شعر اعتراض، ستون دیرپای مبارزه در ایران و جهان

یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۴ برابر با ۰۷ سپتامبر ۲۰۲۵


س. روزبه – ادبیات فارسی، بیش از هر هنری در تاریخ ایران، در جان و روان مردم نفوذ کرده است. شعر از دیرباز نه‌تنها ابزار زیبایی و تغزل، بلکه رسانه‌ای برای بیان اندیشه، اعتراض و همبستگی بوده است. از شاهنامه فردوسی تا غزل‌های حافظ و قصاید بهار، ایرانیان اندوه و امید، خشم و مقاومت خود را در قالب شعر بیان کرده‌اند.

شعر به‌ دلیل ریتم، وزن و ایجاز، بیش از هر زبان دیگری بر دل می‌نشیند. در لحظه‌ای که کلمات به آهنگ بدل می‌شوند، کلام به حافظه جمعی پیوند می‌خورد. وقتی گروهی یک شعر یا شعار را با هم فریاد می‌زنند، «ترس فردی» جای خود را به «شجاعت جمعی» می‌دهد. همین است که در همهٔ جنبش‌های اجتماعی ایران، شعر و شعار قلب تپندهٔ اعتراض بوده‌اند.

چرا شعر در ایران سیاسی شد؟

شعر فارسی همیشه حامل پیام‌های دوگانه بوده است: عاشقانه و اجتماعی، عارفانه و سیاسی. ریتم و ایهام آن امکانی فراهم می‌کرد که حتی زیر سایه سانسور، پیام اصلی به مخاطب منتقل شود. شاعر در فرهنگ ایرانی شخصیتی معتبر است؛ کلامش مشروعیت دارد و به‌ سرعت در حافظه مردم حک می‌شود. به همین دلیل شعر، سلاحی کم‌هزینه اما اثرگذار بوده است: زبانی برای اعتراض و ابزاری برای همبستگی.

نگاهی تاریخی به شعر اعتراض در ایران

الف) دوران کلاسیک تا صفویه

• سعدی در گلستان و بوستان حکمرانان را از ظلم برحذر داشت: «پادشاهی که طرح ظلم افکند/ پایه مُلک خویش برکند».
• حافظ ریاکاری مذهبی را به سخره گرفت: «واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند/ چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند».
• عبید زاکانی با طنز گزنده در «موش و گربه» فساد سیاسی و دینی را رسوا ساخت.

ب) مشروطه و آغاز مدرنیته سیاسی

• عارف قزوینی سرودهایش را به ندای آزادی بدل کرد: «از خون جوانان وطن، لاله دمیده».
• ملک‌الشعرای بهار قصایدی علیه استبداد سرود: «ای دیو سپید پای در بند / ای گنبد گیتی، ای دماوند».
• فرخی یزدی با زبان تندش به زندان افتاد و همانجا جان داد.
• میرزاده عشقی، شاعر و روزنامه‌نگار، به‌خاطر اشعار سیاسی‌اش ترور شد.

پ) دوران پهلوی

• نیما یوشیج با شکستن قالب‌های سنتی، شعر را به زبان اجتماعی بدل کرد.
• احمد شاملو و مهدی اخوان ثالث شعرشان به بیانیه‌های اعتراضی بدل شد.
• فروغ فرخزاد با شکستن تابوهای جنسیتی، شعر را به میدان مبارزهٔ زنان آورد.

ت) جمهوری اسلامی

• سعید سلطانپور، شاعر و کارگردان، در سال ۱۳۶۰ اعدام شد.
• در قتل‌های زنجیره‌ای ۱۳۷۷، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده جان باختند.
• سیمین بهبهانی با غزل‌های اجتماعی‌اش نماد مقاومت شد.
• بکتاش آبتین، عضو کانون نویسندگان، در زندان اوین جان داد.
• شاعران نسل جدید چون فاطمه اختصاری، مهدی موسوی و یغما گلرویی بازداشت شدند.
• در جنبش ۱۴۰۱، شروین حاجی‌پور با «برای» و مهدی یراحی با «روسری تو» شعر را به سرود جمعی بدل کردند. توماج صالحی نیز با رپ‌هایش صدای خیابان شد.

