گزارش تحلیلی هفته؛ جمهوری اسلامی: انتخاب بین دو باخت!

- در آمریکا مخالفان مذاکره با جمهوری اسلامی بر این نظر هستند که هدف تهران از گفتگوهای احتمالی خرید وقت است و نمی‌توان به قول و قرارهای آنها اطمینان کرد.
- در تهران برخی معتقدند که افزایش تحریم‌ها و فشار حداکثری کمر اقتصاد ورشکسته جمهرری اسلامی را خواهد شکست و حکومت نخواهد توانست حداقل معیشت شهروندان را تامین کند و این وضعیت معترضین به خیابان خواهد کشاند.
- در این میان دولت‌های محلل که علاقمند هستند در نقش میانجی بین جمهوری اسلامی و ایالات متحده ظاهر شوند، کم نیستند؛ اما این مذاکرات بدون در نظر گرفتن اینکه کدام دولت میانجی باشد، در حقیقت گفتگوهای سه‌جانبه بین واشنگتن، مسکو و تهران خواهد بود.

جمعه ۱۵ فروردین ۱۴۰۴ برابر با ۰۴ آپریل ۲۰۲۵


هنوز مشخص نیست که بالاخره نمایندگان تهران و واشنگتن بر سر میز مذاکره، بی‌واسطه یا باواسطه، خواهند نشست یا باید در انتظار پرواز جنگنده‌های اسرائیلی یا آمریکائی در آسمان ایران بود. در چنین شرایطی هم در جمهوری اسلامی و هم در آمریکا حامیان مذاکره یا جنگ درگیر بحث‌ هستند، اگرچه تصمیم نهائی را دونالد ترامپ و علی خامنه‌ای خواهند گرفت.

رئیس ‌جمهور آمریکا از ابتدای ورود مجدد به کاخ سفید بارها تکرار کرد که مذاکره را بر اقدام نظامی ترجیح می‌دهد، اگرچه در روزهای اخیر بار دیگر تاکید کرده است که در صورت عدم حضور جمهوری اسلامی بر سر میز مذاکره و رسیدن به یک توافق جدید، برایش «اتفاق بدی» خواهد افتاد و «بمباران» خواهد شد. در تهران علی خامنه‌ای که تا چندی پیش حداقل در حرف مخالف سرسخت هرگونه مذاکره با آمریکا بود، در پایان ماه رمضان تغییر لحن داد و گفت می‌توان با میانجیگری کشور ثالث با آمریکا به گفتگوی «غیرمستقیم» نشست.

مذاکره با محلل

البته آمریکا نیز که در ابتدا بر مذاکرات مستقیم و بدون واسطه اصرار داشت، بنا بر شواهد، حاضر به گفتگوی غیرمستقیم نیز هست. در این میان هنوز مشخص نیست کدام دولت قرار است نقش میانجی بین تهران و واشنگتن را بر عهده بگیرد. کاندیداها برای ایفای این نقش زیادند. جمهوری اسلامی دولت سلطان‌نشین عمان را نامزد به عهده گرفتن این نقش کرده است. پادشاهی عربستان هم که اخیرا نقش بسیار فعالی در زمینه دیپلماسی جهانی به عهده گرفته است و میزبان گفتگوهای اخیر فرستادگان آمریکا با نمایندگان روسیه و اوکراین بوده و قرار است میزبان اولین دیدار ولادیمیر پوتین با دونالد ترامپ نیز باشد، یکی دیگر از کاندیداها است. قطر هم که دارای روابط بسیار نزدیکی با هر دو دولت است و سابقه‌ای طولانی در میانجیگری دارد و توانسته ٓطالبان افغانستان و آمریکا و یا اسرائیل و حماس را سر یک میز بنشاند، نامزد احتمالی دیگریست.

مسکو نیز که از نفوذ گسترده‌ای در جمهوری اسلامی برخوردار است، نقش مهمی در این مذاکرات، در صورت آغاز شدن، خواهد داشت. سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه در نشست رسانه‌ای مشترک با همتای چینی‌اش، وانگ یی، به دعوت واشنگتن از مسکو برای میانجیگری اشاره کرده است. نقش روسیه در مذاکره با آمریکا محور اصلی ملاقات اخیر کاظم جلالی سفیر جمهوری اسلامی در مسکو با سرگئی ریابکوف معاون وزارت خارجه روسیه نیز بوده است. ریباکوف در خاتمه این دیدار گفت «در ملاقات آینده رهبران روسیه و آمریکا پرونده هسته‌ای ایران و نقش این کشور در خاورمیانه در دستور کار قرار خواهد داشت.»

