سد فرحناز پهلوی یا «لتیان»؛ یادگار پادشاهی که آب را به سیاست ملی تبدیل کرد

- این سد نه‌تنها نمادی از پیشرفت صنعتی ایران در دوران پهلوی است، بلکه سندی تاریخی بر درک بالای آن دوران از اهمیت «امنیت آبی» در توسعه شهری و رفاه عمومی به‌ شمار می‌رود. در ساخت این پروژه بزرگ، سه شرکت فرانسوی به‌ صورت کنسرسیوم با ایران همکاری کردند. طبق گزارش‌های آرشیوی، عملیات سدسازی با دقت علمی بالا انجام شد و طرح جامع آن بر اساس معیارهای جغرافیایی و مهندسی روز اروپا پایه‌گذاری گردید.
- اگر امروز تهران هنوز زنده است، بخشی از این بقا را مدیون مهندسی آبی شاهانه‌ای است که نه با شعار، بلکه با دانش و برنامه‌ریزی به‌ بار نشست. در تیرماه ۱۳۳۷، با تصویب قانونی کلیدی در مجلس شورای ملی، دولت وقت ایران مسئولیت ساخت و بهره‌برداری از سدهای لار و لتیان را به سازمان مستقل آب تهران واگذار کرد. این طرح ملی، با هدف تأمین آب آشامیدنی سالم و پایدار برای پایتخت، گامی بزرگ در برنامه‌ریزی استراتژیک دوران پهلوی به شمار می‌رفت.
- در خصوص املاک و اراضی پیرامون سد که با احداث آن افزایش قیمت پیدا می‌کردند، در تبصره ۳ ماده ۱۷ «قانون برنامه هفت‌ساله دوم عمران کشور» مصوب ۱۳۳۴، تمهیداتی برای مدیریت این وضعیت اندیشیده شده بود. با این حال، در شرایط کنونی، ساخت‌ و سازهای غیرمجاز که اغلب بدون نظارت انجام می‌شوند، چهره منطقه را دگرگون کرده‌اند. این نواحی امروز نه‌تنها از نظر شهرسازی بلکه از نظر بهداشتی نیز با مشکلات جدی روبرو هستند، بطوری‌ که فاضلاب بسیاری از ویلاهای اطراف مستقیماً وارد آب سد می‌شود! سدی که وظیفه تأمین آب آشامیدنی شرق تهران را بر عهده دارد.
- در دوران شکوفایی ایرانِ پهلوی، پروژه‌های عمرانی نه‌فقط با هدف توسعه‌ی زیرساخت‌های کشور، بلکه در راستای تأمین رفاه نیروی کار و ارتقاء شأن انسانی آنان اجرا می‌شد. ساخت سد فرحناز (لتیان) یکی از درخشان‌ترین نمونه‌های این رویکرد ملی‌ و مدرن بود.
- تجربه احداث سد فرحناز (لتیان) در دوران محمدرضاشاه پهلوی، نه‌تنها نمادی از مدیریت علمی و آینده‌نگرانه منابع آب در ایران بود، بلکه الگویی از نگاه انسان‌محور به توسعه به شمار می‌آید. امروز که بحران آب و فقر زیرساختی تهران را تهدید می‌کند، بازخوانی این تجربه تاریخی بیش از همیشه اهمیت دارد تا بدانیم توسعه پایدار، بی‌مدیریت ملی، بی‌دانش مهندسی و بی‌احترام به نیروی کار، ممکن نیست.

سه شنبه ۷ مرداد ۱۴۰۴ برابر با ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۵


فریبرز تیگران محمدخانی – در روزگاری که شاه فقید ایران، محمدرضاشاه پهلوی، طرح تأمین آب آشامیدنی برای کلان‌شهر تهران را با دوراندیشی و تکیه بر عقلانیت مدرن در دستور کار قرار داد، هنوز جمهوری اسلامی در ذهن هیچ ملتی نگاشته نشده بود. سد «فرحناز» (که بعدها جمهوری اسلامی آن را به «لتیان» تغییر نام داد) یکی از شاهکارهای مدیریت منابع آبی و مهندسی ملی است؛ شاهکاری که از دهه ۴۰ خورشیدی تا امروز همچنان بخش بزرگی از آب آشامیدنی پایتخت را تأمین می‌کند.