شعارهای اعتراضی؛ شعرهای خیابانی

شعارهای خیابانی در ایران در واقع شعرهای کوتاهِ اعتراضی هستند: ساده، آهنگین، و قابل تکرار. وزن و ریتم این شعارها باعث می‌شود که هم به‌ سرعت در ذهن جمع بمانند و هم با فریاد گروهی «هم‌آواز» شوند. همین ویژگی است که شعار را به نوعی شعر زنده و جمعی تبدیل می‌کند.

ویژگی‌های شعری شعارهای اعتراضی

۱. وزن و ریتم: بیشتر شعارها در قالب هجایی ۶ تا ۱۰ سیلابی ساخته می‌شوند، مثل مصراع‌های شعری.
۲. قافیه یا تکرار: وجود ردیف و قافیه («نه… نه…»، «جانم فدای…») شنونده را به همراهی وا‌می‌دارد.
۳. ایجاز و پیام صریح: مثل یک بیت شعر، کوتاه است اما بار معنایی سنگینی دارد.
۴. قابلیت همخوانی جمعی: شعار باید با فریاد هماهنگ شود، مثل سرود یا دوبیتی.

شعارهای خیابانی در حقیقت شکل کوتاه و فوری شعرند:

• «نه غزه، نه لبنان / جانم فدای ایران» دوبیتی با قافیهٔ روشن.
• «مرگ بر دیکتاتور»  یک مصراع کوبنده و ایجاز کامل.
• «زن، زندگی، آزادی»  سه‌گانه موزون.
• «اینهمه سال جنایت/ مرگ بر این ولایت»  دوبیتی اعتراضی.
• «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی»  بازآفرینی شعار ۵۷.
• «می‌کشم، می‌کشم/ آنکه برادرم کشت» شعاری با ساختار نوحه‌ای.

این شعارها نشان می‌دهند که مردم ناخودآگاه، اعتراض خود را در قالبی شاعرانه و آهنگین می‌سازند تا اثرش بر دل و جمع بیشتر باشد.

چرا شعر شجاعت می‌آفریند؟

۱. ریشه فرهنگی: ذهن ایرانی از کودکی با شعر پرورش یافته است.کودک ایرانی از لالایی مادر تا سرود مدرسه، همه‌چیز را در قالب شعر می‌شنود. بنابراین ذهن ناخودآگاه او با ریتم و قافیه خو گرفته است.
۲. قدرت موسیقایی: ریتم و قافیه، شور و هیجان ایجاد می‌کند. وزن و آهنگ شعر مستقیم بر احساسات اثر می‌گذارد؛ مثل موسیقی، ضربان قلب را هماهنگ می‌کند. شعارهای اعتراضی هم به همین دلیل شعرگونه‌اند؛ وقتی جمعی فریاد می‌شوند، ریتم مثل طبل جنگی عمل می‌کند و هیجان را بالا می‌برد.
۳. ایجاز و تصویرگری: شعر در چند واژه معنایی کامل می‌سازد. شعر کوتاه است و در چند واژه تصویری کامل می‌سازد؛ همین باعث می‌شود که آسان حفظ شود و به سرعت پخش شود. یک بیت یا شعار می‌تواند عصاره یک ایدئولوژی یا اعتراض باشد («زن، زندگی، آزادی»)و یا («مرد ،میهن، آبادی»)
۴. لایه‌دار بودن: شعر هم عاشقانه خوانده می‌شود، هم سیاسی.شعر می‌تواند چندمعنایی باشد: در ظاهر عاشقانه، در باطن سیاسی. همین ابهام، هم سانسور را دور می‌زند و هم مخاطب را بیشتر درگیر می‌کند. وقتی مخاطب خودش معنای پنهان را کشف می‌کند، حس همدلی و شجاعت بیشتری پیدا می‌کند.
۵. کارکرد روانی- اجتماعی: همخوانی جمعی، ترس فردی را به شجاعت جمعی بدل می‌سازد.شعر در لحظه‌های سخت، احساس «تنهایی» را از بین می‌برد. وقتی جمعی یک شعر یا شعار را با هم می‌خوانند، حس همبستگی ایجاد می‌شود. این همبستگی روانی شجاعت فردی را به شجاعت جمعی تبدیل می‌کند؛ چون هرکس می‌بیند تنها نیست.

