پائولا متکی – زاگرس به عنوان گستردهترین و متنوعترین زیستگاه کوهستانی ایران، نقشی حیاتی در تعادل اقلیمی، تنوع زیستی، حفاظت از خاک و تأمین منابع آب کشور ایفا میکند. با پوشش حدود ۴۰٪ از جنگلهای ایران، این رشتهکوه محل زیست گونههای منحصر به فردی نظیر بلوط ایرانی، گلابی وحشی، بنه، پلنگ ایرانی و خرس قهوهای است. اما در سالهای اخیر، زاگرس در معرض تهدید فزایندهای از سوی آتشسوزیهای گسترده و مکرر قرار گرفته است؛ پدیدهای که دیگر صرفاً یک حادثه طبیعی نیست، بلکه نشانهای از زوال ساختاری در مدیریت محیط زیست و پاسخگویی به تغییرات اقلیمی در ایران به شمار میرود.

۱. گرم شدن منطقهای و افزایش نوسانات رطوبتی
بر اساس گزارش نهایی سازمان جهانی هواشناسی (WMO, 2025)، سال ۲۰۲۴ با میانگین دمای جهانی ۱/۵۵ درجه سانتیگراد بالاتر از سطح دوران پیش از صنعتی شدن، رسماً به عنوان گرمترین سال ثبتشده در تاریخ بشر معرفی شده است. همچنین در همین سال، ایران با ثبت میانگین دمایی حدود ۱/۲ درجه سانتیگراد بالاتر از سطح عادی بلندمدت خود، در زمره مناطق با بیشترین میزان ناهنجاری دما قرار گرفته است. مناطق غربی کشور به ویژه زاگرس بالاترین شدت موج گرما و کمبارشی قرن را داشتهاند.
از شاخصهای کلیدی برای درک پویایی این بحران، کسری فشار بخار (VPD) است که به عنوان نمایی از خشکی هوا و استرس آبی گیاهان شناخته میشود. دادههای ماهوارهای پروژه کپرنیک (Copernicus Climate Service, 2025) و سامانه تحلیل اقلیم ESA نشان میدهند که در سال گذشته، مقادیر VPD در ارتفاعات زاگرس به محدوده بحرانی رسیدهاند. این شرایط منجر به کاهش رطوبت سوختهای طبیعی (گیاهان خشک)، افزایش پتانسیل اشتعال و در نتیجه، تشدید آتشسوزیها در بازههای طولانیتر زمانی شده است.
مدلهای پیشبینی مبتنی بر «یادگیری ماشین» که توسط دانشگاههای داخلی و مراکز بینالمللی اجرا شدهاند، افزایش دما، افت رطوبت خاک و خشکی پوشش گیاهی را به عنوان مهمترین نشانههای آتشسوزی در زاگرس معرفی کردهاند.
۲. افزایش طول فصل آتشسوزی و گسترش آن به فصول انتقالی
بر اساس گزارش تلفیقی IPCC (AR7, 2025)، فصل حریق در مناطق نیمهخشک جهان تا ۵۰ روز افزایش یافته است. این روند در زاگرس نیز مشاهده میشود؛ دادههای ماهوارهای و مشاهدات میدانی از سازمان منابع طبیعی ایران نشان میدهند که فصل آتشسوزی اکنون از اردیبهشت آغاز شده و تا آبان ادامه دارد. برخلاف گذشته که آتشسوزیها محدود به تیر و امرداد بودند، امروزه در ماههای اردیبهشت، مهر و حتی آبان نیز بطور فزایندهای حریق در طبیعت روی میدهد.
گزارش مرکز اقلیمشناسی غرب ایران (۱۴۰۴) حاکی از آن است که شدت بادهای گرم محلی همچون گرمسیر و شرهانی در سال گذشته افزایش یافته و به عنوان عوامل گسترش سریع شعلهها و کاهش اثربخشی اقدامات مهار عمل میکنند.
۳. ریشههای انسانی آتش و بحران مدیریت اقلیمی
بیش از ۹۰٪ آتشسوزیهای زاگرس منشأ انسانی دارند؛ از جمله آتشسوزی عمدی، بیاحتیاطی در بهرهبرداری سنتی از منابع و نبود مدیریت سوختزا. اما آنچه بحران را تشدید کرده، فقدان زیرساختهای مدیریت و سازگاری با شرایط است. بنا بر گزارش UNDRR (۲۰۲۵)، ایران هنوز فاقد سامانههای پیشرفته هشدار سریع، ناوگان اطفای هوایی مؤثر، هماهنگی درونی و ساختار حقوقی یکپارچه برای واکنش به بحرانهای محیط زیست است.