مذاکرات سه‌جانبه تهران – مسکو – واشنگتن

البته نمی‌توان از روسیه تنها به عنوان میانجی نام برد. نفوذ این کشور در بخش‌هائی از حکومت و به ویژه «بیت رهبری» و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بسیار گسترده است و می‌تواند در تصمیمات علی خامنه‌ای تاثیرگذار باشد. روسیه در مذاکراتی که به انعقاد توافق هسته‌ای موسوم به برجام در ژوئیه ۲۰۱۵ انجامید، نقش اصلی را ایفا می‌کرد و در جریان این مذاکرات بیش از محمدجواد ظریف وزیر خارجه دو دولت حسن روحانی، میخائیل اولیانوف نماینده روسیه در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در وین بود که رسانه‌ها را در جریان آخرین اخبار مذاکرات می‌گذاشت و نقش اول را ایفا می‌کرد. تصورکردنی نیست که جمهوری اسلامی بتواند مذاکراتی با این اهمیت را بدون موافقت و همرائی مسکو پیش ببرد. در حقیقت این مذاکرات بدون در نظر گرفتن اینکه کدام دولت میانجی باشد، گفتگوهای سه‌جانبه  بین واشنگتن، مسکو و تهران خواهد بود.

©کیهان لندن/ کارتون‌های احمد بارکی‌زاده

در آمریکا مخالفان مذاکره با جمهوری اسلامی بر این نظر هستند که هدف تهران از گفتگوهای احتمالی خرید وقت است و نمی‌توان به قول و قرارهای آنها اطمینان کرد. در تهران اختلاف نظرها عمیق‌تر هستند. برخی معتقدند که افزایش تحریم‌ها و فشار حداکثری کمر اقتصاد ورشکسته جمهرری اسلامی را خواهد شکست و حکومت نخواهد توانست حداقل معیشت شهروندان را تامین کند و این وضعیت معترضین به خیابان خواهد کشاند. علی خامنه‌ای در سخنرانی اخیرش به مناسبت پایان ماه رمضان نیز به این امکان اشاره کرده بود که حکایت از نگرانی‌های روزافزون رژیم از خیزش مجدد مردم دارد.

تحریم‌ها در جمهوری اسلامی، همچون در هر کشور دیگری، نیروهائی  را که در اقتصاد حضور فعال دارند به دو گروه تقسیم می‌کند. گروه اول نیروهائی  را در بر می‌گیرد که از تحریم ها بطور قابل توجهی سود می‌برند و در این جبهه می‌توان به بخش‌هائی اشاره کرد که با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، قرارگاه «خاتم الانبیا» و افرادی چون محمدباقر قالیباف در ارتباط هستند. بخش‌های دیگری از نهاد‌های اقتصادی خصوصی و خصولتی که به نوعی با جناح‌های موسوم به اصلاح‌طلب در ارتباط هستند، از مذاکره با آمریکا و تلاش برای کاهش تحریم‌ها پشتیبانی می‌کنند، زیرا تنها با بهبود وضع اقتصادی می‌توانند به حیات خود ادامه داده و از زیر سایه ورشکستگی خارج شوند.

شکاف در نظام

این دو دستگی را می‌توان در سپهر سیاسی و نظامی نیز مشاهده کرد. جناح‌هائی از نظام معتقدند که گسترش تحریم‌ها و اقدام‌ نظامی علیه تاسیسات هسته‌ای و حتی زیرساخت‌های اقتصادی می‌تواند شکاف گسترده  کنونی بین نظام و مردم را عمیق‌تر ساخته و بقای جمهوری اسلامی را به صورت بسیار جدی زیر سوال ببرد. این شکاف در بدنه نظام گسترده‌تر از شکافی است که در جناح‌های اقتصادی وجود دارد. تغییر لحن علی خامنه‌ای در روزهای اخیر و باز کردن روزنه‌ای برای مذاکره با آمریکا، از نتایج این شکاف و هشدارها در رابطه با واکنش مردم به عدم مذاکره و درگیر شدن در جنگی است که پایان آن از قبل  مشخص است و جمهوری اسلامی شانسی برای پیروزی در آن  ندارد.

صحبت‌های اخیر علی لاریجانی مشاور علی خامنه‌ای  مبنی بر اینکه «اگر آمریکا یا اسرائیل به بهانه هسته‌ای ایران را بمباران کنند، ایران مجبور خواهد شد به سمت تولید بمب اتم برود» دقیقا تهدیدی است که بوی ضعف می‌دهد. تهدیدی برای پیشگیری از جنگی که بازنده آن قبل از آغاز مشخص شده است.

جمهوری اسلامی و علی خامنه‌ای بر سر دوراهی باخت – باخت قرار گرفته‌اند. تن دادن به مذاکره با آمریکا و پذیرفتن شروطی  که دونالد ترامپ روی میز گذاشته است، درست عین گزینه نظامی، هر دو نظام را وارد مرحله‌ای به شدت بحرانی می‌کنند که خروج از آن بسیار مشکل و چه بسا ناممکن است. تنها سیاست مذاکره برای خرید وقت و جلوگیری از اقدام نظامی می‌تواند چند صباحی به عمر این نظام بیافزاید. البته باید دید حتی در صورتی که آمریکا نیز بار دیگر در دام این سیاست تکراری جمهوری اسلامی بیافتد، آیا اسرائیل خواهد پذیرفت که تماشاگر باقی بماند یا با وجود همراهی نکردن مستقیم آمریکا، قدم به صحنه خواهد گذاشت.

[کیهان لندن شماره ۵۰۶]

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۲۹ / معدل امتیاز: ۳٫۸

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=373715