ح. سلیمانی – در تاریخ معاصر ایران، پذیرش قطعنامه ۵۹۸ نقطه عطفی در جنگ ۸ ساله با عراق بود؛ جایی که پس از سالها مقاومت، خون، وعده پیروزی و شعارهای ایدئولوژیک، نهایتاً واقعیتهای میدان جنگ، اقتصاد، توان نظامی و فشارهای بینالمللی بر خواستههای آرمانگرایانه غلبه کرد. اکنون، با گذشت نزدیک به ۴ دهه، جمهوری اسلامی ایران در آستانه درگیری گسترده با اسرائیل است، و رفتار سیاستگذاران نظام شباهتهای چشمگیری با سالهای پایانی جنگ ایران و عراق دارد.
۱. مقایسه لجبازی با صلح: دیروز و امروز
• در سال ۱۳۶۷ جمهوری اسلامی قطعنامه ۵۹۸ را به دلیل “ناراستی آمریکا”، “نبود ضمانت برای مجازات متجاوز” و “جبران خسارت” رد کرد.
• در سال ۱۴۰۴ جمهوری اسلامی اصرار دارد که در برابر اسرائیل نباید کوتاه آمد؛ حتی اگر مردم در صف دارو، برق، آب و نان باشند.
لجبازی نظام حاکم، مانند گذشته، بر مبنای ایدئولوژی، حفظ چهره، و هراس از اینست که عقبنشینی به ضعف تعبیر شود.
۲. دلایلی که نظام ایران را به سوی جنگ سوق میدهد
• فرار از بحرانهای داخلی
فشار اقتصادی، تورم، اعتراضات مردمی، بحران آب، بیکاری و فساد گسترده، نیاز به یک دشمن خارجی دارد تا افکار عمومی را منحرف کند؛ همانگونه که جنگ ۸ ساله، برای برخی نیروهای حاکم، حکم “نعمت” داشت.
• عدم تحمل سازش ایدئولوژیک
همانطور که خمینی در ابتدا گفت: «پذیرش قطعنامه خیانت است»، امروز نیز خامنهای مصالحه با اسرائیل یا سازش با غرب را به عنوان خروج از خط مقاومت تلقی میکند، حتی اگر هزینهاش میلیونها نفر باشد.
• حفظ هیبت منطقهای
جمهوری اسلامی میخواهد نشان دهد همچنان قدرت برتر محور مقاومت است و عقبنشینی از درگیری با اسرائیل، به معنای شکست استراتژیک در لبنان، سوریه، عراق و یمن خواهد بود.
۳. شباهت با قطعنامه ۵۹۸ و تأخیر در پذیرش واقعیت
• در هر دو مقطع تاریخی، واقعیات میدانی (سقوط فاو، تحریمها، تهدیدات نظامی مستقیم) سبب شد که برخلاف شعارها، پذیرش صلح صورت گیرد.
• در هر دو دوره، رهبران رژیم ابتدا قطعنامه و مذاکره را خیانت، سازش و تسلیم خواندند و سپس ناگزیر به نوشیدن جام زهر شدند.
۴. مکانیسم ماشه و امروز
مکانیسم ماشه در توافق برجام اجازه میدهد در صورت نقض تعهدات توسط رژیم ایران، تحریمهای سازمان ملل بطور خودکار بازگردند.
• اکنون، در صورت تشدید جنگ با اسرائیل یا حمله به منافع آمریکا، احتمال فعال شدن مکانیسم ماشه و بازگشت تحریمهای شدیدتر وجود دارد، حتی از طرف روسیه یا چین.
• تکرار تجربه قطعنامه ۵۹۸ هشدار میدهد که جنگ بدون پشتوانه دیپلماتیک و اقتصادی، تنها به ویرانی داخلی منجر میشود.
۵. آیا دوباره باید جام زهر نوشید؟
تاریخ نشان داد که حتی پس از سالها نبرد، مذاکره و صلح با دشمنی که «اهریمن» توصیف میشد ممکن و ناگزیر شده است.
اکنون نیز، با وجود شعارهای تند علیه اسرائیل، اگر شرایط میدانی تغییر کند، احتمال پذیرش توافق یا آتشبس وجود دارد.
اما چرا باید باز هم میلیونها نفر هزینه لجاجت و غرور حاکمان را بدهند؟
چرا از درس ۵۹۸ نیاموخته که گاهی عقلانیت، شجاعتر از فریادهای انقلابیست؟
یادگیری از تاریخ، نه تکرار آن
وقتی رهبر جمهوری اسلامی در سال ۶۷ گفت: «جام زهر را نوشیدم»، میلیونها جوان بیپناه، مادران شهید، و جانبازان فهمیدند که چه بر سرشان رفته.
امروز نیز اگر مردم تاریخ را بخوانند، اگر نسل جدید بداند چگونه دروغ را با خون آنان نوشتهاند، شاید دیگر تکرار نشود.

