این نظام رفتنی است، اما بعدش چی؟!

شنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۴ برابر با ۱۶ اوت ۲۰۲۵


امیر دها – چندی پیش، دوستی قدیمی از ایران برایم پیامی فرستاد که بی‌مناسبت نیافتم در اینجا نیز بازگو کنم.  روایت او بازتابی است از حال و هوای این روزهای مردم، فضایی که کمتر کسی دیگر باور دارد که جمهوری اسلامی حتی قادر باشد نوروز آینده را هم ببیند!

«تقریباً همه در انتظار رفتنش هستند. دیر یا زود داره، ولی سوخت و سوز، نه! بعضی‌ها میگن تاریخ مصرفشون تموم شده، اونایی که آوردنشون، تصممیم گرفتند که ببرندشون! برخی دیگه اما میگن برای خارجی‌ها، کی بهتر از این آخوندا برای ویران کردن این مملکت که هر کس از راه میرسه به راحتی میتونه غارتش کنه! کشوری ضعیف و درمانده و توسری خور!»

به هر حال آنچه بارز است  این است که  یک ذهنیت قوی و مشترک در جامعه دیده می‌شود که:  این نظام رفتنی‌ست. جمهوری اسلامی در ذهنیت اکثریت مردم ایران دیگر سقوط کرده، آنچه باقی مانده، برگزاری مراسم تدفین و خاکسپاری است!

با اینهمه ، پرسش مهمی که همچنان برای بسیاری از مردم کوچه و بازار باقی ست این است که بعد از آن چه می‌شود!؟ و شاید همین پرسش است که مراسم تدفین را تا امروز به تأخیر انداخته و مردم را همچنان به نظاره واداشته است. جمهوری اسلامی نیز این دغدغه و نگرانی مردم (که بعدش چه می‌شود؟) را  به خوبی میشناسد، به آن دامن می‌زند و از آن بهره‌برداری می‌کند. با تبلیغ این گزاره که «با رفتن ما ، کشور دچار هرج و مرج و جنگ داخلی و تجزیه می‌شود» می‌کوشد مردم را از صحنه اعتراضات دور نگهدارد و آنها را از هر اقدامی که پایه‌های رژیم را درهم بشکند، بازدارد. چه بسا که حتی بطور هدفمند و کنترل شده، با دست زدن به اقداماتی نظیر ترور و یا ایجاد ناامنی در برخی مناطق (نظیر سیستان و بلوچستان) چنین ذهنیتی را در جامعه بیشتر تقویت نماید.

نویسنده نامه می‌گوید که جمهوری اسلامی در ایجاد چنین فضاسازی‌های امنیتی بسیار با تجربه است و هربار نیز توانسته بخشی از جامعه را نیز با چنین ترفندهایی بفریبد، اما تاسفبار غفلت برخی از نخبگان سیاسی و فکری است. هرچند که همکاری مستقیم برخی از آنان با رژیم محل بحث نیست، اما گفته‌ها و پیشنهادهایی همچون برگزاری رفراندوم برای اصلاح قانون اساسی رژیم، عملاً بازی کردن در زمین رژیمی است که تنوانسته در هیچ زمینه‌ای کمترین صلاحیتی از خود نشان دهد و کارنامه‌اش اینک در مقابل چشمان همگان است.

امروز شهروند ایرانی با هر نوع گرایش سیاسی، دیگر نه به ماندن جمهوری اسلامی، بلکه به این می‌اندیشد که فردا چه خواهد شد! یک شهروند دغدغه‌مند ایرانی اکنون به این چالش می‌اندیشد که  نظام مطلوب من برای آینده کشورم چیست؟ پادشاهی مشروطه و یا جمهوری؟

از نظام پادشاهی تصویر نسبتا روشنی دارد، از پیشینه تاریخی، از تجربه‌های نه چندان دور، از نوستالژی حکومت پهلوی‌ها، و همچنین از ظرفیت‌هایش برای حفظ اتحاد و یکپارچگی ملی.

در صورت انتخاب گزینه پادشاهی، تکلیف شهروند ایرانی روشن است، او به روشنی می‌داند که این گزینه تنها با رفتن جمهوری اسلامی تحقق خواهد یافت؛ می‌داند که مرامش چیست و کارنامه‌اش در همین گذشته نزدیک چه بوده است، می‌داند که رهبرش کیست و دیدگاه‌های او در مورد محتوای نظام پادشاهی مشروطه چیست، و همچنین می‌داند که او چه جایگاهی در داخل کشور و نیز در گستره جهانی دارد؛ شهروند ایرانی بر اساس تجارب گذشته‌اش، با انتخاب گزینه پادشاهی تصویر نستبا روشنی برای آینده ایران در ذهن خود دارد.

