حسن فحص (ایندیپندنت عربی) – سطح تنش و تبادل تهدیدات میان واشنگتن و تهران رو به افزایش است و هر دو طرف به ظاهر برای جنگ آماده میشوند. با این حال، تمام نشانههای ارسالی از سوی رهبران دو دولت نشان میدهد که هیچیک از آنها تمایلی به وقوع جنگ ندارند. این رویکرد این احتمال را تقویت میکند که این تنشها ممکن است مقدمهای برای مذاکرات باشد و حضور نظامی گسترده دو طرف در منطقه بیشتر به عنوان ابزار فشار مورد استفاده قرار میگیرد، بهویژه اگر مذاکرات نتایج ملموسی نداشته باشد.
تحولی مهم در برخورد رژیم ایران با پیام ترامپ
با وجود لحن تند و شدید رهبر جمهوری اسلامی در سخنرانی نماز عید فطر که در راستای مواضع سنتی او در برابر تهدیدات آمریکا بود، یک تحول بیسابقه در روابط پرتنش تهران و واشنگتن رخ داده است. برای نخستین بار در یک دهه اخیر، رهبر رژیم ایران تصمیم گرفت به پیام رئیس جمهور دونالد ترامپ پاسخ دهد و آن را نادیده نگیرد؛ درست برخلاف روال گذشته که چنین پیامهایی از سوی ترامپ یا رؤسای جمهور پیشین آمریکا با بیاعتنایی روبرو میشد.
وزارت خارجه جمهوری اسلامی با دقت واکنش کاخ سفید به این پیام را رصد کرده و اطلاعاتی که از داخل دولت آمریکا به دست آورده، حاکی از این است که مقامات کاخ سفید پاسخ حکومت ایران را بررسی کردهاند. بنابراین اکنون تهران منتظر موضعگیری رسمی واشنگتن درباره مفاد و پیشنهادهای ارائهشده در این پاسخ است.
استراتژیهای متقابل دو دولت ایران و آمریکا
تهران بر این باور است که مذاکرات با آمریکا پر از پیچیدگی و چالش خواهد بود و مذاکره تحت فشار و تهدید نتیجهای جز درگیری مستقیم نظامی که هیچیک از دو طرف آن را نمیخواهند، نخواهد داشت. در مقابل، استراتژی دولت ترامپ بر پایه «مذاکره زیر فشار تهدید» بنا شده است؛ رویکردی که هدف آن دستیابی به «صلح از طریق قدرت» است. این تقابل استراتژیک موجب شده است که هر دو طرف در وضعیت آمادهباش نظامی قرار بگیرند.
واشنگتن با استقرار گسترده نیروهای نظامی در پایگاه دیگو گارسیا در اقیانوس هند، حضور نظامی خود را در منطقه در سطحی بیسابقه افزایش داده است.
تهران نیز با به حالت آمادهباش درآوردن تمام پایگاههای موشکی خود برای هدف قرار دادن پایگاههای آمریکا در منطقه به ویژه اسرائیل به عنوان «بازوی واشنگتن در منطقه»، طبق اظهارات رهبر رژیم ایران واکنش نشان داده است.
این تهدیدات متقابل نشان میدهد که هر دو طرف از استراتژی مشابهی برای معامله با یکدیگر استفاده میکنند: افزایش تواناییهای نظامی برای واکنش به هر تهدید احتمالی، در حالی که همزمان کانالهای گفتگو را باز نگه میدارند. این تاکتیک، که به «دیپلماسی اجبار» معروف است، این سؤال اساسی را مطرح میکند: آیا رژیم ایران با توجه به توازن قدرت که به نفع آمریکا است، میتواند در این استراتژی موفق شود؟
تهدید هستهای: واقعیت یا تاکتیک؟
رژیم ایران در واکنش به فشارهای آمریکا تهدید کرده است که اگر مورد حمله قرار گیرد، ممکن است تحت فشار افکار عمومی داخلی، سیاست هستهای خود را تغییر داده و به سمت تولید سلاح هستهای حرکت کند. این تهدید که از سوی علی لاریجانی مشاور ارشد رهبر رژیم ایران مطرح شده است، دو احتمال در بر دارد:
اول: حکومت ایران به فناوری لازم برای ساخت سلاح هستهای دست یافته و زمان زیادی برای تولید آن نیاز ندارد.
دوم: تهران از این تهدید به عنوان ابزاری برای فشار بر آمریکا و جلوگیری از جنگ استفاده میکند، بدون اینکه واقعاً توانایی عملی کردن آن را داشته باشد
در هر دو حالت، این تهدید میتواند نتایج خطرناکی داشته باشد:
نخست: اگر رژیم ایران واقعاً به توانایی ساخت سلاح هستهای دست یافته باشد، اسرائیل و برخی کشورها ممکن است از این موضوع به عنوان توجیهی برای حمله پیشگیرانه استفاده کنند.
دوم: اگر حکومت ایران صرفاً بلوف میزند، اما آمریکا یا اسرائیل این تهدید را جدی بگیرند، تهران ممکن است با حمله نظامی گستردهای روبرو شود که قدرت بازدارندگیاش را بطور کامل از بین ببرد.
تشدید تنش و نبود استراتژی روشن در تهران
مقامات ایران با لفاظیهای تند و آمادهباش نظامی نشان دادهاند که نسبت به احتمال وقوع جنگ به شدت نگراناند. این نگرانی حتی باعث ایجاد نوعی سردرگمی در میان تصمیمگیران تهران شده است، زیرا هنوز به یک استراتژی واحد برای مواجهه با تهدیدات و تحولات موجود نرسیدهاند.
با این حال، موضعگیری تهاجمی رهبر رژیم ایران در سخنرانی اخیرش، به وضوح بیانگر نگرانیهای نظام جمهوری اسلامی است. او با تأکید بر «الزام نابودی اسرائیل» و معرفی آن به عنوان «بازوی آمریکا»، درواقع پیامی را به واشنگتن ارسال کرده است: هرگونه حمله به ایران، با حمله متقابل به تلآویو پاسخ داده خواهد شد.
فرصت باقیمانده برای دیپلماسی
این اظهارات نشان میدهد که هنوز فرصت برای مذاکره بین ایران و آمریکا وجود دارد، البته به شرطی که واشنگتن تحت تأثیر فشارهای اسرائیل قرار نگیرد. در حالی که آمریکا رژیم ایران را به ایجاد «شبکهای از نیروهای نیابتی برای بیثبات کردن منطقه» متهم میکند، این مسئله برای تلآویو به یک اولویت حیاتی تبدیل شده است. اسرائیل بیش از هر کشور دیگری به دنبال حذف کامل تهدید رژیم ایران اعم از برنامه هستهای یا نفوذ منطقهای آن است.
سؤال کلیدی که در اینجا مطرح میشود این است که آیا واشنگتن و تهران میتوانند پیش از آنکه جنگ اجتنابناپذیر شود، به یک توافق دیپلماتیک دست یابند؟ یا اینکه فشارهای اسرائیل و افزایش تهدیدات هستهای، در نهایت گزینه نظامی را به گزینهای اجتنابناپذیر تبدیل خواهد کرد؟
با توجه به وضعیت کنونی، پاسخ به این سؤال هنوز در هالهای از ابهام قرار دارد، اما آنچه مسلم است این است که هر دو طرف در حال آماده شدن برای بدترین سناریو هستند، حتی اگر هنوز به دنبال بهترین راه حل باشند.
*منبع: ایندیپندنت عربی
*نویسنده: حسن فحص
*ترجمه و تنظیم از کیهان لندن