ملی‌گرایی در واپسین پرده: نیرنگ کهنه‌ استبداد برای بقا

جمعه ۲۰ تیر ۱۴۰۴ برابر با ۱۱ ژوئیه ۲۰۲۵


بهزاد پرنیان – ساموئل جانسون نویسنده انگلیسی می‌گوید: «ملی‌گرایی آخرین پناهگاه شیادان است». تاریخ بارها گواهی داده است که حکومت‌های در حال زوال، در واپسین فصل حیات سیاسی خود، تلاش می‌کنند با تکیه بر «حس ملی‌گرایی» و برانگیختن هیجانات ملی، نه از روی باور، بلکه برای فریب، خود را در دل ملت جا دهند. از موسولینی در ایتالیا گرفته تا صدام در عراق، هر دیکتاتوری پیش از فروپاشی، «ملت» را سپری می‌سازد برای نجات حکومت، نه نجات کشور. امروز جمهوری اسلامی نیز، همان مسیر آشنا را می‌پیماید.

جمهوری اسلامی که چهار دهه با امت و امام، و امت اسلامی ساختار گفتاری و حکمرانی خود را تعریف می‌کرد، اکنون ناگهان ملت ایران را به زبان می‌آورد، از ایران فرهنگی سخن می‌گوید و حتی سرود «ای ایران» که زمانی پخش آن جرم تلقی می‌شد، از رسانه‌های رسمی پخش می‌کند.

این چرخش نه نشانه آشتی با ملی‌گرایی است و نه از سر دگردیسی فکری، بلکه تاکتیکی است برای نجات خود از توفان فروپاشی.

وقتی ولی‌فقیهی که ایران را سنگر اسلام می‌داند، اکنون مدام از فرهنگ ایرانی و تمدن کهن ایران دم می‌زند، باید هوشیار بود و دانست که  این سخنان تنها لباس نویی باشد بر تن هیولای پوسیده استبداد.

همان رژیمی که زبان و شعر و ادب فارسی را در مدارس سرکوب کرد، اکنون از “وحدت ملی” سخن می‌گوید. همان حکومتی که کوروش و داریوش را طاغوت می‌خواند، امروز فیلم‌هایی درباره شکوه ایران باستان تولید می‌کند. این بازتعریف جعلی از ملی‌گرایی، درواقع نوعی “ملی‌گرایی ولایی” است که هدفش نه پاسداشت ملت، که پوشاندن چهره ضدملی‌ترین حکومت تاریخ ایران است.

باید بپرسیم؛ اگر این رژیم به ایران علاقه دارد، چرا صدها فعال ملی‌گرا را زندانی کرده یا کشته است؟ اگر به فرهنگ ایران افتخار می‌کند، چرا چهره‌های برجسته فرهنگ ایرانی، از شاهنامه‌خوان‌ها تا پژوهشگران زبان پارسی، تحت تعقیب‌اند؟

اگر عاشق ایران است، چرا میلیون‌ها ایرانی را به مهاجرت اجباری کشانده و ساختار اقتصاد ملی را به خاک سیاه نشانده است؟

و این به گزاف نیست که ملی‌گرایی اصیل، مبتنی بر عشق به فرهنگ، زبان، تاریخ، مردم، آینده و خاک ایران است؛ در حالی که ملی‌گرایی تقلبی جمهوری اسلامی، تلاشی است برای مصادره نمادها، تخریب هویت ملی و بازتعریف ایران به مثابه “سرباز اسلام سیاسی”.

حقیقت این است که ملت ایران از جمهوری اسلامی عبور کرده است، اما این رژیم می‌کوشد تا با ربودن واژگان و نمادها، عبور مردم را معکوس جلوه دهد.

این شبیه دزدی است که لباس پلیس به تن کرده تا هنگام فرار، مردم به اشتباه به او اعتماد کنند.

ساموئل جانسون به درستی هشدار داد که ملی‌گرایی، در دستان نادرست، به آخرین پناهگاه جنایتکاران تبدیل می‌شود.

اکنون که جمهوری اسلامی، پس از چهار دهه سرکوبِ هویت ایرانی، تلاش دارد با نقابی ملی‌گرایانه، خود را تطهیر کند، وظیفه تاریخی همه کنشگران، نویسندگان، هنرمندان و نهادهای سیاسی اپوزیسیون آن است که این نقاب را بردارند.

ما نباید اجازه دهیم دشمنان ایران، مدعی دوستی ایران شوند. آنان که امروز “ملت ایران” را به زبان می‌آورند، دیروز “امت اسلامی” را بر ایران تحمیل کردند؛ و فردا نیز اگر بمانند، باز به همان راه خواهند رفت.

سخن پایانی

ایران، امروز بیش از همیشه به ملی‌گرایی حقیقی نیاز دارد، اما نه آن ملی‌گرایی دروغینی که از رسانه‌‌های نظام پخش می‌شود، بلکه آن حس اصیل که در قلب مردم ایران زنده است.

ملی‌گرایی ما نه برای قدرت، که برای رهایی است؛ نه برای ماندن حکومت، که برای بازگشت ملت به قدرت و برپایی یک حکومت ملی که خاستگاه آن خواستِ ملت باشد.

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۴ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=381602