مراسم افتتاح سد فرحناز / ۱۳۴۶ خورشیدی

این سد نه‌تنها نمادی از پیشرفت صنعتی ایران در دوران پهلوی است، بلکه سندی تاریخی بر درک بالای آن دوران از اهمیت «امنیت آبی» در توسعه شهری و رفاه عمومی به‌ شمار می‌رود. در ساخت این پروژه بزرگ، سه شرکت فرانسوی به‌ صورت کنسرسیوم با ایران همکاری کردند: شرکت‌های Société Générale d’Entreprises (SGE)، Hydrostal و Electricité de France (EDF). طبق گزارش‌های آرشیوی، عملیات سدسازی با دقت علمی بالا انجام شد و طرح جامع آن بر اساس معیارهای جغرافیایی و مهندسی روز اروپا پایه‌گذاری گردید.

اکنون، پس از نیم قرن، جمهوری اسلامی با فاجعه مدیریت آبی و بحران‌های متوالی خشکسالی، فروچاله‌ها و فرونشست‌های شهری، نتوانسته پروژه‌ای هم‌تراز یا حتی مشابه با آنچه در دوره شاه آغاز شد، به سرانجام برساند. نمونه‌اش وضعیت اسفبار سد لتیان در سال‌های اخیر است که به‌ دلیل فقدان مدیریت و فقدان لایه‌برداری و لایروبی، با کاهش شدید حجم مفید آب مواجه شده است.

از منظر جغرافیای انسانی، سد لتیان (فرحناز) سه ویژگی بنیادین دارد:

۱- مکان‌بندی (Localization): موقعیت جغرافیایی سد در شمال شرق تهران، در مسیر رود جاجرود، انتخابی کاملاً هوشمندانه برای کنترل سیلاب، تغذیه سفره‌های زیرزمینی و دسترسی سریع و بی‌واسطه به شبکه شهری بوده است. سد فرحناز دقیقاً در نقطه‌ای احداث شد که محل تلاقی رودخانه جاجرود و ده‌ها چشمه کوهستانی البرز است؛ آبی که پیشتر به دشت کویر و دریاچه نمک می‌ریخت، حالا به شکلی مهار شده در خدمت تهران می‌گرفت. این تصمیم مبتنی بر شناخت دقیق از جغرافیای کوهستان، میزان بارندگی و شیب زمین بود.

۲- تمرکز و پراکندگی (Concentration and Dispersion): این سد نقش کلیدی در تمرکز زیرساخت‌های آبرسانی به تهران داشته، در حالی‌که پراکندگی منابع مصرفی و مسکونی در اطراف پایتخت، از آن یک گره حیاتی در شبکه تأمین آب ساخته است.

۳- چرخه‌ی پویایی (Convection Cycle): بهره‌برداری منظم از منابع سطحی و تغذیه کنترل‌شده دریاچه سد باعث تنظیم دمای منابع، تهویه طبیعی آب و حفظ کیفیت آشامیدانی آن شده است؛ چیزی که امروزه در بسیاری از سدهای ساخته‌شده در دوره جمهوری اسلامی رعایت نشده و موجب کاهش کیفیت آب و حتی شیوع بیماری‌های ناشی از نیترات بالا شده است.

محمدرضاشاه پهلوی به درستی درک کرده بود که آب، ستون فقرات حیات مدرن شهری است. اگر امروز تهران هنوز زنده است، بخشی از این بقا را مدیون مهندسی آبی شاهانه‌ای است که نه با شعار، بلکه با دانش و برنامه‌ریزی به‌ بار نشست. در تیرماه ۱۳۳۷، با تصویب قانونی کلیدی در مجلس شورای ملی، دولت وقت ایران مسئولیت ساخت و بهره‌برداری از سدهای لار و لتیان را به سازمان مستقل آب تهران واگذار کرد. این طرح ملی، با هدف تأمین آب آشامیدنی سالم و پایدار برای پایتخت، گامی بزرگ در برنامه‌ریزی استراتژیک دوران پهلوی به شمار می‌رفت. دولت، برای اجرای موفق این پروژه، مجوز بهره‌گیری از سرمایه‌ داخلی و خارجی را صادر کرد و تعهدات مالی را به‌ عهده وزارت دارایی و بانک ملی ایران گذاشت. درآمد حاصل از فروش آب و برق نیز صرف بازپرداخت سرمایه‌گذاری‌ها شد.

