به نام آزادی
۴۶ سال قبل، در ۱۲ فروردین، کلاهبرداری شرمگینی توسط انقلابیان ۵۷ رقم خورد. مردم به دلیل کمسوادی یا بیسوادی، هنوز در شوک بهمن ۵۷ بودند که بدون اینکه بدانند چرا و به چه دلیل با این سرعت باید نوع حکومت را به اجبار تعیین کنند و به قانون اساسی نانوشتهای رأی بدهند که ناقض گفتمان قبل از کودتای ۵۷ بود.

ولی مردمی که با تسویهحسابهای شخصی در دو ماهه قبل روبرو بودند و هر روز از گوشه و کناری خبر از قتل عامهای دستجمعی میآمد، از ترس جان خویش از رأی ندادن، نزدیک به ۶۰ درصد ملت فقط در مراکز استانها به جمهوری اسلامی «آری» گفتند. بله، «آری» از سر ترس، استیصال، و امیدهای واهی بود که رهبر نادان به ملت داده بود و آن را به صندوقهایی انداختند که تباهی آینده کشور را رقم زد.
و آغازی شد بر پایان روزهای شاد زیستن. آغازی بود تا در زمان سفر کنند و قرنی به عقبتر بازگردند. دیگر آغازی بر پسرفت صنعتی، فرهنگی، و زیر پا گذاشتن چند هزار سال پادشاهی شکوهمند در اغلب ادوار تاریخ و سپردن یک ملت به دست حوادثی خونبار.
چهل سال طول کشید تا اغلب ملت بدانند چه اشتباهی کردهاند، و امروز بیش از ۹۸ درصد آن اشتباهکنندهها در قید حیات نیستند.
و نسل امروز با تمام توان میجنگند تا به گذشته پرافتخار خویش بازگردند و برای ایران، آیندهای در خور رقم بزنند.
زیرا جمهوری اسلامی، انتخاب آنان نبوده و نیست.
ما از پشت میلهها و دیوارهای بلند قزلحصار فریاد سر میدهیم:
«جمهوری اسلامی انتخاب ما نیست!»
فروردین ۲۵۸۴، زندان قزلحصار
رضا سلمانزاده
مصطفی رمضانی