اما من شهروند، وقتی به گزینه «جمهوری» فکر می‌کنم، همه چیز در ابهام است، نخست اینکه مراد از جمهوری چیست و کدام مدل جمهوری مورد نظر است؟ جمهوری اسلامی (با پاره‌ای تغییرات)؟ جمهوری عرفی؟ لاییک؟ فدرال؟ دموکراتیک؟ شورایی؟ و یا ترکیبی از دو یا چند تا از این مدل‌ها؟

ضمن اینکه نخستین تجربه شهروند ایرانی از نظام «جمهوری» ویرانی هولناک کشورش بوده! از کجا که این تجربه تلخ با نام و یا فرم دیگری دوباره باز آفرینی نشود؟

در ایران نود و چند میلیونی هر یک از مدل‌های جمهوری ا برای خود (کم یا بیش) طرفدارانی دارد. ما جمهریخواهانی داریم با اهدافی کاملاً متضاد، که هم‌اکنون نیز چشم دیدن یکدیگر را ندارند، و فردای پس از سقوط رژیم،  هرکس متناسب با خاستگاه فکری و یا منافع شخصی و یا گروهی خود، پرچم اردوگاه خود را بر خواهد افراشت. در چنین حالتی اگر نظام پادشاهی مشروطه ظرفیت و پتانسیل این را دارد که بتواند تمام نحله‌های فکری را با ملحوظ داشتن تمام حقوق شهروندی آنان، در خود جای دهد،  گرایش‌های مختلف و گاه متضاد جمهوریخواه اما (به ویژه آنگاه که پای کسب قدرت سیاسی به میان آید) فاقد چنین پتانسیلی برای ایجاد انسجام و وحدت در میان اقشار مختلف جامعه خواهند بود. آنهم در منطقه‌ای با ویژگی‌های فرهنگی خاورمیانه‌ای که دموکرات بودن و مصالحه و سازش در میان گروه‌های سیاسی، کیمیایی کمیاب است.

کسی البته مطلقا نمی‌تواند بر دیگری به خاطر انتخاب یک مشی سیاسی دیگر خرده بگیرد و یا او را از داشتن چنین حقی محروم سازد، اما شاید بتوان کسانی را که با نیاتی خاص و به عنوان «نخبه» در جایگاه «مصلح» مردم را اندرز می‌دهند مورد نقد قرار داد چرا که پاره‌ای رهنمود‌ها و اندرزها و گاه هشدارهای آنها، ما را به همانجایی رهنمون می‌شود که هم‌اکنون نیز در حال تجربه و تحمل‌اش هستیم.

وقتی الیت جامعه ما، با تحلیلی برگرفته از دگم‌های ایدیولوژیک، بر واقعیت‌های تاریخ گذشته و نیز تهدیدات بالقوه آینده ، چشم می‌بندد، و تحت عنوان کلی «جمهوریخواهی» بدون ارائه تعریف روشن از آن، برای آینده‌ای موهوم و شاید هم نه چنان مطلوب، ایده‌پردازی و رؤیابافی می‌کند، آنچه بر ذهن من شهروند می‌نشیند، آینده‌ای توأم با بی‌ثباتی، بی‌برنامگی، ناکارآمدی است که سرانجام و بالمآل آنچه عاید ما خواهد شد نظامی خواهد بود که شاید فقط در عنوان و شکل ظاهری‌اش اندک تفاوتی با نظام جمهوری اسلامی موجود داشته باشدإ

تنیجه رهنمودهای چنین اندرزگویان ورفرمیست‌ها و روزنه‌گشایان ناچار این خواهد شد که بجای تلاش برای براندازی این نظام و تن دادن به آینده‌ای پرابهام و چه بسا پرآشوب، گزینه مناسب‌تر، تمسک جستن به همین «فرزندخواندگان» و «هم‌تباران» جمهوری اسلامی است که البته قطعاً در مشی و مرام‌شان تجدید نظرهایی نیز خواهند کرد!  این نظر البته در داخل و خارج نظام نیز با توجه به امکانات گسترده رسانه‌ای آنها، صدای بسیار بلندی هم دارد. چرا که در اینصورت، دیگر نه برای بسیاری عقوبت و بازخواستی در مورد عملکرد گذشته‌شان در کار خواهد بود و نه ترس و نگرانی بابت از دست رفتن هر آنچه خود و یا وابستگان‌شان به مدد رانت‌های مختلف بر هم انباشته‌اندإ

از این روست که من می‌گویم این روزها، روزهای تعیین تکلیف مردم با خود و با تاریخ خودشان است. در حقیقت ما (با توجه به تمام ملاحظات تاریخی و منطقه‌ای)  دو گزینه بیشتر برای نظام سیاسی آینده کشورمان در پیش رو نداریم ، و این اتتخابی است که ما همین امروز هم،  با کنش سیاسی خود انجام خواهیم داد:

– نظام جمهوری، با چشم‌اندازی نه چندان روشن،  و شاید حتی نوعی درجا زدن در اکنون! (و با امید  بستن به افعی که شاید کبوتر بزاید).
– نظام پادشاهی مشروطه، یعنی بازسازی و نوسازی تجربه موفق گذشته (که تنها با سقوط این نظام اهریمنی می‌تواند تحقق یابد).

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۲۷ / معدل امتیاز: ۳٫۱

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=384557