سد فرحناز پهلوی (لتیان) در دورانی که پرآب بود

هزینه اجرای این پروژه در آن زمان ۴۵ میلیون دلار برآورد شد که با مدیریت دقیق و حساب‌شده به‌ خوبی تخصیص یافت.

در اطراف محل ساخت سد، برای پشتیبانی مهندسی، چندین کارخانه احداث شد. از جمله کارخانه سنگ‌شکن که روزانه تا ۵۰۰ تن سنگ خرد می‌کرد و در هر عملیات بتن‌ریزی، تا هفت تُن بتن در محل استفاده می‌شد. همچنین کارخانه هوای فشرده برای تخریب کوه جهت آماده‌سازی محل سد احداث شده بود؛ نمونه‌ای از برنامه‌ریزی صنعتی در خدمت عمران.

از منظر حقوق هیدروپلیتیک نیز دولت پهلوی با درایت عمل کرد. در تبصره ۲ قانون ساخت سد (ماده ۲۲)، حقابه استان مازندران از رودخانه لار به رسمیت شناخته شد تا کشاورزی آن منطقه از اجرای پروژه آسیب نبیند. این در حالیست که جمهوری اسلامی، نه‌تنها بسیاری از این اصول را نادیده گرفت، بلکه با پروژه‌هایی چون سد «کمال‌ صالح» در مرز استان‌های لرستان و مرکزی، باعث نقض مکرر حقابه‌ها شده و بحران‌های اجتماعی و کشاورزی متعددی را رقم زده است.

نمونه دیگر از بحران‌آفرینی‌های جدید، قطع حقابه بوستان ملی سرخه‌حصار از سد لتیان در سال ۱۳۹۶ است. تا آن سال، حدود ۳۰٪ از آب مورد نیاز این پارک ملی از سد لتیان تأمین می‌شد، اما بدون برنامه جایگزین، شرکت آب و فاضلاب آن را قطع کرد. مسائلی مشابه در مورد حبله‌رود، زاینده‌رود و کارون نیز وجود دارد که همگی ریشه در بی‌تدبیری در توزیع منابع آبی دارند.

در خصوص املاک و اراضی پیرامون سد که با احداث آن افزایش قیمت پیدا می‌کردند، در تبصره ۳ ماده ۱۷ «قانون برنامه هفت‌ساله دوم عمران کشور» مصوب ۱۳۳۴، تمهیداتی برای مدیریت این وضعیت اندیشیده شده بود. با این حال، در شرایط کنونی، ساخت‌ و سازهای غیرمجاز که اغلب بدون نظارت انجام می‌شوند، چهره منطقه را دگرگون کرده‌اند. این نواحی امروز نه‌تنها از نظر شهرسازی بلکه از نظر بهداشتی نیز با مشکلات جدی روبرو هستند، بطوری‌ که فاضلاب بسیاری از ویلاهای اطراف مستقیماً وارد آب سد می‌شود! سدی که وظیفه تأمین آب آشامیدنی شرق تهران را بر عهده دارد. نبود نظارت و مدیریت مناسب، منجر به شکل‌گیری شهرکی به مساحت ۳۵۰ هکتار در روستای باستی، واقع در شمال لواسان و شمال‌ شرقی تهران شده است. این منطقه در ارتفاع ۱۹۰۰ متری از سطح دریا، با منظره‌ای ۳۶۰ درجه به پایتخت و دریاچه سد لتیان، با الگوبرداری از منطقه‌ای لوکس در لس‌آنجلس موسوم به «بورلی‌ هیلز»، با نام «باستی‌ هیلز» شناخته می‌شود و حاشیه‌های فراوانی به‌ دنبال داشته است. از سوی دیگر، در مصوبات مربوط به ساخت سد، واردات تجهیزات و ماشین‌آلات مرتبط با پروژه از پرداخت عوارض گمرکی معاف شده بودند، اما به‌ منظور جلوگیری از سوء استفاده، این معافیت شامل ماشین‌های سواری نمی‌شد.