بر اساس دادههای بانک جهانی (۲۰۲۵)، سهم حفاظت از منابع طبیعی در بودجه عمومی ایران کمتر از ۰/۰۸٪ است که بسیار پایینتر از میانگین جهانی است. این ضعف نهادی و ساختاری، کشور را در برابر بحرانهای اقلیمی به شدت آسیبپذیر کرده است.
۴. پیامدهای زوال زاگرس: از فرسایش خاک تا بحران مهاجرت
تخریب پوشش گیاهی در زاگرس نهتنها به افزایش نرخ فرسایش تا پنج برابر میانگین منجر شده (Journal of Arid Environments, 2025)، بلکه چرخه تغذیه آبخوانها و تنظیم بارشها را مختل کرده است. کاهش تراگسیل، افزایش دمای سطح زمین، افت شدید رطوبت خاک و تغییر الگوی بارش، زاگرس را در مسیر بیابانزایی قرار دادهاند.
طبق برآورد سازمانهای IOM و UNEP، در سال گذشته بیش از ۴۰ هزار نفر از مناطق روستایی زاگرس به دلیل نابودی منابع معیشت به شهرها مهاجرت کردهاند؛ بیشتر این مهاجرتها به سکونتگاههای بدون زیرساخت انجام شده و پیامدهای اجتماعی و اقتصادی متعددی به دنبال داشته است.
همچنین بنا بر گزارش مرکز تحقیقات گرد و غبار ایران (IDRC, 2025)، بیش از ۶۰٪ منشأ ذرات PM10 در استانهای غربی ایران، ناشی از منابع داخلی، به ویژه آتشسوزیها، جنگلزدایی و بهرهبرداری بیرویه از خاک بوده است.
چشمانداز اجرایی برای مهار بحران، احیای زیستگاه و نوسازی مدیریت اقلیمی در زاگرس را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد:
۱. تدوین برنامه ملی احیای زیستگاه زاگرس
برنامهای جامع با مشارکت دانشگاهها و نهادهای داخلی و بینالمللی برای بازسازی اکوسیستم، با اولویت حفظ گونههای بومی، ترمیم خاک و احیای آبخوانها.
۲. ایجاد سامانه هوشمند پایش و پیشبینی حریق
سامانه هشدار زودهنگام بر مبنای دادههای ماهوارهای (MODIS, Sentinel-2, Landsat-8) و شاخصهای اقلیمی همچون VPD و FWI، برای پیشبینی و واکنش سریع.
۳. تأسیس مرکز ملی واکنش سریع زیست محیطی
یک نهاد مستقل و فراوزارتی با مأموریت هماهنگی واکنشها به بحرانهای محیطزیست، برخوردار از توان عملیاتی، اختیارات قانونی و منابع مالی مستقل.
۴. توسعه اقتصاد جنگل و مشاغل سبز
توانمندسازی جوامع محلی از طریق طرحهایی مانند مدیریت مشارکتی جنگل (JFM)، گردشگری پایدار، بهرهبرداری مسئولانه و حفاظت همراه با درآمدزایی.
۵. اصلاحات نهادی و مدیریت اقلیمی
ایجاد ساختار قانونی یکپارچه برای ادغام سازمانهای محیط زیست و منابع طبیعی، افزایش شفافیت مالی و ارتقاء جایگاه پژوهش در فرآیند سیاستگذاری.
۶. تقویت دیپلماسی اقلیمی منطقهای
انعقاد پیمانهای چندجانبه با کشورهای همسایه برای مقابله با بحرانهای زیست محیطی مرزی، انتقال فناوری، تبادل داده و هماهنگی در حفاظت منابع مشترک.
زاگرس دیگر صرفاً یک منطقه جنگلی نیست؛ این رشتهکوه ستون فقرات زیستی و اقلیمی ایران است. تداوم تخریب آن نهتنها اکوسیستمهای محلی، بلکه امنیت انسانی، منابع آب، سلامت هوای غرب کشور و تابآوری ملی در برابر تغییرات اقلیمی را در معرض تهدید جدی قرار داده است. سیاستگذاری منفعل، ناکارآمدی نهادی و غیبت راهبرد توسعهمحور، زاگرس را در مسیر فروپاشی قرار داده است. احیای آن نیازمند اقدام فوری، علمی و نظاممند است.
پائولا متکی کارشناس توسعه پایدار

