت ملی و جدایی دین از سیاست. و این دقیقاً همان سه چیزی است که جمهوری اسلامی مخالف آن است.
شعارهای مردم مانند «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده» و «این است شعار ملی، رضا رضا پهلوی»، نهتنها بر گذشته تأکید دارد، بلکه بطور مشخص، ضمن اعلام تمایل برای تغییر آینده، خواستار بازگشت یک نظام سیاسی معین است.
درواقع، شعارهای امسال نشان داد که مردم آگاهانه به این نتیجه رسیدهاند که عبور از جمهوری اسلامی بدون یک آلترناتیو مشخص ممکن نیست.
۵. شاهزاده رضا پهلوی: یک چهرهی تاریخی برای رهبر گذار
یکی از نکات کلیدی این تحولات، تغییر جایگاه شاهزاده رضا پهلوی در ذهن جامعه است.
اینکه مردم دقیقاً در زمانی که شاهزاده رضا پهلوی آمادگی خود را برای هدایت گذار به خواسته خود مردم اعلام کرده، چنین حمایت گستردهای از نام پهلوی نشان میدهند، به وضوح یک پیام روشن دارد: جامعهی ایران، رهبری گذار را انتخاب و تثبیت کرده است.
۶. ارسال یک پیام قاطع به جهان
در شرایطی که سیاستمداران و رسانههای بینالمللی به دنبال درک خواستهی مردم ایران هستند، این تجمعات و شعارها، یک پیام بیواسطه و غیرقابل انکار مخابره میکند. اکنون دیگر هیچ قدرت خارجی نمیتواند ادعا کند که مردم ایران فاقد یک آلترناتیو مشخص هستند.
نتیجهگیری: پیام مردم، مسیر آینده
نوروز ۱۴۰۴ نهتنها آغاز یک سال جدید بلکه نقطهی عطفی در مسیر تحولات ایران است. امسال مردم با آگاهی و شجاعت از نوروز به عنوان یک فرصت تاریخی برای اعلام ارادهی خود استفاده کردند: دوران بلاتکلیفی به پایان رسیده و مسیر آینده، بیش از هر زمان دیگری، شفاف است. آنان نهتنها نشان دادند که سنتهای ملیشان را به هیچ ایدئولوژیای نخواهند فروخت، بلکه با تاکید بر نام پهلوی، مسیری مشخص را برای آیندهی ایران ترسیم کردند.
جمهوری اسلامی سالها تلاش کرد که هویت ملی ایرانیان را کمرنگ کند، اما حالا مردم با انتخابی آگاهانه، مسیر آیندهی خود را مشخص کردهاند. این انتخاب، بر مبنای شناخت تاریخی، درک شرایط کنونی، و پذیرش یک آلترناتیو سیاسی شکل گرفته است.
تحولات ماهها و سالهای آینده، چیزی جز تکمیل این روند نخواهد بود. ایران، در آستانهی یک تحول بنیادین قرار گرفته است.
*مسعود باباپور فعال و تحلیلگر سیاسی