در دوران شکوفایی ایرانِ پهلوی، پروژه‌های عمرانی نه‌فقط با هدف توسعه‌ی زیرساخت‌های کشور، بلکه در راستای تأمین رفاه نیروی کار و ارتقاء شأن انسانی آنان اجرا می‌شد. ساخت سد فرحناز (لتیان) یکی از درخشان‌ترین نمونه‌های این رویکرد ملی‌ و مدرن بود.

در جریان ساخت این سد مهم که آب آشامیدنی تهران را تأمین می‌کرد، دولت وقت تمهیدات دقیقی برای رفاه کارگران و متخصصان اندیشید. بیش از ۱۲۰۰ کارگر ایرانی به همراه خانواده‌هایشان در یک شهرک مخصوص، واقع در مجاورت محل احداث سد، اسکان داده شدند. این شهرک که به‌ صورت کامل توسط دولت ساخته و اداره می‌شد، دارای خانه‌های سازمانی، مدرسه برای فرزندان کارگران، درمانگاه با خدمات پزشکی رایگان و سیستم بیمه‌ی کامل برای تمامی کارگران و خانواده‌های آنان بود. کارگران در سه شیفت کاری مشغول بودند و نظم و انضباط فنی و اجتماعی خاصی بر پروژه حاکم بود.

این تجربه‌ی درخشان، تضادی کامل دارد با وضعیت اسفناک کارگران پروژه‌های سدسازی در جمهوری اسلامی. برای نمونه، بر پایه‌ی گزارش‌های رسمی خبرگزاری‌هایی مانند ایسنا، مهر و ایلنا، کارگران سد «حوضیان الیگودرز» شش ماه بدون حقوق مانده‌اند. کارگران پروژه‌ی سد «گلرود» بالغ بر هشت ماه است که حقوقی دریافت نکرده‌اند. همچنین در پروژه‌های سدسازی دیگر مانند «کارون چهار» و «شفارود»، کارگران از پنج ماه پیش تا کنون هیچ دستمزدی نگرفته‌اند. چنین وقایعی، بازتابی‌ست از بی‌برنامگی و بی‌اعتنایی نظام به حقوق اولیه‌ی نیروی کار، که در کنار فساد گسترده و ناکارآمدی مزمن، زیرساخت‌های حیاتی کشور را نیز به ورطه‌ی نابودی کشانده است.

در مقایسه با دوران پهلوی، جمهوری اسلامی نه‌تنها در نگاه بلندمدت برای تأمین آب پایدار شکست خورده، بلکه در نگاه انسانی و اخلاقی به نیروی کار نیز به قهقرا رفته است. پروژه‌هایی که روزگاری با عزت و کرامت انسانی و در خدمت ملت ایران اجرا می‌شد، اکنون به صحنه‌ای برای استثمار و فراموشی کارگران بدل شده‌اند.

تجربه احداث سد فرحناز (لتیان) در دوران محمدرضاشاه پهلوی، نه‌تنها نمادی از مدیریت علمی و آینده‌نگرانه منابع آب در ایران بود، بلکه الگویی از نگاه انسان‌محور به توسعه به شمار می‌آید. از تأمین آب آشامیدنی پایتخت تا اسکان، بیمه، درمان و آموزش خانواده‌های کارگران، همه نشان از برنامه‌ای دقیق، توسعه‌گرا و متعهد به کرامت انسانی داشت. در حالی که در جمهوری اسلامی، پروژه‌های مشابه نه‌تنها از چنین استانداردهایی بی‌بهره‌اند، بلکه کرامت کارگران با ماه‌ها بی‌حقوقی و بی‌عدالتی لگدمال می‌شود. امروز که بحران آب و فقر زیرساختی تهران را تهدید می‌کند، بازخوانی این تجربه تاریخی بیش از همیشه اهمیت دارد تا بدانیم توسعه پایدار، بی‌مدیریت ملی، بی‌دانش مهندسی و بی‌احترام به نیروی کار، ممکن نیست.

*فریبرز تیگران محمدخانی پژوهشگر علوم اجتماعی

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۲۶ / معدل امتیاز: ۴٫۶

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=382944