شنیدی هیولا؟

چهارشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۴ برابر با ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۵


پزشک خرافه‌سوز- غروب، تازه لم داده بودم پای اخبار، که دیدم «خامنه‌ای» با اون ریشِ تا ناف و عینک دودی‌، باز داره موعظه‌ی کپک‌زده‌ی چهل‌ساله‌شو میخونه و طبق معمول: از «استکبار جهانی» میگه تا «پیروزی نهایی»… همون نوار کاستی که از بس استعمال شده، ضبط صوت هم دیگه حوصله پخش کردنشو نداره. یهو یه دختر جوون پرید وسط، با موهای بلند که مثل پرچم آزادی در اهتزاز و زیبا بود و صداش عین بلندگو و گلوش، گلوی مردم شهر، داد ‌زد: «مهسا… مهسا… مهسسسسا! شنیدی هیولااا؟!»

خامنه‌ای  که دیگه زهوارش حسابی دررفته، عینک رو کمی بالا زد، سرفه‌ای کرد که نصف عنکبوت‌های عمامه‌ش ریخت بیرون و گفت: ما… گوشی داریم ناقص، اما شنیدیم… جوابش رو هم با گلوله دادیم!

دختر خشمگین گفت: بله خب! شماها عرضه تأمین نون، برق، آب و آزادی رو که ندارید… فقط بلدین «جواب هر صدایی رو با گلوله بدین!

بعد با انگشت به ریش خامنه‌ای اشاره کرد و گفت: «این ریشِ انبوهت هم دیگه نمیتونه اون صورت قاتلت رو قایم کنه!»

من که با لذت ناظر این گفتگو بودم، با خودم گفتم: این هیولا سال‌هاست نون مردم رو میخوره و نفسشونو میبره. اما همین جوونا هستن که صاف وایسادن جلوش و فریاد میزنن: «شنیدی؟ روزگارت دیگه تمومه!»

تو همین فکرا بودم که روح گل‌آقا ظاهر شد، دستی به سبیلش کشید و گفت: عجب! ما عمری سرمقاله نوشتیم، آخرش هنوز همین شیاطین سر کارن؟

گفتم: ای آقا، اینا اونقدر پوسیدن که حتی غضنفر هم میدونه روزای آخرشونه. جوونا فقط مونده تیتر فاتحه فرداشونو بزنن: رفتن به آشغالدونی تاریخ!

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱۸ / معدل امتیاز: ۳٫۹

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=386906