نمونه جهانی موفقیت شعر اعتراضی

شعر اعتراضی فقط به ایران محدود نیست. در پرتغال (۱۹۷۴)، ترانه «گراندولا ویلا مورنا» سیگنال آغاز انقلاب میخک شد و دیکتاتوری فروپاشید.
در لهستان دهه ۱۹۸۰، سرود «دیوارها» به شعار جنبش همبستگی بدل شد.
در آفریقای جنوبی، شعر دنیس بروتس بخشی از فرهنگ مقاومت علیه آپارتاید بود.
در فیلیپین، شعر- ترانه «بایان کو» به سرود اعتراض علیه دیکتاتوری مارکوس تبدیل شد.
در تونس ۲۰۱۱، ابوالقاسم شابی با یک بیت شعر الهام‌بخش میدان‌ها شد.
در سودان ۲۰۱۹، خوانش شعری توسط آلاء صلاح به نماد انقلاب بدل گردید.

این مثال‌ها نشان می‌دهد شعر، اگر با سازماندهی و رسانه همراه شود، می‌تواند به سقوط دیکتاتورها یاری برساند.

نتیجه‌گیری

شعر در تاریخ ایران همواره ستون اعتراض و همبستگی بوده است. از سعدی و حافظ تا شاملو و سیمین بهبهانی، و از عارف قزوینی تا شروین حاجی‌پور، شاعران و شعارها توانسته‌اند مردم را به میدان بیاورند و شجاعت را در دل‌ها بکارند.

همچنین شعر همچنان ستون اعتراض و رمز اتحاد مانده است. شعارهای خیابانی نیز ادامه همین سنت‌اند، اشعار زنده‌ای که در میدان متولد می‌شوند و به همبستگی نیرو می‌بخشند.

امروز بیش از هر زمان، جامعه ایران نیازمند شعرهایی است که بتوانند به شعار جمعی بدل شوند؛ چه در قالب طنز و استعاره، چه در سرودهای صریح. زیرا شعر، بیش از هر زبان دیگری، بر دل‌ها می‌نشیند، امید می‌سازد و شجاعت می‌آفریند.و یک سرود و یک آهنگ نیز نیاز به سرودن اول شعر و تنظیم دارد. همانگونه که در گذشته شعرها  زبان مردم شدند، امروز نیز باید با خلق شعر و شعارهای تازه، حس اتحاد و امید را زنده نگاه دارند. چرا که رهایی نزدیک است و پایان استبداد در گرو همین همبستگی و صدای جمعی است.


منابع:

*Encyclopaedia Iranica – مدخل‌های فرخی یزدی، میرزاده عشقی
*گزارش‌های PEN America و Iran Human Rights درباره سرکوب شاعران (سعید سلطانپور، بکتاش آبتین)
*The New Yorker، British Council، PBS درباره نقش شعر در اعتراضات جهانی
*منابع خبری معتبر درباره اعتراضات ۱۴۰۱ و ترانه‌های اعتراضی (شروین حاجی‌پور، مهدی یراحی، توماج صالحی)
*اشعار سعدی، حافظ، عبید زاکانی، ایرج میرزا، عارف قزوینی، ملک‌الشعرای بهار

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۲۱ / معدل امتیاز: ۴٫۷

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=385716